لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

Clarence Leonidas Fender , 1909 - 1991
Clarence Leonidas Fender , 1909 - 1991
کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال ۱۹۰۹ در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.

بعد از اتمام دوره دبیرستان برای ادامه تحصیل در رشته حسابداری وارد کالج شد، پس از آن برای مدتی در یکی از شرکت های ساختمانی کالیفرنیا بعنوان حسابدار مشغول بکار شد، اما دیری نپایید که تصمیم گرفت تا وارد حرفه تعمیر وسایل برقی و الکترونیکی شود.

در سال ۱۹۳۸ شرکت خود را با نام “خدمات رادیویی فندر” تاسیس کرد و به عنوان یک تکنسین ماهر وسایل الکتریکی و الکترونیکی، نه تنها به تعمیر رادیو بلکه به تعمیر گرامافون، تقویت کننده های صوتی و … نیز پرداخت؛ حمل و نقل صفحات گرامافون و اجاره سیستم های صوتی که توسط خود ساخته شده بود از دیگر فعالیت های فرعی این شرکت محسوب می شد.

پس از کسب تجارب لازم، به تدریج شروع به اعمال تغییراتی در آمپلی فایر های آلات موسیقی کرد، و خیلی زود به ساخت آمپلی فایرهایی که طراحی آنها را خود تهیه کرده بود، اقدام نمود.

اوایل سال ۱۹۴۰ با شرکت الکتریکی دیگری به نام کلیتون کافمن (Clayton Orr (Doc) Kauffman) شریک شد و حاصل این شراکت، راه اندازی تشکیلاتی برای طراحی، ساخت و فروش محصولات الکتریکی ، الکترونیکی و آمپلی فایرها موسیقی ، به نام “K & F” بود. آنها با کمک هوش و استعداد لئو توانستند اولین آمپلی فایرهای آلات موسیقی که داری کنترل های تن بود را بسازند.

بعد از گذشت یک سال، فندر متقاعد شد که تولید و ساخت در مقایسه با تعمیر، سودهی بیشتری دارد و تصمیم بر این گرفت تا شخصآ فعالیت خود را بر روی این کار متمرکز کند.

در سال ۱۹۴۶ از کافمن جدا شد و در همان سال لئو نام شرکت خود را به “محصولات الکترویکی فندر” تغییر داد، او همواره علاقه داشت گیتارهایی به سبک گیتارهای هاوایی بسازد که الکتریکی بوده اما بدنه تو پر داشته باشند.

 Jimmy Bryant
Capital Record 1950, Jimmy Bryant
در حال استفاده از گیتار و آمپلی فایر فندر
با وجود افکار بلند پروازانه ای که داشت، فروشگاه اولیه تا سال ۱۹۵۲ همچنان به کار تعمیرات ادامه داد، هر چند لئو فندر بعد از سال ۱۹۴۷ دیگر شخصآ مسئولیت اجرایی در شرکت نداشت و بیشتر به طراحی انواع آمپلی فایر و گیتار می پرداخت. او اولین کسی بود که گیتارهای مخصوص Jazz Bass، Jazz Master و آمپلی فایرهای Twwin Reverb را به بازار معرفی کرد.

لئو فندر در سال ۱۹۶۵ به دلیل وضعیت نامناسب جسمی و سلامتی و عدم توانایی در اداره کارها، شرکت خود را به پخش کلمبیا (همان CBS) فروخت. در ابتدا او تصور می کرد که CBS باعث افزیش سرمایه و پرسنل شرکتش خواهد شد و با این کار قدم مثبتی برای توسعه آن برداشته است. هر چند حدود یک دهه شرکت به دلیل افزایش سرمایه پیشرفت های قابل توجهی کرد، اما به دلیل آنکه مدیران جدید هیچ آشنایی و ایده ای از صنعت موسیقی نداشتند، در نهایت وضعیت شرکت رو به وخامت گرایید.

لئو فندر پس از فروش شرکت خود، به طراحی محصولات مختلف برای موزیسین ها پرداخت و بعد از مدتی شرکت G&L را که سازنده بهترین گیتارهای الکتریک طراحی شده توسط خود فندر بود را در خیابانی که امروزه بنام فندر نامگذاری شده است، تاسیس کرد.

در سال ۱۹۸۵ شرکت “محصولات الکترویکی فندر” توسط شخصی از کارکنان همان شرکت به نام ویلیام شولتز (William Schultz) از CBS خریداری شد. او نام شرکت را به “شرکت سازنده آلات موسیقی فندر” تغییر داد و با استفاده از نام فندر و بر پایه طراحهای اولیه ، تولیدات جدیدی را به بازار عرضه کرد.

در حال حاضر فندر بهترین تولیدات خود را در آمریکا و ژاپن دارد و علاوه بر آنها در چین و مکزیک نیز مجموعه هایی برای تولید دارد.

تلاشهای لئو فندر – با وجود آنکه بقول خود حتی نمی توانست یک نت موسیقی بزند ، – باعث شد تا نام “فندر” بعنوان مرجعی از طرف موسیقیدانان بزرگ عصر حاضر برای معرفی صداهای جدید از گیتار، آمپلی فایری و دیگر دستگاه های الکترونیکی موسیقی شناخته شود.

لئو فندر در سال ۱۹۹۱ به دلیل ابتلاء به بیماری پارکینگسون شدید از دنیا رفت.

fender.com , musiciansbuy.com , wikipedia.com

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

بوگی ووگی (II)

بوگی ووگی (II)

عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.
سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

ببینید ایشان به مرور دچار این فراموشی می شوند، همین طور که خانم میلانی در گفتگویشان گفتند و در کتاب هست، می بینیم که برای یکی از فستیوال ها که می روند ارمنستان، در آنجا گروه کر می بیند که آقای سرشار انگار یک تیکه هایی را دارد دوباره میخواند به اشتباه و رهبر ارکستر همه چیز را جمع میکند. اوایل خیلی به صورت تدریجی این اتفاق برای آقای سرشار می افتد. من از هرکس که این سوال را کردم فقط همه تایید می کردند حتی از آقای گلمکانی که گفتند آدرسها را فراموش میکردند. این فراموشی ایشان یاد ِ همکارانشان هست. بقیه هم اگر قانع نمیشوند کتاب را بخرند و بخوانند و قضاوت کنند. من در مورد هنر ایشان کار کرده ام نه در مورد مردن ایشان!
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بستگی به تکنیک دست چپ یک شخص نیز دارد، نوازنده ای می تواند حتی ویبریشن سیم را از بین ببرد اما به همان شکل کیفیت صدا را حفظ کند و یا به ساز اجازه آن را بدهد که آزادانه بلرزد و ویبریشن داشته باشد و صدا را قوی برساند. همانطور با آرشه، بیشتر مردم یک کار را انجام می دهند و آن هل دادن سیم به سمت پائین است بر روی fingerboard. متاسفانه این کار صدایی کسالت بار تولید می کند و اتصال انگشتان را قفل می کند.
اجرای افرو تنورز و صهبای کهن در خانه هنرمندان

اجرای افرو تنورز و صهبای کهن در خانه هنرمندان

سفارت آفریقای جنوبی در تهران به مناسبت روز میراث (۲۳ سپتامبر) و جشن بیست سالگی آزادی و دموکراسی این کشور برنامه فرهنگی دو روزه ای را ترتیب داده است. این برنامه در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه، دوم و سوم مهرماه در خانه هنرمندان برگزار می گردد و ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
حسن کسایی، آقای نی

حسن کسایی، آقای نی

نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.
داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (Dusty Springfield) بزرگترین بانوی خواننده پاپ بریتانیا و یکی از بهترین خوانندگان سفیدپوست موسیقی سول soul دوران خود بود. او ترانه های خود را به شیوه ای مثال زدنی و با صدایی سرشار از احساسات اجرا میکرد و طنین صدایش تا چندین دهه در آثار متعددش شنیده میشد. موسیقی او به طور مداوم دگرگون شد و این دگردیسی به شیوه ای چنان قوی و خالص انجام میگرفت که در میان هیچ یک از هم عصران وی دیده نمیشد.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.