آیا موسیقی ایرانی ادیت دارد؟

مجتبی میرزاده
مجتبی میرزاده
همزمان با مقالاتی که در این سایت در مورد علم ادیت ویلن نوشته میشود، امروز به این موضوع میپردازیم که “آیا در موسیقی ایرانی هم ادیت وجود دارد؟” جواب این سئوال کمی دشوار است، چراکه از طرفی بعضی اساتید، از ادیت بخوبی استفاده میکنند، ولی هنوز بصورت نوشته شده روی آن کار نکرده و قادر به تدریس آن به شکلی که نظیر آن در ویولون موجود است نیستند؛ نمونه مشهور این اساتید را می توان جلیل شهناز و محمد موسوی دانست. هستند عده ای هم که سالها روی نگارش ادیت شخصیشان تلاش کرده و آن را تدریس کرده اند مثل فرامرز پایور و مسعود شعاری.

قبل از وارد شدن به این بحث لازم است نگاهی هم به تعریف واژه های “سبک” و “لحن” و تفاوت این دو بیندازیم. این دو اصطلاح در چند سال اخیر کم و بیش در مقالات هنری دیده میشود که رواج آنها مدیون تلاش محقق گرامی علیرضا میرعلینقی است.

خوانندگان و نوازندگان صاحب لحن، کسانی هستند که با اینکه در زمان اجرای موسیقی دارای لحن و شخصیتی منحصر به فرد هستند، در اجرا های مختلف از یک قطعه مشخص، به شکل قبلی آنرا اجرا نمی کنند؛ مثلا رضا ورزنده از این دست هنرمندان است. ولی خوانندگان و نوازندگان صاحب سبک کسانی هستند که بر خلاف گروه قبلی با اینکه با شیوه شخصی و متفاوت با دیگران، یک قطعه را اجرا میکنند ولی اگر بارها آن موسیقی را بخوانند یا بنوازند، به شکلی یکسان ( از نظر نگارش با آکسانها، گلیساندو ها و کلا” ادیت یکسان) قطعه را اجرا میکنند (البته لازم به ذکر است که هیچگاه یک موسیقی نمیتواند دقیقا به شکلی که قبلا توسط نوازنده یا خواننده ای اجرا شده باز اجرا شود و در اینجا منظور آن است که در حالت کلی تغییری نداشته) همچنین این شیوه قابل تدریس باشد. در اینجا باید اضافه کرد که تعریف “سبک” گسترده تر از بحث این مطلب است ولی در اینجا (فقط) به تفاوت کلیی که با “لحن” دارد بسنده می کنیم.

از موسیقیدانان صاحب سبک در ایران میتوان به علی اکبرخان شهنازی، فرامرز پایور، حسین علیزاده و… اشاره کرد که نوازندگان زیادی از سبک ایشان در نواختن استفاده میکنند. اینجا باید به این نکته مهم اشاره کرد که موسیقیدانان ایرانی اکثرا هنگام اجرای اثری، پا را از ادیت فراتر گذاشته و حتی در نتها نیز تغییراتی بوجود می آوردند، مخصوصا” اضافه کردن نتهای زینت که از عادتهای نوازندگان موسیقی ایرانی است.

audio file بشنوید “رفتم در میخانه” را با اجرای سه تار جلال ذوالفنون و دف نوازی بیژن کامکار

با نگاهی کلی به اجراهای بسیاری از خوانندگان و نوازندگان سازهای ایرانی می توان بخوبی به استفاده زیاد آنها از ادیت پی برد؛ ولی باز می بینیم عده ای ندانسته موسیقی ایرانی را فاقد ادیت میدانند، این مسئله شبیه به همان گفته معروف است که “موسیقی ایرانی علمی نیست”! هر چند اگر منظور مکتوب شدن ادیت (یا دیگر تکنیکهای موسیقی ایرانی) باشد تا حدی صحیح است ولی باید توجه داشت که روی کاغذ نیامدن تکنیکها و دیگر شگردهای موسیقی ایرانی دلیل بر عدم وجود آنها نیست. این کم کاری از خود ماست که به تالیف ادیتها همت نگمارده ایم.

موسیقیدانان ما به عللی هنوز باور ندارند که بسیاری از ظرایف موسیقی را می توان با نت ثبت کرد، مثلا میشود یک نوازنده متبحر در سبک غلامحسین بیگجه خانی، قطعه ای از علی اکبرخان شهنازی اجرا کند و بی درنگ به شکلی که مرحوم بیگجه خانی آن را اجرا میکرده و در همان حال و هوا قطعه را بنوازد؛ این نوازنده قادر است با تسلط به شکل ادیت بیگجه خانی آکسان، گلیساندو، نوع مضراب، استفاده نتها در رنگهای مختلف (روی سیمهای مختلف ساز) و… بسیاری از ریزه کاری های ادیت را (اگر به نگارش موسیقی تسلط داشته باشد) ثبت کند.

audio fileبه قسمتی از آلبوم “کاروان صبا” با سه تارنوازی مسعود شعاری توجه کنید

در بین نوازندگان ایرانی، نواخته های بعضی از آنها به قدری از پیچیدگی های ادیت برخوردار است که نگارش ادیت آنها بسیار دشوار میباشد، جلیل شهناز شاید مهمترین نمونه در بین تمام نوازندگان ما باشد که همین موضوع باعث شده که کسی نتواند بخوبی از نظر نوازندگی به او نزدیک شود و البته این اتفاق تا حد زیادی هم به تدریس نکردن ایشان برمیگردد که برای آینده هنر تار نوازی بسیار ناگوار خواهد بود.

audio file نمونه ای از نواخته های جلیل شهناز

در اینجا لازم میدانم یاد کنم از زنده یاد مجتبی میرزاده نوازنده با استعدادی که او نیز بدون تدوین ادیت خود روی ساز کمانچه، ناخواسته آینده این ساز را از هنر نوازندگی اش محروم کرد.

audio file به قسمتی از نوازندگی درخشان مجتبی میرزاده به همراهی ارکستر گوش کنید (از کاست “گلبانگ شماره دوم” با صدای شجریان و موسیقی حسن یوسف زمانی)

ای کاش اهل موسیقی ایرانی هم مانند موسیقیدانان غرب کمی به علمی کردن موسیقی علاقه نشان دهند! با این امید و در پایان این مطلب با پوزش از حضرت حافظ، آرام از اساتید محترمی که دست به قلم ندارند میپرسم:
آنان که ساز را به «ادیت» کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی به نت کنند؟

یک دیدگاه

  • مجید
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۶ ب.ظ

    یکی از بهترین سایتهایی که در مورد موسیقی دیدم این سایت بوده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

داستان دیدار بتهوون و لیست

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا” بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال ۱۸۲۳ فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون ۵۳ ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان ۱۲ ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.
نواختن یکدست

نواختن یکدست

گاهی می بینیم نوازندگان ویلن در ایران، با وجود سابقه زیاد در نوازندگی این ساز هنوز اشکالات ابتدایی در نوازندگی (از نت خوانی گرفته تا استیل) دارند که این موارد در کتابهای آموزشی ویلن ذکر شده ولی اکثرا” بخاطر بی دقتی این نوازندگان هنگام تمرین این کتابها و عدم آموزش صحیح از طرف هنرآموز این مشکلات با نوازنده باقی می مانند.
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

تنها در این شرایط است که هنرمند با انبانی پُر از اثر و معنویت حضور ظاهر می‌شود. پس از هر خلوت حضوری خلاقی در تنهایی، باید که از طریق دروازه‌ای وارد جهان ارتباطات و تبادلات شد تا هم اثر به گوش دیگران رسد و هم هنرمند بتواند خود را از دام تکراری مرگ‌آفرین رهایی بخشد.
آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

مقدمه: مسئله نیم پرده های مساوی ذهن موسیقی دانان و تئوریسین های بسیاری را قرنها به خود مشغول نموده است. سیستم ۱۲ نیم پرده مساوی در بین علاقمندان هارمونی خالص و … با مخالفت روبرو شده و می شود ولی به دلیل مزایای آن امروزه پیانوها را با این سیستم کوک کرده٬ پرده گیتار را بر اساس درجات این سیستم می بندند و … دراین نوشتار سعی بر این است تا به چگونگی ایجاد سیستم ۱۲ قسمتی مساوی یا همان ۱۲ نیم پرده ای مساوی پرداخته شود.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

با این همه، بستگی شرقیها را به سنت‏ها نمی ‏توان با موازین‏ اروپائی سنجید. امروز دوتار که سازی ایرانی است و در شمال شرقی و منطقه افغانستان نواخته می ‏شود با سیم‏های‏ نایلونی بسته می‏ شود. یک نوازنده فقیر از این تارها استفاده‏ می ‏کند زیرا تارهای زهی اگر چه بیشتر دوام می‏ کند گرانتر است. یک مثال بارز دیگر: در شیراز یک گروه ده نفری‏ از رادیو کابل یعنی «ارکستر رادیو کابل» کنسرت می‏ داد. جالب بود که از یک طرف آنها سنت های ملی خود را در موسیقی ارائه می‏ کردند، اما از جانب دیگر به تقلیدهای‏ نازیبا دست می‏ زدند. افغانستان در زمان قدیم با ایران یک‏ دولت داشت.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

نوشتن درباره‌ی فلسفه، مدتی است که به مد روز بدل شده است. هر نوشته‌ی سخت‌فهمی که چند سوال (احتمالاً) بنیادی نیز در آن به بحث گذاشته شده باشد؛ جدا از رهیافتی که نویسنده برای حل آنها ارایه می‌کند یا میزان موفقیتی که به‌دست می‌آورد، فلسفه نام می‌گیرد. به وفور واژه‌ی فلسفه به جای دلیل یا هدف یا… به کار می‌رود، بی‌ آنکه در حقیقت نزدیکی‌ای میان گفتار مطرح شده و روش‌های فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های اندیشیدن بشر وجود داشته باشد. این مد شدن فلسفه باعث شده نوشته‌های کم‌مایه درباره‌ی آن زیاد شود.
کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

درباره موسیقی و سازهای کهن ژاپن، سالها پیش در «مجله موسیقی»، نوشتارهایی پراکنده انتشار یافته و به نظر می رسد که متاسفانه هنوز کتاب جامعی درباره این موضوع در دسترس علاقه مندان پارسی زبان نباشد. چنین مشکلی حدود نیم قرن پیش در دنیای انگلیسی زبانان هم وجود داشت و همین کمبود شد که به ویلیام مالم (William Malm) پیشنهاد شود کتابی درباره موسیقی ژاپنی به زبان انگلیسی بنویسد.
MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت سوم

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت سوم

در نوشته های گذشته راجع به رابط MIDI ، نحوه برقرار کردن ارتباط میان سازها و کامپیوتر با یکدیگر و لوازم مورد نیاز برای اینکار صحبت کردیم. همچنین به بررسی انواع پیامها در ساختار نرم افزاری MIDI پرداختیم و به تشریح پیامهای نمونه هایی چون Note On / Note Off پرداختیم؛ هم اکنون توجه شما را به ادامه این سلسله مطالب جلب می کنیم.