ری چارلز

Ray Charles Robinson , 1930 –  2004
Ray Charles Robinson , 1930 – 2004
ری چارلز Ray Charles در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۰ در آلبانی ایالت جورجیا متولد شد. می توان گفت که وی موسیقی را از هیچ آغاز کرد، در دهه ۱۹۶۰ به اوج رسید ولی هیچگاه بی فروغ نشد و سرانجام در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۴ درگذشت.

او در سن ۶ سالگی به دلیل ابتلا به آب سیاه، بینایی خود را از دست داد. در کودکی در مدرسه سنت اگوستین که مخصوص نابینایان و ناشنوایان بود با موسیقی آشنا شد و سازهای زیادی را آموخت و در ۱۵ سالگی والدین خود را از دست داد.

در اواسط ۱۹۴۰ در فلوریدا در زمینه موسیقی مشغول به کار شد و با پس اندازهایی که جمع کرد، در ۱۹۴۷ به فلوریدا رفت و در آنجا شروع به ساخت موسیقی نمود. او در سال ۱۹۵۱ آهنگ Baby let me hold your hand او برای اولین بار جزء Top Ten شد. در سالهای ابتدای دهه ۵۰ وی با تلفیق Gospel و R&B سبک Soul را پایه گذاری نمود و در کنار آهنگ سازانی چون Sam Cook با ترانه هایی چون I got a woman، The little girl و Lonely Avenure به ترویج آن پرداخت.

در آن زمان موسیقی R&B و Soul طرفداران خاص خود را داشت ولی در اواخر دهه ۵۰ ری چارلز با بهره گیری از روح موسیقی Rock’n Roll با صدای پیانوی الکتریکی خود، ترانه What’d I say را اجرا کرد و نظر دوستداران موسیقی Pop را نیز تسخیر نمود. درآغاز دهه ۱۹۶۰ آهنگهای زیبای Hit the road Jack و Unchain my heart را به دوستداران موسیقی Soul تقدیم کرد و در این زمان به اوج شهرت رسید.

او همچنان تا اوایل ۱۹۶۰ مشهور و در اوج ماند ولی از ۱۹۶۵ به علت اعتیاد به مدت یک سال از صحنه موسیقی آن دوران خارج شد تا اینکه در ۱۹۶۶ با ترانه Let’s get Stoned دوباره خود را مطرح نمود. حقیقت این است که آثار او از اواخر ۱۹۶۰ تا حدی مایوس کننده به نظر می رسید و میلیونها شنونده آرزو داشتند که مجددا آثاری شبیه به آثار دوره کلاسیک و طلایی او که مربوط به سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵ بود را گوش کنند. ولی ری چارلز بدون اینکه ارتباط خود با Soul قطع کند مثل Aretha Franklin وElvis Presley سعی در داخل کردن موسیقی Pop در موسیقی خود را داشت و آثار بعدی او به طور واضحی علاقمندی او به Country و Pop را منعکس می کند.

در ۱۹۸۶ نام وی در Rock’n Roll Hall of Fame ثبت شد و در ۱۹۸۷ جایزه Grammy را به خاطر یک عمر فعالیت هنری دریافت کرد. در دهه ۱۹۹۰ چند ترانه برای نوشابه رژیمی Pepsi خواند (!) و سپس سه آلبوم برای کمپانی Warner Bros ضبط کرد. ولی همواره به خاطر اجراهای زنده او از آهنگهای قدیمی بود که طرفداران زیادی داشت. در ۲۰۰۲ آلبومی متشکل از چند Duet با بزرگانی چون B.B.King ، Willie Nelson ، Michael Mc Donald و James Taylor را منتشر کرد که با استقبال خوبی مواجه شد.

وی سرانجام در ۲۰۰۳ به خاطر بیماری تحت عمل جراحی قرار گرفت و سرانجام در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۴ در خانه خود در Beverly Hills چشم از جهان فرو بست. حاصل ۷۴ سال زندگی او ۱۲ جایزه Grammy و دهها جایزه دیگر است. تاثیر سبک موسیقی او را می توان در آثار هنرمندان امروزی چون Joe Cocker ، Steve Winwood و Eddie Van Morrison دید.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

زنان و موسیقی (II)

زنان و موسیقی (II)

گیوم دوفه (Guillaume Dufay)، سرود خوان کلیسایِ کوچکِ پاپ مارتَن پنجم در رُم، سپس کلیسایِ پاپ اوژنِ چهار، نیز به عنوان بزرگ ترین نماینده مکتب فرانسوی – فلامان شناخته شده است. بهتر است که این جا شمارش موسیقی دان های مشهور را متوقف کنیم و یادآور شویم که آواز خوانی زنان در کلیساها ممنوع بود. این ممنوعیت قرن ها به طول انجامید به گونه ای که در سال ۱۸۹۶ میلادی در مجله ی هفته ی مذهبی پاریس (la Semaine religieuse de Paris)، این موضوع دوباره گوشزد می شود. بدین ترتیب زنان نمی توانستند از این دوره های آموزشیِ روشنفکری و موسیقاییِ ممتاز که مدارس مذهبی آواز در سراسر فرانسه پراکنده می کردند، سود بجویند.
دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز و ارکسترهای بزرگ، که بیش از هر چیز به عنوان نوازنده ترومبون در گروه جز تد هیث Ted Heath Jazz Band شهرت دارد، روز گذشته (۵ جولای ۲۰۰۶) در گذشت. او در دوران حرفه ای ۶۰ ساله خود، با گروه های موسیقی بسیاری هم نوازی کرد و دو مرتبه به عنوان رئیس انجمن ترومبون بریتانیا انتخاب شد.
برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

با همکاری موسسه چنگ فرزانه مستر کلاس‌های فیروزه نوایی برگزار می‌گردد. این کلاس‌ها شامل مباحث مختلفی می‌باشد؛ در کارگاه های ایشان شرکت برای همه هنرجویان در هر سطحی امکان پذیر است و اصول اولیه نوازندگی و آشنایی بیشتر و تخصصی تر با قسمتهای مختلف ساز بیشتر بررسی می‌شود.
موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

در سال ۱۹۵۵، پیشروترین دوستداران موسیقی جز در سوفیا تاون، کلوپ جز مدرنِ سوفیا تاون را پایه ریزی نمودند که آهنگ های نوآوران باپ مانند چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) را تبلیغ می کردند. کلوپ جز از اجتماعاتی مانند “Jazz at the Odin” که در سینمایی محلی برگزار شد، حمایت می کرد. از دل چنین گردهمایی هایی بود که اولین گروه بیباپ آفریقای جنوبی یعنی گروه بسیار مهم و تأثیرگذار جز اپیسل (Jazz Epistles) برخاست. اعضای نخستین این گروه، موزیسین هایی بودند که شکل دادن به موسیقی جز آفریقای جنوبی در سرنوشتشان نوشته شده بود که از بین آنها می توان به این افراد اشاره نمود: دالر برند (Dollar Brand) (که پس از روی آوردن به اسلام نامش را به عبدالله ابراهیم تغییر داد)، کیپی موکتسی (Kippie Moeketsi)، جوناس گوانگوا (Jonas Gwangwa) و هیوگ مسکالا (Hugh Masekela).
چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

۴٫ تمپو تغییری در این سبک ندارد. ریتم نیز (در صورت وجود) بسیار ساده و پراز عناصر تکرار شونده است. از این رو به نظر می رسد مهمترین ویژگی این سبک سادگی فرمی و محتوایی آن باشد: آنچه که در سادگی صدای یک ناقوس وجود دارد. شیوه ابداعی پارت متأثر از صدای ناقوس است و هارمونیک های ناقوس یا زنگ، نقش مهمی در این سبک ایفا می کنند. گذشته از اینکه ناقوس برای پارت منبع الهامی مهم بوده، خصوصیات ویژه آن بواسطه شکل، هارمونیکها و شیوش منحصر بفردش بسیار مورد توجه او بوده است.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

سوال متداولى که همیشه از طرف هنرجویان مطرح است این است که آیا اختلاف یک پرده در کوک ساز براى هماهنگى با خواننده اینقدر حائز اهمیت است که نوازنده مجبور به استفاده از مثلاً سنتور لا کوک بشود؟ در جواب این سوال شما باید اطلاعاتى راجع به خوانندگى و صدا سازى داشته باشید تا موضوع کاملاً برایتان روشن شود؛ اما اجالتاً اگر بخوایم به صورت مختصر توضیح دهیم اینگونه می توان موضوع را تشریح کرده که:
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

به گفته اشتوکهاوزن «در اواسط قرن … تمایلی برای کناره گیری از بشریت شکل گرفت. انسان بار دیگر به ستاره ها چشم دوخت و به حساب کتاب های جدیدی پرداخت.» در عکس های مدرسه تابستانی موسیقی در دارمشتات (Darmstadt)، اشتوکهاوزن را در کسوت یکی از آهنگسازان جوان، لاغر، بینوا و ایده آلیست در می یابیم که عمیقا تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است و مصمم است تا دوباره و از ابتدا، بر زبان موسیقی کار کند.
جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (III)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (III)

بدین ترتیب از یکسو از طریق علوم پایه یا موجبی، جبر حاکم بر پدیدارشناسایی می شود و بعد از طریق علوم کاربردی یا امکانی کوشش می شود نیروی رهایی بخش برای مقابله با همان جبرها تدارک شود. نکته جالب در زمینه علوم مذکور خصیصه شاملیت و کیهانی علوم پایه یا موجبی و خصیصه استعلایی تدریجی علوم کاربردی یا امکانی است. (خصوصیت زمانی- منطقه ای) برای مثال نظریه جاذبه نیوتون یا نظریه الکترومانیتیک ماکسول دارای شاملیت کیهانی اند، اما تکنولوژی پرواز تا امروز تنها توانسته است میدانی تا کره مریخ را دربرگیرد.