مستند مارتین اسکورسیزی (I)

Martin Scorsese
Martin Scorsese
مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) که دلبستگی و عشق عمیقی به این نوع موسیقی دارد و جا به جا آن را در برخی از فیلم هایش از جمله “آخرین والس”، “دار و دسته نیویورکی” و “گاو خشمگین” نشان داده، اخیرا مجموعه مستندی به نام “بلوز”را به سفارش شبکه چهار بی بی سی در هفت قسمت در باره ریشه های موسیقی بلوز و حوزه تاثیر و نفوذ آن از کناره های می سی سی پی تا غرب آفریقا تهیه کرده است.

او کارگردانی هر قسمت را به یکی از کارگردان های برجسته سینمای جهان که دلبستگی شان را به موسیقی بلوز به نحوی در فیلم هایشان نشان داده اند، واگذار کرده است، از جمله کلینت ایستوود، ویم وندرس، مایک فیگیس و مارک لوین.

خود اسکورسیزی نیز کارگردانی یکی از قسمت های آن را به عهده گرفته است. این قسمت که در واقع یکی از بهترین و زیباترین قسمت های مجموعه است، گویی که داری به خانه می روی (Feel Like Going Home) نام دارد و در واقع نوعی گرامیداشت و ادای دین به موسیقی بلوز ناحیه دلتا (Delta Blues) آمریکاست .

Feel Like Going Home
در این فیلم اسکورسیزی، سفر کوری هریس (Corey Harris) یکی از چهره های برجسته معاصر بلوز آمریکا را که از می سی سی پی آغاز شده و به غرب آفریقا می رسد، پی گرفته و از این طریق در صدد کشف ریشه های بلوز بر می آید.

اسکورسیزی خود می گوید: “می خواستم تماشاگر را به همراه کوریس به زیارت می سی سی پی و آ فریقا ببرم. کوری نه تنها نوازنده خوبی است بلکه تاریخ بلوز را نیز خوب می داند.”

در این میان اسکورسیزی جا به جا از نما های آرشیوی و ترانه های قدیمی و نوستالژیک بلوز با صدای خوانندگان افسانه ای این ژانر مثل مادی واترز (Muddy Waters) و جان لی هوکر(John Lee Hooker) استفاده می کند.

نکته مهم و قابل توجه این مجموعه مستند این است که اسکورسیزی، کارگردان ها را در انتخاب موضوع و شیوه روایت آن کاملا آزاد گذاشته است و هر یک از آنان بر اساس ذهنیت، نگاه و سبک ویژه شخصی خود با موسیقی بلوز مواجه شده و جنبه خاصی از آن را بر جسته ساخته اند.

< اسکورسیزی درباره ایده ساختن این مجموعه می گوید: "با مارگارت باد تهیه کننده کمپانی کاپا سرگرم ساختن فیلم مستندی در باره اریک کلپتون بود یم به نام "هیچ چیز جز بلوز" (Nothing But Blues) که فکر ساختن این مجموعه به ذهنم رسید."

“به دنبال آن بود که از چند فیلمساز که همیشه مورد تحسین من بودند و هر یک ارادت خاصی به موسیقی داشتند، خواستم که دریافت شخصی خود را از تاریخ موسیقی بلوز ارائه کنند. به این ترتیب می دانستم که نتیجه کار یک روایت خشک و رسمی از تاریخ بلوز نخواهد بود، بلکه روایتی اصیل، عاشقانه و موزائیکی ازاین تاریخ خواهد بود.”

“همواره دلبستگی خاصی به این نوع موسیقی داشته ام و اصولا فرهنگ داستانگوئی از طریق موسیقی ، همیشه برایم جذاب بوده است. موسیقی بلوز، طنین احساسی عمیقی دارد و ریشه موسیقی مردم پسند آمریکائی به شمار می رود.”

اسکورسیزی تمام قسمت های این مجموعه را به قطعات موزائیکی تشبیه می کند که در نهایت ، تصویری دینامیک و پر تحرک از این فرم هنر بومی آمریکا می سازد. در واقع این مجموعه، یکی از بهترین نمونه های فیلم مستند است که تا کنون در باره معرفی و تاریخ یک نوع موسیقی ساخته شده است.

فیلم ها نه تنها بیننده مشتاق و علاقمند به موسیقی بلوز را با خود همراه ساخته بلکه به واسطه سبک تصویری متنوعشان و استفاده خلاقانه هر یک از کارگردان ها از نماهای آرشیوی و آهنگ ها و ترانه های قدیمی و شورانگیز بلوز و ترکیب آنها با اجراهای زنده و گفتگو های جذا ب و تاثیر گذار با چهره های نامدار و افسانه ای این نوع موسیقی، حتی بینندگان عادی را نیز جذب خود می سازند.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

فواصل و گام فیثاغورثی

فواصل و گام فیثاغورثی

به طور کلی گام مجموعه ای است از اصوات که فواصل موسیقایی آنها در اکثر اوقات بین ۲ عدد ۱ و ۲ قرار می گیرد. عدد ۱ که اولین درجه گام است پایگی نام داشته و عدد ۲ اکتاو آن است که قاعدتا گام با آن بسته می شود. فرکانس اکتاو ۲ برابر پایگی است :
یادداشتی بر آلبوم «با فراقت چند سازم»

یادداشتی بر آلبوم «با فراقت چند سازم»

امروزه مقید بودن به اجرای دقیق سوئیت دستگاهی در آلبوم‌هایی در ژانر موسیقی کلاسیک ایرانی به ندرت دیده می‌شود؛ چیزی که در دهه‌های شصت و هفتاد تا حد زیادی معمول بود. همین تقید کافی‌ست که دومین اثر مستقل سپیده مشکی، ما را یاد نگرش‌های مرکز حفظ و اشاعه بیاندازد؛ آلبومی به تمامی در یک دستگاهِ واحد و با بیش از چهل دقیقه آواز دستگاهی. همچنین وزن ضربی‌ها اوزان مألوفِ قطعات متریک سوئیت دستگاهی در کارگانِ (۱) موسیقی دستگاهی هستند. در مکتبی بودن این اثر، این نکته‌ی تکمیلی را هم اضافه کنیم که عبور و عدول از تک‌صدایی و باهم‌نوازی، در قطعات این آلبوم، دغدغه‌ی صاحب اثر نبوده است.
Green, Green Grass of Home

Green, Green Grass of Home

من همیشه یکی از طرفداران اصلی جـری لـی لـوئـیس (Jerry Lee Lewis) بوده ام. هنگامی که در سال ۱۹۶۵ در نیویورک به یک مغازه نوارفروشی به نام کلونی رکورد (Colony Record) رفتم، آخرین آلبوم جری لی لوییس راخریدم. این اولین آلبوم کانتری او بود که Country Songs For City Folk نام داشت
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

مقدمه: مسئله نیم پرده های مساوی ذهن موسیقی دانان و تئوریسین های بسیاری را قرنها به خود مشغول نموده است. سیستم ۱۲ نیم پرده مساوی در بین علاقمندان هارمونی خالص و … با مخالفت روبرو شده و می شود ولی به دلیل مزایای آن امروزه پیانوها را با این سیستم کوک کرده٬ پرده گیتار را بر اساس درجات این سیستم می بندند و … دراین نوشتار سعی بر این است تا به چگونگی ایجاد سیستم ۱۲ قسمتی مساوی یا همان ۱۲ نیم پرده ای مساوی پرداخته شود.
تولد موزار

تولد موزار

شش سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ که از سردمداران بزرگ موسیقی باروک بود، در سالرزبورگ کودکی بدنیا آمد که دنیای موسیقی را متحول ساخت.
موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

تنها قطعه‌ای که از این تضاد برکنار مانده «ترقه» است. یک بخش از آلبوم شب، سکوت، کویر که تنظیم مجددی از آن ارائه شده است. قطعه‌ای که در آن کوئینتت به عنوان سه‌تار به کار گرفته شده است به طوری که حتا صدای سیم‌های همراه در سه تار نیز می‌توان در لحظاتی از حرکت بافت و رنگ کوئینتت شنید.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (V)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (V)

گذشته از صفحاتی که در ایران‏ ضبط شده‏ اند، دو صفحه در مورد شناخت موسیقی از طرف‏ یونسکو منتشر شده که روی صفحات موزیکافون ضبط شده‏ است. موسیقی محلی ایران تاکنون ناشناس مانده است و صفحاتی در این زمینه بدست نمی ‏آید. برای جبران این نقص‏ به مرکز اشاعه مراجعه کردم و آنچه موجب یاس من شده‏ بود در آنجا توانستم روی نوار ضبط شده بشنوم.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (I)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (I)

این «نخستین توصیف یک حالت خلسه»، بیش از صد و سی سال قبل از زمان بیتل ها، یعنی در ۱۸۳۰ توسط برلیوز تصنیف شده است. این اثر که نمونه ی برجسته ای از موسیقی برنامه ای است را می توان مانیفست نهضت رومانتیک دانست. عنوان موسیقی برنامه ای از نظر فنی فقط به آن موسیقی سازی و بدون کلامی گفته می شود که محتوای آن به طور کلی در عنوان قطعه یا وسایل توضیحی دیگر یا هر دو خلاصه شده باشد.
موسیقی وزیری (I)

موسیقی وزیری (I)

مطلبی که پیش رو دارید سندی است مربوط به ۸۶ سال پیش که نظر یکی از بینندگان کنسرت وزیری را در اولین سالهای اجرای موسیقی ارکسترال در ایران نشان می دهد. این نوشته در مجله «آینده» در سال ۱۳۰۴ به قلم شخصی به نام دشتی (نام کوچک قید نشده است) نوشته شده است که خواندن آن برای شناخت اوضاع موسیقی در آن دوره خالی از لطف نیست؛ لازم به یاد آوری است که عده زیادی هم خطابه های تندی در رد موسیقی ونگاه وزیری در همان دوره نوشته اند و حتی با صفت هایی مانند «گوش خراش» از اجرای ارکستری او یاد کرده اند؛ هرچند جدا از کیفیت اثر نوشته شده توسط وزیری، نباید فراموش کرد که بیشتر نوازندگان ارکستر اولین تجربیات اجرای صحنه خود را پشت سر میگذاشته اند. (سردبیر)