نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.

۱- آیا می توان برای آموزش نوازندگی به هنرجویان، از یک فرمول ثابت استفاده نمود؟
پاسخ این سوال منفی است. به دلیل پیشرفت علوم آموزشی مرتبط با نوازندگی در دنیا، روشها و الگوهای آموزشی این شاخه ، همانند سایر شاخه های دیگر علوم هر روزه شاهد پیشرفت و تکامل است. بنابراین استفاده از الگوهای ثابت و نامتغیری که بعضی از اساتید، در طی سالیان متمادی از آن بهره گیری می کنند باید تبدیل به روشهای نوین آموزشی گردد.

در این راستا، پژوهش در روشهای نوین آموزشی دنیا کلید حل مسئله است. شاید روزگاری هنرمندان برای آموزش ناگزیر از استفاده از یکسری کتب ثابت آموزشی بودند، چراکه امکانات چاپ و انتشار کتب آموزشی محدود بود، ارتباطات مابین اساتید مختلف و مراکز آموزشی به سختی انجام می پذیرفت و امکان ضبط و انتشار اجراها برای دسترسی هنرجویان و هنرمندان وجود نداشت و…، اما خوشبختانه امروزه به لطف پیشرفت تکنولوژی، دیگر این مشکلات از جامعه بشری رخت بربسته است.

بنابراین نباید تنها همان الگوهای قدیمی را بدون کوچکترین تغییری به هنرجویان آموزش داد، بلکه از روشهای نوین نیز بایستی بهره جست.

۲- آیا روشهای نوین آموزشی، در تضاد با روشهای قدیمی است؟ در پاسخ باید گفت، این دو در تضاد با یکدیگر نیستند زیرا، روشهای آموزشی گذشته برپایه کتبی بنا شده است که استادان بنام نوازندگی در دوره خود، آنها را تالیف نموده اند. همچنین سابقه آموزش موفقیت آمیز بسیاری از این کتابها در طی سالیانی که از زمان تالیف آنها می گذرد و هنرمندان بنامی که با یادگیری و تمرین این کتابها در عرصه هنر به درجات بالایی رسیده اند، مؤید ابن مطلب است که بسیاری از این کتب از روشهای صحیح آموزشی برخوردار بوده اند.

از دیگر سو، الگوهای جدید آموزشی بر پایه تجربیات پیشتر اساتید این فن- که همان کتب تالیف شده آنهاست -بنا شده است و ریشه در آنها دارد.

در واقع باید به این مهم توجه کرد که ضمن بهره گیری از الگوهای نوین آموزشی، استفاده از یکسری کتابهای کلیدی و موفق گذشته نیز لازم است و این دو به هیچ وجه، در تضاد با یکدیگر نیستند.

۳- سبک موسیقی انتخابی توسط هنرجو چه تاثیری می تواند بر انتخاب سیستم آموزش به او گذارد؟ دیدگاه و سبک موسیقایی که هر هنرجو از یادگیری نوازندگی به دنبال آن است هر چند که می تواند در طول زمان تغییر یابد، باعث می شود تا دامنه بسیاری از آموزشهای تکنیکی نوازندگی دستخوش تغییر گردد؛ بسیاری از مهارت های تکنیکی در نوازندگی وجود دارد که، در یک سبک می تواند کاربرد داشته باشد ولی در سبک موسیقایی دیگر، دارای کاربرد چندانی نیست. به همین دلیل برای آموزش نوازندگی موسیقی کلاسیک غربی و ایرانی، جز، پاپ و… سیستم های مختلف آموزشی در نظر گرفته می شود تا جوابگوی نیازهای آن دیدگاه باشد.

۴- با توجه به آنکه در هر سبک موسیقایی سیستم های متفاوت آموزشی وجود دارد، آیا نیازی هست که هنرجویی که وارد هر یک از این نظام ها شد، تمامی کتابهای آنرا تمرین کند؟ افراد مختلف حتی اگر در یک نظام واحد تحت آموزش قرار گیرند، با توجه توانایی های متفاوت ذهنی و جسمی ، دارای پتانسیل های متفاوتی در نوازندگی هستند و سطح درک و توانایی های آنها با یکدیگر متفاوت است.

در واقع نمی توان با یک حکم ثابت، اقدام به آموزش تمامی کتابهای آموزشی یک سیستم به تمامی هنرجویان نمود. زیرا تاکیداتی که در هر یک از این کتب، بر روی آموزش مسائل مختلف تکنیکی و بدست آوردن توانایی های نوازندگی شده در بسیاری از موارد با یکدیگر متفاوت است.

به این نکته باید دقت نمود که بسیاری از درسهای کتب آموزشی اساتید موسیقی، بر پایه رفع نواقص و ضعف های موجود در نوازندگی هنرجویان مختلف شکل گرفته است و در کتب جامع آموزشی، اساتید ناچار به شناسایی انواع نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای تقویت این موارد بوده اند که در نهایت، منجر به بالاتر رفتن مهارت های نوازندگی هنرجویان گردد.

حال آنکه، هستند بسیاری از هنرجویانی که با توجه به داشتن یکسری از توانایی های ذهنی و جسمی و وجود استعدادهای خاص، نیازی به نواختن بعضی از این کتب و درس های آنها را ندارند و وجود این توانایی ها در آنها باعث می گردد تا این دسته از هنرجویان، اساسا یکسری از ضعف های نوازندگی دیگران را نداشته باشند. در نتیجه، تمرین اینگونه درسها نتیجه ای جز سرخوردگی و اتلاف وقت و هزینه برای آنها ندارد. بنابراین انتخاب کتبی که اساتید برای آموزش به هنرجویان در نظر می گیرند، تاثیر بسزایی در پیشرفت آنها دارد.

دیدگاهی که چگونگی آموزش به هنرجویان را، بر پایه شناسایی نقاط ضعف و قوت فردی آنها دنبال می کند و روشهای آموزشی در افراد را تغییر پذیر می داند، می تواند زمینه شکفتن استعدادهای فردی را محیا نموده و موجب پیشرفت سریعتر هنرجویان گردد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

از روزهای گذشته…

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

صفحاتی که در لیبل دیسکو گراف‌های مثل آقای امیر منصور و آقای شرایلی انجام شده در حوزه موسیقی وجود دارد، مهمترین‌های آن را داریم ولی یکی از مهمترین‌های آن را که نتوانسیم پیدا کنیم، صفحه‌ایی است که در سال ۱۳۰۶ یعنی در سن ۱۷ سالگی در کمپانی پولیفون ریکوردز با تار علی اکبر شهنازی ضبط کرده اند؛ دو صفحه هست که اصلا مجید وفادار تصنیف خوانده با تار شهنازی که متاسفانه آن لیبل صفحه وجود دارد ولی خود صفحه را نداریم و نتوانسیم اثر صوتی آن را پیدا کنیم و در این برنامه رونمایی کنیم ولی بقیه تصنیف‌ها وجود دارد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.
وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

اینکه باب شده که می گویند مکتب اصفهان و مکتب تهران برای کسانی که در تهران بوده اند یا اصفهان، تعاریف دقیق و موسیقایی نیست. یادم است که سالها پیش با مرحوم دکتر حسین عمومی که ردیف دان و حقوق دان بود، مصاحبه ای انجام داده بودند و ایشان تعریف خوبی از مکتب ارائه داده بود. البته این مصاحبه بسیار طولانی است و در اینجا می شود به بخشی از آن اشاره کرد؛ مثلا نحوه بیان شعر، ریتم درونی آواز، نوع تحریر و حتی مخرج صوتی کلام که این تعاریف ما را به سوی یک مفهوم موسیقایی هدایت می کند نه تنها یک منطقه جغرافیایی.
درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»
ساز دهنی (I)

ساز دهنی (I)

سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم ۱ در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریکا ۲ در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم ۳ و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را درکـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا کنید.
محسن قانع بصیری درگذشت…

محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.
اپرای متروپلیتن (III)

اپرای متروپلیتن (III)

اجرای ۴ اپرا برای اولین بار در دنیا و ۲۲ اپرای جدید از برنامه خاص متروپلیتن بود. اجرای آثار جدید در دوره ولپ بیش از دیگر دوران بود. ولپ، والری گرگیف (Valery Gergiev) را در سال ۱۹۹۷ به عنوان رهبر اصلی میهمان منصوب نمود و اجرای قطعات روسی را در اپرا وسعت بخشید.
عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

من از سال ۱۳۷۷ به طور مستمر و حرفه ای به امر نگارش موسیقی پرداختم و در ژانرهای مختلف کارهای زیادی نوشته ام که بخش عمده این کار ها سفارش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود. غالب کارهای من ارکسترال بودند البته چند تجربه نیز در نوشتن کارهای پاپ نیز دارم که برخی از آن ها بارها از صدا و سیما پخش گردیده اند. در سال ۱۳۸۲ از ایران به اوکراین برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم و با ارکستر های مختلفی قطعات خود را ضبط نمودم. از جمله ارکستر فیلارمونیک کیف، ارکستر رادیو کمپانی اوکراین و ارکستر ناسیونال اوکراین.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از این بحث زمان اندکی نیز به مبحث نقد اسطوره‌شناسانه‌ی موسیقی اختصاص یافت که قاعدتاً باید در جلسه‌ی یازدهم (همراه با نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی) مطرح می‌شد اما به دلیل گستردگی مباحث تنها اشاره‌ی کوتاهی به آن شده بود. این‌گونه نقد که برآمده از مطالعات اسطوره‌شناس ساختارگرای فرانسوی است نخستین بار به صورت اشاراتی در فصل اول کتاب «خام و پخته» (Le cru et le cuit) و فصل آخر «انسان برهنه» (L’Homme nu) ظاهر شد و در «اسطوره و معنا» (که به دست «شهرام خسروی» به فارسی هم ترجمه شده)، به صورت مختصر مورد اشاره قرار گرفت. تلاش «لوی استروس» برای پیوند زدن اسطوره‌شناسی و یافتن سرمشق‌های اصلی در حوزه‌ی موسیقی (به‌ویژه تحلیل ساده‌ی فوگ یا فرم سونات) این پیام را داد که می‌توان از راهِ یافتن کهن ‌الگوها به نقد و تفسیر موسیقی پرداخت: