بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

علی تجویدی
علی تجویدی
بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.

استاد علی تجویدی هنرمندی بی همتا در تصنیف سازی بود تا حدی که هیچ یک از اساتید موسیقی ایران به تعداد تصنیفهای او اثر قابل توجه ندارند؛ مثلا می توان گفت از بین تصانیف مشهور دستگاه چهارگاه نیمی از ساخته تجویدی هستند.

علی تجویدی با داشتن حافظه قوی خود حتی تا روزهای پیش جوابگوی علاقمندان موسیقی بود (چندی پیش از استاد خرم در مورد سازنده تصنیفی در مایه سه گاه با مطلع “نشسته در هر چمنی” پرسیدم که استاد خرم فورا” خواستند که از استاد تجویدی بپرسم که متاسفانه چنین فرصتی دست نداد) حافظه قوی و استعداد سرشار موسیقی در علی تجویدی او را سالها پیش به یک جوان مشهور در میان اساتید موسیقی تبدیل کرده بود، به صورتی که حتی در منزل استاد ایرانی مجرد (که کمتر هنرمندی به این محفل راه داشت)، تجویدی غیر از اینکه جزو جمع بود، به تکنوازی هم میپرداخت و حتی نکاتی که استاد ایرانی مجرد اشاره میکردند با ساز تجویدی به اجرا گذاشته میشده است.

تجویدی در جوانی موسیقی را با فلوت آغاز کرد و سپس به آموختن ویولون پرداخت و با اینکه در آن دوره چندان نوازندگی ویولون به سبک کلاسیک غربی جا نیافتاده بود به تحصیل این سبک از نوازندگی پرداخت که غیر از اساتید غربی، از محضر ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان استفاده کرد.

audio fileبه قسمتی از نوازندگی ویولون علی تجویدی در جوانی توجه کنید.

A.Tadjvidi,A.Saba and M.Mahjoobi
تجویدی در رادیو در حال نوازندگی با صبا و محجوبی
اگرچه هنوز در نسل تجویدی و حتی نسلهای بعد از آن، این دست نوازندگان بطور جدی نوازنده ویولون کلاسیک نشدند؛ و چندین نسل بعد، نوازندگانی مانند رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو ظهور کردند که به طور جدی توانایی اجرای سولیستی ویولون ایرانی و کلاسیک غربی را توامان داشتند. (لازم به ذکر است به همین خاطرشجاع الدین لشکرلو نوازنده مورد علاقه مرحوم تجویدی بود)

اصولا نوازندگان یا آهنگسازان آن دوره در بند آن نبودند که در غرب فلان آهنگساز یا نوازنده چه می کند یا خود را بسنجند که مثلا فلان کس در ارکستراسیون کارهای بهتری دارد و باید به آن برسیم. شاید بتوان گفت اولین آهنگسازانی که چنین دغدغه هایی داشتند پرویز محمود و حسین ناصحی بودند که توانستند خود را با استانداردهای آهنگسازی جهانی مطابق کنند ولی پیگیری و ترویج جدی و عملی این جریان توسط استادانی مانند استوار، دهلوی، مسعودیه و پژمان در نسلهای بعد بود.

آهنگسازانی مانند تجویدی یا وفادار که در آنزمان به تحصیل موسیقی غربی می پرداختند در واقع هدفشان رسیدن به توانی بود که قدرت بیان بهتر احساسات و حالتهای درونی شان را داشته باشند و در این فکر نبودند که مثلا یک سونات یا سمفونی بسازند.

مرحوم تجویدی مدتی زیر نظر روح الله خالقی و سپس هوشنگ استوار (آهنگساز بزرگ ایران) به تحصیل علوم چند صدایی و آهنگسازی پرداخت مدتی هم نزد ضیاء مختاری به تحصیل ارکستراسیون پرداخت و به این ترتیب از آن پس بسیاری از آثارش را خود برای ارکستر تنظیم میکرد. (پیش از آن آثاری از تجویدی موجود است که با ارکسترهای کوچکی که در دهه ۳۰ معمول بود بهره برده، ترکیب این ارکستر غیر معمول و تا حدی عجیب است؛ سازهای این ارکستر بیشتر ویولون، فلوت، کلارینت، درام و تنبک است)

نوازندگان مشهور ویولون در رادیو: مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، پرویز صدیقی پارسی(یاحقی) و همایون خرم
تجویدی در اجرای تکنوازیها و جواب آوازهایش با ویولون حالتهای مخصوص به خود داشت که دارای طمانینه و متانت خاصی که از شخصیت بزرگ او می آمد بود؛ سکوتها و قطع های مطبوع میان آوازهایش، تومانینه ای که در موسیقی نوازندگان و خوانندگان اصفهانی سراغ داریم را تداعی میکرد.

نوازندگی ویولون او بدون هیچ گونه حالت لمپنی و سبکی ای بود که در نوازندگی ویولون در زمان او بسیار مرسوم بود. سبکی که از ویولون مرحوم حسین یاحقی ایده گرفته و با سبکهای ویولون جیبسی و گاهی عربی مخلوط شده بود و باب دهان فیلمهای فارسی با آوازهای آنچنانی آنروزگار بود. ساز تجویدی همواره جایگاهش با این دست نوازندگان متمایز و بسیار شخیص و دور از غلو های زننده این دسته از نوازندگان بود.

تجویدی از محضر استادان زیادی در موسیقی، چه غربی و چه ایرانی بهره برد که گاه این اساتید از لحاظ سنی از او کوچکتر بودند و تجویدی هم در آن زمان شهرتی داشت، ولی بدون توجه به جایگاهش در محضر اساتید حاضر میشد و می آموخت.

تجویدی به جز ویولون با سه تار هم آشنایی داشت و گاه سه تار هم به دست میگرفت و زمزمه ای میکرد. چند سال پیش نیز آلبومی با سه تار و صدای استاد منتشر شد که اگرچه نشاندهنده توانایی های تکنیکی او نیست، ولی برای شنیدن موسیقی ناب او فرصتی شیرین است.

سه تار نوازی او با اینکه زیر نظر استاد صبا پیشرفته، چندان از سبک او پیروی نمیکند و همچون نوازندگی ویولونش که نه شبیه به استادش حسین خان یاحقی است نه استاد دیگرش صبا، مخصوص اوست.

A.Tadjvidi,F.Fakhredini and M.R.Shajarian
محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی و علی تجویدی
علی تجویدی پس از انقلاب سالها فقط در خلوت خود و گاهی در مجلسهای بزرگداشت اساتید موسیقی، دست به ساز میبرد و فعالیت مهمی نداشت، تا اینکه به همت شاگرد قدیمی خود، فرهاد فخرالدینی با هدف راه اندازی ارکستر ملی باز شروع به کار کرد که آثار گرانبهای دیگری تقدیم به موسیقی ایران کرد.

استاد علی تجویدی پیر موسیقی ایران و همنواز بزرگترین چهره های موسیقی ایران همچون طاهرزاده، جلیل شهناز، ابوالحسن صبا، سعادتمند قمی، ادیب، حسن کسایی، مرتضی محجوبی،محمدرضا شجریان و … همچنین جزو اولین هنرمندانی بود که زمان تاسیس رادیو بصورت زنده به اجرای موسیقی میپرداخت و از آنزمان تا انتشار آثارش روی CD سالها در راه اعتلای موسیقی تلاش کرد. تالیفات او به همراه آثار صوتیش نشاندهنده مردی خستگی ناپذیر و سختکوش است که سالها کمر به خدمت موسیقی ایران بسته.

دوستداران استاد تجویدی شنبه ساعت ۹ صبح روبروی تالار وحدت به پاس سالها خدمت او گرد هم می آیند…

41 دیدگاه

  • ‍‍پرنیان
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۵:۳۷ ب.ظ

    مرا عاشقی شیدا تو کردی
    …خدای را گره گشای را ..خواندیم…اما انگار وجود تو دیگر تاب تحمل این جهان را نداشت که از پی دوستان سفر کردی.
    یادت گرامی.

  • ali noorbakhsh
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۵ ب.ظ

    az maghaleh kamele va bemoghe shoma dar tajlil az in honarmand bozorg mamnoonam.

  • شیدا
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۲:۰۳ ق.ظ

    چند شب پیش خواب فوت استاد یاحقی را دیدم ولی نمیدانستم که استاد تجویدی بارسفر را صبح ان روز بربسته.یادش ماندگار

  • mohammad shokri
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۱:۲۷ ب.ظ

    dige kasi mesle tajvidi nakhahim dasht

  • saeed1922
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    ایکاش قدر اساتیدمون رو بیشتر میدونستیم …

  • ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۴:۳۲ ب.ظ

    در سایت دیدگاه ، در آدرس زیر
    http://www.didgah.com/maghalehMatnKamel.php?id=11287
    مقاله زیبائی توسط « همنشین بهار » در مورد استاد علی تجویدی نوشته شده، با این عنوان:
    استاد علی تجویدی هم رفت…راستی مرگ چیست؟

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۴ ب.ظ

    سلام.خدا رحمتش کند.
    شما چرا با استاد گلپا خوب نیستید.گلپایی که بیش از همه بامرحوم تجویدی رفیق بود.فقط یادتان باشه شما ها ادمهای مرده پرست هستید و منتظرید تا گلپا هم سرش را رو زمین بگذاره تا ازش تعریف کنید.
    وای بر شماها

  • میثم
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام
    من هم با اقا یا خانم ناشناس موافقم.استادا اکبر گلپا بیشترین همکاریها را با استاد تجویدی داشته انوقت شما اسم شجریان و …. را میاورید.واقعا که ادمهای نمک نشناسی هستید.
    ولی بدانید که استاد گلپا برترین و کاملترین خواننده تاریخ ایران هستند.

  • سحر
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۱۶ ب.ظ

    از آقای پورقناد بخاطر این نوشته خوب و بجا تشکر می کنم و از ایشون و سایر دوستان مطلع خواهش می کنم که در مورد آهنگسازی این استاد گرانقدر بیشتر بنویسن. چون همینطور که اشاره کردید جناب تجویدی از ممتازترین آهنگسازان ایران بود. روحش شاد!

  • صبا
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۳۴ ب.ظ

    برترین و کاملترین!!! کی ما یاد می گیریم که دست از کلی گویی بر داریم و نظر دادن در این مقولات رو به کارشناسان بسپریم؟! من فکر نمی کنم که کسی- از جمله نویسنده محترم این مقاله- پدر کشتگی با این یا اون خواننده داشته باشه اما باید بدونیم هنرمند بودن چیزی فرای آمادگی بدنی(مثل وسعت گسترده صدا برای خوانندگی) و تکنیک هست. اینا فقط ابزار هستند ولی لازمه هنرمند بودن داشتن یه “اندیشه” اس که این خصیصه هنرمند رو از یک صنعتگر ماهر جدا میکنه. مرسی

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۵۴ ب.ظ

    man ham motasefam ke ma irani ha hata ma nasle N omi ha ham dastaz in kheslate bad morde parasti bar nemidarim.albate khoobe ke az in azize honarmand yadi beshe. vali baraye dadane biugrafi yekam bishtar az kheili dire!!! omidvaram hade aghal zinpass ghabl az marg digar bozorgan be fekreshoon bioftim

  • سجاد
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۸:۰۴ ب.ظ

    واقعا مایه تاسف هست که عده ای از دوستان بنده را که از دوستداران همیشگی استاد بودم را جزو مرده پرستان و … محسوب کردند! این نشون میده که نه مطالب قبلی بنده را خوندید نه از متن مطلب متوجه شدید، این نوشته ای نبود که دو روز پس از درگذشت یک موسیقی دان بشود (به قول شما) سر هم کرد!

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    ye adame lompani dar musighi(…) ke faghat modate kootahi bar khalafe zaate vaghee khodesh toonest moghavemat koneh va badaz oon be zoodi shakhsiyate vaghee khodesh ke musighi kavareh bood bargasht ro nemisheh dar kenare ostadani choon shahnaz va shajaryan esmesho gozasht.zemne inke vaghti dar bozorg dasht va yade ye ostade va honarmand bozorg in keshvar kasi matlabi mineviseh kamale bi kheradi hast ke be oon mordeh patrast began,hamoon haee ke hata ye khat ham nemitoonan rajebe vijegi haye tajvidi benevisand.aya agar kasi pishtar ba ishoon va asar ishon ashnaee nadash mitoonest dar kamtar az 48 saat ye maghale dar moredeshoon eraeh bedeh? shoma haee ke inghadr sefate khoob darin va daneshmand hastid va mordeh parasti ro ham nemipasandid lotf konid va ta sayere asatid zendeh hastand dar barashoon maghaleh bedin ta hame az oghyanoose daneshetoon bahremand beshan.

  • امین
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۲:۱۱ ق.ظ

    من بیشتر با اقای مطلبی موافقم .ولی اصولا به خودم اجازه نمیدم از چنین کسانی انتقاد کنم چون هنرمند فقط استعداد نیست هنرمند یعنی سرسختی.پشت کار.زحمت
    و به نظر من هنرمند نبا ید خود را به هر بهایی بفروشد.من کسی مثل محمد رضا لطفی را قبول دارم.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۳:۱۴ ق.ظ

    از دوستان میخوام که اینقدر شخصیت های عرصه ی موسیقی رو با هم مقایسه نکنند.ماندگاری اثارهنری اون ها رو ایندگان بهتر درک خواهند کرد.ضمنا”درگذشت این چهره ی بزرگ موسیقی ایران وجهان رو به همه ی دوستدارانش تسلیت میگم در این مورد مرحوم استادحبیب ا…بدیعی گفته اند که بیست سال بعد از مرگ تجویدی می فهمند که چه کسی رو از دست دادند.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۲:۳۶ ب.ظ

    گزارش اختصاصی وبلاک تحریر از خاکسپاری استاد تجویدی : http://www.Tahrir.Blogfa.com

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    سلام
    بله اقا جان ما مرده پرستیم.اگر نبودیم الان بهترین خواننده های اواز ایران بیرون گود نبودند(گلپا و ایرج)
    خواننده ای مثل گلپا که هم از لحاظ صدا و هم تلفیق شعر و موسیقی و تکنیک و ….بی نظیر هست بیرون گد مانده انوقت تازه به دوران رسیده ها شدند خواننده.
    تف بر این موسیقی.واقعا تف

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۳۴ ب.ظ

    من نزد این استاد مشرف نشدم ولی در کنار استاد تقوی یکی ازبرترین شاگردانش تحصیل می کنم که از او تعریف زیادی شنیده ام

  • ساسان
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۵ در ۲:۴۹ ب.ظ

    سلام
    لطفا از تصاویری که ایشان در آن ساز زدند در سایت بیاورید
    آقای ناشناس علاقه مند به موسیقی که نمی تواند دست هنرمند را بگیرد و به وسط بیاورد مگر دست استاد شجریان را من و شما گزفته ایم

  • اشکان
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۴ ب.ظ

    salam
    lotfan bande ra dar residan khedmat aghayan ostad khorram va yahaghi komak konid

  • ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۸ ب.ظ

    در مورد جناب آقای همایون خرم شما میتوانید با پایگاه اینترنتی ایشان تماس بگیرید : http://www.homayounkhorram.com/

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۹:۰۹ ق.ظ

    بله استاد تجویدی بیشترین همکاری را با استاد گلپا داشته اما متاسفانه چون بعضی ها چشم دیدن ایشان را ندارند نامی از ایشان نمی آورند .
    آقا اینقدر این شجریان را بزرگ نکنید ، به خدا کمتر از این حرفهایی است که می گویید .
    فقط آثار او را با اساتیدی چون گلپا و ایرج مقایسه کنید می بینید که در برابر این ۲ استاد واقعا هیچ است .

  • ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۳ ب.ظ

    سلام
    بروید ببینید استاد تجویدی چند تا کار برای شجریان ساخته ؟!!!!!!!!!
    میشود (…)
    اگر آهنگها یی که استاد تجویدی برای استاد گلپایگانی ساخت به شجریان میداد شما چه میکردید؟
    در حقیقت شما میخواستید استاد تجویدی را با این کار خود بزرگ کنید که واقعا مضحک است !!!
    شجریان تنها یک “جویده خوان” و یک ردیفدان است ….

  • بهرام
    ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۸۵ در ۱:۳۲ ق.ظ

    از خواندن مقاله و شنیدن قطعه بی بدیل چهارگاه اثر آن هنرمند بزرگوار حظ فراوان بردم. با تشکر

  • پرویز
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۵ در ۱:۵۳ ب.ظ

    salam.man ham be nobe khodam dargozasht asatide bozorg va najaigozin ra be tamame mardom tasliat arz minamayam

  • saeed
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۰۴ ب.ظ

    ba salam va arz adab kedmat tamam azizan honardost
    dargozasht ostad granmaye parviz yahaggi ra be hame tasliat va sabr va shakibayee bray kanvade va jamea honary iran daram.

  • احسان
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    همیشه استاد می تواند نظر در مورد شاگرد دهد نه …!!!؟؟؟

  • احسان کوشکانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۰۶ ق.ظ

    از خود شروع کنیم بعدا به اساتید برسیم

  • ari jon
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۰۵ ب.ظ

    salam mordeh paraasta
    vagti ostad yahaggi zendeh bod azash hich nami nemibordi hala ke rafte be kar oftadin

  • نیما
    ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ب.ظ

    به بخش موسیقی اصیل ایرانی و گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی بیشتر بپر دازید .یا حق

  • admin
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۲:۱۲ ق.ظ

    ari jon mesle inke axe balaye safaro nadidi!!! in matlab dar bareie tajvidie na yahaghi!!mordeparastam khodeti :D

  • شاهین
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
    کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
    به حال رفته ها گریستیم اما چه سود.قدر شجریان ها و علیزاده ها و… را بدانیم.چرا که شاید روزی برای از دست دادن آنها پیام بدهیم.

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    استاد تجویدی بدون شک یکی از بزرگترین شخصیتهای نه فقط موسیقی بلکه هنری این مملکت است و من از لین خوشحالم که ایشان مانند اسدا…ملک و ناصر فرهنگفر و … در دوران اوج پختگی هنری رخت از جهان بر نبست . هر چند من معتقدم که استاد گلپاواستاد ایرج و…شخصیتهای بی نظیری هستند ولی متاسفم بحال کسانی که برای بزرگ جلوه دادن این عزیزان سعی در کوچک نشان دادن امثال استاد شجریان دارند.بزرگی استاد شجریان به تعداد اجراهایش با استاد تجویدی سنجیده نمیشود بلکه بزرگی استاد به حفظ شخصیت هنریش در طی ۴۰ سال وتداوم فعالیت وتربیت شاگردان بی نظیرش است.

  • روزبه
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    هنرمندان دیگر را فراموش نکنید ما ملتی هستیم که بعد از از دست دادن یک نفر به یادش می افتیم.

  • سیاوش
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۳ ب.ظ

    اگر مقداری از این نوشته ها را در ویکی پدیا هم قرار دهید میتونه مفید باشه.

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۴:۴۵ ب.ظ

    با تشکر از راه اندازی سایتی به این خوبی و محتوای عالی.
    امیدوارم از آثار بزرگانی چون یاحقی-همایون خرم-حسن کسایی و دیگر عزیزان در سایت استفاده گردد.(آثار صوتی و تصویری)

  • شهاب از کرمانشاه
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۷:۰۰ ب.ظ

    با سلام به همه شما عزیزان راستش من ۲۷سالمه به تازگی اتفاقی یه البوم از برنامه گلها گوش دادم واقا علاقه مند شدم به نظر من ایراد ما اینه که این اهنگها رو از گوش مردم دور نگه میداریم بعد میگیم که چرا روگردان شدیم ما اگر گوشمون به موسیقی خودمون عادت کنه محاله که کنار بزاریم

  • مهناز
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۱۵ ب.ظ

    استادعلی تجویدی معلم استادویلن من است پس در نتیجه استاد من هم بود ولی من ۲سال بعد از فوت استادم(مرحوم تجویدی )ویلن راشروع کردم چه استاد خوبی بود

  • یک ویولنیست از تهران
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۲۶ ب.ظ

    سلام من دختری ۱۲ساله ام ومدت یک سال است ویلن می نوازم.هروقت صدای ساز استاد را می شنوم بغضم می گیرد.کاش استاد زنده بود وازنزدیک ایشان را می دیدم.افسوس که بعد از فوت هنرمندان از آنها یاد می شود.افسوس

  • ویشکا
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۱ در ۴:۱۹ ب.ظ

    سلام به تمام کسانی که دوستدار استادتجویدی بوده وهستند.تجویدی سازش را همچون کودک بی نوایی می دانست که از او مراقبت میکرد.روحش شاد ویادش گرامی باد.

  • ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    استاد تجویدی معنای واقعی هنر بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VII)

«صفوت می گوید: بداهه نوازی یکی از ویژگی های مهم در موسیقی ایرانی است. این ویژگی ابزاری در دست استاد در نوازندگی است، که آشنایی کاملی با موسیقی سنتی پیدا کرده است، چون بداهه نوازی فنی است که نوازنده استاد را قادر به اعمال تغییرات دلخواه در ملودی برحسب احساس خود نماید. بر اساس سنت، شاگرد مجبور است برای فراگیری کامل ردیف سال های متمادی وقت صرف نماید.

از روزهای گذشته…

نقش گم شده‌ی ویراستار (I)

نقش گم شده‌ی ویراستار (I)

موسیقی قرن بیستم همان که با نام‌هایی مانند مدرن و … به آن اشاره می‌شود در ایران هم مورد توجه قرار گرفته است. سوءال‌های زیادی در مورد دلایل این پذیرش مطرح است. به هر حال کنسرت‌ها و فعالیت‌های مرتبط با این نوع موسیقی (چه داخلی چه خارجی) در ایران با استقبال نسبی علاقه‌مندان موسیقی مواجه شده (1). از همین رو عده‌ی روزافزونی از هنرجویان و علاقه‌مندان موسیقی مایلند که در مورد این نوع موسیقی بیاموزند یا اطلاعاتی جانبی کسب کنند.
ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

بله، اما این افراد تعدادشان زیاد نیست و جای بسی خوشحالی و افتخار است که این نیاز احساس شده است و با توجه به دوری و شرایط سخت اقتصادی در آن کشور، انتخاب صحیح و درستی را در جهت کسب سایر علوم در پیش گرفته اند و البته نمیتوان مطمئن بود همه افرادی که وارد این بخش از علم و هنر سازسازی می شوند توانایی ماندن، ادامه و صعود را داشته باشند، چون در ابتدا شاید تصویر ذهنی هر شخص از آنچه می پوید در قیاس با آنچه بدست می آورد متفاوت باشد، زیرا که رشته هایی از این قبیل ویژگی های بارزی را در موضع مرجع آموزشی و شخص هنرجو اقتضا می کند؛ در برخی دیگر انتخاب یک رشته تحصیلی عاملی می شود برای انتخاب رشته های نزدیک تر به آنچه در توانایی های آن انسان تعریف شده است و یا حتی سایر تخصص ها که نهایتا می تواند منجر به تغییر رشته شود.
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (II)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (II)

کلدانیان از 626 تا 538 قبل از میلاد در سرزمین حاصل خیز بین النهرین استقرار داشتند. از زمان سومریان معابد مرکز عمده کاهنان ٬ شاعران ٬ ریاضی دانان و منجمان بود. بر اساس نوشته های برخی مورخان قدیمی مانند Plutarch در زمان کلدانیان با توجه به گسترش نجوم و ارتباط موسیقی نظری با اخترشناسی و ریاضیات عقایدی مانند اعتقادات زیر مرسوم گردید:
گفتگو با عبد الحمید اشراق (III)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (III)

خاطرهء دوم اینکه: روزی با استاد و مرتضی نی‏داود در منزلش وعدهء ملاقاتی داشتم. نی‏داوود علاوه بر استادی در رشتهء تار فردی بود مردم‏ دار صبور و بیش از حد با ادب که مورد احترام همه‏ بود، او گفت پسرم، قبل از اینکه صحبتهایمان را شروع کنیم، قصه‏ای برایت می‏گویم. گفتم‏ خواهش می‏کنم.
زمان با شکوه نقطه اوج(II)

زمان با شکوه نقطه اوج(II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

اعداد 12 و 12- مرز های Boundary چرخه یا تعداد جمع شدن و کم شدن پنجم ها یا به عبارت صحیح تر بالا و پایین رفتن از نردبان پنجم ها را نشان می دهد . در این شکل جایگاه درجات مختلف چرخه های بالارونده و پایین رونده پنجم در ساختار گام 24 قسمتی نامساوی دیاتونیک – کروماتیک فیثاغورثی نشان داده شده است :
از نقد علمی تا نقد هنری(I)

از نقد علمی تا نقد هنری(I)

نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.
مصائب اجرای دوباره (III)

مصائب اجرای دوباره (III)

از سوی دیگر تعداد مضاعف شدن سل و نقش دو نت دیگر در این آگورد نقش اساسی دارد چنان که در قسمت‌های بعدی نی نوا دیده می‌شود از طریق حذف تدریجی نت ر ابتدا تنش از حالت حداکثر به حالت میانه و سپس با حذف دو به فرود کامل می‌رسد، این حرکت گاهی هم با فرود‌های ملودیک در بافت که یادآور فرود نوا هستند تقویت می‌شود (نمونه‌ی 1). این فرود‌ها در اجراهای مختلف بنا به سطح شدت و وضوحی که دارند باعث شنیده شدن آکورد‌هایی می‌شوند که ممکن است در احرای دیگری شنیده نشود.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

مطلبی که پیش رو دارید به مناسبت چهل و دومین سالگرد اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران توسط عبد الحمید اشراق در آذر ماه 1382 در مجله بخارا نوشته شده است که به دلیل اهمیت این مطلب در گفتگوی هارمونیک به انتشار می رسد.