بداهه نوازی، محاسن و معایبش

موسیقی می تواند به دو صورت به اجرا برسد، موسیقی پیش ساخته و موسیقی بداهه یا خلق در لحظه. موضوع این مطلب بداهه نوازیست که در این مقاله نگاهی به محاسن و معایب آن خواهیم داشت.

محاسن بداهه نوازی:
محاسن بداهه نوازی را نیز می توان به دو دسته تقسیم کرد، که اولی به شخص موسیقیدان برمیگردد و دومی به مخاطب او.

شخص بداهه نواز: اگر خواننده قدیمی این سایت باشید، حتما” مقالات متعددی در مورد بداهه نوازی خوانده اید که مخصوصا” در مورد تاثیر مثبت بداهه نوازی در ذهن نوازنده صحبت کرده و نیز نقل قولهایی خوانده اید از پایه گذاران آموزش موسیقی کودکان در مورد تاثیر مثبت بداهه نوازی در رشد ذهنی کودکان. بداهه نوازی بخاطر خاصیت ” جدید خلق کردن” اش، سلولهای مغزی را به شدت به تحرک وا می دارد، البته نه فقط بداهه نوازی این خصوصیت را دارد، همه تفکرات خلاقانه این خصوصیت را میتواند داشته باشد.

مثلا” شما اگر بخواهید اعداد را بصورت رندوم بشمارید، فعالیت مغزیتان چند برابر بیشتر از وقتی میشود که اعداد را به ترتیب میخوانید. این فعالیت مغزی به عقیده پزشکان برای مغز سودمند است و از آن به عنوان “ورزش مغزی” یاد میشود. بداهه نوازی می تواند مغز آهنگساز را فعال و خلاق کند و دور از تکرار نگه دارد (البته این مورد در شرایط مختلف می تواند حالت عکسی هم داشته باشد که در قسمت “معایب بداهه نوازی” به آن می پردازیم)

مخاطب بداهه نواز: مخاطب در بداهه نوازی نقش مهمی دارد و در واقع تنها حسن مهم بداهه نوازی احساس صمیمیتی است که در این نوع اجرای موسیقی با مخاطب برقرار می شود. این حالت را در یک میهمانی خصوصی می توانید ببینید؛ کسی که در یک میهمانی صمیمی حساب شده و رسمی صحبت میکند کمی حالت زننده دارد، به همین دلیل است که “موسیقی جز” که فضای اجرای آن صمیمی و غیر رسمیست بیشتر improvise است که همراه با بداهه نوازی هایی اجرا میشود( این موضوع را می توانید در نوع لباس، فضا و محل اجرای این موسیقی بفهمید)

اینجا باید اضافه کرد که improvise هم معنی بداهه نوازی نیست و معنی بسط و گسترش را می دهد که در موسیقی جز همراه با بداهه نوازی اجرا میشود؛ در فضای بداهه نوازی اگر نتی به اشتباه نواخته شود و یا نوازنده موسیقی دل چسبی هم به ذهنش نرسد هیچ مشکلی نیست، همانطور که در یک میهمانی خصوصی انتظار شنیدن سخنان دستچین و از پیش تعیین شده را از میهمان ندارید، این نوع سخن گفتن مخصوص سخنرانی است!

اینجا به یکی از لذتهای بداهه نوازی که در اجرای پیش ساخته مفهومی ندارد هم اشاره میکنیم و آن محک زدن خلاقیت نوازنده در لحظه اجرا است؛ این مورد برای شنونده تا حدی می تواند لذت بخش باشد.

(البته ممکن است این موضوع را غیر موسیقایی بدانید، ولی توجه داشته باشید که در موسیقی فقط از شنیدن نتها لذت نمی بریم و خیلی از عوامل غیر موسیقایی هم در احساس ما نقش دارند؛ مثلا اگر “کاپریس شماره یک” از پاگانینی توسط یک کیبورد که صدای ویولن را خوب تقلید می کند، اجرا شود، هیچگاه لذت شنیدن این قطعه را با ویلن ندارد، زیرا غیر از ملودی های زیبا، اجرای ماهرانه استکاتوهای چهار سیمه مشکل این قطعه، موجب هیجان شنونده می شود)

Audio File قسمتی از “کاپریس شماره یک” از نیکولو پاگانینی را ببینید

معایب بداهه نوازی:
اگر در فضایی غیر از فضای یاد شده (خصوصی) بداهه نوازی به اجرا گذاشته شود، اصل بداهه نوازی به شدت زیر سئوال میرود و معایب آن به صورت غیر قابل انکاری خودنمایی میکند.

اول: برخلاف تصوراتی که بداهه نواز را خلاق تر از آهنگساز میدانند باید اشاره کرد که بداهه نوازان اکثرا” محافظه کار هستند و این خود از خلاقیتشان می کاهد. ممکن است بگویید این مخالف نوشته بالا است که بر خلاقیت ذهنی بداهه نواز تاکید میکند! ولی باید اضافه کرد که نباید بداهه نوازی را به عنوان تمرین در منزل برای ساخت موسیقی با اجرای روی سن و به عنوان یک شغل، یکی دانست…

اگر نگاهی به همین بداهه نوازان ایرانی که مخصوصا” در رادیو مینوازند بکنید می بینید در عمل اتفاقات دیگری افتاده! وقتی شغل شما در موسیقی بداهه نوازی شود، بخاطر خصوصیت بداهه بودن، موسیقیتان روی صحنه، به شدت محافظه کارانه میشود. برای اینکه همیشه بداهه نوازی میکنید، نوازندگیتان هم محدود به محفوظات ذهنیتان میشود و کم کم نوازندگیتان را که” اصل ِمهم بداهه نوازیست” از دست میدهید و محدود به دانسته های خود میکنید.

بخاطر اینکه موسیقی هنری سیال است، شما نمیتوانید برای فکر کردن مدتی سکوت کنید، و اگر بخواهید با فکر کردن جمله ای پیچیده را انتخاب و استفاده کنید، مجبور هستید از دم دستی ترین تکنیکها برای پرکردن زمان پیدا کردن جمله مورد نظرتان استفاده کنید، به همین دلیل موسیقی تان پرمیشود از جمله هایی مثل پاساژهای ساده و نه چندان دلچسب، پایه های ریتمیک طولانی و…

بعد از آن هم یک ملودی نه چندان تکنیکی و یا پیچیده اجرا میکنید، چراکه در هنگام بداهه نوازی نوازنده بخاطر بداهه بودن جمله موسیقایی که بالطبع تمرین نشده نیز هست، تسلط نوازنده ای را که قطعه پیش ساخته را مینوازد ندارد. ( البته هر چه این بداهه نواز کارکشته تر و تمرین کرده تر باشد، یعنی به نوعی کار غیر بداهه تر باشد، این اجرا مسلط تر و محکمتر خواهد بود، ولی دیگر چه بداهه ایست!؟)

باید اینجا اضافه کنم که به عقیده نگارنده، مهمترین دلیل بداهه نوازی در ایران غیر از مواردی که گفته شد دو چیز است: یکی تنبلی نوازندگان! دوم: سنتگرایی در موسیقی ایرانی که بعضی ترجیح میدهند فقط ادامه دهنده گذشتگان باشند و مانند گذشتگان بداهه بزنند!

همین اتفاق باعث شده که ما هیچگاه از یک بداهه نواز قطعه ای مثل audio file “مارش ترک” را نشنویم (اگر هم استثنا” قطعه ای در این سطح بشنویم استثناست! و نمیتوان برای اثبات قدرت بداهه نوازی(!) به عنوان یک اصل محسوب شود)

آهنگسازها هم در واقع بداهه نواز هستند، چون ایده ها به صورت جرقه و در لحظه به ذهن آهنگسازان میرسند، تنها تفاوتی که این دو (بداهه نوازان و آهنگسازان) دارند این است که آهنگساز ممکن است ساعتها روی بهتر شدن موسیقی خود تلاش کند ولی بداهه نواز همان که به ذهنش رسید را میزند.
دوم: بداهه نوازی بخاطر خصوصیت بداهه بودنش، با تعدد سازها سنخیتی ندارد و هر چه سازها کمتر باشد، بداهه نوازی بهتری اجرا میشود، مگر اینکه بصورت سئوال و جواب و نه “چندصدایی نواختن” باشد.

در موسیقی جز و گاه در موسیقی شمال هند میتوان بهترین نوع بداهه نوازی (البته نه کاملا” بداهه!) چند صدایی را شنید که البته به هیچ وجه از نظر هارمونی به یک سمفونی مثلا” برامس یا مالر نمیتواند حتی قابل قیاس باشد، چون هر میزان این سمفونیها با صرف وقت زیاد و آزمون و خطا به این قدرت رسیده است.

در پایان باید به این موضوع هم اشاره شود که آهنگسازها هم در واقع بداهه نواز هستند، چون ایده ها به صورت جرقه و در لحظه به ذهن آهنگسازان میرسند، تنها تفاوتی که این دو دارند این است که آهنگساز ممکن است ساعتها روی بهتر شدن موسیقی خود تلاش کند ولی بداهه نواز همان که به ذهنش رسید را میزند. حتما” شنیده اید که باخ، موزارت، بتهوون، شومان و … بهترین بداهه نوازان زمان خود بوده اند؛ ولی همچون شاعر بزرگ ایران “حافظ” که اشعار خود را پس از خلق عیب یابی میکرد و حتی ابیاتی به آن می افزود و سپس به رشته تحریر در می آورد، آنها نیز وقت زیادی روی قطعات خود میگذاشتند تا اینچنین ماندگار شود. پس در واقع هیچ موسیقی یا شعری، نت به نت یا حرف به حرف ساخته نمیشود، ولی بهتر است اگر موسیقی یا متن “خردمندانه” میخواهید بعد از تولید روی آن کار کنید. در مقاله بعد نظری به “نقش بداهه نوازی در موسیقی ایرانی” خواهیم داشت.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده Jazz ای که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر.
آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (II)

آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (II)

بعد از ابن زیله، صفی الدین ارموی طرحی را به بدعت گذاشت که در آن اکتاو از هجده نغمه با تکرار نت اول تشکیل شده بود و چون این هجده نغمه هفده فاصله را ایجاد می کردند به گام هفده قسمتی صفی الدین معروف شد. در این نظام تطابق نام نغمات با نامگذاری ابجد، نسبت به سیستم ابن زیله متفاوت است. این گام از مبنای دو به شرح زیر است:
هارمونیک (III)

هارمونیک (III)

هارمونیک ، هارمونی! هم ریشه بنظر میرسند؛ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که معنی این لغت و ریشه آن چیست؟ در حقیقت برای اینکه درک و شناخت جامع تری از امواج هارمونیک و اصل مطالب مربوط به آن داشته باشید؛ لازم دیدم گوشه ای از تاریخ و فلسفه وجودی هارمونی به صورت اختصار بیان شود. در کتابهای موسیقی و هم ریاضی و هم فلسفه این کلمه “هارمونیک” به چشم میخورد!
نگاهی به مازورکای شماره ۶ شوپن

نگاهی به مازورکای شماره ۶ شوپن

اگر پیانو کار کرده باشید حتما” در دوران آموزش تعداد زیادی از مازورکاهای شوپن جزو کارهایی بوده که آنها را اجرا کردید، اگر نه پیشنهاد می کنم حتما” تعدادی از آنها را گوش کنید چون علاوه بر زیبایی خاصی که دارند اغلب حاوی مطالب و مفاهیم زیبای آموزشی در زمینه های مختلف هستند. به تم اول یکی از مازورکاهای شوپن شماره ۶ (اپوس ۷ شماره ۲) گوش کنید تا صحبت را ادامه دهیم.
اجرای آثار جیپسی کینگز در ایران

اجرای آثار جیپسی کینگز در ایران

در تاریخ ۲۹ و ۳۰ مهرماه شاهد برگزاری کنسرتی متفاوت در زمینه نوازندگی گیتار در اریکه ایرانیان میباشیم که در نوع خود کم نظیر میباشد. گروهی متشکل از از نوازندگان حرفه ای گیتار فلامنکو ایران بهمراه نوازندگان حرفه ای پرکاشن و درامز به سرپرستی مهدی محققی گروهی را تشکیل داده اند که در برنامه آنها اجرای قطعاتی از گروه جیپسی کینگز، موسیقی لاتین و فلامنکو مشاهده میشود. شاید نام جیپسی کینگز برای همگان تعبیری از ساز گیتار نماید اما مهمترین نکته این کنسرت اجرای بیش از هفت قطعه مشهور این گروه بهمراه آواز حسن نجف برای اولین بار در ایران میباشد.
نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

تاریخ مکتوب و اطلاعات در دسترس از موسیقی گذشته‌ی ما آنقدر زیاد نیست که بتوان به کمک آن‌ها دورنمای تاریخی طولانی‌ای از سانسور در موسیقی ترسیم کرد. بر خلاف دیگر هنر‌ها (به ویژه ادبیات) که مسئله‌ی سانسور در آن سابقه‌ی طولانی دارد، به سختی می‌توان از موسیقی نمونه‌هایی آورد، البته این به دلیل عدم سانسور موسیقی در تاریخ نیست بلکه بیشتر به این خاطر است که در این باره کمتر نوشته شده است.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

وجود این رابطه یا باز خورد امنیّت ــ مالیات نه تنها باعث جدایی این دو قدرت و حفظ حریم یکدیگر می شود، بلکه از طریق همین نیاز متقابل، زمینه برای ظهور دموکراسی فراهم می شود. با این حال باید توجه داشت که استثنائی وجود دارد که ممکن این تعامل دوسویه بین اقتصاد و سیاست را بر هم بریزد و آن وقتی ست که سیاست از طریق انحصارات فروش موادّ خام ( در کشور ما نفت ) به قدرت مورد نیاز خود دست پیدا کند.
پوریا رمضانیان: اجرا آیینه تمرین است

پوریا رمضانیان: اجرا آیینه تمرین است

در این اجرا قطعاتی از باخ، بتهوون، ماشکُفسکی، شوپِن، مندلسون، برامس، چایکُفسکی، اسکریابین، پراکُفیِف، بارتُک، اجرا می‌شود. این کنسرت به اجرای هنرجویانِ پیانوی پوریا رمضانیان اختصاص یافته است.
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
چه کسانی این قوانین را وضع می‌کنند؟

چه کسانی این قوانین را وضع می‌کنند؟

در کشور ما قوانین گاهی با خلاء‌هایی همراه هستند و مسلما عدم پردازش و اعتراض به این اشتباهاتِ قانونی نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نمی‌کند که به تداوم همان روندِ غلط می‌انجامد. هفته گذشته قطعه بی کلام «پرسه» را به صورت تصویری منتشر کردم و بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی کشور به این انتشار این قطعه کمک کردند تا اثری که به شکل مستقل تهیه و تولید شده را بی‌واسطه به مخاطب برسانند.