حسین دهلوی: موسیقی و شعر باید در خدمت «معنا و مفهوم مورد نظر» باشد

اولین قطعه ای که ساختید چه بوده؟
اولین قطعه من “سبکبال” در شور هست که بر مبنای یک موتیف محلی که استاد صبا روی آن کار کرده بودند ساخته شده.
شما سوئیت های آوازیی دارید بر مبنای قطعات محلی، که سالها پیش اجرا شده، چرا دست به انتشار این آثار نمی زنید؟
بخاطر اینکه این آثار، خواننده زن داشته و ممنوعیت صدای بانوان باعث شده این کار به انتشار نرسد.

چرا این آثار را خارج از کشور منتشر نکردید؟
اتفاقا” برای بزرگداشت مرحوم منیره وکیلی که خوانندگی این آثار را به عهده داشتند، پس از فوت ایشان خانواده این مرحوم با من تماس گرفتند و خواستند این آثار در آمریکا منتشر شود که شنیده ام این کار انجام شده ولی هنوز به دست من نرسیده.

شما غیر از اپرای “مانا و مانی” یک اپرای دیگر هم به نام “خسرو و شیرین” ساخته اید، ولی کمتر در مورد آن صحبت می کنید؛ آیا کیفیت این اثر از ” مانا و مانی” پایینتر است؟
خیر، کیفیت این دو اثر مشابه هم است، ولی فعالا” درگیر انتشار نت “مانا و مانی” هستم که یک اپرای ۶۰۰ صفحه ایست، وقت بسیار بالایی می برد و من با وجود آب مروارید چشم، این کار مشکل را انجام می دهم. ولی اگر عمری باشد و توانی داشته باشم “خسرو و شیرین” که اپرای بزرگسالان است را هم منتشر می کنم . غیر از این نت “فروغ عشق” برای ارکستر و آواز که قبلا به انتشار رسیده بود، بنا بر درخواست دوستان اهل موسیقی برای پیانو و آواز هم تنظیم شده که در حال آماده کردن برای چاپ است.

شما در زمان حیات استاد صبا آیا ارکستر شماره یک را رهبری کرده اید؟
خیر، من در آن زمان همکار ایشان در تنظیم و تصنیف موسیقی برای ارکستر بودم و استاد صبا هم بصورت ذوقی (خود آموخته) ارکستر را رهبری می کردند.

آیا سازهای ارکستر مضرابی مثل ستنور باس جای پیشرفت دارند؟
هر ارکستر تعدادی ساز زیر و بم دارد که هر کدام قسمت مربوط به خود را اجرا می کنند. در ارکستر ما سنتور فقط یک نوع بود که ما سعی کردیم سنتوری بم تر با طول بزرگتر بسازیم که آقای ابراهیم قنبری هم کمک کردند و این ساز ساخته شد، ولی سنتور بخاطر سیمها زیاد احتیاج به زمان زیادی برای کوک کردن دارد و آنطور که باید در طول و عرض بزرگتر خوشصدایی لازم را پیدا نکرد و این کار متوقف ماند. البته من از بخش دولتی خواسته بودم که در کنار ارکستر، یک کارگاه ساز هم باشد که به مرور بتوان مشکلات سازهای ایرانی را برطرف کرد که این امکان بدست نیامد و به دلیل عدم حمایت بخش دولتی سالها قبل ارکستر تعطیل شد، چون نیاز به حمایت دولت داشت.

چرا از رباب استفاده نکردید؟
ما در ارکسترمان بمتار و عود و قانون داشتیم که نیاز ما را برای داشتن صدای بم برطرف می کرد. غیر از این کیفیت صدا دهی رباب و وسعت آن مطلوب ارکستر نبود. البته ممکن است که با دادن تغییرات روی این ساز کیفیت صدا دهی این ساز را هم بشود بهبود بخشید، ولی همانطور که گفته شد این کارها از شخص ساخته نیست و نیازمند حمایت دولت است.

با توجه به اینکه نقصی که در اجرای نتهای نی بود توسط آقای حسین عمومی (در جلسه ای که با حضور شما برگذار شد) بر طرف شده، آیا مایل هستید از نی هم به عنوان یک ساز کششی در خلق موسیقی استفاده کنید؟
بله. باید این کار را کرد و مخصوصا “کتابهای آموزشی ای برای این ساز تدوین و تدریس کرد که مطابق با نیاز روز، ما نوازندگان حرفه ای این ساز را هم در ارکسترها داشته باشیم.

H.Dehlavi

بعضی از موسیقیدانان ایرانی برای استفاده از چند صدایی کردن موسیقی ایرانی هارمونی سه تایی (براساس فاصله سوم) را پیشنهاد نمی کنند و معتقد به استفاده از هارمونی های غیر معمولی مثل چهارتایی (براساس فاصله چهارم)دارند. پیشنهاد شما در این زمینه چیست؟
این گفته تا حد زیادی درست است ولی در همه موارد صدق نمی کند. یکی از مشکلاتی که همواره به آن دچار بودیم این است که موسیقیدانی که سالها در خارج از ایران به تحصیل موسیقی پرداخته و خود با زبان موسیقی ایرانی بیگانه است، پس از ورود به ایران می خواهد قوائدی را برای هارمونیزه کردن این موسیقی معرفی کند و مثلا هارمونی استفاده از فواصل سوم را دور از حال و هوای موسیقی ایرانی می داند؛ این دقیقا” مثل این است که من با وجود اینکه زبان کردی را نمی دانم دست به تالیف فرهنگنامه زبان کردی بزنم!

جواب این سئوال در چند صدایی موسیقی ایرانی را از تارنوازی های زنده یاد علی اکبرخان شهنازی می توان گرفت؛ مرحوم شهنازی که با نت هم آشنا نبود و غیر از حال و هوای موسیقی ایرانی به هیچ فضای دیگری نمی اندیشید، بارها از دوبل سوم در تارنوازیش بهره می گیرد که این نشاندهنده مطبوع بودن این فواصل در موسیقی ایرانی است.

در شیوه تلفیقی که در کتاب “پیوند شعر و موسیقی” آموزش داده شده گاه می بینیم که حرکت ملودی بصورتی است که با بالا وپایین رفتن های آهنگ طبیعی کلام همخوانی ندارد؛ پیشنهاد شما در این مورد چیست؛ آیا به نفع موسیقی تصنیف را تغییر دهیم یا به نفع شعر؟!
همانطور که ساز محدودیت هایی در وسعت دارد، پیوند شعر و موسیقی نیز دارای محدودیتهایی است که اگر شاعر آن حیات داشته باشد، می توان از کمک شاعر در بهتر قرار گرفتن شعر و موسیقی استفاده کرد، کاری که آقای تجویدی با همکاری بیژن ترقی و دیگر شاعران می کرد، البته آقای ترقی به موسیقی آشنا بوده اند و شعر را طوری تنظیم می کردند که به روانی روی موسیقی بنشیند. در غیر این صورت باید به تلفظ کلمات توجه کنیم، بعضی از تلفظ ها آسان است بعضی مشکل. این موضوع نباید فراموش شود که موسیقی و شعر باید در خدمت ” معنا و مفهوم مورد نظر” باشد. در کتاب به این موضوع اشاره شده که نباید موسیقیی در پایان ساخته شود که فقط بر مبنای هجا های شعر باشد و بی ارتباط با مفهوم شعر!

آیا قصد ندارید کنسرتهایتان را بصورت فیلم هم عرضه کنید؟
فیلمی که سال ۱۳۷۲ از کنسرت ارکستر مضرابی گرفته شده هم اکنون مجوز انتشار گرفته و امیدواریم بزودی به دست علاقمندان برسد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (IX)

در اینجا هشترودی به موضوع تمایز میان هنر غرب و شرق پرداخته و به درستی این تمایز را در نوع پیام اثر هنری جست‌وجو می کند، این موضوع نیز از مباحث مهم جهان معاصر بوده و نقش هنر شرق را در آینده جهان نیز روشن می کند. بد نیست که عین جملاتش را بیاوریم. وی در بحثی که با یک دانشمند باستان شناس داشته می گوید؛ «او مدعی بود که هنر شرق در برابر هنر یونانیان قدیم بی ارزش بوده و فی المثل مانند آثار طفلی که تازه با کاغذ و قلم آشنا شده باشد مجسمه های هندی و چینی در برابر زیبایی مجسمه های یونانی مانند هیاکلی ناموزون و نفرت انگیز جلوه گر می شود.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه ای تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه ای در جریانی که اصلا معلوم نیست «مسابقه» باشد.

از روزهای گذشته…

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.
رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (II)

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (II)

مانند بسیاری از دیگر کشورهای کاراییبی، برده داری و استعمار بخشی از تاریخ معاصر جامایکا را تشکیل می دهد. کشوری که پس از حمله اسپانیایی ها دراواخر قرن پانزدهم وقتی معلوم شد معادن طلا ندارد برای اسپانیایی ها بی اهمیت شد. برده های آفریقایی که برای استخراج از معدن طلا به جامایکا برده شده بود در آن جزیره رها شدند و اسپانیایی ها هم با دست نیافتن به اهداف اقتصادیشان از جامایکا کم کم در مورد این جزیره رسست شدند. صد و پنجاه سال بعد، با سست شدن استعمارگران اسپانیایی، انگلستان جامایکا را تصرف و به مجموعه کشورهخای مستعمره خود اضافه کرد. به این ترتیب و با گذشت زمان این جزیره بومی نشین علاوه بر آن چه خود داشت، سه فرهنگ مختلف اسپانیایی، آفریقایی و بریتانیایی را نیز دریافت کرد.
لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا یکی از محبوبترین خوانندگان سبک Celtic میباشد. لورنا در ۱۷ فوریه سال ۱۹۵۷ در Morden ،Manitoba کانادا و از پدر و مادی با اصالت اسکاتلندی و ایرلندی بدنیا آمد. وی در شاخه موسیقی World / New Age / Celtic طبقه بندی میشود، هرچند در اقصی نقاط دنیا کار وی را با عناوین دیگری نیز میشناسند و حتی موسیقی محلی کشوری چون ایرلند و یا اسکاتلند نیز شناخته میشود.
پاتتیک شماره یک (I)

پاتتیک شماره یک (I)

در جنگل های دور افتاده بزرگ شدم و از همان کودکی، درونم را از زیبایی توصیف ناپذیر و خاص موسیقی بومی روسیه می انباشتم… عاشق سودا زده عنصر روس در تمام جلوه هایش هستم. آثار “چایکوفسکی” بیش از آثار معاصرانش، یعنی گروه پنج نفره، به سبک و سیاق موسیقی غرب است. او عناصر ملی و جهانی را در هم آمیخت تا موسیقی بسیار شخصی و سودایی خود را بیافریند. در نوشته هایش آمده است: “هنگام آهنگسازی، شور و احساس چنان مرا می گدازد و در ذهنم شعله ور می شود که تمام کسانی که موسیقی ام را می شنوند، بازتابی از آنچه بر من گذشته است را تجربه خواهند کرد.”
نمودی از جهان متن اثر (XVIII)

نمودی از جهان متن اثر (XVIII)

اغلب اوقات آنالیز با چنین مسائلی روبرو است و برای حل آن‌ها از ابزارهای زیباشناسی و فلسفه‌ی هنر بهره می‌گیرد. هر چند ممکن است تحلیل‌گران اندکی را بیابیم که مستقیما وارد چنین بحث‌هایی شده باشند اما به‌ هر حال رد استفاده‌ی آن‌ها را می‌توان در لایه‌های زیرین تحلیل‌شان نشان داد.
فاصله مضراب با سیم در سنتور

فاصله مضراب با سیم در سنتور

در ادامه مقاله قبلی و در خصوص مضراب زدن با ساز سنتور، همانطور که در مورد اجرای ریز صحبت شد، می توان همان خصوصیات را به اجرای پاساژها و همچنین آرپژ ها مرتبط نمود. اجرای صحیح و درست این تکنیک ها نیز با پایین نگه داشتن سر مضراب تا یک فاصله مشخص شده از سیم ها ، کاملا آسان می شود.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

با چنین انگیزه ای بوده است که گوستاو مالر نامِ “ترانه ای برای درد و رنج زمین” را که در ابتدا برای اثرِ معروف خود برگزیده بود، با این هدف که از بار اندوه اثر برای مخاطب بکاهد، به “ترانه ی زمین” تغییر می دهد که حقیقتن دو عنوان، با دو بارِ عاطفی متفاوت اند.
بیلتیسم

بیلتیسم

پاول مکارتی (Paul McCartney)، جان لنون (John Lennon) و جورج هریسون (George Harrison) که هرسه نوازنده گیتار و خواننده بودند به همراه Ringo Starr نوازنده Drums همه در سالهای اول دهه ۱۹۴۰ در لیورپور انگلستان بدنیا آمدند و همگی در نوجوانی درس و مدرسه را رها کردند و خود را وقف موسیقی راک کردند.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

صفیر راک حسن‌ختامی است معنادار؛ در درجه‌ی اول، برای گوشه‌های راک و در درجه‌ی دوم، برای دستگاه ماهور. در این گوشه، دانگ‌هایی با خصوصیّات مشابه سه دستگاه به‌طور مستقیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: شور، همایون، و ماهور. از این‌رو، تعداد دانگ‌هایی که در این گوشه تعریف می‌شود یک دانگ بیشتر از گوشه‌های پیشین، یعنی پنج دانگ، است.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.