اجرای رباعیات خیام با ارکستر سمفونیک آلنتون

Schwarz , Fleming , Ranjbaran
<br/>
عکس یادگاری از کنسرت 2002
Schwarz , Fleming , Ranjbaran
عکس یادگاری از کنسرت 2002
سومین موومان از «آوازهای ابدیت» (برای سوپرانو و ارکستر) ساخته بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم نیویورک، در روزهای یازدهم و دوازدهم فوریه ۲۰۰۶ (برابر با ۲۲ و ۲۳ بهمن ۱۳۸۴) به وسیله ارکستر سمفونیک آلنتون (Allentown) در آمریکا اجرا خواهد شد.

در این برنامه تامارا متیو(Matthews Tamara)به عنوان تکخوان با ارکستر همکاری خواهد داشت. در کنسرت علاوه بر اثر بهزاد رنجبران، سمفونی ششم (پاتتیک) از چایکوفسکی و پرلودهای لیست نیز اجرا خواهد شد.

در «آوازهای ابدیت» (Songs of Eternity) که برای نخستین بار در سال ۱۳۸۱/۲۰۰۲ توسط ارکستر سمفونیک سیاتل به رهبری گرهارد شوارتس (Gerard Schwarz) به اجرا درآمد، نُه بیت از رباعیات خیام که سالها مورد علاقه فراوان رنجبران بوده برای آواز و ارکستر نوشته شده است. رنه فلمینگ (Renee Fleming) ، خواننده نامدار سوپرانو، که این کار در اصل برای او نوشته شده نیز الهام بخش قسمت هایی از این اثر بوده است. یکی از دشواری های رنجبران در پدید آوردن این اثر، برگرداندن عینی واکنش احساسی خودش (به رباعیات) به صورت یک بیان فصیح موسیقایی بوده است. ولی برداشت های رنجبران در جریان گزینش نُه رباعی از میان صدها رباعی خیام برای ساخت «آوازهای ابدیت» دچار دگرگونی شد. وی می گوید:

«خیام در بسیاری از ارزش های فلسفی و اخلاقی، زندگی را مد نظر قرار داده است. ساخت اثر، مرا در حال و هوای یک سفر احساسی برای ابراز عشق، صلح و زندگی قرار داد. در نتیجه این اثر در واقع به حاصل کند و کاو شخصی من در رباعیات خیام بدل گشت…»

در «آوازهای ابدیت» یک موتیف چهار نوتی، روح آوازها را بدست می دهد که علاوه بر القای حس همبستگی، بیانگر یک نوع تضاد در میان آنها نیز هست. روزنامه سیاتل پُست اینتلیجنسر (Seattle Post Intelligencer) می نویسد: «قطعه در عظمت خود، ردپای تونال و همچنین نوانس های ظریف ارکستراسیون، به ساخته های مالر گریز می زند ولی اقتباسی در آن وجود ندارد. رنگ آمیزی و جلوه های دراماتیک این قطعه بسیار موفقیت آمیز بوده، بدون آنکه الزاما معنای دقیق واژه های رباعیات خیام را تداعی کند. »

بهزاد رنجبران، متولد ۱۳۳۴ در تهران، پس از دریافت دیپلم ویلن از هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران)، در سال ۱۳۵۲ راهی آمریکا شد. در آغاز در دانشگاه ایندیانا به تحصیل پرداخت و در نهایت از دانشگاه جولیارد در نیویورک موفق به دریافت دکترای آهنگسازی شد؛ مرکز آموزشی معتبری که اکنون در آن به عنوان استاد رسمی به تدریس اشتغال دارد. در سال های اخیر نه تنها بسیاری از آثار ارکستری، آوازی و مجلسی وی با ارکسترهای معتبر در کشورهای مختلف به اجرا درآمده، سه اثری که او با الهام از شاهنامه فردوسی به نام های «خون سیاوش»، «سیمرغ» و «هفت خوان» برای ارکستر بزرگ آفریده است به وسیله ارکستر سمفونیک لندن اجرا و صورت سی.دی در آمریکا و دیگر کشورها منتشر شد.

رنجبران از سوی شورای هنر ایالت نیوجرسی، «هنرمند برجسته» لقب گرفته و کنسرتو ویلن او نیز برنده جایزه آکادمی هنر آمریکا شده است که در اردیبهشت سال آینده با ارکستر سمفونیک دانشگاه جولیارد در نیویورک به عنوان کنسرتوی بخش مسابقه سالیانه جولیارد اجرا خواهد شد. وی در حال حاضر در حال ساخت یک کنسرتو برای پیانو و ارکستر به سفارش ژان ایو تیبودِ Jean-Yves Thibaudet (پیانیست نامدار فرانسوی) است که به زودی در ارواپا و آمریکا اجرا خواهد شد.

تامارا متیو که در کنسرت ارکستر سمفونیک آلنتون، «آوازهای ابدیت» را خواهد خواند فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۷۳/ ۱۹۹۴ با اجرای برنامه ای در کارنگی هال (نیویورک) آغاز کرد و چندی بعد برای اجرای آثار باخ جایزه نخست مسابقات مونیکای مقدس را به خود اختصاص داد و تا کنون افزون بر شرکت در جشنواره های گوناگون در سراسر جهان، با ارکستر سمفونیک فیلادلفیا، هیوستون و کلیولند نیز به عنوان تکخوان همکاری داشته است.

صفحه مربوط به اطلاعات این کنسرت

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)
Pivot Chord

Pivot Chord

یک مدولاسیون می تواند خیلی ساده باشد و آن حرکت به یک تنالیته همسایه باشد مثلا” از دو ماژور به فا ماژور یا ر مینور. با این فرض یعنی مدولاسیون به تنالیته های همسایه می توان گفت که هر کلید (Key) عملا” دارای پنج همسایه می باشد به شکل نگاه کنید.
ری تا روم (I)

ری تا روم (I)

نوشتن درباره برخی آثار موسیقی دست کم در مقطع انتشار آنها تاحدودی دشوار است. صحبت از این گونه آثار به واسطه ویژگی های بدیع شان و در مواردی به سبب تازگی داشتن آنها به گوش متعارف جامعه، نیاز به گذشت زمان دارد. از سوی دیگر این امر زمانی دشوارتر خواهد بود که اثر شنیداری، همراه با شرح و توصیفی روشنگر و نسبتا جامع در قالب کتابچه آلبوم مربوطه منتشر شده باشد.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، حاوی اطلاعاتی تاریخی درباره شکل گیری و فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران است و تمامی وقایع این نوشته بر پایه نوشته های مرتضی حنانه هنرآموز هنرستان عالی موسیقی و دیده های او می باشد و همینطور از جراید و مطبوعات آن سالها بهره برده شده است.
آکوردهای شش

آکوردهای شش

کافی است در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ را هم به آکورد پایه – مینور یا ماژور – اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست می آید.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (I)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (I)

به طوری که در کتاب های مختلف تاریخ موسیقی آمده است: «آرنلد شنبرگ» در سیزدهم سپتامبر ۱۸۷۴ در شهر «وین» پا به عرصه وجود گذاشت ولی متأسفانه در سن هشت سالگی پدرش را از دست داد، با این حال و با توجه به عشقی که در نهادش به ودیعه گذاشته شده بود در دوازده سالگی شروع به آموختن ویولون نمود و با پشتکاری که داشت او را به عنوان نوازنده در ارکستر مجلسی مدرسه پذیرفتند و در مدت کوتاهی توجه اولیای آنجا را به خود جلب نمود. در این مدت آهنگ هایی نیز تصنیف کرد تا این که به یکی از آهنگسازان به نام «زملینسکی» برخورد کرد. به زعم همان تاریخ نویسان، این آهنگساز به محض آن که به استعداد فوق العاده «شنبرگ» پی برد به آموزش کمبودهای او در زمینه مبانی موسیقی مانند کنترپوان پرداخت.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

از زمان اختراع رادیو و ورود آن به ایران، موسیقی یکی از مهمترین ابزارهایی بوده که می توانست این اختراع جدید را در میان مردم رواج دهد. بدین جهت بود که از همان ابتدا، برنامه های موسیقی در رادیو شکل گرفت. نکته حائز اهمیت در این رابطه این بود که به همان میزان که رواج رادیو در ایران نیازمند برنامه های موسیقی بود، موسیقی آن دوره نیز برای رواج در بین مردم از طریق رادیو نیازمند تغییر و تحولات اساسی بود.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

رویکرد استفاده از ترانه و خواننده در تیتراژ پایانی فیلم‌ها با موج جدید خوانندگان جوان عرصه موسیقی و رونق کنسرت در ایران رنگ و بوی جدی بخود گرفت و ستاره‌های موسیقی علاقه‌مند به بازیگری در عرصۀ سینما شدند که این ماجرا با ورود بازیگران به عرصۀ موسیقی هم بصورت یک واکنش دوطرفه تداوم یافت.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

واژه ترکیبی «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی» هم با وجود ظاهر علمیش نشان از عامیانه گویی دارد. در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.» اگر واقعاً چنین باشد، چه لزومی دارد که در یک متن فارسی، به جای «مجموعه» از یک واژه فرنگی استفاده کنیم و بعد ترجمه فارسیش را در زیر نویس به اطلاع خواننده برسانیم؟ اما «رپرتوار» به معنی مجموعه نیست. داریوش آشوری در «فرهنگ علوم انسانی» به «انبان برنامه» و «کارستان» ترجمه کرده است. واژه ترکیبی«رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی» هم بی معنی است.