جنبش اتنوموزیکولوژی

ژان ژاک روسو (١٧١٢ـ۱۷۷۸)
ژان ژاک روسو (١٧١٢ـ۱۷۷۸)
اولین اسناد نوشته شده در زمینه پژوهش بر اساس موسیقی شناسی قومی، نوشته های ژان ژاک روسو، نویسنده و اندیشمند سوئیسی است. در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با فعالیت های روز افزون جنبش های ملی گرایانه دراروپا، توجه به موسیقی های قدیمی و محلی اروپایی و در ادامه آن توجه به فرهنگ و موسیقی دیگر ممالک، رشد چشمگیری پیدا کرد.

با اینکه «روسو» نویسنده اولین مطالبی است که به خوبی می توان آنها را مطالعات اتنوموزیکولوژیک دانست ولی باز این امکان را به ما نمی دهد که او را بنیانگذار این نوع پژوهش موسیقایی بدانیم.

اصولاً یافتن یک بنیانگذار، برای اتنوموزیکولوژی تلاشی بیهوده است، چراکه همزمان چندین موسیقیدان و حتی مردم شناس، با اهداف گوناگون در ثبت و ضبط و پژوهش بر روی موسیقی اقوام پرداختند ولی فعلا اولین سند موجود مربوط به روسو است.

از اوایل قرن بیستم تا پیش از جنگ جهانی دوم، موسیقیدانانی که خارج از مبحث انسان شناسی و با اهدافی همچون بررسی انواع موسیقی ممالک مختلف و همچنین موسیقی های بدوی اروپایی، مشغول تحقیقات میدانی درباره انواع موسیقی ها بودند، تلاش می کردند با ابزارهای آنالیز موجود به مقایسه انواع موسیقی ها بپردازند که موسیقی شناسی تطبیقی (Comparative musicology) نامیده می شد (۱) تا اینکه در سال ۱۹۵۵ یاپ کونست (Jaap Kunst)، با پیشنهاد تغییر این عنوان به اتنوموزیکولوژی (Ethnomusicology)، جنبه های مردم‌شناسی (Ethnologie) این رشته را روشن تر کرد و سرفصلهایی را برای این فعالیت های پژوهشی بوجود آورد.

گرایشات غالب در زمینه اتنوموزیکولوژی در دوره های مختلف، تغییرات گوناگونی داشته است و اظهار نظر در مورد هر دوره، منوط به شناخت گفتمان (Discourse) آن دوره و حتی آن منطقه جغرافیایی است؛ چنانکه در هر دوره، تحقیقات اتنوموزیکولوژی، تحت تاثیر گفتمان دوره خود بوده است.

اتنوموزیکولوژی در دوره ای تحت تاثیر نظریات و نگاه روسو به فرهنگ نوع بشر، در دوره ای تحت تاثیر نظریه تکامل داورین، در زمان جنگ جهانی اول و دوم تحت تاثیر نظریات اصالت گرایانه و احیاگری ریشه های اساطیری نیچه و پس از جنگ جهانی (و شکست ایده کمالگرایی نازیستی) به صورت تلفیقی از دستاوردهای گذشته با شکلی جدید از اندیشه های روسو با تاثیر پذیری از بودیسم و اندیشه های نظریه پردازان پسااستعماری (Postcolonialism) بود.

با نگاهی دقیق تر به تاریخ اتنوموزیکولوژی می توان یک دسته بندی کلی تاریخی برای این رشته در نظر گرفت (۲): دوره اول: فولکلوریست ها، دوره دوم: موسیقی شناسان تطبیقی، دوره سوم: اتنو-موزیکولوژی، دوره چهارم: اتنوموزیکولوژی. (۳)

برای آشنایی بیشتر با مباحث اتنوموزیکولوژی می توانید به مقالات مرتبط این نوشته مراجعه فرمایید.

پی نوشت
۱- این عنوان را اولین بار گیدو آدلر (Guido Adler) در سال ۱۸۸۵ پیشنهاد و تشریح کرد.
۲- نباید از نظر دو داشت که حتی در هر دوره نیز در رشته اتنوموزیکولوژی به انواع مختلفی از دیدگاه ها برخورد می کنیم که نه تنها در یک راستا نیست، در مقابل یکدیگر هستند.
۳- امروزه بعضی از اتنوموزیکولوگ ها هم نظر با سیگر (Charles Seeger) اعتقاد دارند، اصولا جدا کردن اتنوموزیکولوژی از موزیکولوژی، خود نوعی از «اندیشه استعماری» را درون خود دارد و لازم است، موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی به صورت دو رشته مجزا دیده نشوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)

«یادداشتی در مورد استفاده از کلمه ی هم طول در این مقاله: واضح است که در اجرا، زمان بندی های متریک به ندرت هم طولند و هدف تغییرات بیانی قرار می گیرند برای مثال می توانید نوشته های گبریلسون، سلوبودا، کلارک، شافر و تاد را ببینید. از طرف دیگر، این موضوع حائز اهمیت است که تفاوت های بین الگوهای زمانی که داری مدت زمان های مساوی هستند و اقسام دیگر که مدت زمان های متفاوتی دارند را باز شناخت. بنابراین، وقتی من کلمه ی هم طول را به کار می برم، منظور من این است: “بازنمود بنیادین یک سری مدت زمان هم طول که در اجرا می توانند هدف تغییر بیانی قرار بگیرند.»

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان  <br /> روح الله خالقی (قسمت دهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دهم)

توجّه به گنجینهِ عظیم و پربار الحان محلّی ایران از دیرباز در میان آهنگسازان ما مطرح بوده است. امّا جالب آنکه تلفیق این گوه های اصیل شرقی با تکنیک حیرت آور موسیقی غرب، در مواردِ بسیار نه تنها روح محلّی که ذات شرقی اثر را نیز محو ساخته است، تا آنجا که سکنهِ بومی خطّهِ زادگاهِ نغمه، از شناسائی اثر جدید عاجزند.
آنتونیو استرادیواری – کاستندایک ۱۶۹۹

آنتونیو استرادیواری – کاستندایک ۱۶۹۹

در این مرحله، اتصال صفحه زیر به کلافها، آماده سازی صفحه رو، اجرای دریچه های اف و نصب و تراش باس بار، خروج قالب از داخل کلافها و آماده سازی فضای داخل به جهت اتصال صفحه رو، آماده سازی دسته به همراه فینگر برد و محاسبات نصب آن به بدنه تا مرحله اتصال و همچنین رنگ ساز مورد نظر می باشد. در مرحله اتصال صفحه زیر به کلافها از ابزار مخصوصی به جهت نصب یکنواخت سطح چسبنده در صفحه زیر با مقطع کلافها استفاده کردیم، با توجه به نوع چسب مصرف شده در این قسمت، امکان حرکت کردن و جابجایی صفحه رو از لبه ها وجود داشت که این مسئله می توانست فاصله لبه صفحات را با دیواره های محیطی از دقت خارج کند، ابزار مربوطه تمامی اشکالات احتمالی را مهار کرده و اتصال به خوبی انجام شد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (I)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (I)

موسیقی در تمام جنبه های زندگی مردمان یونان باستان نقش بسیار مهمی ایفا می کرد و سامانه ی سیاسی و اجتماعی کاملا” با آن عجین بود. موسیقی آن دوره آهنگ های آیینی، مذهبی، رزمی، بزمی، آمرانه و اندرزگویانه را شامل می شد. سازهای اصلی کیثارا(نوعی لیر)، آئولوس (نوعی ساز بادی) و سازهای کوبه ای بودند.
نادیا بولانژه

نادیا بولانژه

نادیا بولانژه آهنگساز، رهبر ارکستر و یکی از تاثیرگذارترین معلمان آهنگسازی قرن بیستم است. بولانژه در میان خانواده ای از دو نسل موسیقی دان متولد شد، مادربزرگ او ماری – ژولی خواننده متزو- سوپرانو، پدرش ارنست هنری الکساندر آهنگساز و مدرس ویولون و خواهرش لیلی نیز آهنگساز بودند.
بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

در نظر رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مدل‏دهی نیازمند پرسش دو سؤال است: «چه کار داریم می‏کنیم؟» و «چه کار باید بکنیم؟». این دو سؤال در ارتباط با دو نوع مدل‏ سازی هستند که «گیرتز» میان آن‏ها تمایز قائل شده ‏است (هاروود ۱۳۸۵: ۱۷۴). نوع اول در ارتباط با سؤالی توصیفی و نوع دوم در پیوند با سؤالی تجویزی است و به ترتیب، این‏طور نشان داده‏ می‏شوند: «مدلِ» و «مدل برای». به عقیده‏ی رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مؤثر بودن نوع اول به میزان «گستره‏ی شمول»ِ آن بر کارهای پیشین، و در نوع دوم به «”الزام اخلاقی” که برای کنش آینده فراهم می‏‏آورد» بستگی دارد.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
مردی با فلوت طلایی

مردی با فلوت طلایی

گال وی برای ایرانیان چهره ای آشناست و شاید تنها نوارهای فلوت که در خانه های ایرانیان اهل موسیقی باشد، اجراهای گال وی است که به صورت ساده شده یا ارژینال به اجرای قطعات موسیقی کلاسیک پرداخته است. این شهرت گال وی مربوط به ایران نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نام او یاد آور فلوت است و تنها نوازنده فلوتی که عامه مردم آن را می شناسند، اوست.
ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

«درست است که من قبلا موسیقی فیلم های بیشماری را مینواختم اما آن زمان شرایط آنگونه بود. امروزه به خاطر بار سنگین ترافیک نواختن حداکثر دفعات ممکن در روز – معمولا ۳ یا ۴ جلسه- غیر ممکن است. زیرا در گذشته ما می توانستم در نیم ساعت خودمان را به هرکجا که در لس آنجلس می خواستیم برسانیم. یک روز برای اجرا در استودیویی تماسی با من گرفته شد و قرار شد که من در وقت نهار به آنجا بروم که نزدیک به محل کار صبحم بود. بنابراین تا آن استودیو پیاده رفتم. وقتی وارد شدم دیدم که روی پایه فقط آهنگی با دو نت وجود دارد. از من خواسته شد که آن را قوی بنوازم و من این کار را انجام دادم. سپس پرسیدم که چه چیز دیگری را باید بنوازم و آنها گفتند فقط همین! و این قطعه ضبط شده موفقیت چشمگیری را از آن خود کرد!»