تولد یک نابغه

خانه ای که موتزارت در آن بدنیا آمد
خانه ای که موتزارت در آن بدنیا آمد
۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.

به بهانه سالروز تولد این موسیقیدان بزرگ اطریشی مطلبی تهیه کرده ایم که می خوانید.

audio fileA Little Night Music #1

اروپای قرن ۱۸
اروپا در اوایل قرن ۱۸ در موقعیتی بحرانی به سر میبرد و میبایست پس از خونریزی های فراوان قرن گذشته، نفسی تازه میکرد. کشتارهای فراوانی که ریشه در درگیریهای مذهبی داشت، موجب شده بود تا جمعیت آلمان به طرز فاحشی کاهش یابد و بین آنهایی که باقی مانده بودند نیز چند دستگی سیاسی ایجاد شود. در حالی که کشورهای بزرگ و پرجمعیت در حال شکل گیری و نظم یافتن بودند، اروپای مرکزی همچنان دچار هرج و مرج فراوان در ممالک پادشاهی، دوک نشینها، پرنس نشینها و شهرهای مستقلی بود که به طور سرسری تحت عنوان امپراطوری مقدس روم بر ملت آلمان (Holy Roman Empire of the German Nations) نامیده میشد. این مناطق در واقع مجموعه ممالکی بودند که حکومت آن متعلق به شارلمانی (Charlemagne) پادشاه جنگجو و فاتح قرن ۸ (۸۱۴-۷۷۱) میلادی بود که سلطه اش تا سال ۱۸۰۶ میلادی ادامه یافت.

این حکومت که نه مقدس بود نه رومی و نه امپراطوری، با نام عریض و طویلش بیشتر ممالک آلمانی زبان، از شمال و دریای بالتیک گرفته تا کوههای آلپ را زیر سلطه خود داشت. امپراطور آن هم نواده معنوی سزار و شارلمانی بود که در واقع از قدرت بسیار اندکی بهره مند بود. در حاشیه جنوب شرقی این امپراطوری، یک مجمع سیاسی نامتعارف و قوی وجود داشت که مقام خود را با سرسختی حفظ کرده بود و آن ملک آبا و اجدادی خاندان هابسبورگ (Habsburg) بود. این امپراطوری که گاهی اطریش نامیده مشد، مانند پارچه چهل تکه ای از نژادهای مختلف بود که در طی قرنها با ازدواجهای خانوادگی، ارث و میراثها، فتوحات نظامی و بخت بلند به یکدیگر متصل شده بودند.

موقعیت اطریش
Salzburg نقاشی از سالتزبورگ در قرن ۱۸
audio fileA Little Night Music #2

مردم اروپا دلایل موجهی برای مدیون بودن به اطریش و به خصوص پایتخت آن وین دارند. در سال ۱۶۸۳ یک ارتش ترک که برای فتح غرب به راه افتاده بود، پس از محاصره شهر مجبور به عقب نشینی شد. این فاتحان ناموفق، هدایای ارزنده ای برای اطریشی ها و متعاقب آن اروپاییان، به جا گذاشتند، کیسه هایی پر از دانه های قهوه، نوعی نان شیرینی هلالی شکل که بعدها به نام کرواسان (Croissant) معروف شد و یک حس کنجکاوی دائم در باره شرق و هر چیز شرقی. این کنجکاوی به شکل موسیقی “ترکی” و موقعیتهای داستانی که در شرق مرموز اتفاق می افتاد، از جمله اپرایی به نام “آدم ربایی از حرمسرا” (Die Entführung aus dem Serail ) بروز کرد.

بین اطریش و همسایه اش باواریا (Bavaria)، یک شهر یا ایالت کوچک و مستقل به سختی جای گرفته بود که سالتزبورگ (Salzburg) نام داشت. مدتها قبل رومیها به آنجا نیز آمده و آنرا یوواووم (Iuvavum) نام گذاری کرده بودند و به خاطر ذخایر نمک آنجا، برای این شهر اهمیت خاصی قائل بودند. سالتزبورگ از اهمیت استراتژیک نیز برخوردار بود.

رومیان دو جاده از بین شهر کشیده بودند، احتمالا به این خاطر که بتوانند به سرعت نیروهای خود را برای مقابله با بربرهای که از مرز دانوب حمله میکردند، به سمت شمال حرکت دهند. شهر بزرگ موسیقی سالتزبورگ یک “پرنس نشین وابسته به کلیسا” بود و توسط یک پرنس-اسقف اداره میشد. این شاهزادگان گاهی بسیار ظالم بودند : اسقف لئوپولد آنتون فون فیرمیان (Leopold Anton von Firmian) با تبعید ۲۲ هزار پروتستان از سالتزبورگ، موجب بروز درگیریهای مذهبی شد که قرنها به طول انجامید.

سالتزبورگ، پرنس نشین وابسته به کلیسا
Salzburg چهره امروزی سالتزبورگ
audio file A Little Night Music #3

گاهی هم این حاکمان افرادی با وجدان و روشن فکر بودند : یکی از آنها کنت هیرونیموس کولوردو (Count Hieronymous Colloredo)، آخرین پرنس-اسقف سالتزبورگ بود. ناگفته نماند که بیشتر اوقات این حکام به ملت خود بی توجه بودند.

حمایت حکام از هنر
مهمترین دستاورد این حاکمان برای فرهنگ اروپا، حمایت دائمی آنها از هنر، بخصوص موسیقی بود. به همین خاطر سالتزبورگ مبدل به شهر بزرگ موسیقی شد که از هر مرکز موسیقی، مراکزی چون ونیز، مانتوا و میلان از یک طرف، وین و پراگ از طرف دیگر تحت تاثیر قرار گرفته و به شکوفایی بینظیری دست یابد.

لئوپولد موتسارت
در ۱۷۳۷، لئوپولد موتسارت (Leopold Motzart) جوان ۱۸ ساله اهل آگزبورگ (Augsburg) برای تحصیل در دانشگاه به سالتزبورگ آمد. پس از یک شروع امیدوار کننده، ناگهان دست از مطالعه برداشت و این کار به اخراج او از دانشگاه منجر شد. چیزی باعث پریشانی خاطر او شده بود. این چیز میتوانست موسیقی باشد، در هر صورت این نقطه ای بود که لئوپولد جوان مسیر خود را در زندگی انتخاب کرد.

در سال ۱۷۴۳ او در ارکستر دربار پذیرفته شد. در ۱۷۶۳ به مقام نایب رئیسی ارکستر دربار درآمد و این بالاترین مقامی بود که او به آن دست یافت. لئوپولد میتوانست در سالهای بعد به مقام سرپرستی برسد اما در آن زمان دیگر پیشرفت حرفه ای خودش برایش اهمیت نداشت. او خود را وقف چیزی بسیار بزرگتر کرده بود، ماموریتی که بنا به اعتقاد راسخ خودش از طرف خداوند به او محول شده بود.

ازدواج لئوپولد
لئوپولد به محض اینکه از جایگاه مطمئنی برخوردار شد از آنا ماریا پرتل (Anna Maria Pertl) خواستگاری و در ۲۱ نوامبر ۱۷۴۷ با او ازدواج کرد. با توجه به مکاتبات این زوج در سالهای بعد میتوان چنین نتیجه گرفت که این دو زوج مناسبی بودند. شکی نیست که حسن خلق عملگرایانه آنا ماریا همنوای مناسبی برای جاه طلبیهای شوهرش بود و در اینکه این زوج همواره به یکدیگر وفادار بودند جای سوال باقی نمیگذارد.

Magic Fluteکلبه ای که در آن فلوت سحرآمیز نوشته شد
audio fileSymphony 40, Intro

آنها ۷ فرزند داشتند که تنها دو تن از آنان دوران کودکی را پشت سر گذاشتند. اولین آنها ماریا آنا والبورگا ایگناتسیا (Maria Anna Walburga Ignatia) متولد ۳۰ جولای ۱۷۵۱ بود و دومی پسری بود که در ۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ متولد شد.

تولد ولفگانگ
در این زمان لئوپولد همراه دوستش یوهان جاکوب لوتر (Johann Jakob Lotter)، مشغول انجام مقدمات چاپ رساله خود به نام Violinschule در باره آموزش موسیقی بود. لوتر کار چاپ این رساله را در آگزبورگ انجام میداد و لئوپولد در طی یک نامه خبر خوش این تولد را به او اطلاع داد :”… باید به اطلاعت برسانم که در ۲۷ ژانویه در ساعت ۸ شب، همسر عزیزم با شادی پسری را به دنیا آورد، البته برای درآوردن جفت جراحی لازم شد که نتیجه آن ضعیف شدن ناراحت کننده او است. البته حالا به لطف خداوند هردو – کودک و مادر- حالشان خوب هست. همسرم به شما سلام میرساند. این پسر، یوانس کریسوستوموس، ولفگانگ، گوتلیب نام دارد.”

نامگذاری
او در ادامه این نامه می نویسد : “در تقویم کاتولیک کلیسای روم، ۲۷ ژانویه متعلق به سنت ژان کریسوستوم (St. John Chrysostom) پدرخوانده شهر کنستانتینوپل یا قسطنطنیه (Constantinople) پایتخت امپراطوری بیزانس- و قدیس محافظ خطیبان بود. گوتلیب به معنی ‘محبوب خداوند’ است و در لاتین آمادئوس گفته میشود. ولفگانگ نیز به افتخار پدربزرگ مادری او ‘ولفگانگ نیکولاس پرتل’ (Wolfgang Nikolaus Pertl) انتخاب شده است. او در زمان بزرگسالی میتواند نام خود را ولفگانگ آمادئوس موتسارت یا فقط موتسارت امضا کند. اما در حال حاضر او فقط ولفگانگ یا برای خطاب مهرآمیزتر ولفگانگرل Wolfgangerl خواهد بود.”

دوران کودکی
Magic Fluteپیانو منزل شخصی موتزارت
audio file Andante cantabile con espressione

درباره دوران اولیه زندگی ولفگانگ اطلاعات چندانی وجود ندارد. احتمالا پدرش مشغول کار دربار و تدریس بوده است. شکی نیست که او به آموزش ماریا آنا مشغول بوده است که در خانواده نانرل (Nannerl) نامیده میشد. زمانی که او به سن هفت سالگی رسید، لئوپولد او را با کلاویه (Clavier) آشنا کرد و با کمال خوشحالی متوجه استعداد موسیقی دخترش شد. به آموزش دخترش ادامه داد و با نوشتن تمرینهای مختلف در کتابچه ای که آنرا Pour le clavecin, ce Livre appartient à Mademoiselle Marie-Anne Mozartin 1759 (برای کلاوسن، کتاب تمرین دوشیزه ماری آن موتسارت) نامیده بود، دخترش را به تمرین کلاویه تشویق میکرد.

اولین نشانه های نبوغ
کنجکاوی پسر هم تا حد زیادی تحریک شده بود. آنطور که نانرل بعدها یادآوری کرده است، ولفگانگ ۳ ساله “بیشتر وقت خود را در کنار کلاویه میگذراند و معمولا با گرفتن نتهایی با فاصله سه تایی، آنرا مینواخت و از اینکه صدای خوبی از آن خارج میشد بسیار خوشحال میشد.”

لئوپولد با کشف تواناییهای خاص فرزندانش، زمان بیشتری را به آموزش آنان اختصاص داد که تاکید آن بیشتر بر درسهای موسیقی بود. او مبدل به آموزگاری مهربان وعلاقمند و در عین حال سختگیر شد. مدتها بعد او با اندوه برای کسی تعریف کرد که چگونه از سنین کودکی به نانرل و ولفگانگ آموخته بود که “پیراهن آهنین” انضباط را برتن کنند.

Family در کنار پدر و مادربه هنگام تمرین
audio file Sonata in A minor , Allegro maestoso

احتمالا بچه ها هرگز متوجه نشدند که زندگی میتواند نوع دیگری نیز باشد. بدون شک ولفگانگ از توجه ویژه ای که دریافت میکرد لذت میبرد و همچنین در آموختن و خوشنود کردن پدرلذات بیشتری یافته بود. این شروع رابطه ای بود که ولفگانگ هرگز به طور کامل از آن رهایی نیافت و همچنین آغاز حرفه ای که تمام وجود او را تحلیل برد.

لئوپولد و ارکستر درباری سالتزبورگ
دربار سالتزبورگ در مقایسه با دربار اطریش و حتی باواریا، بسیار کوچک بود. اما پرنس-اسقف، شخصیت سیاسی مهمی بود، پس وجود تجملات خاص و گرانقیمتی، مانند ارکستر درباری، الزامی بود. نوازندگان ارکستر از مقام اجتماعی مانند باقی خدمتگذاران شاهزاده برخوردار بودند. آنها توسط یک سرپرست و یک نایب رئیس، اداره میشدند. در سال ۱۷۵۶، ارکستر شامل یک رهبر، ۲۰ ویولونیست، سه نوازنده چلو، دو نوازنده باس، چهار باسونیست، سه نوازنده فرنچ هورن ، سه نوازنده ابوا، دو ترومپت نواز و یک نوازنده کتل درام (نوعی طبل به شکل نیم کره) می شد. از نوازندگان انتظار میرفت که آهنگسازی هم بدانند و به سه نفر از موفق ترین آنها لقب “آهنگساز دربار” داده میشد. یکی از این سه نفر لئوپولد موتسارت بود که علاوه بر آن، در سال ۱۷۶۳ به مقام نایب رئیسی ارکستر درآمد.

اروپا، اطریش و خانواده لئوپولد در۲۴۹ سال پیش در چنین شرایطی بودند که موتزارات بدنیا آمد و توانست به خلق بزرگترین آثار جاودانه موسیقی کلاسیک اقدام کند.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

میکسرهای صدا – ۱

میکسرهای صدا – ۱

در سیستم های صدا برداری یا ضبط صدای حرفه ای عموماً از دستگاهی برای مخلوط کردن کانالهای مختلف صوتی استفاده می شود که به آن میز صدا، sound board، sound desks، کنسول میکس و یا audio mixer و … نیز گفته می شود. این میز در واقع قابلیت دریافت ورودی های مختلف از تعداد زیادی میکروفن یا خروجی سازهای برقی را دارد و می تواند با امکاناتی که در اختیار دارد خروجی – یا خروجی های مختلف – میکس شده مورد نظر را برای ضبط یا پخش تهیه نماید.
بتهوون و Missa Solemnis- قسمت اول

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت اول

لودویگ وان بتهوون به سال ۱۷۷۰، درشهر بن Bonn آلمان و در میان خانواده ای موسیقیدان متولد شد.پدرش موسیقیدان دربار بود و استعداد فراوان او در نواختن پیانو را از سنین بسیار پایین کشف کرد. لودویگ کوچک اولین کنسرت عمومی خود را در سن ۸ سالگی اجرا کرد. پدر وی نیز، مانند لئوپولد پدر موتزارت، درصدد بهره برداری از این استعداد فراوان بود.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

از آلات موسیقی این دوره بر اساس شاهنامه، اظهارات مورخین و آثار منقوش بر روی سنگ‌ها و ظروف چنین است:
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

نیوهاون- اسکیچ هندرسون (Skitch Henderson)، رهبر ارکستر و برنده جایزه گرمی که توانایی های خود را ابتدا در اختیار فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار داد و سپس گروه پاپ نیویورک (New York Pops) را به وجود آورد و اولین رهبر گروه موسیقی در برنامه تلویزیونی (Tonight Show) بود، روز دوشنبه گذشته، در سن ۸۷ سالگی، درگذشت.
هنر رنسانس

هنر رنسانس

لغت فرانسوی رنسانس (Renaissance) به معنی تولد دوباره و همچنین نام یک دوران فرهنگی تاریخ اروپا است. این دوران سالهای پایانی قرون وسطا (دوران تاریکی) تا آغاز باروک را در بر میگیرد و در واقع به معنی نوعی نگرش تازه به فلسفه، هنرهای تجسمی، معماری، تئاتر، ادبیات و موسیقی در طول این عصر است.
تار و پودِ نشانه (IV)

تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).
موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (IV)

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (IV)

شکل دیگری از سارنگی است که با مضراب نواخته می شود. سازیست مضرابی که صدای آن به تار شبیه است. امروز سازی به این نام در ایران نداریم ولی کلمه سرود خاطره قدیم ایرانی بودن آنرا به یاد می آورد.
سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک ویولن، اثر یوهان سباستین باخ را می توان از درخشان ترین آثار تصنیف شده این فرم برای ویولن دانست. این سونات و چهار بخش آن، جزئی از مجموعه سه سونات و سه پارتیتای باخ برای ویولن است که همواره از آثار پر ارزش تکنوازی برای این ساز شناخته شده است و تشکیل دهنده قطعاتی مشتمل بر – سی و دو- تصنیف کوتاه و بلند است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br> روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

استاد علینقی وزیری گفته بود: «در اینکه قمر خوانندهِ بی نظیری بود حرفی نیست.» استاد دکتر سپنتا قمر را بزرگترین خوانندهِ قرن اخیر ایران میداند و بسیاری از مشاهیر، از جمله خالقی، علاوه بر مقام هنری، همدردی های انسانی و بزرگ منشی او را ستوده اند.