بیلتیسم

پاول مکارتی (Paul McCartney)، جان لنون (John Lennon) و جورج هریسون (George Harrison) که هرسه نوازنده گیتار و خواننده بودند به همراه Ringo Starr نوازنده Drums همه در سالهای اول دهه ۱۹۴۰ در لیورپور انگلستان بدنیا آمدند و همگی در نوجوانی درس و مدرسه را رها کردند و خود را وقف موسیقی راک کردند.

آنها جزو تاثیر گذارترین گروههای تاریخ در موسیقی راک بودند.‌ سبک موسیقی، مدل مو، طرز پوشیدن لباس، شیوه زندگی آنها و …. خیلی زود در سراسر جهان تقلید شد و به ظهور پدیده ای بنام بیتلیسم گرایید.

افراد این گروه در سال ۱۹۶۱ نخستین صفحه خود را ضبط کردند و سال ۱۹۶۳ بهترین گروه راک در انگلستان شناخته شدند.

۱۹۶۴ آوازه شهرت آنها به آمریکا هم رسید و باعث رکود صفحات سایر هنرمندان راک در آمریکا شد، بطوری که کنترل طرفداران آنها در اجراهای زنده از عهده پلیس خارج بود. آنها پا فراتر گذاشتند و اقدام به ساخت چندین فیلم موفق مانند “Yellow Submarine” یا “Help” و یا “Hard Day’s Night” نیز پرداختند که به گسترش بیتلیسم کمک بسیار کرد.

در سال ۱۹۶۶ تصمیم گرفتند که دیگر دست از سفر برای اجرای کنسرت بردارند چرا که می خواستند با استفاده از افکت های استودیویی موسیقی مدرنتری به بازار ارائه دهند، موسیقی که امکان اجرای آن بصورت زنده میسر نبود.

آنها چنان در پی تکامل و نو آوری بودند که اقدام به حذف هارمونی، ملودی و سبک های کلیشه ای موسیقی زمان خود کردند. آزادی در نحوه خواندن و معانی و مفاهیم نهفته در شعرهایی که لنن و مکارتی می گفتند از دیگر مواردی بود که به محبوبیت آنها افزود.

یک برسی ساده هارمونی نشان می دهد که اغلب کارهای آنها فراتر از گامهای ساده ماژور یا مینور معمولی بوده و در اغلب موارد از مدهای دورین، فریژین و… برای ساخت موسیقی خود استفاده می کردند.

نوآوری به حدی رسید که در مقطعی از کارهایشان اقدام به استفاده از سیتار، هارپ و حتی کلاوسن در موزیک خود کردند. در هر صورت هر چه بود تمام شد و هم اکنون تنها “Paul McCartney” ادامه دهنده راه و رسم بیتلز (Beatleism) در جهان است.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

نقش زنان در موسیقی قرون وسطی

نقش زنان در موسیقی قرون وسطی

زنان در موسیقی قرون وسطا نقشهای مختلفی ایفا میکردند، زمانی بود که آنها تنها در بین تماشاگران بودند اما به تدریج آنها بین اجرا کنندگان، حامیان مالی و حتی سازندگان موسیقی نیز قرار گرفتند. شواهد و مدارک در باره نقش آنان همان اندازه پراکنده و اندک است که درباره مردان.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

دستگاه/آواز‌ها در موسیقی کلاسیک ایران‌ به طور کلی از الگویی یکسان پیروی می‌کنند و می‌توان تصور کرد که ‌این الگو خاستگاه شکل‌گیری دستگاه‌ها نیز بوده و نشانگر منطق حاکم بر تدوین ردیف باشد. الگوی مورد نظر،‌ به بیانی ساده، همان ردیف‌شدن مدهایی مرتبط با هم و درپی هم‌آمدن آنها در قالب یک مجموعه به نام دستگاه است. به نحوی که روند چرخه‌وار مدها از مد مبنای هر دستگاه شروع و پس از سلسله‌ای از مدگردی‌ها سرانجام به همان مد نخستین یا مبنا باز می‌گردد (اسعدی، ۱۳۸۲: ۴۷). برای نمونه می‌توان به اجمال روند سیکلیک مدگردی‌های دستگاه ماهور را اینگونه بیان کرد: درآمد ماهور مد مبنای دستگاه یا همان مد ماهور را معرفی می‌کند. مدهایی همچون داد، دلکش، خاوران، فیلی، حصار، شکسته، عراق و راک (با شاهدها و اشل‌های صوتی متفاوت) یک به یک ارائه می‌شوند و هر کدام، در پایان، با الگوهای فرودی ترجیع‌بندگونه به منطقه‌ی ‌مُدال مبنا یا همان مد ماهور باز می‌گردند.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

دیدیم تارا کمانگر پیانیست و ویولونیستی است جهانی، فارغ‌التحصیل از هاروارد. تارا در بسیاری کنسرتهای موفق در سراسر دنیا آثار موسیقی کلاسیک را اجرا کرده، از باخ تا امین‌الله حسین. اما برنامه‌هایی که تارا اخیرا با محسن نامجو و کیوسک داشته مصاحبه کننده را برآن داشته در مورد حدود و ثغور موسیقی کلاسیک و پاپ از تارا بپرسد. در قسمت اول تارا مقدمه‌ای پرداخت در این باب، و اینک باقی داستان.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

اگر چه تقاضا برای موسیقی معاصر در مقایسه با دوره های قبل بسیار کم شده است، اما بسیاری از آهنگ سازان با استعداد در پنجاه سال گذشته به محبوبیت گسترده ای دست یافته اند، یکی از آن گروه ها مینی مالیست ها هستند.
ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت منتشر شد

ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت منتشر شد

کتاب «ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت»، که به‌تازگی توسط نشر سوره‌ی مهر در ۲۵۰۰ نسخه با قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است، ثمره‌ی سال‌ها پژوهش فریبا (فرنگیس) یاوری در زمینه‌ی صدای انسانی- چه گفتار و چه آواز- است. فریبا یاوری تحصیلکرده‌ دو رشته‌ی به‌ظاهر نامرتبط بیهوشی و موسیقی است.
در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

از کجا باید آغاز کرد و چگونه باید درباره این ماده طبیعی خاص، سخن به میان آورد، به نظر می رسد که تا کنون نگاهی غیر منصفانه به جریان حیاتی این منبع پر ارزش انرژی داشته ایم، حال از هر لحاظ و با هر علت. اما در حقیقت نباید اینگونه باشد،اگر به نقطه شروع حادثه باز گردیم و مسائل را آن گونه که در حقیقت رخ می دهد ببینیم متوجه می شویم که داستانی سخت در پیش است و تقریبا بخش وسیعی از صنعت بهره وری و استفاده بهینه منابع چوبی دچار نقصان و بی نظمی است.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است


متاسفانه در زمان فریدون ناصری که تا ده سال به عنوان رهبر ارکستر فعالیت می‌کرد، خیلی خسته شده بودیم؛ چرا که کار کردن با یک نفر برای انسان خسته کننده می‌شود. همچنین در آن زمان برنامه‌ریزی سالانه نداشته‌ایم و بدون برنامه‌ریزی کنسرت برگزار می‌کردیم و بی‌هدف تمرین می‌کردیم. همچنین کیفیت نوازنده‌ها و کمیت نوازنده‌ها نیز زیاد جالب نبود؛ به گونه‌ای که در آن زمان پنج نفر ویلن یک داشتیم اما الان ۱۶ نفر ویلن یک!همچنین شاید آن زمان ویلن آلتو سه نفر بودند اما اکنون این روند مانند چشمه جوشان است نوازنده‌ها می‌آیند و می‌روند.
پایانی بر آغاز (II)

پایانی بر آغاز (II)

فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

سبک جدید اپرای رمانتیک که در اوایل قرن نوزدهم توسط آهنگسازانی مانند روسینی تکمیل شد کار کاستراتو ها را کساد کرد (در واقع در این زمان بود که گرایش به نمایش اندام های مردانه نیز بروز پیدا کرد.) اما با این حال در سال ۱۹۰۳ بود که واتیکان استفاده از کاستراتو ها را ممنوع اعلام کرد. با این وجود، این بت های صدمه دیده و مردان معیوبِ قلمرو هنر همچنان ذهن جمعی بشر را به تسخیر خود در آورده اند.