بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

علی تجویدی
علی تجویدی
بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.

استاد علی تجویدی هنرمندی بی همتا در تصنیف سازی بود تا حدی که هیچ یک از اساتید موسیقی ایران به تعداد تصنیفهای او اثر قابل توجه ندارند؛ مثلا می توان گفت از بین تصانیف مشهور دستگاه چهارگاه نیمی از ساخته تجویدی هستند.

علی تجویدی با داشتن حافظه قوی خود حتی تا روزهای پیش جوابگوی علاقمندان موسیقی بود (چندی پیش از استاد خرم در مورد سازنده تصنیفی در مایه سه گاه با مطلع “نشسته در هر چمنی” پرسیدم که استاد خرم فورا” خواستند که از استاد تجویدی بپرسم که متاسفانه چنین فرصتی دست نداد) حافظه قوی و استعداد سرشار موسیقی در علی تجویدی او را سالها پیش به یک جوان مشهور در میان اساتید موسیقی تبدیل کرده بود، به صورتی که حتی در منزل استاد ایرانی مجرد (که کمتر هنرمندی به این محفل راه داشت)، تجویدی غیر از اینکه جزو جمع بود، به تکنوازی هم میپرداخت و حتی نکاتی که استاد ایرانی مجرد اشاره میکردند با ساز تجویدی به اجرا گذاشته میشده است.

تجویدی در جوانی موسیقی را با فلوت آغاز کرد و سپس به آموختن ویولون پرداخت و با اینکه در آن دوره چندان نوازندگی ویولون به سبک کلاسیک غربی جا نیافتاده بود به تحصیل این سبک از نوازندگی پرداخت که غیر از اساتید غربی، از محضر ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان استفاده کرد.

audio fileبه قسمتی از نوازندگی ویولون علی تجویدی در جوانی توجه کنید.

A.Tadjvidi,A.Saba and M.Mahjoobi
تجویدی در رادیو در حال نوازندگی با صبا و محجوبی
اگرچه هنوز در نسل تجویدی و حتی نسلهای بعد از آن، این دست نوازندگان بطور جدی نوازنده ویولون کلاسیک نشدند؛ و چندین نسل بعد، نوازندگانی مانند رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو ظهور کردند که به طور جدی توانایی اجرای سولیستی ویولون ایرانی و کلاسیک غربی را توامان داشتند. (لازم به ذکر است به همین خاطرشجاع الدین لشکرلو نوازنده مورد علاقه مرحوم تجویدی بود)

اصولا نوازندگان یا آهنگسازان آن دوره در بند آن نبودند که در غرب فلان آهنگساز یا نوازنده چه می کند یا خود را بسنجند که مثلا فلان کس در ارکستراسیون کارهای بهتری دارد و باید به آن برسیم. شاید بتوان گفت اولین آهنگسازانی که چنین دغدغه هایی داشتند پرویز محمود و حسین ناصحی بودند که توانستند خود را با استانداردهای آهنگسازی جهانی مطابق کنند ولی پیگیری و ترویج جدی و عملی این جریان توسط استادانی مانند استوار، دهلوی، مسعودیه و پژمان در نسلهای بعد بود.

آهنگسازانی مانند تجویدی یا وفادار که در آنزمان به تحصیل موسیقی غربی می پرداختند در واقع هدفشان رسیدن به توانی بود که قدرت بیان بهتر احساسات و حالتهای درونی شان را داشته باشند و در این فکر نبودند که مثلا یک سونات یا سمفونی بسازند.

مرحوم تجویدی مدتی زیر نظر روح الله خالقی و سپس هوشنگ استوار (آهنگساز بزرگ ایران) به تحصیل علوم چند صدایی و آهنگسازی پرداخت مدتی هم نزد ضیاء مختاری به تحصیل ارکستراسیون پرداخت و به این ترتیب از آن پس بسیاری از آثارش را خود برای ارکستر تنظیم میکرد. (پیش از آن آثاری از تجویدی موجود است که با ارکسترهای کوچکی که در دهه ۳۰ معمول بود بهره برده، ترکیب این ارکستر غیر معمول و تا حدی عجیب است؛ سازهای این ارکستر بیشتر ویولون، فلوت، کلارینت، درام و تنبک است)

نوازندگان مشهور ویولون در رادیو: مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، پرویز صدیقی پارسی(یاحقی) و همایون خرم
تجویدی در اجرای تکنوازیها و جواب آوازهایش با ویولون حالتهای مخصوص به خود داشت که دارای طمانینه و متانت خاصی که از شخصیت بزرگ او می آمد بود؛ سکوتها و قطع های مطبوع میان آوازهایش، تومانینه ای که در موسیقی نوازندگان و خوانندگان اصفهانی سراغ داریم را تداعی میکرد.

نوازندگی ویولون او بدون هیچ گونه حالت لمپنی و سبکی ای بود که در نوازندگی ویولون در زمان او بسیار مرسوم بود. سبکی که از ویولون مرحوم حسین یاحقی ایده گرفته و با سبکهای ویولون جیبسی و گاهی عربی مخلوط شده بود و باب دهان فیلمهای فارسی با آوازهای آنچنانی آنروزگار بود. ساز تجویدی همواره جایگاهش با این دست نوازندگان متمایز و بسیار شخیص و دور از غلو های زننده این دسته از نوازندگان بود.

تجویدی از محضر استادان زیادی در موسیقی، چه غربی و چه ایرانی بهره برد که گاه این اساتید از لحاظ سنی از او کوچکتر بودند و تجویدی هم در آن زمان شهرتی داشت، ولی بدون توجه به جایگاهش در محضر اساتید حاضر میشد و می آموخت.

تجویدی به جز ویولون با سه تار هم آشنایی داشت و گاه سه تار هم به دست میگرفت و زمزمه ای میکرد. چند سال پیش نیز آلبومی با سه تار و صدای استاد منتشر شد که اگرچه نشاندهنده توانایی های تکنیکی او نیست، ولی برای شنیدن موسیقی ناب او فرصتی شیرین است.

سه تار نوازی او با اینکه زیر نظر استاد صبا پیشرفته، چندان از سبک او پیروی نمیکند و همچون نوازندگی ویولونش که نه شبیه به استادش حسین خان یاحقی است نه استاد دیگرش صبا، مخصوص اوست.

A.Tadjvidi,F.Fakhredini and M.R.Shajarian
محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی و علی تجویدی
علی تجویدی پس از انقلاب سالها فقط در خلوت خود و گاهی در مجلسهای بزرگداشت اساتید موسیقی، دست به ساز میبرد و فعالیت مهمی نداشت، تا اینکه به همت شاگرد قدیمی خود، فرهاد فخرالدینی با هدف راه اندازی ارکستر ملی باز شروع به کار کرد که آثار گرانبهای دیگری تقدیم به موسیقی ایران کرد.

استاد علی تجویدی پیر موسیقی ایران و همنواز بزرگترین چهره های موسیقی ایران همچون طاهرزاده، جلیل شهناز، ابوالحسن صبا، سعادتمند قمی، ادیب، حسن کسایی، مرتضی محجوبی،محمدرضا شجریان و … همچنین جزو اولین هنرمندانی بود که زمان تاسیس رادیو بصورت زنده به اجرای موسیقی میپرداخت و از آنزمان تا انتشار آثارش روی CD سالها در راه اعتلای موسیقی تلاش کرد. تالیفات او به همراه آثار صوتیش نشاندهنده مردی خستگی ناپذیر و سختکوش است که سالها کمر به خدمت موسیقی ایران بسته.

دوستداران استاد تجویدی شنبه ساعت ۹ صبح روبروی تالار وحدت به پاس سالها خدمت او گرد هم می آیند…

41 دیدگاه

  • ‍‍پرنیان
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۵:۳۷ ب.ظ

    مرا عاشقی شیدا تو کردی
    …خدای را گره گشای را ..خواندیم…اما انگار وجود تو دیگر تاب تحمل این جهان را نداشت که از پی دوستان سفر کردی.
    یادت گرامی.

  • ali noorbakhsh
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۵ ب.ظ

    az maghaleh kamele va bemoghe shoma dar tajlil az in honarmand bozorg mamnoonam.

  • شیدا
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۲:۰۳ ق.ظ

    چند شب پیش خواب فوت استاد یاحقی را دیدم ولی نمیدانستم که استاد تجویدی بارسفر را صبح ان روز بربسته.یادش ماندگار

  • mohammad shokri
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۱:۲۷ ب.ظ

    dige kasi mesle tajvidi nakhahim dasht

  • saeed1922
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    ایکاش قدر اساتیدمون رو بیشتر میدونستیم …

  • ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۴:۳۲ ب.ظ

    در سایت دیدگاه ، در آدرس زیر
    http://www.didgah.com/maghalehMatnKamel.php?id=11287
    مقاله زیبائی توسط « همنشین بهار » در مورد استاد علی تجویدی نوشته شده، با این عنوان:
    استاد علی تجویدی هم رفت…راستی مرگ چیست؟

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۴ ب.ظ

    سلام.خدا رحمتش کند.
    شما چرا با استاد گلپا خوب نیستید.گلپایی که بیش از همه بامرحوم تجویدی رفیق بود.فقط یادتان باشه شما ها ادمهای مرده پرست هستید و منتظرید تا گلپا هم سرش را رو زمین بگذاره تا ازش تعریف کنید.
    وای بر شماها

  • میثم
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام
    من هم با اقا یا خانم ناشناس موافقم.استادا اکبر گلپا بیشترین همکاریها را با استاد تجویدی داشته انوقت شما اسم شجریان و …. را میاورید.واقعا که ادمهای نمک نشناسی هستید.
    ولی بدانید که استاد گلپا برترین و کاملترین خواننده تاریخ ایران هستند.

  • سحر
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۱۶ ب.ظ

    از آقای پورقناد بخاطر این نوشته خوب و بجا تشکر می کنم و از ایشون و سایر دوستان مطلع خواهش می کنم که در مورد آهنگسازی این استاد گرانقدر بیشتر بنویسن. چون همینطور که اشاره کردید جناب تجویدی از ممتازترین آهنگسازان ایران بود. روحش شاد!

  • صبا
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۳۴ ب.ظ

    برترین و کاملترین!!! کی ما یاد می گیریم که دست از کلی گویی بر داریم و نظر دادن در این مقولات رو به کارشناسان بسپریم؟! من فکر نمی کنم که کسی- از جمله نویسنده محترم این مقاله- پدر کشتگی با این یا اون خواننده داشته باشه اما باید بدونیم هنرمند بودن چیزی فرای آمادگی بدنی(مثل وسعت گسترده صدا برای خوانندگی) و تکنیک هست. اینا فقط ابزار هستند ولی لازمه هنرمند بودن داشتن یه “اندیشه” اس که این خصیصه هنرمند رو از یک صنعتگر ماهر جدا میکنه. مرسی

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۵۴ ب.ظ

    man ham motasefam ke ma irani ha hata ma nasle N omi ha ham dastaz in kheslate bad morde parasti bar nemidarim.albate khoobe ke az in azize honarmand yadi beshe. vali baraye dadane biugrafi yekam bishtar az kheili dire!!! omidvaram hade aghal zinpass ghabl az marg digar bozorgan be fekreshoon bioftim

  • سجاد
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۸:۰۴ ب.ظ

    واقعا مایه تاسف هست که عده ای از دوستان بنده را که از دوستداران همیشگی استاد بودم را جزو مرده پرستان و … محسوب کردند! این نشون میده که نه مطالب قبلی بنده را خوندید نه از متن مطلب متوجه شدید، این نوشته ای نبود که دو روز پس از درگذشت یک موسیقی دان بشود (به قول شما) سر هم کرد!

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    ye adame lompani dar musighi(…) ke faghat modate kootahi bar khalafe zaate vaghee khodesh toonest moghavemat koneh va badaz oon be zoodi shakhsiyate vaghee khodesh ke musighi kavareh bood bargasht ro nemisheh dar kenare ostadani choon shahnaz va shajaryan esmesho gozasht.zemne inke vaghti dar bozorg dasht va yade ye ostade va honarmand bozorg in keshvar kasi matlabi mineviseh kamale bi kheradi hast ke be oon mordeh patrast began,hamoon haee ke hata ye khat ham nemitoonan rajebe vijegi haye tajvidi benevisand.aya agar kasi pishtar ba ishoon va asar ishon ashnaee nadash mitoonest dar kamtar az 48 saat ye maghale dar moredeshoon eraeh bedeh? shoma haee ke inghadr sefate khoob darin va daneshmand hastid va mordeh parasti ro ham nemipasandid lotf konid va ta sayere asatid zendeh hastand dar barashoon maghaleh bedin ta hame az oghyanoose daneshetoon bahremand beshan.

  • امین
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۲:۱۱ ق.ظ

    من بیشتر با اقای مطلبی موافقم .ولی اصولا به خودم اجازه نمیدم از چنین کسانی انتقاد کنم چون هنرمند فقط استعداد نیست هنرمند یعنی سرسختی.پشت کار.زحمت
    و به نظر من هنرمند نبا ید خود را به هر بهایی بفروشد.من کسی مثل محمد رضا لطفی را قبول دارم.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۳:۱۴ ق.ظ

    از دوستان میخوام که اینقدر شخصیت های عرصه ی موسیقی رو با هم مقایسه نکنند.ماندگاری اثارهنری اون ها رو ایندگان بهتر درک خواهند کرد.ضمنا”درگذشت این چهره ی بزرگ موسیقی ایران وجهان رو به همه ی دوستدارانش تسلیت میگم در این مورد مرحوم استادحبیب ا…بدیعی گفته اند که بیست سال بعد از مرگ تجویدی می فهمند که چه کسی رو از دست دادند.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۲:۳۶ ب.ظ

    گزارش اختصاصی وبلاک تحریر از خاکسپاری استاد تجویدی : http://www.Tahrir.Blogfa.com

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    سلام
    بله اقا جان ما مرده پرستیم.اگر نبودیم الان بهترین خواننده های اواز ایران بیرون گود نبودند(گلپا و ایرج)
    خواننده ای مثل گلپا که هم از لحاظ صدا و هم تلفیق شعر و موسیقی و تکنیک و ….بی نظیر هست بیرون گد مانده انوقت تازه به دوران رسیده ها شدند خواننده.
    تف بر این موسیقی.واقعا تف

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۳۴ ب.ظ

    من نزد این استاد مشرف نشدم ولی در کنار استاد تقوی یکی ازبرترین شاگردانش تحصیل می کنم که از او تعریف زیادی شنیده ام

  • ساسان
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۵ در ۲:۴۹ ب.ظ

    سلام
    لطفا از تصاویری که ایشان در آن ساز زدند در سایت بیاورید
    آقای ناشناس علاقه مند به موسیقی که نمی تواند دست هنرمند را بگیرد و به وسط بیاورد مگر دست استاد شجریان را من و شما گزفته ایم

  • اشکان
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۴ ب.ظ

    salam
    lotfan bande ra dar residan khedmat aghayan ostad khorram va yahaghi komak konid

  • ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۸ ب.ظ

    در مورد جناب آقای همایون خرم شما میتوانید با پایگاه اینترنتی ایشان تماس بگیرید : http://www.homayounkhorram.com/

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۹:۰۹ ق.ظ

    بله استاد تجویدی بیشترین همکاری را با استاد گلپا داشته اما متاسفانه چون بعضی ها چشم دیدن ایشان را ندارند نامی از ایشان نمی آورند .
    آقا اینقدر این شجریان را بزرگ نکنید ، به خدا کمتر از این حرفهایی است که می گویید .
    فقط آثار او را با اساتیدی چون گلپا و ایرج مقایسه کنید می بینید که در برابر این ۲ استاد واقعا هیچ است .

  • ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۳ ب.ظ

    سلام
    بروید ببینید استاد تجویدی چند تا کار برای شجریان ساخته ؟!!!!!!!!!
    میشود (…)
    اگر آهنگها یی که استاد تجویدی برای استاد گلپایگانی ساخت به شجریان میداد شما چه میکردید؟
    در حقیقت شما میخواستید استاد تجویدی را با این کار خود بزرگ کنید که واقعا مضحک است !!!
    شجریان تنها یک “جویده خوان” و یک ردیفدان است ….

  • بهرام
    ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۸۵ در ۱:۳۲ ق.ظ

    از خواندن مقاله و شنیدن قطعه بی بدیل چهارگاه اثر آن هنرمند بزرگوار حظ فراوان بردم. با تشکر

  • پرویز
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۵ در ۱:۵۳ ب.ظ

    salam.man ham be nobe khodam dargozasht asatide bozorg va najaigozin ra be tamame mardom tasliat arz minamayam

  • saeed
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۰۴ ب.ظ

    ba salam va arz adab kedmat tamam azizan honardost
    dargozasht ostad granmaye parviz yahaggi ra be hame tasliat va sabr va shakibayee bray kanvade va jamea honary iran daram.

  • احسان
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    همیشه استاد می تواند نظر در مورد شاگرد دهد نه …!!!؟؟؟

  • احسان کوشکانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۰۶ ق.ظ

    از خود شروع کنیم بعدا به اساتید برسیم

  • ari jon
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۰۵ ب.ظ

    salam mordeh paraasta
    vagti ostad yahaggi zendeh bod azash hich nami nemibordi hala ke rafte be kar oftadin

  • نیما
    ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ب.ظ

    به بخش موسیقی اصیل ایرانی و گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی بیشتر بپر دازید .یا حق

  • admin
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۲:۱۲ ق.ظ

    ari jon mesle inke axe balaye safaro nadidi!!! in matlab dar bareie tajvidie na yahaghi!!mordeparastam khodeti :D

  • شاهین
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
    کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
    به حال رفته ها گریستیم اما چه سود.قدر شجریان ها و علیزاده ها و… را بدانیم.چرا که شاید روزی برای از دست دادن آنها پیام بدهیم.

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    استاد تجویدی بدون شک یکی از بزرگترین شخصیتهای نه فقط موسیقی بلکه هنری این مملکت است و من از لین خوشحالم که ایشان مانند اسدا…ملک و ناصر فرهنگفر و … در دوران اوج پختگی هنری رخت از جهان بر نبست . هر چند من معتقدم که استاد گلپاواستاد ایرج و…شخصیتهای بی نظیری هستند ولی متاسفم بحال کسانی که برای بزرگ جلوه دادن این عزیزان سعی در کوچک نشان دادن امثال استاد شجریان دارند.بزرگی استاد شجریان به تعداد اجراهایش با استاد تجویدی سنجیده نمیشود بلکه بزرگی استاد به حفظ شخصیت هنریش در طی ۴۰ سال وتداوم فعالیت وتربیت شاگردان بی نظیرش است.

  • روزبه
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    هنرمندان دیگر را فراموش نکنید ما ملتی هستیم که بعد از از دست دادن یک نفر به یادش می افتیم.

  • سیاوش
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۳ ب.ظ

    اگر مقداری از این نوشته ها را در ویکی پدیا هم قرار دهید میتونه مفید باشه.

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۴:۴۵ ب.ظ

    با تشکر از راه اندازی سایتی به این خوبی و محتوای عالی.
    امیدوارم از آثار بزرگانی چون یاحقی-همایون خرم-حسن کسایی و دیگر عزیزان در سایت استفاده گردد.(آثار صوتی و تصویری)

  • شهاب از کرمانشاه
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۷:۰۰ ب.ظ

    با سلام به همه شما عزیزان راستش من ۲۷سالمه به تازگی اتفاقی یه البوم از برنامه گلها گوش دادم واقا علاقه مند شدم به نظر من ایراد ما اینه که این اهنگها رو از گوش مردم دور نگه میداریم بعد میگیم که چرا روگردان شدیم ما اگر گوشمون به موسیقی خودمون عادت کنه محاله که کنار بزاریم

  • مهناز
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۱۵ ب.ظ

    استادعلی تجویدی معلم استادویلن من است پس در نتیجه استاد من هم بود ولی من ۲سال بعد از فوت استادم(مرحوم تجویدی )ویلن راشروع کردم چه استاد خوبی بود

  • یک ویولنیست از تهران
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۲۶ ب.ظ

    سلام من دختری ۱۲ساله ام ومدت یک سال است ویلن می نوازم.هروقت صدای ساز استاد را می شنوم بغضم می گیرد.کاش استاد زنده بود وازنزدیک ایشان را می دیدم.افسوس که بعد از فوت هنرمندان از آنها یاد می شود.افسوس

  • ویشکا
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۱ در ۴:۱۹ ب.ظ

    سلام به تمام کسانی که دوستدار استادتجویدی بوده وهستند.تجویدی سازش را همچون کودک بی نوایی می دانست که از او مراقبت میکرد.روحش شاد ویادش گرامی باد.

  • ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    استاد تجویدی معنای واقعی هنر بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (I)

پژوهش در خصوص آثار “جان کیج” به عنوان یکی از چهره های شاخص موسیقی مدرن که به مثابه پلی، گذر از موسیقی مدرن به پست مدرن را امکان پذیر می کند، با اکتفای تنها به تحلیل و آنالیز آثار وی حاصل نمی شود. چرا که موسیقی او به عنوان یک اثر موسیقائی مورد توجه است که حاصل نوع نگرشی است که او به چیستی و چرائی حیات دارد. با این توجه، این گونه هنرمندی،اگر به جای موسیقی هر حرفه ی دیگری را هم برگزیده بود، آنقدر در حوزه فعالیتش با اهمیت می نمود که امروزه بتواند اهل قلم را به تفحص در آثارش وادار کند. در این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگی شخصی و ویژگی های زمانه ای که جان کیج را اینگونه تربیت کرده بود تا راه باشد نه تنها راهرو، بیشتر به جستجو در سیر تفکر کیج که آن را عامل اصلی خلق آثارش می شناسیم، خواهیم پرداخت.

داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (I)

داریوس میلو (1974-1892)، از خانواده ای یهودی و سرشناس بود. در محیطی مساعد رشد یافت که سبب رشد اخلاق و اندیشه اش شد. استعداد زودرسش با طبع حساسش مغایرت نداشت. در هفت سالگی ویولن را فراگرفت. در دوازده سالگی عضو یک کوارتت زهی شد. والدینش در نظر داشتند نوازنده ویولنی چیره دست از او بسازند به همین سبب در 1909 همراه دوستش “لونل” او را به پاریس فرستادند. در این دوره میلو رویای آهنگسازی داشت. هر از گاهی به کنسرواتوار پاریس میرفت و در کلاسهای “لورو” (هارمونی)، “ویدور” (فوگ)، “گدالگ” (کنترپوان) شرکت می کرد.

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.
موسیقی وزیری (I)

موسیقی وزیری (I)

مطلبی که پیش رو دارید سندی است مربوط به 86 سال پیش که نظر یکی از بینندگان کنسرت وزیری را در اولین سالهای اجرای موسیقی ارکسترال در ایران نشان می دهد. این نوشته در مجله «آینده» در سال 1304 به قلم شخصی به نام دشتی (نام کوچک قید نشده است) نوشته شده است که خواندن آن برای شناخت اوضاع موسیقی در آن دوره خالی از لطف نیست؛ لازم به یاد آوری است که عده زیادی هم خطابه های تندی در رد موسیقی ونگاه وزیری در همان دوره نوشته اند و حتی با صفت هایی مانند «گوش خراش» از اجرای ارکستری او یاد کرده اند؛ هرچند جدا از کیفیت اثر نوشته شده توسط وزیری، نباید فراموش کرد که بیشتر نوازندگان ارکستر اولین تجربیات اجرای صحنه خود را پشت سر میگذاشته اند. (سردبیر)
درباره آلبوم «باد و گندم زار» (I)

درباره آلبوم «باد و گندم زار» (I)

دو سال از انتشار آلبوم «باد و گندم زار» می گذرد؛ اثری با ارزش و متفاوت که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد و متاسفانه به سرنوشت دیگر آثار این کانون عریض و طویل دچار شد! شوربختانه، آثاری که توسط این انتشارات منتشر می شود – و در بسیاری از موارد آثار با ارزشی هستند – تنها در مراکزی وابسته به این انتشارات پخش شده و در نتیجه به شکل بسیار محدودی به بازار عرضه می شوند. در این یادداشت نگاهی داریم به توانایی های این اثر که به عقیده نگارنده، از بهترین آلبوم های سال 91 بوده است.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
فلورنس فاستر جنکینز (I)

فلورنس فاستر جنکینز (I)

در پاییز سال 1944، اعلام شد که فلورنس فاستر جنکینز Florence Foster Jenkins قصد دارد آواز خود را در تالار ارزشمند و “مقدس” کارنگی هال Carnegie Hall نیویورک سر دهد. جهان موسیقی بلافاصله از هیجانی نادر پر شد. بلیطهای کنسرت تا چندین هفته متوالی پیش فروش شد و قیمت آنها تا 20 دلار برای هر بلیط (در سال1944!) افزایش یافت.
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

در تاریخ پر بار هنر جهان، از دیر باز تا کنون، نقش نقد و منتقد به عنوان نقشی مستقیم و نه حاشیه ای در روند شکل گیری نهضت های عظیم هنری مطرح بوده است. چنانکه در مورد برخی مکتب های هنری قرن بیستم، این منتقدان بودند که نهضتی نو را به راه انداختند. نمونه بارز آن مکتب نقاشی action painting است.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب می‌شود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سری‌ها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریده‌اش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علی‌رغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش می‌شد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه 60 متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله سالهای 69-62 تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، ‘Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا برخوردار شد.
“موسیقی همه زندگی من است” (IV)

“موسیقی همه زندگی من است” (IV)

اثر زیبائیست و تمام موسیقیدانان حاضر در این آلبوم بهترین هستند، شلی مانه (Shelly Manne) و همه… اجرای آن برای خود ما نیز بسیار اثر گذار بود، همه در حین اجرا در حال اشک ریختن بودند. حالا زمانی که به آن آلبوم گوش می دهم می بینم موسیقی آن بسیار غنی است و برای خواندن، متن بلندی داشته که همچنان آن را دوست دارم. اشعاری که مایکل نوشته بود بسیار زیبا بودند، وی همچنان می نویسد. من چندین کنسرت را به همراه او اجرا کردم که یکی از آنها در تالار کارنگی بود.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.