چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴ ،
شیدا شیدایی فر
| از این نویسنده بخوانید: |
x |
|
هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه عده اندکی ایشان را میشناسند.
از این دسته افراد میتوان به"باربد" موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی
او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.
اصل او را از جهرم(از توابع شیراز) میدانند و داستان زندگی وی را ثعالبی این چنین نقل میکند:
روزی به" سرکش "رییس رامشگران مجالس خصوصی خسرو پرویز خبررسید
جوانی مروی که زبردست ترین نوازندگان عود است و صدایی خوش دارد به دربار
آمده تا به عنوان رامشگر به حضور شاه باریابد. سرکش که از این خبر مضطرب
شده بود به هر وسیله ای متوسل شد تا وی را از مجامع نزدیک شاه دور سازد.
پیشخدمتان و در باریان را تطمیع نمود و از دوستان و میهمانان درخواست کرد
تا نامی از وی به میان نیاورند.
باربد نیز اندیشه کرد و با تطمیع نگهبان باغی که شاه برای گردش
به آنجا میرفت، باسازش(عود) به آنجا قدم گذارده و با لباسی سبز بر بالای
درختی که بر محیط مسلط بود مخفی شد و به انتظار نشست تا آنکه شاه وارد شد؛
هنگامی که شاه جامی بدست گرفت، باربد عودش را برداشت و آوازی ساده و دل
انگیزبه نام "یزدان آفرید" را نواخت که شاه از شنیدنش شاد شد و نام رامشگر
را پرسید. اما کسی او را نیافت. وقتی شاه جام دوم را برداشت، باربد آوازی
دیگر سر داد چنانکه خسرو میگفت:"همه اعضای بدنم میخواند برای بهره بردن از
آن سراپا گوش شوند" و امر کرد رامشگر را بیابند که این بار نیز کسی او را
نیافت. سرانجام خسرو پروز جام سوم را نوشید و این دفعه باربد با نوایی
شکوه آمیز و صدای گرمش حضار را مبهوت کرد و آهنگی که میخواند "سبز اندر
سبز" نام داشت که بداهه سرایی بود و در آن به مخفیگاهش اشاره مینود. خسرو
بپاخاست و گفت:" این آواز بی شک از فرشته ای برمیخیزد که پروردگار برای
خوشی من فرستاده " و از رامشگر در خواست کرد خود را نشان دهد . باربد از
درخت پایین آمد و برشاه تعظیم نمود. شاه هم مقدمش را گرامی داشت و جویای
ماجرا شد سپس او را از نزدیکان خود ساخته و در مقام رییس رامشگران جایش
داد.
معنی کلمه" بار بد" که بار یعنی اجازه و بد یعنی خداوند و دارنده
است و کلا" بمعنی وزیر دربار است، گواه بر این سخن است که او در دربار
خسروپرویز مقامی والا داشته و رعیت به واسطه وی به حضور شاه میرسیدند.
باربد برای هرروزی از ایام هفته نغمه ای ساخت که به نام "طرق
الملوکیه " معروف است و نیز برای سی روز ماه به نام "سی لحن باربد" و
همچنین 360 روز سال ]بدون خمسه مسترقه [ 360 نوای خاص سرود.
همچنین اخبار مهمی توسط باربد به صورت نغماتی نغز به شاه گفته شدند مانند
این خبر که مولف تاریخ ایران در زمان ساسانیان به نقل از همدانی و ثعالبی
آورده:
"شبدیز" نام اسب معروف خسرو بود که خسرو علاقه ای بسیار به آن
داشت و قسم خورده بود هرکس خبر هلاکش رابدهد، او رامیکشد. روزی که شبدیز
مرد، میر آخور هراسان شد و به باربد پناه برد. باربد هم ضمن آوازی آن را
با ایهام و تلمیح به شاه گفت؛ شاه فریاد برآورد که" ای بدبخت ! مگر شبدیز
مرده؟" خواننده در پاسخ گفت "شاه خود چنین فرماید". خسرو که جوابی برای
گفتن نداشت، گفت"بسیار خوب ، هم خود را نجات دادی و هم دیگری را ". خالد
الفیاض شاعر قرن 8 میلادی این داستان را به زیبایی به نظم در آورده.
نام 30 لحن ساخته باربد چنین است:کین ایرج – کین سیاووش- باغ
شیرین – اورنگی- آرایش خورشید-ماه ابر گوهان(ماه بالای کوهسار)- تخت
طاقدیس- گنج باد آورد- گنج گاو(گنج کاووس)- شبدیز – سروستان – آیین جمشید-
حقه کاووس- راح روح- رامش جان- سبز در سبز – سروسهی- شادروان مروارید- شب
فرخ- قفل رومی –گنج سوخته- مشکدانه- مروای نیک- مشکمالی-
مهرگانی(مهربانی)- ناقوسی- نوبهاری- نوشین باده- نیمروز- نخجیرانی.( پشت
هر کدام از این اسامی، آهنگ هایی زیبا و داستانهایی است که نقل و توصیف آن
خارج از حوصله این مکان است.)
در خصوص مرگ باربد اقوال مختلفی است وفردوسی این چنین میگوید که:
هنگامی که خسرو پرویز بدست فرزندش"شیرویه" بزندان افتاد ؛ باربد با رنگی
پریده و اندوه بار به خانه ای که خسرو در آنجا زندانی بود رفت و در برابر
او آهنگی نوحه آمیز از ساخته هایش را میخواند و چهار انگشت خود را بریده و
به خانه بر میگردد و آتشی افروخته و همه سازهایش را میسوزاند.
عده ای هم میگویند او بوسیله سرکش به قتل میرسد.
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۱۹ ب.ظ
kheili jaleb bod mersi
فروردین ۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۹ ق.ظ
salam.mamnon az zahmati ke mikeshid az saiteton vaghen lezet bordam.samimane migam ke khaste nabshid babate in hame zahmati ke mikeshid ta in ham etelat be ma bedid.ya hagh
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۲۱ ب.ظ
salam omidvaram khoob bashi
merci az zahmatet.
in ahangha mojood ast?
az koja mitavan tahaye kard?
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۲۳ ب.ظ
mamnoon misham
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۸:۴۰ ب.ظ
chand ta ahang az barbod too radif hast ke albate mansoube behesh shayad male oun nabashe
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۲:۴۷ ب.ظ
salam o khaste nabashid
in shera ro az koja mishe avord?
آبان ۹م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۰ ب.ظ
سلام من از ديار باربد جهرمي هستم . هنوز چيزي از باربد نمي دانيد چند كتاب درباره باربد barbad منتشر شده از آهنگسازان بزرگ دنيا از باربد تقدير كردند و او را پايه گذار كلام موسقي ميدانند .
دی ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۴ ب.ظ
Salam
Khastam tashakkor konam,
Site besyar por mohtavai darid ke mitoone adamo bekkane va be taffakor vadare
in matlabetooonam kheili jaleb va khandani bood
az zahmatatoon mamnoonam
Mesbah
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۳ ب.ظ
mamnoon
اسفند ۷م, ۱۳۸۵ at ۱:۲۷ ب.ظ
سلام
نثر نوشته خیلی روان و خواندنی بود.
اگه بتونید مطلب بیشتری اضافه کنید عالیه.
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۸ ب.ظ
ممنون از زحمتي كه كشيديد
آبان ۱م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۲ ق.ظ
az matne zibayetan tashakr miknam
آبان ۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۸ ق.ظ
in janeb jahromi hastam .bayad begoyam ba inke aramgah barbod dar jahrom ast ba kamale taasof besyary az mardom ishan ra namishnasand .ajab mirasdarani hastim ma.
آذر ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۶ ب.ظ
باید اینواضافه کنم که باربدبانوای بربطش نازایی شیرین همسرخسروپرویزرادرمان کرد.
اسفند ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۱ ق.ظ
آلبوم فرهادريا