منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

پوریا منوچهری
پوریا منوچهری
قرار است، فردا ساعت ۹ شب، تالار وحدت شاهد اجرای ارکستر تازه تاسیس فیلارمونیک تهران باشد، این ارکستر به رهبری آرش گوران و مدیریت پوریا منوچهری به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است. در این مجموعه مصاحبه ها، به گفتگو با شف های و رهبر و مدیر این ارکستر زهی پرداخته ایم که می خوانید.

در مورد رپرتوار ارکستر در این برنامه صحبت کنید.

منوچهری : دو قطعه از آرو پارت، یک اثر از تاکمیتسو و چند قطعه از بارتوک، والتون و گولیژوف که مجموعا شش اثر می شود.

از آهنگسازان ایرانی قطعه ای اجرا نمی کنید؟
در این کنسرت خیر. آینده قطعا کارهایی از آهنگسازان ایران خواهیم زد. در ارکستر فیلارمونیک قصد دارد در کنسرتهایش به قطعاتی بپردازد که مهجور مانده اند ولی در عین حال زیبا هستند.

قطعاتی که در این کنسرت اجرا می کنید همگی به صورت ارجینال برای ارکستر زهی نوشته شده یا تنظیم هم کردید؟
خیر، همه برای ارکستر زهی بوده است ولی در بعضی موارد تا حدی تغییرات کوچکی هم به صلاح دید رهبر ارکستر در قطعات داده شده که روایت حاصی را ایجاد کرده از آن قطعات.

پارتیتورها را چه کسی تهیه کرد؟
آقای عرفان وکیلی پارتیتورها را به دست آوردند و خودشان بوسیله برنامه سیبلیوس زحمت کشیدند و پارتیسیون آنها را برای ارکستر تهیه کردند.

این ارکستر به شکل زهی خواهند ماند یا مانند ارکستر فیلارمونیک ایرانیان سمفونیک خواهد شد؟
در حال حاضر قصد داریم با همین ترکیب که نوازندگان ما بهترین نوازندگان سازهای زهی ایران هستند که در ارکسترهای مختلف هم مشغولند، کارمان را ادامه بدهیم. امروز ما پتانسیال بالایی داریم در اجرای قطعات زهی، مخصوصا قطعاتی که کمتر در ایران اجرا می شوند ولی هیچ تصمیمی برای اضافه نشدن سکشن بادی به ارکستر نداریم؛ قطعا در آینده بادی ها به شکل ثابت به ارکستر ما افزوده خواهد شد. با توجه به دید وسیعی که آقای گوران در رهبری دارند، قطعا اگر قطعات کلاسیکی هم که بارها اجرا شده اند توسط ایشان با این ارکستر اجرا شود، صدایی خاصی را خواهیم شنید.

پس ما قطعات کلاسیک را هم خواهیم زد ولی با استانداردهایی بالاتر از کیفیت ارکسترهای فعال فعلی و با تمرین و دقتی بیشتر. نقطعه قوت این ارکستر را نسبت به ارکسترهای دیگر در چه می بینید؟در هر ارکستری اگر نوازندگان و رهبر و مسئولین ارکستر غیر از حرفه ای بودن، یکدل باشند، نتیجه اجرایی عالی خواهد بود؛ ما اعتقاد داریم در این ارکستر در حال حاضر این شرایط فراهم شده است و این نکته باعث شده که ارکستر خاصی داشته باشیم.

شما در هفته چند روز تمرین می کنید؟
ما با یکروز در هفته شروع کردیم و کم کم هرچه به روز اجرا نزدیک می شویم تمرین ها را افزایش می دهیم و روزهای پایانی هر روز تمرین می کنیم. یک نونت هم داریم که از الان جدا از ارکستر ۵ روز در هفته تمرین می کنند.

چقدر این ارکستر را از نظر توانایی هم سطح ارکسترهای بین المللی می بینید، این سئوال را با توجه به این گفته شما که هر روز تمرین خواهید کردم می پرسم، چراکه ارکسترهای درجه یک جهان برای قطعات سنگین هم این زمان را نمی گذارند.
از دو جهت من می توانم ادعا کنم که ارکستر بین المللی هستیم، یکی اینکه ما حرفه ای ترین نوازندگان ایران را در ارکستر داریم که سطح بالایی از نظر نوازندگی استاندارد دارند، البته این ادعا به این معنی نیست که تمام حرفه ای ها در ارکستر ما هستند، ولی بخشی از آنها در ارکستر ما هستند که شامل کل نوازندگان ما می شوند؛ دوما ما رپرتواری که داریم اجرا می کنیم، در سطح جهان شناخته شده است و ارکسترهای خاصی به سراغ آنها رفته اند و بعضی از این قطعات هنوز بیشتر از ۴ یا ۵ اجرای جهانی نداشته است.

هر ارکستری این جسارت را ندارد که تاکمیتسو و گولیژوف را در رپرتوار یک شب اش اجرا کند؛ این آثار بسیار سنگین هستند و مخصوصا با حساسیتی که آقای گوران دارند، کار برای ارکستر سخت تر هم خواهد شد. در نتیجه هیچ موردی را چه از نظر کاری، چه از نظر اجرایی و … از ارکسترهای خارجی کم نمی بینم و فقط می ماند بحث تجربه که آن در طول زمان به دست می آید.

ولی باید توجه داشته باشید که یک ارکستر خوبی غربی، با چهار روز تمرین یک رپرتوار قوی را با کیفیت بالا روی صحنه می برد. اینکه شما با این سرعت قطعه را نمی توانید به اجرا برسانید، دلیل بر پایین تر بودن تکنیک نوازندگان این ارکستر نسبت به نوازندگان ارکسترهای بین المللی نیست؟
ما در ترکیب ارکسترمان نوازنده ای داریم مثل آقای پدرام فریوسفی که با سابقه اجراهایش با ارکسترهای بین المللی نشان داده که نوازنده بین المللی است، نوازندگان خوب دیگری هم در ارکستر داریم ولی شاید بعضی از نوازندگان ما در این سطح تکنیکی نباشند که دلیلش عدم حمایت مناسب مسئولین در طول این سالها از مراکز آموزشی مثل هنرستانها یا ارکسترها باشد که باعث شده یک نوازنده موسیقی کلاسیک نتواند تمام وقتش را صرف ارتقاء تکنیکی خود کند و مجبور بوده برای درآمد به کارهای دیگری دست بزند، مقصر می تواند دفتر موسیقی، اسپانسرها و تمام ارگانهایی باشند که بصورت مستقیم و غیر مستقیم با موسیقی ارتباط دارند ولی اصولا تکنیک پدیده ای اکتسابی است و نوازندگان جوان این ارکستر هم اگر در سطح عالی نیستند، به مرور به این سطح خواهند رسید.

آیا نت هایی که آقای عرفان وکیلی به دست آورند از سایتهای مجانی بوده یا به روش دیگری به دست آورند؟
هر کدام از این آثار به روشی به دست ایشان رسیده، بعضی که در آرشیو ایشان از قبل موجود بوده بعضی هم از طریق نامه نگاری با آهنگسازانشان به دست ایشان رسیده. آقای وکیلی به صورت شبانه روزی روی پارتیسیون کردن این نت ها کار کردند و بارها با چشم قرمز به سالن تمرین می آمدند و تمرین می کردند!

12 دیدگاه

  • omid
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۹۱ در ۱:۴۷ ب.ظ

    از مجموع صحبت های رد و بدل شده به این نتیجه رسیدم که به هر حال این ارکستر طی چهار پنج روز تمرین اماده اجرای قطعه نمیشه و این نکته ای است که اقای پورقناد بعنوان یکی از شاخصه های سطح ارکستر بین المللی از اون یاد کردن. هر چند در اوضاع کنونی هنر وجود این ارکستر یک نعمت برای ما بوده و بسیار هم همگی دست اندرکارانش زحمت کشیده اند ولی قیاس با سطح بین المللی اشتباه است.متشکرم

  • omid
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۹۱ در ۱:۵۶ ب.ظ

    شاید مولفه های بسیاری رو بشه برای نشان دادن سطح بین المللی برای یک ارکستر مطرح نمود که از ان جمله تعداد اجراها در طی سال و تعداد قطعات اجرا شده از سبک های مختلف موسیقی و کار کردن با رهبر های مشهور مدعو و رهبر ارکستر ثابت معروف و میزان توانایی ارکستر جهت ضبط اثار و…. از این دسته هستند و من فکر می کنم اطلاق سطح بین المللی به یک ارکستر با در نظر گرفتن مجموعه ای از پتانسیل ها باید صورت پذیرد

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۹۱ در ۲:۰۶ ب.ظ

    سلام
    ببخشید اگر از “گلیژوف ” منظورتان همان
    آهنگساز آرژانتینی است تلفظ این نام به این شکل غلط است . مگر این که یهودی ها با این “ژ” در آرژانتین و در زبان اسپانیایی کنار آمده باشند !!
    برادر من “قلی اوف” خودمان چه اشکالی داشت
    مگر؟همه ما پانزده سال است داریم این بابا رابه همین نام تلفظ می کنیم.بخدا آدم خوبیه و حرفی نداره…
    شده ” شاستاکوویچ” ها..!!!
    Takemitsu هم بهتر است “تاکه میتسو ” بشود چون “E” ساکن نیست .فیلم های زندگی اش موجود است و هیچ کجا تاکمیتسو نمی شنویم.
    Arvo Part نیز بهتر است همان طور که در متن آمده “پارت” تلفظ شود.”و” دوم “آروو” را بگذارید که مثل “برو” صدا ندهد.یک کم حساس باشید به این مسائل جرئی خیلی چیزها فرق خواهد کرد و تکانی می خورد. ده سال پیش که این موسیقی دان را مطرح کردم می دانستم که تلفظ درست “پِرت” است ولی دیدم “پرت” در فارسی مثلا چرت و پرت یا خرت و پرت را تداعی می کند که حق این آهنگساز نبود.
    دست همگی دوستان درد نکند و خسته نباشند.
    یک توصیه حرفه ای هم بکنم که بهتر است برای اجرای آثار اسپکترال یا تین تینابولی ابتدا کاملا این دو سبک را از لحاظ تئوریک آنالیز کنید و به صرف شنیدن و حفظ کردن
    سی دی نمی شود به این راحتی ها “تمپو” ی واقعی و “نور” های این دو سبک را آن هم در
    تالار وحدت که بیشتر به زمین فوتبال می ماند درآورد . رودکی هم همچین آش دهن سوزی
    نیست .بعد از تعویض صندلی ها کلا “Treble” شده و کف آن را هم سیلر بزنند که خوشگل بشود… دیگر واویلا!
    کل حرف این دو سبک به عقیده بنده عبارت است از رزونانس درست نورها یعنی شما از تئوری رنگ در موسیقی نیز باید عبور کرده و با مسائل آبستره آن درگیر شده باشید. اگر شده اید که واقعا خسته نباشید چون این کارهایی که ما می کنیم یک پنجاه سالی برای این مردم زود است… خود دانید. ببخشید یک کم تلخم و بدبین…

  • پویا
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۹۱ در ۳:۵۰ ب.ظ

    بسیار توضیح خوبی بود امید

  • مریم
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۹۱ در ۴:۵۶ ب.ظ

    من اجرا گروه رو دیدم بالاخره انها هم زحمت زیادی کشیدند واجرای خوبی داشتند اصولا به نظر من باید سعی بشه که این گرو ه ها حمایت بشن نه اینکه بدتر از انها انتقاد کرد

  • سهراب
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۱ در ۵:۰۲ ق.ظ

    انتقاد بهترین شکل حمایته.

  • پویا
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    سر در نمی‌آورم با کدام تجربه ( تاریخی، اجرایی، علمی و دانشگاهی ) می‌توان در اجرای موسیقی کلاسیک (تمام تاریخ موسیقی بعد از قرن ۱۳ ) در سطوح بالای جهانی سر بلند کرد؟
    پیشرفت و تکاپو و پویندگی جای خود، خیلی هم عالی. ولی این توهم پوچ و تبلیغات پوپولیستی و رفتار لاادری نه چیزی را تغییر می‌دهد نه پایه‌های پیشرفت را مستحکم می‌کند. این که بدانیم چه هستیم و کجاییم هیچ ایرادی ندارد, حتا موجب پیشرفت و ارتباطات کاری بیشتر هم خواهد شد.

  • ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱:۲۰ ب.ظ

    دوست گرامی پویا عزیز
    لطفا واضح تر بگویید منظورتان از تجربه تاریخی، اجرایی، علمی و دانشگاهی چیست؟

  • پویا
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۱ در ۵:۵۸ ب.ظ

    هر ساله در دانشگاه های ما چند اجرای استاندارد دیده می‌شود؟ چند ارکستر استاندارد دعوت می‌شود؟ سالی چند کنسرت از این نوع موسیقی اجرا می‌شود که بین این‌ها یکی بهترین و یگانه و بین‌المللی باشد؟

    اضافه کنم نه ای کاش آقای منوچهری دست کم جواب سوال اول رو می‌دادن و به معرفی بسنده نمی‌کردن

  • ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۱ در ۷:۳۶ ب.ظ

    دوست گرامی
    مسلما دیدن اجرای استاندارد از نزدیک به پیشرفت نوازندگان و مطلع شدن از اجراهای جهانی کمک خواهد کرد ولی آیا کیفیتی که یک بیننده در سالن کنسرت از اجرای روی صحنه دارد با یک فیلم برداری عالی با صدابرداری عالی آن هم از یک اجرا با چندین و چند ارکستر درجه یک که امروز در کامپیوتر هر آماتوری پیدا می شود نمی تواند جای این کنسرت دیدن را بگیرد؟

  • پویا
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱:۲۲ ق.ظ

    ۱۰۰٪ خیر

  • پاواروتی
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    ما اینجا این ادعا رو نداریم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

خواننده ای که شناخته نشد (I)

خواننده ای که شناخته نشد (I)

جمال صفوی اهل اصفهان بوده که در تهران صدایش با کمپانی کلمبیا به ضبط رسیده است و آثار بسیار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته وی در زمان ضبط صفحات ۲۰ ساله بوده. در سال ۱۳۰۷ ش که ملک الشعرای بهار راهبری هنرمندان موسیقی را به عهده داشته است جمال صفوی را انتخاب کرده و آثاری از ساخته های درویش خان، نی داود و آثار خودش را به ضبط رسانده است؛ کلیه آثاری جمال صفوی در پاییز ۱۳۰۷ ش در تهران با صدابرداری فرانک آرتور فلوید برای کمپانی کلمبیا بوده است. وی اولین هنرمندی است که در اولین سری ضبط صفحات کمپانی کلمبیا می خواند همچنین جزو جوانترین خواننده های موسیقی زمان خود است که آثارش به ضبط می رسد.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

پایین ترین نت: در یک رپرتوار استاندارد برای خواننده تنور محدوده A2 میباشد اما اندکی از نقشها در اپرا پایین تر ازC3 نیز میباشد. بالاترین محدوده صدایی : در بسیاری از رپرتوارهای استاندارد محدوده صدایی ) C5 که به اصطلاح tenor C میگویند )اما در برخی از نقشها بالاترین نت F5 که تنها تعداد محدودی خواننده قادر به اجرای چنین نقشی با این وسعت صدایی دارند.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

خانم النی کارایندرو در بازگشت به آتن، لابراتورای از سازهای سنتی در مرکز فرهنگی ORA کشف کرد و کشفیاتش را در برنامه رادیویی اتنوموزیکولوژی بیان کرد. همچنین در سال ۱۹۷۶ با مرکز ECM آشنا شد، او درباره این مرکز می گوید: “من دنیای خود را کشف کردم. بداهه نوازی و آهنگسازی بر اساس احساسات و بدون هیچ گونه قید و بند سبکی و فرمی.” در این دوره بود که او به نوشتن آغاز کرد (به خصوص برای فیلم و تئاتر).
درگذشت آرت دیویس نوازنده دبل بیس

درگذشت آرت دیویس نوازنده دبل بیس

آرت دیویس، نوازنده نام آور دبل بیس (double bass) که با بزرگان موسیقی جز از جمله جان کولترین (John Coltrane) به اجرای موسیقی پرداخته بود، در اثر حمله قلبی در منزل خود و در سن ۷۳ سالگی درگذشت.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

در دهه سی قرن بیستم بیچام دوباره توانست مدیریت بخش بزرگی از فصل های اپرای کاونت گاردن را در اختیار خود درآورد. اما از آن جایی که تمایل داشت بر آهنگ سازی تمرکز کند تا مدیریت، وظیفه مدیر هنری را به عهده گرفت و جفری توی (Geoffrey Toye) به عنوان مدیر عامل انتخاب شد.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.
شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«سجاد پورقناد» اما معتقد بود که می‌توان به سادگی این دو را از هم تمییز داد و بر خصلت توصیفی آنالیز (به عنوان ممیز) تکیه می‌کرد با این مضمون که «اگر نوشته از شرح این که قطعه چند میزان دارد و هارمونی آن چگونه است و… شروع شود و به همین منوال ادامه بیابد» تجزیه و تحلیل است اما اگر «تاکیدی بر این که چرا و چگونه چنین اتفاقاتی در قطعه افتاده و مسائل جنبی آن» وجود داشته باشد نقد است. «نیوشا مزیدآبادی» با این نظر موافق نبود و معتقد بود که در این صورت آنالیز و نقد باز هم یکی می‌شوند.
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (II)

آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (II)

بعد از ابن زیله، صفی الدین ارموی طرحی را به بدعت گذاشت که در آن اکتاو از هجده نغمه با تکرار نت اول تشکیل شده بود و چون این هجده نغمه هفده فاصله را ایجاد می کردند به گام هفده قسمتی صفی الدین معروف شد. در این نظام تطابق نام نغمات با نامگذاری ابجد، نسبت به سیستم ابن زیله متفاوت است. این گام از مبنای دو به شرح زیر است: