پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.

بوچلی برای تهیه این نمونه انتخاب شد و پاواروتی پس از شنیدن صدای او پرسیده بود” این جوان کیست؟ تو با وجود او به من احتیاجی نداری چرا که من هم نمیتوانم از این بهتر بخوانم.”

در نهایت دوئت با صدای پاواروتی و زوکرو تهیه شد و در تابستان ۱۹۹۳، بوچلی همراه زوکرو در تور اروپا شرکت کرد و علاوه بر اجرای قسمت مربوط به پاواروتی در Miserere، قطعه سولویی اجرا کرد که با وجود نامتعارف بودن در یک کنسرت راک، با تشویق فراوان روبرو شد، قطعه “Nessun Dorma” از اپرای “TURANDOT” پوچینی (Puccini).

در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۳ بینندگان حاضر در سالن تئاتر رومولو ولی (Teatro Romolo Valli) واقع در رجیو امیلیا (Reggio Emilia) شاهد اولین حضور رسمی بوچلی در عرصه موسیقی کلاسیک بودند.

سال ۱۹۹۴ سال بسیار پرباری برای بوچلی بود او در این سال نه تنها جایزه اول تازه واردین در فستیوال سان رمو را دریافت کرد بلکه پس از پخش اولین آلبوم خود، موفق به دریافت جایزه صفحه طلایی شد. در سپتامبر همان سال پاواروتی از او دعوت کرد تا در کنسرت خیریه اش یعنی “پاواروتی و دوستان” در مودنا (Modena) شرکت کند. بوچلی قطعه “Mattinata” اثر لئون کاوالو “Leoncavallo” و دوئت “Nottee Piscatore” اثر مورانته “Morante’s” را با استادش پاواروتی اجرا کرد و در آخرین اجرای برنامه قطعه “Brindisi” از اپرای “LA TRAVIATA” را همراه با نانسی گوستافسون (Nancy Gustafson)، جورجیا (Giorgia)، آندره آس وولر ویدر (Andreas Vollenweider) و برایان آدامز (Bryan Adams) اجرا کرد.

در ماه سپتامبر بوچلی برای اولین بار یک نقش اپرایی را بر عهده گرفت و در اپرای مکبث اثر جوزپه وردی Giuseppe Verdi، در نقش مک داف ظاهر شد و در کریسمس “Adeste Fideles” را در “St. Peter’s Basilica” رم در حضور پاپ اجرا کرد.

سال ۹۵ با کسب مقام چهارم در فستیوال سان رمو با ترانه “Con Te Partiro” و تولد اولین فرزند او همراه بود و سال ۹۶ با موفقیت بی سابقه تک ترانه ای که با سارا برایتمن در آلمان اجرا کردند. نسخه متفاوتی از “Con Te Partiro, Time to Say Goodbye” این ترانه رکورد فروش تمام تولیدات موسیقی سال را شکست و حدود ۶ ماه در صدر فهرست بهترینهای آلمان بود. به قسمتهای ابتدایی از این قطعه گوش کنید :

Audio File Con Te Partiro

سال ۱۹۹۷ Romanza چهارمین آلبوم او روانه بازار شد و ترانه مشترکش با سارا برایتمن جایزه اکو، برای بهترین تک ترانه سال را از آن خود کرد. بوچلی در این سال موفق به اجرای دو برنامه دیگر در حضور پاپ شد، در جشنواره جهانی جوانان در پاریس و در مراسم کنگره یوکاریست “Eucharist-congress” (جشنواره ای مذهبی که هدف آن ایجاد ایمان مذهبی و تقویت همبستگی مسیحی است و با اجرای مراسم آئینی باشکوه،موسیقی و برنامه های دیگر همراه است.) در بولونیا.

در ۱۹۹۸ آلبوم پنجم او، “Aria” آماده شد و موفق به دریافت دومین جایزه اکو خود برای پرفروشترین آلبوم کلاسیک شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

دیما تکاچنکو با ارکستر فیلارمونیک تهران می نوازد

دیما تکاچنکو با ارکستر فیلارمونیک تهران می نوازد

ارکستر فیلارمونیک تهران به رهبری آرش گوران به همراه دیما تکاچنکو نوازنده ویلن اکراینی دوم و سوم مهر ماه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. در این کنسرت آثاری از رادیون شدرین، دمترى شوستاکوویچ و ولادیمیر مارتینووْ به اجرا می رسد.
زمان با شکوه نقطه اوج (I)

زمان با شکوه نقطه اوج (I)

درک موسیقی بدون درک زمان امکان ناپذیر است. این موسیقی است که در میدانی از استمرار زمانی محدود ظاهر میشود، بنابراین لازم است پیش از بررسی این هنر به موضوع زمان پبردازیم اگر زمان حال یا اکنون(دم) را لحظه تجلی دو زمان گذشته و آینده تعریف کنیم.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
گفتگو با گیل شاهام (I)

گفتگو با گیل شاهام (I)

وقتی بدشانسی به تو رو میکنه، تو یه لحظه شانس در خونتو میزنه! همه ما داستانهای زیادی راجب آدمهای بی سواد که یه شب راه ترقی را طی کردن شنیدیم. این داستانها علاوه بر تئاتر روی صحنه کنسرت هم اتفاق می افته. وقتی ویلونیست مشهور پرلمن (Itzhak Perlman) در سال ۱۹۸۹ به علت عفونت گوش نمی تونه به لندن سفر کنه، گیل شاهام ۱۸ ساله بزرگ ترین شانس زندگیشو بدست میاره و کنسرتو های سیبلیوس و بروخ را با همکاری London Symphony Orchestra اجرا میکنه.
قول و غزل یا قول و غزل (IV)

قول و غزل یا قول و غزل (IV)

به نظر می رسد تا همین جا نیز این چند قطعه، قابل تأمل و گوش دادنی(!) باشند و اثر، در داشتن داعیه ای بیش از این، قابل دفاع نخواهد بود. نه به این دلیل که توضیحی در خصوص جنبه های احتمالی دیگر داده نشده بلکه تنها به این دلیل صریح که خود اثر، توضیحی بیش از این ارائه نمی دهد. از این رو، رهاشدن از بند چیدمان دستگاهی همانگونه که صاحب اثر نیز بر آن تأکید نموده، گام موثری در ورود به فضاهای مدال جدید خواهد بود.
دویچه گرامافون (I)

دویچه گرامافون (I)

شعار Raucous در توصیف تکنولوژی نوین ضبط و پخش این بود: “قوی ترین٬ بلندترین و طبیعی ترین صدا”. ماشین سخنگو در ابتدا تنها در مغازه های دوچرخه و اسباب بازی فروشی یافت می شد اما امیل برلینر Emile Berliner ٬مخترع گرامافون و صفحه٬ قابلیتهای این ماشین خودکار را شناخت و ازاین تکنولوژی نوین برای راهیابی هنر وهنرمندان به خانه های مردمی سود جست که امکان دسترسی به موسیقی را نداشته اند.
خالقى از زبان خالقی – ۱

خالقى از زبان خالقی – ۱

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان گرم است، خوب است و حضورش پرکنده و در برگیرنده است. دربرگیرنده محیط و آدمهای دور و برش، و به همین دلیل در یک رابطه، در یک گفت و شنود، اوست که حاکم است. راطه را خودش رهبری میکند. سئوالها را مطابق میل با حوصله خودش تغییر میدهد و هر چه دلش میخواهد میگوید، اصلا بعضی پرسشها را نشنیده میگیرد و به حرف خودش ادامه میدهد.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…