اپرای مولوی برجسته ترین اثر سمفونیک ایران است

محمدرضا درویشی
محمدرضا درویشی
بیشتر از ۵۰ سال است که بحث تلفیق موسیقی ایرانی و غربی در ایران وجود داشته است؛ از تلاشهایی که پرویز محمود، روبیک گریگوریان، ثمین باغچه بان، حشمت سنجری، مرتضی حنانه و … کردند تا امروز که نسل ما هنوز به دنبال نوعی تلفیق آرمانی میگردیم. من به جرات میتوانم بگویم این آرمانی که شخص مرتضی حنانه داشت و دیگرانی که امروز در قید حیات هستند و شاید درست نباشد نامشان را بگویم و آنها هم به دنبال این آرمان بودند، امروز بهزاد عبدی جوان توانسته به آن برسد!

بدون تعارف میگویم، موسیقی بهزاد عبدی در اپرای مولانا به جایی رسید که دیگران نتوانسته بودند به این نقطه برسند.

عبدی توانسته در آثار خود بر خلاف بسیاری از آهنگسازان موسیقی سمفونیک ایران که موسیقی شرقی و نه خصوصا ایرانی می نویسند، موسیقی کاملا ایرانی بنویسد و این یکی از امتیاز های خاص اثر اوست.

در اپرای مولانا ما نه به مانند بسیاری از آهنگسازان ایرانی، یک موسیقی سمفونیک صرفا شرقی با ارکستراسیون و هارمونی قوی می شنویم و نه یک سری قطعات و تصنیفهای ایرانی با ارکستری بی رمق و بدون پیچیدگی ارکستری می شنویم؛ اپرای مولوی یک اثر قوی سمفونیک با ساختاری کاملا ایرانی است که یک موسیقی با کلام، همراه با پیچیدگیهای ارکستری در آن شنیده می شود؛ در حالی که ما به مانند اپرای های مشهور آذری، تصنیف در آن نمی شنویم (تصنیف به شکلی که از شیدا، عارف، امیرجاهد، مشکاتیان و … سراغ داریم)

سه نکته مهمی که پس از شنیدن این اپرا ذهن مرا مشغول کرد:
اول، پختگی ای که بهزاد عبدی در این مدت کوتاه به دست آورده است، شگفت انگیز است حتی هارمونی ایشان در این اثر نسبت به آثار گذشته شان تفاوت داشته است. این هارمونی دیسونانس مطبوع، از توانایی های خاص این آهنگساز است.

دوم، تفاوت اپرای مولانا است با کارهای قبلی شان، کارهای قبلی ایشان بیشتر افکتیو بود ولی این اثر نیست، حتی در جاهایی که ارکستر قرار است، کوبنده وارد شده و رنگ خاصی تولید کند، دیگر به شکل کارهای سابق ایشان نیست. سوم، مدت کوتاه زمان ساخته شدن این اثر است.

من به عنوان یک آهنگساز غیر حسود (!) افتخار می کنم که بهزاد عبدی چنین موسیقی ای ساخته است و بدون اغراق میگویم که اعتقاد دارم، در این جنس موسیقی سمفونیک ایرانی، اپرای مولوی قوی ترین اثری است که تا به حال توسط آهنگسازان ایرانی ساخته شده است.

من به عنوان یک ایرانی افتخار می کنم که چنین آهنگسازی نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان وجود دارد.

5 دیدگاه

  • محمود
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۱ در ۳:۴۷ ب.ظ

    ما هم به وجود این چنین آهنگ سازی در ایران افتخار می کنیم استاد.
    البته ما به شما و کسانی که کارهای با ارزش می آفرینند به خود می بالیم.

  • محمود
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۱ در ۳:۵۰ ب.ظ

    مانند آقای پیمان سلطانی.
    راستی کسی می تواند از آقای سلطانی بپرسد اون آلبومی که ضبط آن توسط آقای رهبری انجام شده در چه مرحله ای است؟ و کی انتشار خواهد یافت؟
    منظورم ایرانه خانم است.
    با تشکر

  • ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۱ در ۶:۰۰ ب.ظ

    دوست گرامی، به علت همزمان شدن ضبط چهار پروژه دیگر همزمان با ایرانه خانم، این اثر هنوز به مرحله انتشار نرسیده و آقای سلطانی در حال ضبط و میکس سازهای ایرانی و خوانندگان هستند.

  • ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۹۵ در ۸:۳۶ ب.ظ

    باید درد کشید باید رنج کشید و باید انسان خودش چیزی را خلق کند که قبل از آن ،آن چیز وجود نداشته باشد. از مرتضی حنانه….
    پس اگر اینجا منطق جدیدی روی موسیقی ایران خلق شده که تا کنون نبوده…به ایشان نبریک میگویم و بسیار خوشحال میشوم که کسی منطق آهنگسازی خودش را بر مبنای موسیقی ایران پایه گداری کرده باشد.چون این هدف همه کمپوزیتورها در جهان میباشد.

  • مهران
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۷ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    چه نظره قاطعی و دور از واقعیت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:

از روزهای گذشته…

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (I)

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (I)

ویلهم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) ژانویهبادن-بادن، در سال ۱۸۸۶ در شهر برلین متولد شد. وی به عنوان یکی از بهترین رهبران تاریخ شناخته شده است. آرتورو توسکانینی (Arturo Toscanini) رهبر برجسته ایتالیایی درباره وی گفته: “فورت ونگلر بارها از شخص من رهبری بهتر و شایسته تر است.” او بیشتر برای اجرای آثار آهنگسازان مشهور آلمانی معروف است، اجراهای وی از آثار واگنر، برامس، بروکنر و بتهوون بسیار مشهور هستند و بسیاری عاشق این آثارش می باشند.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).
گفتگو با آرش محافظ (V)

گفتگو با آرش محافظ (V)

فقط با این ایده که یک ریتم بگیرم و فرمی داشته باشم، ردیف را به زور می‌خواهید در آن قالب ببرید و چیز جالبی نمی‌شود و نمونه‌هایی هم داریم. اول باید در آن سبک رفت و زد. همه‌ی آهنگسازان بزرگ دنیا آهنگسازی‌های پیش از خود را بلد بودند و درونی‌اش کرده بودند و حالا باید ساختارشکنی می‌کردند و در ارکستراسیون ابتکار می‌کردند. باید کار قبل از خود را بشناسید. باید ردیف را خوب شناخت و در گوشه‌ای از ذهن قرار داد و اینها را هم شناخت و بعد از مدتی که احساس کردید به‌خوبی مسلط شدید، مقاله‌ها را هم حتما بخوانید و شروع کنید. خوشبختانه با تمام نقاط ضعفی که در جامعه هست، به نسبت موسیقی آذربایجان و تاجیکستان، موسیقی ایرانی درحال یک رنسانس است. یکسری فهمیده‌اند و درحال تلاش هستند. هنوز در باکو و آذربایجان این نیست و مثل دهه ۶۰ ایران است. هر کنسرتی در باکو بروید که مقام ماهور باشد می‌دانید چه تصنیفی می‌خواهند بخوانند و بزنند.
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در ایران به نظر مدرس، این نوع نگرش به موسیقی اگر هم وجود داشته باشد هنوز بیشتر معطوف به مرحله‌ی نخست و یافتن و آشکار کردن کار و آثار آنها است. مانند اغلب فعالیت‌هایی که اکنون در «سایت زنان موسیقی» صورت می‌گیرد. هنوز در آثار موسیقایی به ندرت ممکن است نشانه‌هایی از ژرف‌تر شدن این گفتمان به چشم بخورد. این مساله ممکن است تابعی از مشکلاتی باشد که در جوامع دیگر حل شده و در جامعه‌ی ما هنوز باقی است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (IV)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (IV)

در مرحلۀ هشتم، جمع‌بندی کلی از تصنیف کرده‌ام و نظر شخصی داده‌ام که آیا این تصنیف به لحاظ پیوند شعر و موسیقی موفق بوده است؟ آیا تنوع در شعر و ملودی در آن وجود دارد؟ آیا تحریرها در هجاهای مناسبی قرار گرفته‌اند؟ و به‌طور کلی، به اینکه از نظر نگارنده تصنیف موفق بوده یا خیر صحبت کرده‌ام و در مرحلۀ آخر، تمام اجراهایی که تاکنون از تصنیف اجرا شده با مشخصات کامل درج شده است.
شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (Charles Aznavour) با نام اصلی شاه نور واریناژ ازنووریان (Chahnourh Varinag Aznavourian) بیست و دوم می سال ۱۹۲۴ در پاریس متولد شد. شارل نویسنده ترانه، آهنگ ساز، خواننده، بازیگر، مولف و دیپلمات فرانسوی – ارمنی است. وی در حال حاضر در شهر ژنو در کشور سوئیس زندگی می کند و سفیر ارمنستان و نماینده دائم این کشور در سازمان ملل متحد است. او همچنین از سال ۱۹۹۵ نماینده دائم ارمنستان نزد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) وابسته به سازمان ملل متحد، است.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گفته شد که اگر این تعریف (یا مشابه آن) مورد قبول باشد تاثیر چنین شاخه‌ای از فلسفه بر نقد بسیار روشن است؛ احکام و گرایش‌های زیباشناختی پایه‌ی ارزیابی‌های نقادانه قرار می‌گیرند و البته گاه هم از طریق کنش نقد دگرگون می‌شوند. گفتمان زیباشناختی با تکیه بر این تعریف‌ها از گفتمان: