رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال
ژان پیر رامپال
ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.

ژان-پیر رامپال در سن دوازده سالگی نوازندگی فلوت خود را آغاز کرد.

بعد از تدریسهای خانگی پدرش جوزف، (کسی که استاد فلوت در هنرستان مارسل و مدیر فلوت ارکستر سمفونیک مارسل بود) او در در هنرستان مارسل متد Altes را می آموخت و او در همین هنرستان مقام اول را در ۱۹۳۷ در رشته فلوت دریافت کرد.

او همچنین اولین رسیتال عمومی خود را در Salle Mazenod مارسل اجرا کرد، در حالیکه تنها ۱۶ سال داشت. پس از آن همچنین برای دومین بار در Orchestre des Concertes Classiques مارسل، کنار پدر خود فلوت نواخت (البته آنها بطور خصوصی هر روز با هم دوئت می نواختند).

به هر حال، دوره زندگی هنری قابل توجه او، که به اندازه بیش از نیم قرن بود، بدون تشویق از سوی والدینش همراه بود! چراکه مادر و پدر او ترجیح می دادند که پسر خود را به عنوان یک دکتر یا جراح با یک عنوان معتبرتر ببینند تا یک موزیسین حرفه ای.

در آغاز جنگ دوم جهانی، رامپال از روی وظیفه وارد مدرسه پزشکی شد و در آنجا به مدت ۳ سال تحصیل کرد. اما هنگامیکه نازیها که فرانسه را اشغال کرده بودند او را برای کارگری در آلمان در سال ۱۹۴۳ مجبور کردند، او از خدمت (AWOL) فرار کرد و راهش را بطور مخفیانه به پاریس تغییر داد. رامپال با تغییر دادن محل سکونتش بطور مداوم، توانست از تفتیش رهایی پیدا کند.

رامپال در هنرستان فرانسه، با اجرای Le Chant de Linos از Jolivet، جایزه اول را در مسابقه سالیانه فلوت بدست آورد، موفقیتی که با جایزه پدرش، جوزف، در ۱۹۱۹ برابری می کرد.

رامپال مهمترین نوازنده فلوت بود که (مخصوصا در سالهای پس از جنگ جهانی دوم) توانست باز اجراهای سولو فلوت و اجرای کنسرتوهای این ساز را رواج دهد.

audio fileبشنوید قسمتی از اجرای اثری از باخ را با اجرای رامپال

اما استعداد رامپال و حضورش (او یک مرد درشت هیکل بود برای در دست گرفتن این چنین ساز ظریفی و نواختن آن اینچنین لطیف!) یک شکاف ایجاد کرد و راه را برای نسل بعدی سوپر استار های فلوت از جمله جیمز گالوی (James Galway) و امانوئل پاود (Emmanuel Pahud) هموار کرد.

رامپال یک نوازنده فلوت کلاسیک فرانسوی، به شیوه سنتی بود( پدرش از Hennebains نوازندگی را آموخته بود ، کسیکه همچنین به Marcel Moyse نیز آموخته بود)، اگرچه در پس هنرنمایی های تکنیکی ممتاز رامپال، سبک شوالیه ” لاتین” جنوب مدیترانه بیشتر بود تا تیپ رسمی مؤسسه های شمال پاریس.

خصوصیت ویژه نوازندگی وی مجموعه های از اصوات درخشان بود که مانند پالتی مملو از رنگهای صدایی لطیف به همراه ویرتوزیته بالا شنوندگانش را به هیجان می آورد.

او ویبراسیونهای گوناگونی برای هر قطعه ای که می نواخت بکار می برد که کاملا با آن موسیقی مرتبط بود، همچنین او یک قابلیت امضاگونه داشت که در میان یک پاساژ طولانی، نفسهای سریع کوتاهی می گرفت بدون اینکه هیچ وقفه ای احساس شود.

عمدتاّ از او به عنوان خالق یک مد مردمی برای فلوت در سالهای بعد از جنگ یاد می شود، همچنین وی شهرت زیادی در بازنوازی تعداد زیادی از قطعات فلوت آهنگسازان دوره باروک و ایجاد انگیزه در آهنگسازان معاصری مثل Poulenc و Bolling برای خلق آثار جدید (که تبدیل به استانداردهای جدیدی در رپرتوار فلوت شدند) دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
بیانیه‌ی هیات داوران پنجمین جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی

بیانیه‌ی هیات داوران پنجمین جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی

پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران را در شرایطی به اجرا در می‌آوریم که ضرورت حضور بیشتر اهالی هنر موسیقی در چنین فعالیت‌هایی بیش از پیش احساس می‌شود به ویژه که در این دوره، هیات داوران با مقالاتی ارزشمند در شاخه‌های مختلف موسیقی روبرو بودند. هیات داوران امیدوار است در جشنواره‌ی امسال توانسته باشد زمینه را برای حضور بیشتر اهل اندیشه و موسیقی در جهت نمایان شدن بهتر پتانسیل‌های موجود در این شاخه از موسیقی کشور فراهم سازد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (VI)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (VI)

مسائلی که در بسیاری از گروه ساز های قدیمی، مخصوصا سازندگان معروف به نظر می رسد شیوه و نگاه آنها به پدیده ویلن بوده است حال در سطحی علمی و یا فراتر از آن و یا در بطن تجربه های کهن وقایعی هستی شناسانه را رقم می زدند. در نگاه به ماده اولیه و چگونگی خصوصیاتی که باید در چنین ساختاری ایفای نقش می کرد؛ نقش هندسه و ترسیم ساختار، قوانین و اصول پایه ایی ریاضیات، فیزیک و شیمی همه و همه بنیانهای قطعی بودند که آگاهانه و یا غیر آگاهانه در سطح ادراک و توان به اجرا می رسید و طبعا به همان اندازه نیز آثارش در کار متجلی می شد.
بیانِ جنسیت در موسیقی

بیانِ جنسیت در موسیقی

در مورد تولید یا خلق اثری موسیقایی با روحیات و خصوصیات زنانه چه نشانه هایی می تواند مخاطب را از بحران و سردرگمی در این باره که زنانگی در اثر هنری صرفا یک داده ی محض نیست، برهاند. آیا در این مورد می توان به فهم “شهودی” اتکا کرد؟ آیا می توان با متغیرها و توهم متغیرهای معنایی و عوامل ناشی از هویت “بیان زنانه” کنار آمد؟ به این معنا که روابط درونی و بیرونی مقوله ی زنانگیِ موسیقایی را کاوید؟
«هنر فاخر محصول آزاد بودن و آزادی است» (III)

«هنر فاخر محصول آزاد بودن و آزادی است» (III)

بنده محصول شرایط جامعه‌اَم هستم. اتفاقأ این‌را بگویم اگر روزی قرار باشد دادگاه عادلانه‌ای برگزار و عدّه‌ای محاکمه شوند، این مسئولین هستند که باید محاکمه شوند زیرا چنین شرایط بدی برای منِ هنرمند به‌وجود آورده‌اَند که مجبورم آئینۀ کدر جامعه و محیط بشوم. پیرو سوأل قبلی عارض‌اَم که سیاست زمانی که درست تعریف گردد می‌تواند خیلی خوب باشد. کسانی که این علم را دارند هوش‌مندانه سیاست‌ورزی کرده و سیاست را به میدان می‌کشند تا بتوانند موقعیتی برای بهتر زیستن مردم جامعه فراهم کنند. سیاست زمانی خطرناک است که تحریف می‌شود. امروز با موجی مواجه هستیم که سیاسی نیستند و در واقع سیاست زده‌اَند و سیاست را به چشم نوعی کلاس می‌نگرند در حالی‌که سیاست یک واقعیت است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

وقتی در قرن هفدهم بر اساس قوانین اجتماعی حضور زنان بر روی صحنه در کشورهایی که پاپ بر آن ها فرمانبرداری می کرد ممنوع اعلام شد کاستراتو ها به هنر نوپای اپرا روی آوردند. آنها اغلب نقش های مرد و گاهی نیز نقش های زن را اجرا می کردند درست مثل پسربچه هایی که در زمان الیزابت نقش های زن نمایش ها را به عهده می گرفتند. تا قرن هجدهم، درصد زیادی از خواننده های مرد اپرا کاستراتو بودند.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.
موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

این متن یک صفحه از پایان نامه کارشناسی ارشد موسیقی شناسی نگارنده با عنوان «بررسی موسیقی عاشیقی در شمالِ شرق ترکیه (کارْص): مسئله ی تغییرات از ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۶ میلادی است.»
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیله‌ای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده‌ی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار نبودن‌شان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازه‌ی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی اجرا شد

ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی اجرا شد

جلد اول (دستگاه شور) کتاب و سی دی ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی (منتظم الحکما) با تصحیح و اجرا با سه تار: آرشام قادری و ویرایش و بازنویسی نت از آرشام قادری و شهاب مِنا منتشر شد. این کتاب دستگاه شور ردیف میرزاعبدالله را به روایت بهترین شاگرد او، دکتر مهدی صلحی (منتظم الحکما)، و آوانگاری مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) ارائه می کند که در زمان حیات میرزاعبدالله نگارش یافته است.