توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

Fats Waller  1904 – 1943
Fats Waller 1904 – 1943
به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده جزی که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر. به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید تا راجع به آن بیشتر صحبت کنیم:

audio fileA Tisket A Tasket .

فتس والر نه تنها یکی از بزرگترین پیانیستهای جزی است که تا کنون شناخته شده اند، بلکه یکی از مفرح ترین اشخاص و بهترین سرگرمی سازان عصر خود بوده است. بیشتر اوقات یکی از این تواناییها بر دیگری غلبه میکرد و برنامه او را به سمت اجرای عالی یا شوخیهای عالی سوق می داد.

شیوه اجرای سبک و سریع او بدن حجیم او را کاملا تحت الشعاع قرار میداد، فتس والر قادر بود به سرعت هر پیانیست جز (Jazz) زنده یا مرده ای که میشناسیم بنوازد، بخصوص به سبک “James P. Johnson” که با حرکات قوی دست چپ در پرشهای سریع و یکنواخت اکتاوها را عوض میکرد، بله نوازندگی او بی مانند بود.

والر با شیوه بی نظیر اجرایش، با عوض کردن سریع پدالهای ارگ و نواختن مقطع نتهای “Staccato” با دست راست و فاصله گذاریهای زیبا و خلاقانه اش، از پیشگامان استفاده از ارگ بادی و ارگ الکتریکی هاموند در موسیقی جاز بود. به گوشه ای از یکی از کارهای او با ارگ گوش کنید:

audio fileDon’t Try Your Jive On Me .

به عنوان آهنگساز و بداهه سرا (Improviser) دست یافتهای ملودیک او هرگز کهنه نشد و او با دستی پر از اشعاری شاد با مضمونهایی کنایی و دل انگیز در ترانه هایی چون: “Honeysuckle Rose”، “Ain’t Misbehavin”، “Keepin’ Out of Mischief Now”، “Blue Turning Grey Over You” و ترانه بی بدیل “Jitterbug Waltz” دنیای موسیقی جاز را متحول کرد.

توماس رایت (فتس) والر در ۲۱ مه ۱۹۰۴ در نیویورک متولد شد. هنگامی که ۱۰ سال داشت، تحت تاثیر پدربزرگش که نوازنده ویولون بود و تشویق مادرش، والر در کنسرتهای مدرسه و در کلیسای پدرش (که مبلغ مذهبی بود) به نواختن پیانو و ارگ مشغول شد.

در ۱۹۱۸، زمانی که هنوز در دبیرستان درس میخواند از طرف مسئولین تئاتر لینکلن دعوت شد تا جایگزین نوازنده ارگ شود و در نتیجه توانست تجربه نواختن با ارگ مشهور “Wurlitzer Grand” را به دست آورد. یک سال بعد والر با اجرای ترانه رگتایم “Carolina Shout” ساخته “James P. Johnson” برنده یک مسابقه کشف استعدادهای جوان شد.

والر در دورانی که تحت الحمایه جانسون بود، شیوه سریع پیانو نوازی هارلم یعنی دست چپ رقصان را برگزید که در آن با تاکید بر نت های تغییر کرماتیک یافته در بخش بیس همراه با چاشنی های خاص خودش، بسیار موفق بود.

در ۱۹۱۹ هنگامی که در یک تور به عنوان پیانیست شرکت کرده بود ترانه “Boston Blues” را تنظیم می کند که بعد نام آنرا به “Squeeze Me” تغییر میدهد. این ترانه با اشعاری از “Clarence Williams” یکی از مشهورترین آثار او است.

در اوایل دهه ۲۰ و زمانی که آمریکا در آستانه عصر جز و ممنوعیت مشروبات الکلی بود، هنر والر در کافه های زیرزمینی و کاباره ها بسیار هواخواه داشت. رفت و آمد در چنین مکانهایی خواه ناخواه والر را با گروههای گانگستر آشنا کرد و می گویند او اولین اسکناس صد دلاری خود را از آل کاپون که از کار والر لذت برده بود، دریافت کرده است.

گفتگوی هارمونیک

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

یکی از روزها، برای دیدار دوست عزیزم، نوازنده چیره دست تار و سه تار به آموزشگاه او رفتم. در حین گفتگوها درباره “مهارت نوازندگی” و سرگذشت آن، به استاد عزیز توضیح دادم. ایشان به من پیشنهاد داد با توجه به اینکه تمام هزینه چاپ و انتشار را به عهده گرفته‌ام، خودم ناشر کتاب شوم. سپس با یکی‌ از شاگردان خود که در کار چاپ و نشر کتاب بود و نوازنده خوب سه‌ تار نیز به حساب می‌آمد، تماس گرفت… آقای پرهیزگار به آنجا آمد.
درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

الحان موسیقی، در یک ترکیب و فرم زیبا و با هارمونی و رنگ آمیزی مناسب، سریعتر ازهرچیز دیگری میتواند درعاطفه و ذهن افراد تأثیر بگذارد و احساسات و عواطف خاصی را در آنها برانگیزاند که منشأتحرّک و فعالیت و تداعی و اندیشه ها میگردد. اگر نغمه های موسیقی بطور مستقیم مانند واژه های شعری نتواند فکر خاصی، گزارش واقعه و یا محتوای پیامی را درذهن شنونده القاء نماید، اما به نوعی قویتر از هر هنری صور خیال و فعالیّت بیرونی را تحریک میکند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

[ساختارگرایی] بر نظریه‌های زبان‌شناسانه‌ی فردینان دو سوسور بنا شده، که می‌گوید زبان یک سامانه‌ی خودبسنده‌ از نشانه‌هاست و نظریه‌های فرهنگی کلود لوی استروس، که می‌گوید فرهنگ‌ها، مانند زبان‌ها می‌توانند همچون سامانه‌هایی از نشانه‌ها دیده شده و برحسب رابطه‌های ساختاری میان عناصرشان تجزیه و تحلیل شوند. این مفهوم مرکزی در ساختارگرایی آن است که تضادهای دوگانه (برای مثال نرینه/ مادینه، عمومی/ خصوصی، پخته/ خام) منطق ناخودآگاه یا «دستور زبان» یک سامانه را معلوم می‌کنند.
صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

شهر وین در کشور اتریش، امسال مانند بیشتر شهرهای بزرگ اروپایی شاهد برگزاری مراسم سالگرد تولد هایدن آهنگساز بزرگ اتریشی بود. هایدن آهنگسازی است که غیر از تاثیرات بسیار زیاد در تکامل موسیقی کلاسیک، دو شاگرد مهم را هم به موسیقی کلاسیک تقدیم کرده است، موزار و بتهوون! در برنامه قبلی این فستیوال که به مدت دو روز پنجم می از ساعت ۱۱ تا ۱۷ و ۲۷ می از ساعت ۱۴ تا ۲۱ برگزار شد، نوازندگان در محوطه قصر با شکوه “BELVEDERE” به اجرای برنامه پرداختند. این برنامه با همکاری دانشگاه موسیقی وین برگزار شده بود و در آن هنرآموزان و هنرجویان برگزیده دانشگاه به اجرای آثاری از هایدن و یا در ارتباط با او، پرداختند.
سالی بدون خسرو جعفرزاده…

سالی بدون خسرو جعفرزاده…

سالی که گذشت، پر از درد و تلخ کامی بود… هر فصل سال ۹۸ یادآور خاطره اندوهناکی بود، سالی که با سیل آغاز شد و با کرونای مرموز پایان یافت. سالی که با بزرگترین هنرمندان ایران زمین وداع کردیم و گاهی این وداع جانسوز تر شد وقتی مجبور شدیم از تصاویر مجازی عزیزانمان را تا خانه ابدی بدرقه کنیم.
مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.
فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
مروری بر کتاب «تاریخ موسیقی غرب»

مروری بر کتاب «تاریخ موسیقی غرب»

کتاب «تاریخ موسیقی غرب» انتشارات نورتن را به تازگی «کتابسرای نیک» با ترجمه‌ی کامران غبرایی و ویرایش تخصصی ناتالی چوبینه منتشر کرده است. این سومین بار است که در سال‌های گذشته منابعی تقریبا کامل از تاریخ موسیقی (گاه غرب و گاه جهان و غرب) ترجمه می‌شود. بار نخست بهزاد باشی کتاب تاریخ موسیقی انتشارات پلیکان ویراسته‌ی آلک رابرتسون و دنیس استیونس را با عنوان «تاریخ جامع موسیقی» ترجمه کرد و بار دوم ناتالی چوبینه و پریچهر زکی‌زاده تاریخ فشرده‌ی موسیقی آکسفورد نوشته‌ی جرالد آبراهام را ترجمه کردند که چاپ امروزینش با ویرایش و بازنگری گسترده‌ی سیدعلیرضا سیداحمدیان در دسترس است.