گروه اسکراک – اتصال به گذشته

Galib Mammadov, Ilgar Muradov, Per Oddvar Hildre, Siavush Karimi and Brilliant Dadasheva
Galib Mammadov, Ilgar Muradov, Per Oddvar Hildre, Siavush Karimi and Brilliant Dadasheva
یکی از جنبه های هیجان آور پروژه کر تلفیقی با موسیقی فولک آذربایجان برای نورژی ها؛ جستجو در گذشته و ریشه هایشان بود. چرا که در سال ۱۹۹۵، باستان شناس و محقق نروژی به نام ثور هیردال (Thor Heyerdahl)، مقاله ای در آذربایجان اینترنشنال (Azerbaijan International) به چاپ رساند و در آن برای اولین بار از “شک رو به تزاید” خود سخن گفت.

او عقیده داشت که اهالی اسکاندیناوی، از جمله هموطنان نروژی اش، ممکن است از فرزندان کسانی باشند که روزی در سرزمینی میزیسته اند که امروز آذربایجان نام دارد.

غالیب ممدوف از این نظریه حمایت کرد. او از اینکه کر اسکراک میتوانستند ملودیهای فولک آذری را به بهترین شکل اجرا کنند بسیار شگفت زده شده بود، او می گوید :

“من تا مدتها عقیده داشتم که تئوریهای هیردال چیزی جز تخیل محض نیست. اما حالا متقاعد شده ام که چنین نیست. موسیقیدانان سبک ‘مقام’ ما با دیدن فیلمی درباره نروژیان اصیل بسیار متعجب شدند. آنها گفتند این که موسیقی و فرهنگ ما است! بسیاری از شیوه های بیان هنری و فرهنگی ما مشابه نروژیان است.”

به این نوای آشنا با صدار برلیانت داداشوا گوش دهید : audio.gif En Gammel Fabel

دیدار از آذربایجان
ایده تهیه یک CD، از آن بیورن وگ (Bjorn Wegge)، مدیر اطلاعات سازمان بشردوستی نروژ بود.

“ما در آذربایجان به شیوه ای از زندگی سرشار از فرهنگ و موسیقی برخوردیم و از خودمان پرسیدیم چگونه میتوانیم این موسیقی را در سمت دیگر جهان بیشتر معرفی کنیم.”

این ایده، دلیل حضور ۴۵ خواننده گروه اسکراک در آذربایجان بود. آنها در ماه مارس ۱۹۹۷ به آذربایجان سفر کردند و به دیدار شهرها و روستاهای آن رفته و برای آشنایی هرچه بیشتر با زندگی آذری، در منازل شخصی اهالی اطراق میکردند.

آنها کنسرتهایی در باکو، شکی و گنجه اجرا کردند و در طی مدت اقامتشان و با آشنایی هرچه بیشتر با فرهنگ آذری، بیشتر به تهیه کاری مشترک علاقمند میشدند.

برلیانت داداشوا، خواننده سوپرانوی مشهور آذری، که فارغ التحصیل انستیتوی هنر و فرهنگ آذربایجان و خواننده ارکستر سمفونیک تلویزیون ملی آذربایجان است، میگوید :” تهیه این CD ایده نروژیها بود. ما از اینکه آنها به خواندن ترانه های فولکلور ما علاقمند بودند، بسیار هیجان زده بودیم”

به وجود آمدن این آلبوم
برلیانت روند تولید آلبوم را چنین تعریف میکند:

“ابتدا، ما باید ترانه ها را انتخاب میکردیم. ما ۱۱ یا ۱۲ ترانه را از میان صدها مورد مختلف برگزیدیم. سپس از نوازندگان محلی خود خواستیم تا این ترانه ها را با سازهای سنتی خودمان اجرا و ضبط کنند و سپس به نروژ رفتیم. آنجا، در اواخر تابستان، ما یک هفته با کر اسکراک تمرین کردیم و در هفته بعد، کار را ضبط کردیم.”

سیاوش کریمی که خود موسیقیدانی درجه یک است و در سال ۱۹۷۷ از آکادمی موسیقی آذربایجان فارغ التحصیل شده و مدیریت برنامه ریزی گروه را بر عهده دارد، گفته است که گروه اسکراک از نظر رسمی و اداری، تشکیلاتی آماتور دارند زیرا درآمد اعضای گروه از داشتن مشاغل دیگر تامین میشود اما باوجود این، این گروه کار اجرا را در بالاترین درجه حرفه ای انجام میدهند.

audio.gif Fortellersk Len

“اعضای کر اسکراک، عاشق خواندن هستند.”

پر ادوار هیلدر، رهبر اسکراک گفته است:

شکی نیست که ما باید چیزهای بسیاری آذربایجانیان بیاموزیم. موسیقی سنتی ‘مقام’ برای ما بسیار جالب است. این موسیقی در ابتدا کمی غریب به نظر میرسد، اما به تدریج ما آنرا درک کردیم و قدر زیبایی آنرا میدانیم. هنگامی که یک ملودی را بارها و بارها میشنوید، هربار در آن متوجه عناصری تازه و جذاب میشوید. ما متوجه شدیم که آذریها پذیرای ترکیبهای تازه در موسیقی هستند و از ما با آغوش باز استقبال کردند.”

هیلدر تاکید کرد که در این CD کر اسکراک سعی نکرده است موسیقی آذری را تقلید کند. گروه کر به روش خودشان خواندند و خوانندگان آذری هم به روش خودشان.

“مساله مهم این است که دو سنت متفاوت موسیقایی و فرهنگی با یکدیگر ترکیب شدند و مخلوق جدیدی را به وجود آوردند. به علاوه، این تجربه ما را با گوشه هایی گرانبها از فرهنگ کشوری آشنا کرد که شاید سرزمین فراموش شده اجدادمان باشد.”

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

این نوشتار نه یک مقاله تحقیقی بلکه مطلبی است درباره یک معظل فراگیر در سطح جامعه موسیقی به نام «بی اطلاعی». مدتی پیش در فضای مجازی ویدیویی از خبرگزاری ایسنا با کد خبر ۹۶۰۱۰۱۰۰۱۸۷ درباره اجرا با چنگ ارجان انتشار یافت. در این ویدیو خانم رابعه زند از نوازندگان ساز قانون عنوان کرد که یکی از آشنایان ایشان به نام آقای سیف الله شکری (از متخصصین بازسازی سازهای باستانی) پس از پژوهش هایی چند، اقدام به نمونه سازی «بربط جام ارجان» یا همان «چنگ ارجان» با قدمتی حدود ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نموده است. خوشبختانه با وجود دانش موجود که در فضای مجازی و غیرمجازی درباره دانش سازشناسی در ایران چاپ شده است، منابع اطلاعاتی مناسب جهت تحقیق و پژوهش در دسترس می باشد. با یک جستجوی ساده در اینترنت یا و نگاه به کتب موجود در ایران، می توان متوجه شد که سازهای نقش شده در جام ارجان از دیدگاه سازشناسی “Organology” در چه رده ای قرار می گیرد. اینکه چنین سازی برچه اساس و مستنداتی بازسازی شده است، خود جای بحث فراوان دارد اما این که چرا ساز را به جای «لیر»، «چنگ» نامیده اند خود بسیار جای دارد. با توجه به مطالبی که در این ویدیو عنوان شده لازم است که مطالبی چند در این مورد با استناد به منابعی که در انتها ذکر شده است به صورت مستند ذکر گردد.
بندتی، رمانتیک می شود! (II)

بندتی، رمانتیک می شود! (II)

اولین نتیجه تغییری که به آن اشاره شد Fantasie بود که در سال ۲۰۰۹ عرضه شد. در حالیکه آثار پیشین او گواه هدف جدی او بودند – کارهایی از شیمانوسکی، مندلسون، تاونر (Tavener)، مک میلان – در Fantasie، بندتی اثری را عرضه کرد که در آن شاهکارهای کولی مآبِ بی پروایی با آهنگ هایی ساده اما متفکرانه در هم آمیخته شده بودند.
گفت و گو با جان کیج (III)

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.
«ناکسوس» و انتشار یک اثر ایرانی: گفت و گویی با رضا والی

«ناکسوس» و انتشار یک اثر ایرانی: گفت و گویی با رضا والی

سرآغاز آشنایی ایرانیان با موسیقی هنری غرب به حدود یکصد و پنجاه سال پیش باز می گردد. زمانی که دولت ایران به منظور ایجاد دسته های موسیقی نظامی در ارتش، چند کارشناس موسیقی از ایتالیا و فرانسه استخدام نمود. کمی بعد، فعالیتهای این موسیقی دانان، دیگر تنها به ایجاد و رهبری دسته های موزیک ارتش محدود نشد و تدریس و ارائه دیگر رشته های موسیقی غرب نیز در حوزه فعالیت هایشان قرار گرفت.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

حالا که تا حدودی از نظریه ی صنعت فرهنگ سازی بحث به میان آمد، نوشتنِ حاشیه بر متنِ آدرنو سخت تر می شود چرا که تمام حرف آدرنو در این جمله خلاصه می شود: هر آنکه در قدرتِ یکنواختی و تکرار شک کند، ابله است.
چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

۴٫ تمپو تغییری در این سبک ندارد. ریتم نیز (در صورت وجود) بسیار ساده و پراز عناصر تکرار شونده است. از این رو به نظر می رسد مهمترین ویژگی این سبک سادگی فرمی و محتوایی آن باشد: آنچه که در سادگی صدای یک ناقوس وجود دارد. شیوه ابداعی پارت متأثر از صدای ناقوس است و هارمونیک های ناقوس یا زنگ، نقش مهمی در این سبک ایفا می کنند. گذشته از اینکه ناقوس برای پارت منبع الهامی مهم بوده، خصوصیات ویژه آن بواسطه شکل، هارمونیکها و شیوش منحصر بفردش بسیار مورد توجه او بوده است.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

در این دوره هرکس که دین خود را عوض می کرد و به اسلام مشرف می شد ناچار بود اسم خود را نیز عوض کند و اسمی را برگزیند که در دین اسلام عرف باشد. این همان نکته ای است که بسیاری از آن غافلند و فکر می کنند که تمام موسیقیدانان و محققان که نام آنها عربی است در اصل عرب بوده اند. برای همین در بسیاری مواقع دانشمندان بزرگ سرزمین ما را به اشتباه عرب می خوانند. هرچند در برخی موارد بر اساس کینه ورزی با ایرانیان و به طور تعمدی از این تغییر نام سواستفاده می کنند و برچسب هویت عرب را به دانشمندان و مورخان و موسیقیدانان ما می زنند و حتی فارابی، ابن سینا، زکریای رازی و… را عرب می دانند. البته این تغییر نام دلیل دیگری نیز داشته است و آن بدست آوردن محل اقامتی امن بوده است چون جان و مال غیر عرب در بین عربها حفظ بود بسیاری از بازرگانان پس از مراجعت به سرزمین اعراب نام و یا پسوندی مختص عربها را انتخاب می کردند.