سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

Jean Sibelius ,1865 - 1957
Jean Sibelius ,1865 - 1957
هرچند سیبلیوس یکی از بدعت گذاران تاریخ موسیقی، درزمینه ساختار سمفونی و اشعار موزون است، اما او شخصآ برای آهنگسازان کلاسیک احترام بسیاری قائل بود. Sibelius مدافع مادام العمر آثار موتزارت بود و همواره ساختار درخشان و سادگی آثار او را ستایش می کرد.

با تمام اینها روش آهنگسازی او کاملا متفاوت بود، از نظر او موتزارت آهنگ را مستقیما از ذهنش می نوشت، درست مثل اینکه نت ها را به او دیکته می کردند. Sibelius ابتدا نت هایش را یادداشت می کرد و معمولا آنها را در طول تمرینات با ارکستری کامل اجرا و آزمایش می کرد.

audio.gif Valse Triste

نتایج این روش او حیرت آور بود. سیبلیوس مانند واگنر با استفاده از روشهای پلی تنال با مخاطبین ارتباط برقرار می کرد و البته برخلاف واگنر، پلی تنالی که او به کار می گرفت بسیار زیرکانه و به نوعی حتی بی معناتر از کارهای واگنر، اما قابل درک تر بود.

یک نمونه کاملا واضح شعر سمفونی Tapiola اپوس ۱۱۲ است که در آن بخش های تقلیدی تم اصلی قطعه را با صداهای زیر فلوت و کلارینت تکرار می کند، و در ادامه صدای بم باسونها و ترمولوی کنترباس ها را می آورد. به قسمتهایی از Tapiola گوش کنید :

audio.gif Tapiola

چنین ترکیبب نامتجانسی در بیشتر قطعات هزلی، مانند قطعه Till Eulenspiegel از ریچارد استراوس، شنیده می شود. اما این تنها سیبلیوس است که با چنین تنظیمات ارکستری، احساسی از تنهایی و ناراحتی در شنوندگان به وجود می آورد.

شکستن غالب ها و بزرگترین موفقیت
بزرگترین موفقیت Sibelius سمفونی هفتم اپوس ۱۰۵ است که در سال ۱۹۲۴ نوشته شده است. تهیه این کار کمی پس از آن بود که او قالب چهار موومانی در سمفونی ها را شکست.

در سومین موومان از سمفونی دوم، او بخش vivacissimo (زنده و پرنشاط) پایانی را به حالتی بسیار با شکوه و قدرتمند تبدیل کرد، که البته پیش از این بتهوون همین کار را در سمفونی شماره پنج خود انجام داده بود.

اغلب سمفونی های دیگر سیبلیوس (مانند سمفونی پنجم) تنها سه موومان دارد. هم زمان با آخرین شاهکارش در قالب سمفونی، او متوجه شد که شکستن سکوت بین موومان ها احتیاج به مهارت دارد. از نظر او سکوت تنها در حالتی که از فقدان صوت برای کامل کردن ادامه موسیقی استفاده شود، مهم و لازم بود.

هفتمین سمفونی او در دو ماژور، آنهم در یک موومان، چیزی بیش از نوازشگر گوش است. برطبق زبان موسیقی او این اثر یک پایان منطقی برای آن چیزی است که تمام سمفونی ها مشتاقش هستند،. این قطعه در واقع یک سمفونی دارای پنج موومان است که مایه اصلی آن چنان یکدست به هم آمیخته شده که تا زمانی که شنونده کاملا درک کند یک موومان کجا پایان می گیرد و اوج بعدی کجاست به گوش دادن آن ادامه می دهد و احساس می کند که تنها یک موومان است.

سمفونی شماره هفتم، از ابتدا تا انتها در مجموع ۲۲ دقیقه است، اما در همین فاصله زمانی سیبلیوس از کلیه امکانات موسیقی برای برقراری ارتباط احساسی بهره گرفته است.

audio.gif Violin Concerto in D

دانشجویان رشته موسیقی تمایل دارند که این کار او را با آهنگسازانی مانند گوستاو مالر مقایسه کنند. مالر در سال ۱۹۰۷ با سیبلیوس ملاقات کرد و سعی کرد او را وادار کند که بپذیرد “سمفونی باید جهانی باشد و برای همه مردم دنیا قابل قبول باشد.”

اما Sibelius جواب داد که “یک سمفونی باید قابل تشخیص باشد، چه به خاطر سبک و وسواس به کار رفته در قالب ساخت آن و چه به دلیل منطق درونی که مایه اصلی آن بوده است.”

اگر چنین تعریفی را به موسیقی تبدیل کنیم، در می یابید که سمفونی شماره ۷ خالص ترین تعبیر از این فلسفه آهنگسازی است. امروزه کارشناسان و منتقدان موسیقی، سیبلیوس را یک نابغه موسیقی می دانند. حتی برخی از آنان او را در حد باخ، بتهوون و برامس ارزیابی می کنند.

بعد از کامل کردن Tapiola، تقریبآ کم کار شد و تقریبا ۳۲ سال آخر زندگیش را برای ساخت اشعاری برای پیانو صرف کرد. شایعاتی درمورد خلق “سمفونی هشتم” هم وجود داشت، اما چنین سمفونی تا کنون جایی شنیده نشده است. احتمالا هیجان زدگی بیش از حد سیبلیوس از موفقیت سمفونی هفتم خود باعث شده که او از ساخت سمفونی های جدید، به دلیل ناموفق ماندن، هراس داشته باشد .

هر دوستدار موسیقی کلاسیک با گوش دادن به آثار سیبلیوس به اوج شادمانی و عمق ترس می رسد، چرا که زبان موسیقی او همانند صدای فنلاند، منزوی و سرد است.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

مروری بر کتاب «فرهنگ موسیقی هاروارد»

مروری بر کتاب «فرهنگ موسیقی هاروارد»

مدخل‌های A و B ویراست چهارم «فرهنگ موسیقی هاروارد» را «انجمن موسیقی گیلان» و انتشارات کردگار با ترجمه‌ی عادل شاهنده و ویراستاری علمی علی احمدی‌فر منتشر کرده‌اند که یعنی دست فرهنگ‌وران گیلانی (ازجمله ویراستار که از فعالان به نام است) در کار بوده است. تا آنجا که می‌دانیم این نخستین بار است که یک دانشنامه‌ی معتبر نسبتاً گسترده (اصل ۱۰۰۸ صفحه‌) موسیقی به فارسی ترجمه می‌شود. پس گذشته از دیگر جنبه‌ها کتاب از همین یک جنبه هم شایسته‌ی توجه است.
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۰۹ (Brest-Litovsk) در روسیه سابق و بلا روس کنونیاست، پسر مییر (Meyer) (کارخانه دار کفش) و آنا میزرویتز (Leiserowitz) گینگولد. نواختن ویولون را از سن بسیار پائین آغاز کرد. در سال ۱۹۲۰ به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد، در جنگ جهانی اول وقتی که آلمانیها مرزهای روسیه را اشغال کردند، خانواده گینگولد مجبور به گذراندن ماهها در چادرهای پناهندگان شدند.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
پاتتیک شماره یک (I)

پاتتیک شماره یک (I)

در جنگل های دور افتاده بزرگ شدم و از همان کودکی، درونم را از زیبایی توصیف ناپذیر و خاص موسیقی بومی روسیه می انباشتم… عاشق سودا زده عنصر روس در تمام جلوه هایش هستم. آثار “چایکوفسکی” بیش از آثار معاصرانش، یعنی گروه پنج نفره، به سبک و سیاق موسیقی غرب است. او عناصر ملی و جهانی را در هم آمیخت تا موسیقی بسیار شخصی و سودایی خود را بیافریند. در نوشته هایش آمده است: “هنگام آهنگسازی، شور و احساس چنان مرا می گدازد و در ذهنم شعله ور می شود که تمام کسانی که موسیقی ام را می شنوند، بازتابی از آنچه بر من گذشته است را تجربه خواهند کرد.”
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
آگوستین باریوس مَنگوره، گیتاریست و آهنگساز پاراگوئه ای

آگوستین باریوس مَنگوره، گیتاریست و آهنگساز پاراگوئه ای

گیتاریست و آهنگساز ویرتئوز نیمه اول قرن بیستم بود که در شهر کوچک سَن خوان باتیستا (San Juan Bautista) در کشور پاراگوئه و در یک خانواده بزرگ که به موسیقی و ادبیات بسیار اهمیت می دادند متولد شد. آگوستین از سن کم شروع به نواختن گیتار کرد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه جِزُویتْ (Jesuit) – جایی که از ساز گیتار برای فراگیری هارمونی استفاده می کرد – به پایان رساند. نخستین آموزگار رسمی وی گوستاوُ سوسا اِسکالده (Gustavo Sosa Escalda) بود که آگوستین جوان را با روش های نوازندگی سور (Sor)، آگوادو (Aguado) و همچنین قطعاتی از تارگا (Tarrega)، وینِس (Vinas)، آرکِس (Arcas) و پارگا (Parga) آشنا کرد. آگوستین باریوس در سن ۱۳ سالگی به عنوان یک نابغه شناخته شد و بورسیه ناسیونال کالِجیو (Colegio Nacional) در شهر آسوونْسیون (Asunción) را دریافت نمود.
جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

چهار شب جشن خانه موسیقی همزمان با پایان مهرماه به آخر رسید. در این سه شب گروه شهناز با سرپرستی مجید درخشانی و آواز محمدرضا شجریان، گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار و ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه پرداختند و در روز چهارم که در واقع اختتامیه این برنامه بود طی مراسمی از مقام هنری چند هنرمند که هیچ کدام در محل برنامه حضور نداشتند، تقدیر شد و نیز در قسمت دوم برنامه داریوش طلایی به همراه آرش فرهنگفر به اجرای برنامه پرداختند.
شش سوئیت چلوی باخ (I)

شش سوئیت چلوی باخ (I)

شش سوئیت برای تکنوازی ویولنسل توسط آهنگساز جاودانی موسیقی کلاسیک یوهان سباستاین باخ را باید بعنوان برترین آثار نوشته شده برای ویولنسل نام برد. بسیاری از این آثار در دوره زمانی ۱۷۱۷–۱۷۲۳ساخته شدند، زمانی که باخ در شهر کوتن Cöthen آلمان بعنوان آهنگساز استخدام شده بود.
خود آموختگی و خلاقیت (II)

خود آموختگی و خلاقیت (II)

در مورد آثار هنری جاودان، آن جرقه ای که در انتهای خیال ظاهر میشود، منجر به ظهور این آثار می گردد. داستان این غمزه را نیز میتوان بدین صورت تلقی کرد که اثر هر چه بیشتر در اعماق خیال شکل گیرد، تمامی مدعیان تاج و تخت آن رشته را به اعجاب وا میدارد و آنها را به شاگردانی کوچک در برابر فرد خلاق تقلیل می دهد. بطوریکه میتوان این اثر را از صدها زاویه نگریست و افق های نوینی را در آن کشف کرد.