پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم

Robert Schumann  , 1810 - 1856
Robert Schumann , 1810 - 1856
مورخین موسیقی معتقد هستند که کارهای کوچک پیانویی شومان به دلیل توانایی های بسیار زیاد این موسیقیدان در بداهه نوازی در ده سال اول زندگی موسیقایی او تهیه شده است.

به تم زیبای قسمت اول از پیانو کنسرتو در لا مینور از روبرت شومان گوش کنید :

audio filePiano Concerto A Minor, Op. 54, Part 1

همانطور که مشاهده می کند با وجود آنکه شهرت شومان بیشتر در قطعات آوازی و پیانویی کوتاه می باشد، نباید توانایی او در خلق کنسرتو ها نادیده گرفته شود.

روبرت شومان از دیگر نوابغ موسیقی آلمان بود که در سال ۱۸۱۰ در شهری بنام زاویکائو (Zwickau) متولد شد. شومان در ۷ سالگی شروع به فراگیری هارمونی و کنترپوان نمود در عین حال به تمرین آهنگسازی نیز می پرداخت. به اصرار پدر بسیاری از وقت خود را برای کارهای مربوط به مطبوعات و کتاب مانند روزنامه نگاری می پرداخت اما همه می دانستند که برای او موسیقی و پیانو ارزش بیشتری دارد.

او حتی حرفه روزنامه نگاری را نیز در موسیقی پیگیری کرد و برای مدت ۱۰ سال ویراستار یک ژورنال موسیقی آلمانی بنام Neue Zeitschrift für Musik بود. مقالاتی که خود او می نوشت بسیار دقیق و از لحاظ علمی بسیار سطح بالا بود، در برخی موارد که او می خواست به موسیقی سایر موسیقیدانان حمله کند بسادگی از طریق ژورنال با نام مستعار مطالبی را علیه آنها منتشر می ساخت.

با وجود آنکه همه از جمله پدر و مادر به توانایی های او در موسیقی افتخار می کردند پس از فوت پدر مادرش با اینکه روبرت جوان موسیقی را بعنوان حرفه اصلی خود انتخاب کند مخالفت کرد و او را برای تحصیل حقوق الهی به دانشگاه لایپزیک فرستاد. مادر او زنی سختگیر و تقریبا” بی احساس بود بطوری که تاثیر بسیار زیادی در دلسردی روبرت به موسیقی بر او گذاشت.

سبک موسیقی شومان واقعا” خاص بود و با وجودی که در دوران رمانتیک بسر می برد همواره از وی بعنوان پایه گذار اصلی رمانتیک در قرن نوزدهم یاد می شود. جالب است بدانید از آنجایی که اول یک روزنامه نگار بود تا موسیقیدان ابتدا مردم اروپا به او به چشم یک منتقد بسیار حرفه ای موسیقی نگاه می کردند. اوج شهرت او در اروپا زمانی بود که او مقاله ای تحت عنوان “Hats off Gentlemen, a genius” را منشر کرد، یعنی “آقایان کلاه هایتان را بردارید، یک نابغه وارد میدان شده است” این مقاله در بررسی ، تحلیل و ستایش از کارهای موسیقی شوپن منتشر شد.

به قسمت دوم از همان کنسرتو پیانو گوش کنید :

audio fileR. Schumann, Piano Concerto A Minor, Op. 54 , Part 2

گفتگوی هارمونیک

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
عصیان ِ کلیدر (III)

عصیان ِ کلیدر (III)

پژمان طاهری در مورد این ارکستر میگوید:«ارکستر برخلاف نامش سمفونیک نبود بلکه ارکستر زهی بود. مضاف بر اینکه پانزده میکروفونی که بالای سر ارکستر گذاشته بودند با تعریفی که از سازبندی ارکستر زهی شده منافات دارد. چون اصولا سازبندی و صدا دهی ارکستر سمفونیک بدون آن تعداد میکروفون است البته این میکروفونها میتوانست برای ضبط باشد در حالی که شما میتوانید با دومیکروفون که در جای مناسب قرار میدهید کار را ضبط کنید ولی این میکروفونها برای پخش بود و این نمیتواند برای بزرگی سالن باشد زیرا ارکستر برای سالن بزرگتر از این هم جواب میدهد و نکته ی دیگر کم تمرینی بارز ارکستر بود. این در قطعاتی که برای گوش مردم آشنا بود مانند نینوا بسیار مشهود بود. ناهماهنگی بسیارمشخص بود البته این نکاتی که من میگویم ایراد گیری نیست چون اصولا املای نا نوشته غلط ندارد من خودم این کنسرت را دائما پیگیری میکردم که حتما بروم و کسانی مثل آقای علیزاده و درویشی اندیشه ای برای کار دارند»
انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.
سامان ضرابی

سامان ضرابی

متولد ۱۳۵۳ تهران نوازنده و مدرس سنتور لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد تهران مرکز saman_zarrabi@yahoo.com
نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نوشته ای که می خوانید متن سخنرانی سجاد پورقناد، نوازنده و سردبیر ژورنال گفتگوی هارمونیک است که در نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران، در خبرگزار مهر خوانده شد: هر اثر موسیقی دو وجه دارد، یکی بخش علمی که همان کلیشه هاست و دیگری بخش خلاقه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این در واقع همان قسمتی است که باعث میشود هر تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمندی برسد و در حد یک تکنیسین بماند.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IX)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IX)

توضیحات «مایک اندروز» درباره‌ی استفاده از حساسیت به شرایط اولیه در قطعه‌ی «It Ain’t My Responsibility» می‌تواند به روشن‌تر شدن این موضوع کمک کند: «من می‌توانستم دو خط ملودیک که در ابتدا یکدیگر را دنبال می‌کردند بوجود بیاورم و شرایط اولیه را براساس وابستگی به حساسیت به گونه ای تقلیل دهم که در پایان هیچ ارتباطی میان دو ملودی باقی نماند».
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…
شاید چنین باشد، شاید (III)

شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

تقریباً تمامی مجلات تخصصی موسیقی (با گرایش‌ها و سطح‌های متفاوت) در هر شماره‌ی خود بخشی را به نقد موسیقی یا مواردی مرتبط با آن اختصاص می‌دهند:
نمودی از جهان متن اثر (VII)

نمودی از جهان متن اثر (VII)

بدین ترتیب وضعیت تجزیه و تحلیل موسیقی به گونه‌ای تعریف می‌شود که در آن یک حقیقت خارجی وجود دارد یعنی قطعه‌ی موسیقی، اما از آن تحلیل‌های متفاوتی می‌شود- و تمامی تلاش مصروف برای نسبت دادن این تفاوت به کیفیت آنالیز هم بی‌نتیجه مانده است- بنابراین ناگزیریم بپذیریم که آنالیز موسیقی عملی است شبیه به ترجمه یا به بیان دقیق‌تر بیش از آنکه گزارش باشد تفسیر (Interpretation) است.