موسیقی سریال میشل استروگف

ولادیمیر کوزما (ایستاده)
ولادیمیر کوزما (ایستاده)
قبل از هر چیز به این دو قطعه موسیقی مربوط به سریال تلویزیونی میشل استروگف گوش کنید :

audio file قسمت ابتدایی تیتراژ

audio file قسمتی از متن سریال

حتما” بسیاری از شما حداقل قسمتهایی از این سریال تلویزیونی زیبا را دیده اید و یا موسیقی آنرا شنیده اید. ساخت موسیقی این سریال تلویزیونی به عهده ولادیمیر کوزما که یکی از برجسته ترین آهنگسازان اروپا است، بود. کوزما که ساخت موسیقی متن بیش از ۱۵۰ فیلم و سریال تلویزیونی را برعهده داشته است ، در بسیاری موارد از این موسیقی بعنوان به یاد ماندنی ترین کار خود یاد میکند.

این سریال تلویزیونی که به سفارش تلویزیون آلمان توسط ژان پیر دوکور Jean-Pierre Decourt در سال ۱۹۷۶ از روی داستان مشهور ژول ورن ساخته شد و در زمان خود از بهترین برداشتهای ادبی به شمار میرفت و طرف داران بسیاری از جمله در ایران داشت.

با وجود اینکه کوزما در ساخت موسیقی فیلمهای کمدی به سرعت به شهرت و محبوبیت دست یافت اما به تجربه در ساخت انواع دیگر موسیقی ادامه داد و به خاطر این مهارت و انعطاف پذیری در سطح جهانی بارها مورد تشویق قرار گرفته است.

ولادیمیر کوزما در ۱۳ آوریل ۱۹۴۰ در بخارست، پایتخت رومانی از والدینی هنرمند (پدرش رهبر ارکستری برجسته و مادرش پیانیست کنسرت) متولد شد. کوزما از همان سالهای اول زندگی آموختن موسیقی را آغاز کرد و در نهایت به کنسرواتوار ملی بخارست رفت و از آنجا با دو مقام اول – در نوازندگی ویولون و آهنگسازی- فارغ التحصیل شد.

در ۱۹۶۳ برای ادامه تحصیل در کنسرواتوار فرانسه به پاریس رفت و در آنجا علاوه بر تقویت دانش خود در زمینه موسیقی کلاسیک، به موسیقی Jazz، فولک و موسیقی فیلم هم علاقمند شد. در طی سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷ به عنوان ویولونیست کنسرت به تور دور دنیا رفت و از ایالات متحده، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی دیدن کرد. دیدار با آهنگساز برجسته فیلم میشل لا گراند (Michel Legrand) اولین قدم به سوی فعالیت حرفه ای آینده اش بود.

کوزما همواره اهمیت لاگراند را در زندگی خود به یاد دارد و در عین حال بر تاثیری که بزرگانی چون هنری مانچینی Henri Mancini (آهنگساز موسیقی متن پلنگ صورتی) و برت باکاراک Burt Bacharach (آهنگساز موسیقی متن فیلمهای مردان حادثه جو و عروسی بهترین دوستم) بر کار او گذاشته اند اذعان دارد.

در ۱۹۶۷ کوزما همکاری طولانی خود با ایو رابرت (Yves Robert) کارگردان فرانسوی را آغاز میکند. حاصل این همکاری فیلمهایی چون Alexandre le Bienheureux, Le Grand Blond Avec Une Chaussure Noire , and Le Retour du Grand Blondو فیلمهای منتقد پسندی چون dramas La Gloire de Mon Père و Le Chateau de ma Mère است.

او همچنین تعدادی موسیقی برای فیلمهای کمدی ساخته فرانسیس وبر (Francis Veber) و ژرارد اوری (Gerard Oury) ساخته است که کمدین های مشهور فرانسوی مانند پیر ریشار (Pierre Richard) و لویی دوفونس (Louis de Funès) در آن شرکت داشته اند. یکی از موفق ترین آثار او در عرصه جهانی موسیقی متن فیلم Diva در سال ۱۹۸۱ است که با الهام از Eric Satie آهنگساز فرانسوی شوخ طبعی که به خاطر عنوانهای نامتعارف آثارش شهرت بسیاری دارد ساخته شده است.

او برای این فیلم اولین جایزه سزار – معادل فرانسوی اسکار- خود را دریافت کرد. او یک جایزه سزار دیگر برای فیلم Le Bal دریافت کرد که نسخه بدون کلام موسیقی اصلی آن از شهرتی جهانی برخوردار است. از جمله جوایز دیگری که به ولادیمیر کوزما تعلق گرفته است میتوان به جایزه فستیوال کن به خاطر مجموعه آثارش اشاره نمود.

گفتگوی هارمونیک

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!

از روزهای گذشته…

آکوردهای شش

آکوردهای شش

کافی است در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ را هم به آکورد پایه – مینور یا ماژور – اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست می آید.
جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (II)

جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (II)

اولین رهبری جیمز لوین در ارکستر سمفونیک بوستون در آوریل 1972 بود. او در سال 2001 به عنوان مدیر موسیقی آنجا منصوب شد و قراردادی پنج ساله با وی بستند. بدین ترتیب اولین رهبر با اصلیت آمریکایی بود که مدیریت این ارکستر را عهده دار شد. در حال حاضر، لوین زمانش را بین دو شهر بوستون و نیویورک تقسیم می کند.
خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

آواز را به صورت حرفه ای از سال 1367 شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

باید توجه داشت که جمع بندی گوشه ها در دستگاه ها را تئوریسین های موسیقی دان انجام نداده اند بلکه سلیقه ی نوازنده گان استادی بوده که از علم نظری موسیقی اطلاعی نداشته اند. مهدی قلی خان هدایت گفته است (به نقل از مقاله ی “تصلب سنت،‌ انجماد ردیف …) “هر یک از دستگاه های هفت گانه را که متاخرین ترتیب داده اند یک نوبت مرتب [...] تصور باید کرد [... که] بیشتر سلیقه اساتید ماهر در آن ماخذ بوده است نه مدارک علمیه [...] (هدایت،‌ نسخه خطی:‌ ۸۵). [...] دستگاه تقلیدی از نوبت مرتب قدماست و هر دستگاه را ممکن بود چند نوبت قرار دهند [...].” (اسعدی،‌ ۱۳۸۵،‌ ۲۱۳)
گذر از مرز ستایشِ محض (V)

گذر از مرز ستایشِ محض (V)

با وجود اینکه دانش گسترده‌ی کاردیو در زمینه‌ی موسیقی آوانگارد و روش کار اشتوکهاوزن به مراتب از فلینت هم دقیق‌تر بود ولی به دلیل بستر فکری و ایدئولوژی‌اش در نقد وی نیز مانند دیگر نقدهای از این دست کمتر مطالب فنی موسیقایی می‌یابیم، چرا که موضوع پر اهمیت خود موسیقی نبود بلکه کارکرد اجتماعی آن بود. او به گرایش اشتوکهاوزن به شرق دور و هند به عنوان نوعی ادای فروشندگان نگاه می‌کند و می گوید: «فروشنده‌ای مانند اشتوکهاوزن شما را وامی‌دارد باور کنید که لغزیدن به درون خودآگاهی گیهانی از رسیدن به تناقضات دردناکی که جهان اطراف را احاطه کرده دورتان می‌کند.» (13) در حقیقت نقشی که وی و همفکرانش برای کلیه‌ی اندیشه‌های سوغات شرق دور قائل بودند نوعی نقش تخدیرکننده بود.
“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

مهدی قاسمی رهبر کر، شاید پیگیرترین و فعالترین هنرمند در زمینه موسیقی کرال ایران پس از انقلاب بوده است. قاسمی سالهاست به تعلیم موسیقی کرال میپردازد و سعی داشته از انواع سبکهای موسیقی کرال در کنسرتهایش استفاده کند. یکی از مهمترین اتفاقات هنری در زمینه موسیقی کرال، تشکیل یک گروه کر بزرگ با 250 خواننده بود که در فرهنگسرای بهمن کنسرتهایی را به اجرا گذاشتند. این گروه به مرور زمان با عدم همکاری مسئولین مربوطه کوچکتر شد و به گروهی 50 نفره رسید که در آموزشگاه موسیقی پارت زیر نظر مهدی قاسمی فعالیت های خود را ادامه داد.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون 1 و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن 80 سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
لالو شیفرین (I)

لالو شیفرین (I)

لالو شیفرین یکی از آهنگسازان و رهبران موفق موسیقی فیلم هالیوود بیش از پنجاه سال است درین حرفه فعالیت می کند. ساخت موسیقی برای بیش از 100 فیلم سینمایی، مجموعه تلویزیونی و بازیهای کامپیوتری از جمله سری ساعت شلوغی، گناه اصلی، ماموریت غیر ممکن، بروبیکر، سیاره میمون ها، اژدها وارد می شود و … حاصل تلاش های خستگی ناپذیر این هنرمند در عرصه موسیقی فیلم است.
زنان و موسیقی (III)

زنان و موسیقی (III)

سبکِ او تحت تأثیر گرایش جدید ایتالیایی قرار گرفته بود که در آن زمان در فرانسه در حال رشد بود. اِلیزابت توانسته بود برای خود حرفه مستقلی ایجاد کند. وی علاوه بر آموزشی که در خانواده خود دیده بود، با ازدواج با مَرَن دُ لَ گِر که خود نیز نوازنده و از خانواده ای اهل موسیقی بود، توانست بر هویت هنری خود بیافزاید و به این ترتیب با استفاده از شهرت دو خانواده اهل موسیقی پیوندهای خوبی را با جامعه موسیقایی آن زمان برقرار کند.