سرگذشت پیانو در ایران (I)

جواد معروفی
جواد معروفی
از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی آن در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست.

موسیقی ایران هم از این پدیده مستثنی نبوده و پیانو در آن نقش قابل توجه ای را ایفا کرده. اولین پیانوهایی که وارد ایران شد در واقع هدایایی بودند از طرف پادشاهان اروپایی به شاهزادگان و شاهان ایران، که نوازندگان درباری از این سازها سالها بصورت کاملا” ابتدایی استفاده میکردند.

محمد صادق خان که نوازنده سنتور دربار بود، گاهی اوقات سری هم به پیانوی دربار می زد و قطعاتی را هم با آن ساز می نواخت. استمرار و علاقه ایشان به نواختن پیانو به حدی رسید که بعدها رسما” نوازنده پیانو شد و در مواردی هم تجربیات خود در استفاده از این ساز را در اختیار دیگران قرار میداد.

اما نوازندگی پیانو بطور جدی سالها پس از ورود این ساز به ایران شروع شد، یعنی پس از آنکه لومر موسیقی کلاسیک را در ایران رایج کرد. لومر یک افسر نظامی و معلم موسیقی فرانسوی بود که به دعوت ناصرالدین شاه برای تدریس در دارالفنون به تهران آمده بود. لومر با همکاری سالار معزز که معلم سلفژ بود و در گروه موسیقی نظامی تدریس میکرد -مدتی هم شاگرد کورساکوف بود- شروع به تدریس رسمی پیانو در ایران کردند. در همین سالها بود که پای اتودهای پیانو و همچنین اتودهای سایر سازها مثل ویلن، فلوت و … به جمع موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی باز شد.

پس از انقلاب مشروطه و با توجه به تمایل رضا شاه به فرهنگ غرب، رسما” مدرسه موسیقی در ایران تاسیس شد و انجمن های موسیقی مانند انجمن فیلارمونیک تهران شروع به گسترش موسیقی غربی کردند. بتدریج ساز پیانو بعنوان ساز اجباری در هنرستانها و دانشگاهها در رشته های موسیقی کلاسیک تدریس شد و در کنار آن موسیقیدانان موسیقی ایرانی نیز تمایل به استفاده از این ساز کلاسیک را پیدا کردند.

یک دیدگاه

  • azadeh
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    سایت خوبی است.خیلی چیزها یاد گرفتم.ارزومه موسیقی بخوانم و اهنگساز باشم و موسیقی فیلم کار کنم.۳ ساله ÷یانو میزنم دانشجوی ازمایشگاه هستم ولی هر جا خاستم امتحان موسیقی بدم شرایط داشت تا حالا نشده.اگر راهنمایی کنید ممنونم.میخواستم برم خارج ولی چیز زیادی از دانشگاه انجا نمیدانم.ممنونم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

در سالهای ابتدائی قرن جدید میلادی، عرصه موسیقی در ایران از تولید و انتشار، سیستم های قوی ترِ ضبط و میکس و مسترینگ، تا اجراهای زنده و رونمائی هایِ پر زرق و برقِ آلبوم ها و… با توجه به تحولاتِ همین عرصه و تکنولوژی در دنیا دستخوش تغییراتی، سریع تر از قرن گذشته شده است. یکی از مسایلی هم که در همین زمان رخ داده، ظهور نسلی نو از آهنگسازان، ترانه سرایان و خوانندگان و نوازندگان است که با توجه به درگذشت یا بازنشستگی یا بالا رفتن سن نسلهای گذشته (غروب خدایان)، خودنمائی و عرض اندام این نسل جدید با جلوه های جدید و امکانات متفاوت از قبیل روزنامه های بیشتر، اینترنت، شبکه های ماهواره ای و… امکانپذیر شد. در نهایت کمیتِ تولید و انتشار موسیقی به نحو غیر قابل تصوری بالا رفت و میتوان گفت مانند آتشفشان فوران کرد. اما این امکانات بیشتر ابدا به معنی تولید و پخش آثار موسیقیائی با کیفیت تر نبود و نیست.
غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IV)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IV)

این جمله با اینکه در نگاه اول حالت آوازی داشته و در ظاهر با وزن آزاد نواخته می شود ولی با کمی تامل متوجه می شویم که این جملۀ با حالت آوازی، کاملا در قالب وزن اصلی مقدمۀ تصنیف بوده و در حین اجرای آن پایۀ اصلی هم توسط بخش دیگری از گروه اجرا می شود. این جمله یکی از بدیع ترین و خلاقانه ترین نغمات زمان خود محسوب می شد و هنوز هم کمتر شاهد چنین پرداخت هایی پیچیده در آثار موسیقی ایرانی هستیم. دشواری اجرای چنین جملاتی زمانی بیشتر نمایان می شود که ناگزیر باشیم آن را در قالب وزن اصلی قطعه و با همراهی پایۀ اصلی اجرا کنیم. حال به جملۀ مورد نظر و وزن اجرایی آن توجه کنید.
Swing Jazz Style

Swing Jazz Style

دهه ۱۹۳۰ متعلق به این سبک از موسیقی یعنی سوئینگ بود. سوینگ از جمله سبک های موسیقی Jazz است که در آن بداهه نوازی نقش بسیار کمرنگی دشته است. سویئنگ همان موسیقی ای است که اغلب افرادی چون Count Basie یا Duke Ellington آنرا دنبال میکردند یا خوانندگانی مانند Sinatra یا Fitzgerald آنها را اجرا میکردند.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (II)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (II)

چند سالیست که در ایران نیز هنرجویان و آهنگسازان حوزه موسیقی فیلم و… از نرم افزارها و بانک های “VST” مختلف استفاده می کنند و بخشی از آثار را با استفاده از چنین امکاناتی خلق می کنند. اما متاسفانه عده ای دیگر از آهنگسازان و منتقدین نسبت به هر گونه تغییر تکنولوژیک واکنش منفی نشان داده و بدون در نظرگرفتن تمایز و تفاوت هویتی موسیقی دیجیتال و موسیقی آکوستیک، موضع گرفته و به طور کلی چنین کارهایی را مردود و از دایره اثر هنری خارج دانسته و هیچگونه ارزش زیباشناختی برای موسیقی منتج از شیوه آهنگسازی دیجیتال و کامپیوتری به خصوص در حوزه موسیقی ارکسترال و کلاسیک قائل نیستند.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
تصمیم بزرگ برای شوپن

تصمیم بزرگ برای شوپن

شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.
خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Monserrate Feliciano) به واقع یکی از مشهورترین خواننده ها و نوازندهای گیتاری است که دنیای موسیقی پاپ تا بحال بخود دیده است. او که اصلیت لایتن دارد در سال ۱۹۴۵ در پورتوریکو بدنیا آمد و متاسفانه از بدو تولد قربانی بیماری آب سیاه بود و خیلی زود در همان ایام نوزادی بینایی خود را از دست داد.
صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.