زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

علی حاتمی در کنار حسین علیزاده
علی حاتمی در کنار حسین علیزاده
نگاهی گذرا به نقش موسیقی در فیلمهای زنده یاد علی حاتمی
معناشناسی عناصر تشکیل دهنده در فیلمهای علی حاتمی را هنگامی میتوانیم حس کنیم که به توضیحات خود او توجه کنیم. این توضیحات مصاحبه ها و مقاله های او طی سی و چند سال فیلم سازی آمده و مجموعه ای از آنها در کتابی قطور جمع شده است. با این حال، نویسنده، آن را کافی نمیداند، زیرا گاه در نشریات دهه ۱۳۴۷- ۱۳۵۷ به مقاله های کوتاه و مصاحبه هایی از این فیلمساز بلند آوازه برخورد کرده است که در کتابهای چاپ شده در چند سال اخیر دیده نمیشود.

از این رو، کتابشناسی آثار قلمی علی حاتمی را هنوز نمیتوان کامل دانست. گذشته از این ها، مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی او که در آرشیو های دولتی خاک می خورد را نیز باید به این مجموعه مفقودان افزود. علی حاتمی، از آنجا که به خواست و به تصریح خود، از قواعد کلاسیک و شناخته شده فیلم سازی پیروی نمیکرده، نحوه کار و زیبایی شناسی خود را توضیح میدهد. از این جهت، علی حاتمی، به نوعی کار مدرنیست ها را انجام میدهد. اشخاصی که بر پایه تست یا قواعد همه گیر و پذیرفته شده کار می کنند، نیازی به توضیح ندارند. اما هنرمند متفاوت و هنرمند خارج از این مدار، خود را توضیح میدهد.

یکی از قابل استفاده ترین«توضیحات» علی حاتمی درباره کار و زیبایی شناسی خاص خودش، گفتگوی بلندی است که هنگام نمایش سریال «هزاردستان» در ماهنامه فیلم انجام داد. اما در آنجا هم اشاره کمی به موسیقی هست و -اصلا تا جایی که نویسنده این مقاله میداند- گفتگوی و یادداشت مستقلی درباره علاقمندی های موسیقایی علی حاتمی در دست نیست. شاید کسی پیدا نشود که در این زمینه کنجکاوی کند و از او بپرسد؛ حتی نویسنده این یادداشت که در سال ۱۳۷۰ از لطف و محبت او در کار پژوهش بهره مند شده بود، نیز به فکرش نمیرسید که چنین گفتگویی با چنین محوری ترتیب دهد. در حالی که زنده نام علی حاتمی از این موضوع استقبال میکرد. وقتی این ایده به ذهن رسید که حاتمی رفته بود. برای هر کاری زمانی ویژه است و … دریغ!

درباره زندگی موسیقایی علی حاتمی میتوان چند مقاله بلند نوشت، شاید در حد یک کتاب، که برای سینما دوستان و موسیقی دوستان، میتواند قابل مطالعه باشد. زندگی موسیقایی او، در بردارنده علاقه های موسیقایی او در دهه های زندگیش، نیز سلیقه های او در فیلمهایش است. مسلما این دو از همدیگر جدا نیستند و چه بسا که هر کدام نتواند توضیح دهنده دیگری باشند.

حاتمی دیگر نیست اما خانواده و دوستانیش هستند و میتوانند از او بگویند و از علاقه های موسیقایی او، نمیدانم که آیا با نواختن سازی آشنایی داشت یا نه، اما از فیلمهایش و از دیالوگهایی که نوشته، میزان آشنایی او با سازهای، دستگاهها و آوازها و هنرمندان بزرگ موسیقی ایرانی را میتوان حدس زد.
اکنون که پژوهش درباره زندگی موسیقایی این فیلمساز دلباخته فرهنگ و سنت قاجار، تا این حد وسیع و نیازمند امکانات است، و با توجه به اندازه در نظر گرفته شده برای مقاله، چاره ای نیست جز اینکه رد پای موسیقی را در سه فیلم شاخص از او پیگیری کنیم. این فیلمها کمابیش در آرشیوهای خصوصی پیدا میشوند، البته با کیفیتهای گوناگون، برای درک بهتر، لازم است که نسخه صاف و روشن و قابل شنودی از آنها داشته باشیم؛ همچنین در این جا از تجزیه و تحلیل فنی و تخصصی در ارتباط با پیوند تصویر و موسیقی صرف نظر شده و منظر کلی تری در نظر گرفته شده است که بتواند خواننده بیشتری داشته باشد.

Ali Hatamy
نمایی از فیلم “حسن کچل”
حسن کچل (۱۳۴۹)
اولین فیلم موزیکال تمام رنگی در سینمای ایران بود که در زمان خود با اکران طولانی و استقبال پرشور روبرو شد و کارگردان جوان(۲۶ ساله) را به شهرت رساند. یکی از منتقدین قدیمی که خود یکی دو فیلم نیز کارگردانی کرده، میگفت که علی حاتمی، اولین فیلم موزیکال ایرانی به معنی واقعی را ساخته، بدون اینکه از نمونه های خارجی –که در سینماهای تهران آنروز فراوان اکران میشدند- تاثیر گرفته باشد. به نظر میرسد که عنصر موسیقی و عنصر صحنه آرایی (دکور) در این فیلم بیشتر مورد توجه بوده تا زیباشناسی تصویری و مونتاژهای مختلف، موسیقی سراسر جاری در فیلم حسن کچل با این که عمدتا از نوع تصنیف و ضربی است، به هیچ عنوان نقش مرسوم و شناخته شده “موسیقی فیلم” را ندارد. فیلم، منظومه ای است از سلیقه های شخصی علی حاتمی در انتخاب تصاویر، قالب بندی ها، دکور و یا دیالوگ هایی که با مهارت هرچه تمامتر آنها را نوشته است. فیلم، سراسر روی دیالوگ هایی می چرخد که همه ضربی و آهنگین هستند؛ و داشتن آنها مهارت و ذوق بسیاری می خواهد. از معاصرین کسی را نمیشناسیم که چنین توانایی و استعدادی داشته باشد. لازمه اینکار، آشنایی عمیق با سنت ضربی خوانی و فرهنگ سنتی ایرانی است که علی حاتمی در آن استاد مسلم بود.

“حسن کچل” ضربی بیشتر بدون ملودی هستند و تاکید آنها روی ریتم است. اجرای دشوار و روان و زیبای آنها را با تنبک استاد زنده یاد امیر بیداریان (۱۳۱۱-۱۳۷۴) میشنویم. گروه باله پارس به سرپرستی استاد عبدالله ناظمی نیز در طراحی رقصهای آن مشارکت داشته است. خوانندگان آن نیز عهدیه بدیعی، کورس سرهنگ زاده و مهتاب (؟) بودند. صدای عهدیه را با چهره کتایون (چهل گیس) میشنویم. چهار آهنگساز معروف آن زمان نیز با علی حاتمی در این فیلم مشارکت کرده اند: اسفندیار منفردزاده، واروژان هاخباندیان و بابک افشار ؛ اما چنان که گفته شد، فیلم “حسن کچل” اساسا “موسیقی متن” به معنای شناخته شده آن ندارد. با این حال تصنیفهای کوتاه و بلند و ضربی آن از یاد نرفتنی است. نظیر این تجربه موزیکال را در “بابا شمل” نیز میشنویم اما نه به قدرت “حسن کچل”.

Ali Hatami
سوته دلان
سوته دلان (۱۳۵۶)
فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم(۱۳۲۰-۱۳۲۵) و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با “سرب” (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-۱۳۶۷) مقایسه کرد.

این فیلم نیز دارای “موسیقی متن” نیست و در عروض سراسر، انباشته از تکه های کوتاه و بلندی است که سلیقه و زیبایی شناسی خاص حاتمی در صحنه های آن گنجانده است. میدانیم که در فیلمها حاتمی با همه بار نوستالوژیک و علاقه های تاریخ گرایانه نباید به دنبال مستند سازی و بازسازی مطابق با واقعیت گشت. خود او نیز عمدتا” چنین روشی را انتخاب کرده بود و بیشتر دغدغه روایت گری خود را داشت، نه رعایت وسواس های تاریخ نگارانه و یا مستند سازی. “سوته دلان” در فضای تهران شصت سال پیش میگذرد، در حالی که با موسیقی محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان انباشته شده است.

موسیقی ای که در آن زمان (۱۳۲۵-۱۳۲۰) مشابهی نداشت و عمیقا متعلق به زمان خود (۱۳۵۶-۱۳۵۰) بود؛ روایت موسیقایی از نوستالوژی هنری عصر قاجار. با این حال، تکه های انتخابی علی حاتمی روی صحنه ها، خوش نشسته و البته بیشتر شعر و کلام آن قطعات است که حمایت کننده قصه ها و غصه های پرسوناژهای فیلم (وثوقی و آغداشلو) است، نه موسیقی آن. حتی تصنیفی که مجید سه کله (بهروز وثوقی) نسخه کاغذی آن را در دست گرفته و با صدای بلند درکوچه میخواند، متعلق به سالهای دهه ۱۳۳۰ است. بعضی تکه های کوتاه و برشهای سریع و موثر را نیز نمیتوان از یاد برد. از جمله نوای پیانو پیانوی مشیرهمایون شهردار، هنگام برنامه رادیویی ورزش صبحگاهی، که فضای غبار و خراب زندگی مجید را نمایان میکند و اندوه عمیق آن محیط را پررنگ تر نشان دهد.

در تیتراژ فیلم، از گروه موسیقی ملی رادیو و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی تشکر شده است. کار ارکستری مشکاتیان و لطفی با صدای پریسا، روی صحنه های فیلم خوش نشسته و موسیقی و تصویر، هماهنگ عمل میکند.

Ali Hatami
نمایی از پشت صحنه “دلشدگان”
دلشدگان (۱۳۷۱)
“دلشدگان” تنها فیلم علی حاتمی است که “موسیقی متن” به معنی واقعی و استاندارد را دارد و مدیون حضور یک آهنگساز با استعداد است که فهم کاملی از فیلم و موسیقی فیلم دارد؛ حسین علیزاده، نوازنده تار و سه تار و آشنا به سنت موسیقایی قاجار، در این فیلم ممارست ها و توانایی های خود را نشان داده است. در صحنه هایی، برشهایی کوتاه از تارنوازی به شیوه قاجار میشنویم و در بعضی برشها، لحن و روش علیزاده را، هم در نوازندگی و هم در ارکستر نویسی. تعدادی از شاگردان قدیمی او به عنوان نوازنده و سیاهی لشگر با لباس مخصوص آن دوران در فیلم حاضر شدند؛ از جمله جهانشاه صارمی که از شاگردان قدیم علیزاده و لطفی است و اکنون سرپرست گروه “نهفت” است.

تا از یاد نرفتند باید یاد کنم از علی حاتمی، که به واسطه یک دوست- فهید نبوی- مجموعه کامل صفحات موسیقی دوره قاجاریه خود را روی پنج حلقه نوار کاست برایم ضبط کرد و در اینکار بی بخل و گشاده دست بود. هیچوقت لطف او را فراموش نخواهم کرد؛ زیرا آن صفحات بعد ها بسیار به کار آمدند. در آن زمان، یعنی سیزده سال پیش، شنیدن صفحات عصر قاجار و مقایسه با موسیقی “دلشدگان” که با کلام شیرین یاد فریدون مشیری و صدای پخته محمدرضا شجریان همراه بود، باعث تعجب و حتی دلزدگی شد.

audio file قسمتی از موسیقی فیلم “دلشدگان”

نویسنده انتظار بازسازی فضا و تاریخ و موسیقی و وقایع تاریخ موسیقی عصر قاجار را داشت ولی اصلا هیچ چیز مطابق اصل، بازسازی نشده بود! لباسها، دکورها، قیافه ها و حتی موسیقی ها خیلی شیک تر و نو نوارتر از آنی بود که در عکسها دیده و در صفحه های گرامافون شنیده ایم. در آن زمان نویسنده فکر میکرد که یک سوژه عالی، یعنی وقایع ضبط صفحه گرامافون در سالهای ۱۲۹۳-۱۲۹۸ شمسی، به نفع یک روایتگری فانتزی و شخصی “حرام” شده است. دو نکته نیز شایسته تامل است؛ اول، آوازی که محمدرضا شجریان به تنهایی در فیلم میخواند و انصاف را که از بهترین خوانده های اوست (گویا صبح روزی در کوهستان با هوای بارانی، به کمک یک ضبط صوت دستی آنرا ضبط کرده است) دوم، موقعیت شناسی عالی علیزاده از لحظات مناسبی که تصویر با موسیقی جفت میشود و تاثیر میگذارد.

Ali Hatami
علی حاتمی در کلاس موسیقی
شجریان در آن فیلم، عمدا” از لب خوانی به شیوه فردین و ایرج خودداری کرد و علیزاده نیز محدوده کار را بر ساخت و ترانه و ضربی قرار نداد، بلکه موسیقی فیلم را به عنوان “هنر” در نظر گرفت و با هوشمندی نوشت و اجرا کرد.

طرح زیبای روی جلد نوار و پوستر فیلم نیز از یادنرفتنی است. زیرا با عناصر موسیقییایی انباشته شده است؛ از جمله یک گرامافون بوقی، نماد موسیقی عصر تجدید در ایران و نماد نوستالوژیک در فیلمهای ایرانی؛ این طرح را زنده یاد مرتضی ممیز کشیده و به فیلم دلشدگان تقدیم کرده بود.

… و ختم سخن
یاد می آورم از یک فیلم کوتاه تلویزیونی که به کوشش دوستم علیرضا مجمع درباره زنده نام، علی حاتمی ساخته شده بود و در ان از تکنوازی سنتور هنرمند ایرانی مقیم آمریکا، داریوش ثقفی استفاده شده بود. مجمع میگفت موسیقی ایرانی و ساز ایرانی روی فیلمهای هیچ کس به خوبی فیلمهای حاتمی “نمی نشیند”

31 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۶:۲۳ ق.ظ

    ُُســـلام
    زحمتکشان عرصه موسیقی..
    خسته نباشید
    خدا قوت

    بابا این سایتتون خیلی بهتر شده
    کلاس بندی مطالبتون عالیه …

    میدونید ..
    حالا شده یه سایت کامل و حرفه ای
    با قبل درهم و برهم بود
    خوب کردید درستش کردید
    اگه پول زیاد خرجش کرید ولی ارزشش رو داشت ..

  • داریوش نامدارزنگنه
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۵ در ۱:۲۰ ق.ظ

    سلام دمتان گرم
    ای کاش می شد از سایت شما دوتا آهنگ دوتا نت موسیقی
    دانلود کرد
    ایول

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۳:۴۶ ق.ظ

    سلام

    خسته نباشید

    کاشکی میشد توی سایتتون از فروغ فرخزاد هم چند تا تیکه آهنگ میذاشتید .

  • فرامرز
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۲:۰۲ ق.ظ

    سلام و خسته نتاشید!
    امیدوارم با همکاری گروههایی مانند شما بتوان پایه موسیقی(؟) آینده ایران رابدور از هرگونه وابستگی ذهنی منفی بنا نهیم.
    موفقیتتان را آرزومندم

  • ilia rostami abusaidi
    ارسال شده در مرداد ۱۳, ۱۳۸۵ در ۸:۴۲ ق.ظ

    hi my friends
    this is ilia.i am 24 years old.i e-mail you from AUSTRALIA . i am student here and i am doing my PhD in university of south australia in Aadelaide.accidently i visit your website during my work in office.it was great.i just want to say, WEllDONE.you did a great job.i have never seen such a complete and perfect and detailed one,s .i prode of such an active iranian .
    long with you and Iran.

    Best RegardS
    YOUR FAN ILIA

  • شهرام
    ارسال شده در مرداد ۲۹, ۱۳۸۵ در ۳:۰۵ ق.ظ

    سلام تشکر از اطلاعات ارزنه که در اختیار گزاشتید لطفا من برای ارشیو شخصیم که از تمام فیلمهای با ارزش استاد حاتمی تنها فیلم حسن کچل ندارم راحنمای فرماءید از کجا تهیه کنم متشکرم

  • ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۸۵ در ۶:۰۵ ب.ظ

    film_e delshodegan ziba bud.
    aghaye pour ghannad az axe zibaie ke az Soltan Alizade gozashtid Sepas

  • یاسر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    به دوستان عزیزی که دوستدار هنر اصیل ایرانی هستند
    چه سینما تئاتر موسقی و … پیشنهاد می کنم
    بیایید یک گروه هنری مدرن البته در چهار چوب اصالت ایرانی و متمدن تشکیل دهیم . از عزیزانی که استقبال می کنند تقاضا می کنم باشماره ۰۹۱۵۵۲۴۳۸۲۲ تماس بگیرزید . متشکرم

  • حسام
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۵ در ۲:۳۰ ب.ظ

    سلام
    دستتون درد نکنه واقعا سایت خوبی دارید
    موفق باشید.

  • ss
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۵ در ۴:۰۵ ب.ظ

    با سلام

    خواهش میکنم اگر براتون امکان داره موسیقی فیلم مادر رو برای دانلود بگذارید.

    قبلا از زحمات شما بی نهایت سپاس گزارم

  • سعیدمحمدنیا
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۱ ب.ظ

    سلام عزیزان .واقعادمتان گرم.خیلی دوستتون دارم .کارتان خیلی درسته.

  • مهتا
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۶ در ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام, مطالبتون عالی بود

  • سعیدمحمدنیا
    ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ب.ظ

    باسلام مجدد خدمت شما عزیزان .از اینکه جهت شناساندن زحمات و خدمات مرحوم حاتمی به جوانان این مرزو بوم زحمت میکشید واقعا کمال تشکر و قدردانی را دارم .امیدوارم همچنان در کارتان موفق موید باشید.عزیزان باور بفرمایید کاری که در پیش گرفته اید رسالتی بزرگ است و مطمئن باشید روح امثال حاتمیها را شاد کرده اید.باشد که مسئولین فرهنگی کشورمان بیاد قدردانی و بزرگداشت این عزیزان بیافتند.بامید روزی که هیچوقت یاد این از دست رفتگان از خاطرمان نرود….متشکرم.

  • $h00l#
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۸۶ در ۸:۵۳ ب.ظ

    salam matalebeton kheili kamelo khobe mamno kheili komakam kard

  • محمد شهریاری
    ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۳۰ ق.ظ

    سلام
    خیلی مطالب جالبی بود
    اما اگه اشتباه نکنک یه جایی استاد علیزاده اشاره کردن که موسیقی فیلم بیشتراز اونکه کار خودم باشه ایدهای موسیقی از طرفخود استاد حاتمی بوده و استاد علیزاده روی همون ایده ها کار کردند

  • میلاد پرهیزگار
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۶ در ۵:۲۱ ب.ظ

    سلامی گرم به علی حاتمی این یادگار سینمای ماکه تمام افکار ایشان به تاریخ ایران بود واین به وضوح در اثارش دیده می شود

    دوستدارت میلاد

  • داریوش نامدارزنگنه
    ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۶ در ۷:۱۷ ب.ظ

    سینما ایرانی رافقط با علی حاتمی میتوان فهمید کسی که با تمام وجودش به فرهنگ و هنر این سرزمین به یغما رفته عشق می ورزید و واقعا ایرانی بود

  • میلاد پرهیزگار
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۶ در ۳:۲۴ ب.ظ

    روح اقای حاتمی شاد . کتب بیشتری در مورد اثار ایشان چاپ و منتشر کنید. کمال تشکر

  • میلاد پرهیزگار
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۱۵ ب.ظ

    ایا این کارگردانان جدید چگونه میتوانند با ساخت برخی اثار ارزش کارهای کارگردانان برجسته ای چون علی حاتمی راپایین بیاورند. نقد های سازنده ای بنویسید

  • میلاد پرهیزگار
    ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۸۷ در ۵:۵۸ ب.ظ

    بار دیگر میگوگیم علی حاتمی نامی حک شده در سینمای ایران است و پاک نخواهد شد. روحش قرین رحمت الهی

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۸۷ در ۵:۱۰ ب.ظ

    حاتمی از بزرگترین کارگردانان ایران بود

  • حمید
    ارسال شده در خرداد ۲, ۱۳۸۸ در ۳:۵۲ ق.ظ

    سلام. من یک سؤال دارم که خیلی دنبال جوابش گشتم ولی نتوانستم از کسی جوابی برایش بیابم:
    آیا ترانه “گلچهره بمیر” در فیلم دلشدگان اشاره به بخشهای ایرانی دارد که در زمان قاجاریه از سرزمین مادری جدا شده است؟ و آیا منظور از گلچهره همان “ایران” است؟

    با سپاس،

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۳, ۱۳۸۸ در ۵:۰۱ ب.ظ

    درودی دیگر بر کارگردان زنده یاد و فقیداین سرزمین.

  • الهام
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۸ در ۷:۴۰ ب.ظ

    perfect

  • سعید از نجف اباد
    ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۸۹ در ۷:۵۹ ب.ظ

    هنر بیارو زبان اوری مکن سعدی چه حاجت است که گویدشکر که شیرینم

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۸۹ در ۶:۱۸ ق.ظ

    ممنون

  • محسن
    ارسال شده در مهر ۲۸, ۱۳۸۹ در ۳:۴۳ ق.ظ

    سلام وعرض ادب دارم به تمام کسانی که به ایران عزیز خدمت کردند ومی کنن. اینجانب آثار علی حاتمی رااز تاثیر گذارترین آثار هنری که در حد بسیار عالی فرهنگ ایرانی را معرفی وتشویق میکند میدانم. و یک سوال دارم آیا راه استاد حاتمی ادامه دارد؟

  • ساقی
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۹۰ در ۷:۴۶ ب.ظ

    سلام.زیاد حرف نمیزنم.اما استاد حاتمی بامرگش گوشه ای از سینما رو برد.افسوس.روحش شاد

  • میلادپرهیزگار
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۶:۰۳ ق.ظ

    درودبرروان پاکت_پس ازگذشت چندین سال باز هم برایم همان علی حاتمی هستی بدون کهنگی بدون حتی ذره ای غبار

  • رفیع
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۱ در ۴:۰۰ ب.ظ

    چقدر دوست داشتم تو زمان بزرگترین کارگردان سینمای ایران بودم.ححححححححححححححیف.هنوزم تکی تک.چقدر زود دیر شد.کاش نمیرفتی.البته خدا دوست داشت که بردت و این فیلمنامه های مسخره امروزیا ندیدی وگر نه چقدر حرص میخوردی

  • ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۲ در ۱:۱۸ ب.ظ

    موسیقی سوته دلان تصنیف “الا ای پیر فرزانه” که پریسا خونده فکر میکنم برا استاد علیزاده باشه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منتشری: ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم

این کار را ما در سال 72 انجام دادیم و بعد همان اثر را با نام “شور آفرین” روانه بازار کردیم. در واقع تولد دوباره من در سال 71-72 شروع شد و در سال 73 من از بانک بازنشسته شدم. از طریق آقای مهدی کلهر – رئیس موسیقی رادیو – در سال 73 مجددا دعوت به کار شدم. ایشان گفت که 3 سال است به دنبال شما هستیم که گفتم من ایران هستم و پاسخ ایشان این بود که از هر کسی سوال میکنم می گویند که آمریکاست و بعد از چند نفر از دوستان اسم برد که گفتم که من آنجا را دوست ندارم، من ایرانی‌ام و ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم.

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.

از روزهای گذشته…

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (II)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (II)

عمو جان به دنبال عنصری می‌گردد که ثابت کند «هنر نزد ایرانیان است و بس» و به بیان خودش موسیقی ما از همه «سَرتر و روکم کُنی‌تر» است. اما گویا این برادرزاده‌ی عمو جان خیال باج دادن ندارد، می‌گوید: «اصلا موسیقی خوبیش اینه که توش روکم کنی و اینجور چیزا نداره». برخی ویژگی‌های موسیقی هم که دست‌آویز این نوع برتری‌جویی‌ها قرار می‌گیرد معرفی شده مانند: «پیچیده/ساده، قدیمی/جدیدتر» و تکلیف آن‌ها با این جمله که «موسیقی هیچ جا از جای دیگه بهتر نیست» روشن شده است(2). خلاصه در همین شیار اول لوح فشرده، تصویری انسانی، انسان‌مدار و فرهنگی و تا حدودی هم آرمان‌گرایانه از هنر و موسیقی به شنونده ارائه می‌شود. باید امیدوار بود بچه‌هایی که این لوح را برای شنیدن انتخاب می‌کنند (یا برای‌شان انتخاب می‌شود) بتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار و آن‌ها را درونی کنند.
نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

در نشستی که دوشنبه 22 اسفند در خانه موسیقی برگزار شد، هیات داوران جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، خبر برگزاری این جشنواره در سال 90 را اعلام کردند. لازم به ذکر است جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، از سال گذشته قصد برگزاری این جشنواره را داشت اما در سال 89 امکان برگزاری این مسابقه فراهم نشد.
حفظ کنیم یا نه؟ (II)

حفظ کنیم یا نه؟ (II)

همسر متکاف، امیلی والهوت، نوازنده ویلون سل است و با ارکسترشان برخی از آثار قرون شانزدهم و هفدهم را اجرا می کند. اعضای ارکستر به این نتیجه رسیده اند که واکنش شنوندگان زمانی که آنها از نت استفاده نمی کنند خیلی بیشتر است:“ شنوندگان عاشق دیدن این صحنه هستند.”
دو نمود از یک تفکر (I)

دو نمود از یک تفکر (I)

موسیقی و معماری سنتی ایرانی، دو هنر پرسابقه و ارزشمند در تاریخ ایران هستند. در این نوشتار، ابتدا خصوصیات کلی این دو هنر ذکر می شود و سپس به صورت موردی مفاهیم تقارن، مدول و تکرار، تزیین و ریتم با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می گیرد. هم چنین به ذکر برخی خصوصیات مانند عوامل تنوع بخش و چگونگی ادراک این دو هنر پرداخته می شود.
بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد 1958) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
دو مضراب چپ (قسمت پایانی)

دو مضراب چپ (قسمت پایانی)

در بخش های قبلی و در قیاس ویژگی های ساختاری چند قطعه اشاره هایی به آثار پرویز مشکاتیان شد. اما در این بخش به مثال های بیشتری خواهیم پرداخت، تا ببینیم این تکنیک مضرابی در آثار پرویز مشکاتیان به چه صورت هایی قابل اجراست.
قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور در تاریخ 19 آبان 90 در رده سنی 7 تا 27 سال با حمایت محمود عالیشوندی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد یزد در تالار فرهنگ برگزار شد. در بخش اول این فستیوال نجمه جعفری 11 ساله نوازنده برتر نوجوان کشور با اجرای قطعاتی از آثار چپ کوک سنتور فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان رتبه برتر، زهرا ستون زاده با اجرای قطعاتی از فرامرز پایور رتبه اول و سینا عقدایی و محمد حسین جلیلی رتبه های دوم و سوم را از آن خود کردند.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

در حالیکه والتر در سال 1911 شهروند اتریش شده بود در سال 1913 آن کشور را به مقصد مونیخ ترک کرد و مدیر موسیقی رویال باواریا (Royal Bavarian Music Director) شد. والتر در ژانویه 1914 اولین کنسرت خود را در مسکو رهبری کرد. والتر در جریان جنگ جهانی اول فعالانه به رهبری پرداخت. او اولین اجرای Violanta و Der Ring des Plykrates از اریک ولفگانگ کورنگولد (Eric Wolfgang Korngold) و Palestrina را از هانس فیتزنر رهبری کرد. او همچنین در سال 1920 نخستین اجرای Die Vogel از والتر برونفلز (Walter Braunfels) را رهبری کرد.