بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

علی تجویدی
علی تجویدی
بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.

استاد علی تجویدی هنرمندی بی همتا در تصنیف سازی بود تا حدی که هیچ یک از اساتید موسیقی ایران به تعداد تصنیفهای او اثر قابل توجه ندارند؛ مثلا می توان گفت از بین تصانیف مشهور دستگاه چهارگاه نیمی از ساخته تجویدی هستند.

علی تجویدی با داشتن حافظه قوی خود حتی تا روزهای پیش جوابگوی علاقمندان موسیقی بود (چندی پیش از استاد خرم در مورد سازنده تصنیفی در مایه سه گاه با مطلع “نشسته در هر چمنی” پرسیدم که استاد خرم فورا” خواستند که از استاد تجویدی بپرسم که متاسفانه چنین فرصتی دست نداد) حافظه قوی و استعداد سرشار موسیقی در علی تجویدی او را سالها پیش به یک جوان مشهور در میان اساتید موسیقی تبدیل کرده بود، به صورتی که حتی در منزل استاد ایرانی مجرد (که کمتر هنرمندی به این محفل راه داشت)، تجویدی غیر از اینکه جزو جمع بود، به تکنوازی هم میپرداخت و حتی نکاتی که استاد ایرانی مجرد اشاره میکردند با ساز تجویدی به اجرا گذاشته میشده است.

تجویدی در جوانی موسیقی را با فلوت آغاز کرد و سپس به آموختن ویولون پرداخت و با اینکه در آن دوره چندان نوازندگی ویولون به سبک کلاسیک غربی جا نیافتاده بود به تحصیل این سبک از نوازندگی پرداخت که غیر از اساتید غربی، از محضر ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان استفاده کرد.

audio fileبه قسمتی از نوازندگی ویولون علی تجویدی در جوانی توجه کنید.

A.Tadjvidi,A.Saba and M.Mahjoobi
تجویدی در رادیو در حال نوازندگی با صبا و محجوبی
اگرچه هنوز در نسل تجویدی و حتی نسلهای بعد از آن، این دست نوازندگان بطور جدی نوازنده ویولون کلاسیک نشدند؛ و چندین نسل بعد، نوازندگانی مانند رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو ظهور کردند که به طور جدی توانایی اجرای سولیستی ویولون ایرانی و کلاسیک غربی را توامان داشتند. (لازم به ذکر است به همین خاطرشجاع الدین لشکرلو نوازنده مورد علاقه مرحوم تجویدی بود)

اصولا نوازندگان یا آهنگسازان آن دوره در بند آن نبودند که در غرب فلان آهنگساز یا نوازنده چه می کند یا خود را بسنجند که مثلا فلان کس در ارکستراسیون کارهای بهتری دارد و باید به آن برسیم. شاید بتوان گفت اولین آهنگسازانی که چنین دغدغه هایی داشتند پرویز محمود و حسین ناصحی بودند که توانستند خود را با استانداردهای آهنگسازی جهانی مطابق کنند ولی پیگیری و ترویج جدی و عملی این جریان توسط استادانی مانند استوار، دهلوی، مسعودیه و پژمان در نسلهای بعد بود.

آهنگسازانی مانند تجویدی یا وفادار که در آنزمان به تحصیل موسیقی غربی می پرداختند در واقع هدفشان رسیدن به توانی بود که قدرت بیان بهتر احساسات و حالتهای درونی شان را داشته باشند و در این فکر نبودند که مثلا یک سونات یا سمفونی بسازند.

مرحوم تجویدی مدتی زیر نظر روح الله خالقی و سپس هوشنگ استوار (آهنگساز بزرگ ایران) به تحصیل علوم چند صدایی و آهنگسازی پرداخت مدتی هم نزد ضیاء مختاری به تحصیل ارکستراسیون پرداخت و به این ترتیب از آن پس بسیاری از آثارش را خود برای ارکستر تنظیم میکرد. (پیش از آن آثاری از تجویدی موجود است که با ارکسترهای کوچکی که در دهه ۳۰ معمول بود بهره برده، ترکیب این ارکستر غیر معمول و تا حدی عجیب است؛ سازهای این ارکستر بیشتر ویولون، فلوت، کلارینت، درام و تنبک است)

نوازندگان مشهور ویولون در رادیو: مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، پرویز صدیقی پارسی(یاحقی) و همایون خرم
تجویدی در اجرای تکنوازیها و جواب آوازهایش با ویولون حالتهای مخصوص به خود داشت که دارای طمانینه و متانت خاصی که از شخصیت بزرگ او می آمد بود؛ سکوتها و قطع های مطبوع میان آوازهایش، تومانینه ای که در موسیقی نوازندگان و خوانندگان اصفهانی سراغ داریم را تداعی میکرد.

نوازندگی ویولون او بدون هیچ گونه حالت لمپنی و سبکی ای بود که در نوازندگی ویولون در زمان او بسیار مرسوم بود. سبکی که از ویولون مرحوم حسین یاحقی ایده گرفته و با سبکهای ویولون جیبسی و گاهی عربی مخلوط شده بود و باب دهان فیلمهای فارسی با آوازهای آنچنانی آنروزگار بود. ساز تجویدی همواره جایگاهش با این دست نوازندگان متمایز و بسیار شخیص و دور از غلو های زننده این دسته از نوازندگان بود.

تجویدی از محضر استادان زیادی در موسیقی، چه غربی و چه ایرانی بهره برد که گاه این اساتید از لحاظ سنی از او کوچکتر بودند و تجویدی هم در آن زمان شهرتی داشت، ولی بدون توجه به جایگاهش در محضر اساتید حاضر میشد و می آموخت.

تجویدی به جز ویولون با سه تار هم آشنایی داشت و گاه سه تار هم به دست میگرفت و زمزمه ای میکرد. چند سال پیش نیز آلبومی با سه تار و صدای استاد منتشر شد که اگرچه نشاندهنده توانایی های تکنیکی او نیست، ولی برای شنیدن موسیقی ناب او فرصتی شیرین است.

سه تار نوازی او با اینکه زیر نظر استاد صبا پیشرفته، چندان از سبک او پیروی نمیکند و همچون نوازندگی ویولونش که نه شبیه به استادش حسین خان یاحقی است نه استاد دیگرش صبا، مخصوص اوست.

A.Tadjvidi,F.Fakhredini and M.R.Shajarian
محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی و علی تجویدی
علی تجویدی پس از انقلاب سالها فقط در خلوت خود و گاهی در مجلسهای بزرگداشت اساتید موسیقی، دست به ساز میبرد و فعالیت مهمی نداشت، تا اینکه به همت شاگرد قدیمی خود، فرهاد فخرالدینی با هدف راه اندازی ارکستر ملی باز شروع به کار کرد که آثار گرانبهای دیگری تقدیم به موسیقی ایران کرد.

استاد علی تجویدی پیر موسیقی ایران و همنواز بزرگترین چهره های موسیقی ایران همچون طاهرزاده، جلیل شهناز، ابوالحسن صبا، سعادتمند قمی، ادیب، حسن کسایی، مرتضی محجوبی،محمدرضا شجریان و … همچنین جزو اولین هنرمندانی بود که زمان تاسیس رادیو بصورت زنده به اجرای موسیقی میپرداخت و از آنزمان تا انتشار آثارش روی CD سالها در راه اعتلای موسیقی تلاش کرد. تالیفات او به همراه آثار صوتیش نشاندهنده مردی خستگی ناپذیر و سختکوش است که سالها کمر به خدمت موسیقی ایران بسته.

دوستداران استاد تجویدی شنبه ساعت ۹ صبح روبروی تالار وحدت به پاس سالها خدمت او گرد هم می آیند…

41 دیدگاه

  • ‍‍پرنیان
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۵:۳۷ ب.ظ

    مرا عاشقی شیدا تو کردی
    …خدای را گره گشای را ..خواندیم…اما انگار وجود تو دیگر تاب تحمل این جهان را نداشت که از پی دوستان سفر کردی.
    یادت گرامی.

  • ali noorbakhsh
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۵ ب.ظ

    az maghaleh kamele va bemoghe shoma dar tajlil az in honarmand bozorg mamnoonam.

  • شیدا
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۲:۰۳ ق.ظ

    چند شب پیش خواب فوت استاد یاحقی را دیدم ولی نمیدانستم که استاد تجویدی بارسفر را صبح ان روز بربسته.یادش ماندگار

  • mohammad shokri
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۴ در ۱:۲۷ ب.ظ

    dige kasi mesle tajvidi nakhahim dasht

  • saeed1922
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    ایکاش قدر اساتیدمون رو بیشتر میدونستیم …

  • ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۴:۳۲ ب.ظ

    در سایت دیدگاه ، در آدرس زیر
    http://www.didgah.com/maghalehMatnKamel.php?id=11287
    مقاله زیبائی توسط « همنشین بهار » در مورد استاد علی تجویدی نوشته شده، با این عنوان:
    استاد علی تجویدی هم رفت…راستی مرگ چیست؟

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۴ ب.ظ

    سلام.خدا رحمتش کند.
    شما چرا با استاد گلپا خوب نیستید.گلپایی که بیش از همه بامرحوم تجویدی رفیق بود.فقط یادتان باشه شما ها ادمهای مرده پرست هستید و منتظرید تا گلپا هم سرش را رو زمین بگذاره تا ازش تعریف کنید.
    وای بر شماها

  • میثم
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام
    من هم با اقا یا خانم ناشناس موافقم.استادا اکبر گلپا بیشترین همکاریها را با استاد تجویدی داشته انوقت شما اسم شجریان و …. را میاورید.واقعا که ادمهای نمک نشناسی هستید.
    ولی بدانید که استاد گلپا برترین و کاملترین خواننده تاریخ ایران هستند.

  • سحر
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۱۶ ب.ظ

    از آقای پورقناد بخاطر این نوشته خوب و بجا تشکر می کنم و از ایشون و سایر دوستان مطلع خواهش می کنم که در مورد آهنگسازی این استاد گرانقدر بیشتر بنویسن. چون همینطور که اشاره کردید جناب تجویدی از ممتازترین آهنگسازان ایران بود. روحش شاد!

  • صبا
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۳۴ ب.ظ

    برترین و کاملترین!!! کی ما یاد می گیریم که دست از کلی گویی بر داریم و نظر دادن در این مقولات رو به کارشناسان بسپریم؟! من فکر نمی کنم که کسی- از جمله نویسنده محترم این مقاله- پدر کشتگی با این یا اون خواننده داشته باشه اما باید بدونیم هنرمند بودن چیزی فرای آمادگی بدنی(مثل وسعت گسترده صدا برای خوانندگی) و تکنیک هست. اینا فقط ابزار هستند ولی لازمه هنرمند بودن داشتن یه “اندیشه” اس که این خصیصه هنرمند رو از یک صنعتگر ماهر جدا میکنه. مرسی

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۶:۵۴ ب.ظ

    man ham motasefam ke ma irani ha hata ma nasle N omi ha ham dastaz in kheslate bad morde parasti bar nemidarim.albate khoobe ke az in azize honarmand yadi beshe. vali baraye dadane biugrafi yekam bishtar az kheili dire!!! omidvaram hade aghal zinpass ghabl az marg digar bozorgan be fekreshoon bioftim

  • سجاد
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۸:۰۴ ب.ظ

    واقعا مایه تاسف هست که عده ای از دوستان بنده را که از دوستداران همیشگی استاد بودم را جزو مرده پرستان و … محسوب کردند! این نشون میده که نه مطالب قبلی بنده را خوندید نه از متن مطلب متوجه شدید، این نوشته ای نبود که دو روز پس از درگذشت یک موسیقی دان بشود (به قول شما) سر هم کرد!

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۴ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    ye adame lompani dar musighi(…) ke faghat modate kootahi bar khalafe zaate vaghee khodesh toonest moghavemat koneh va badaz oon be zoodi shakhsiyate vaghee khodesh ke musighi kavareh bood bargasht ro nemisheh dar kenare ostadani choon shahnaz va shajaryan esmesho gozasht.zemne inke vaghti dar bozorg dasht va yade ye ostade va honarmand bozorg in keshvar kasi matlabi mineviseh kamale bi kheradi hast ke be oon mordeh patrast began,hamoon haee ke hata ye khat ham nemitoonan rajebe vijegi haye tajvidi benevisand.aya agar kasi pishtar ba ishoon va asar ishon ashnaee nadash mitoonest dar kamtar az 48 saat ye maghale dar moredeshoon eraeh bedeh? shoma haee ke inghadr sefate khoob darin va daneshmand hastid va mordeh parasti ro ham nemipasandid lotf konid va ta sayere asatid zendeh hastand dar barashoon maghaleh bedin ta hame az oghyanoose daneshetoon bahremand beshan.

  • امین
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۲:۱۱ ق.ظ

    من بیشتر با اقای مطلبی موافقم .ولی اصولا به خودم اجازه نمیدم از چنین کسانی انتقاد کنم چون هنرمند فقط استعداد نیست هنرمند یعنی سرسختی.پشت کار.زحمت
    و به نظر من هنرمند نبا ید خود را به هر بهایی بفروشد.من کسی مثل محمد رضا لطفی را قبول دارم.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۳:۱۴ ق.ظ

    از دوستان میخوام که اینقدر شخصیت های عرصه ی موسیقی رو با هم مقایسه نکنند.ماندگاری اثارهنری اون ها رو ایندگان بهتر درک خواهند کرد.ضمنا”درگذشت این چهره ی بزرگ موسیقی ایران وجهان رو به همه ی دوستدارانش تسلیت میگم در این مورد مرحوم استادحبیب ا…بدیعی گفته اند که بیست سال بعد از مرگ تجویدی می فهمند که چه کسی رو از دست دادند.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۵ در ۲:۳۶ ب.ظ

    گزارش اختصاصی وبلاک تحریر از خاکسپاری استاد تجویدی : http://www.Tahrir.Blogfa.com

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    سلام
    بله اقا جان ما مرده پرستیم.اگر نبودیم الان بهترین خواننده های اواز ایران بیرون گود نبودند(گلپا و ایرج)
    خواننده ای مثل گلپا که هم از لحاظ صدا و هم تلفیق شعر و موسیقی و تکنیک و ….بی نظیر هست بیرون گد مانده انوقت تازه به دوران رسیده ها شدند خواننده.
    تف بر این موسیقی.واقعا تف

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۳۴ ب.ظ

    من نزد این استاد مشرف نشدم ولی در کنار استاد تقوی یکی ازبرترین شاگردانش تحصیل می کنم که از او تعریف زیادی شنیده ام

  • ساسان
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۵ در ۲:۴۹ ب.ظ

    سلام
    لطفا از تصاویری که ایشان در آن ساز زدند در سایت بیاورید
    آقای ناشناس علاقه مند به موسیقی که نمی تواند دست هنرمند را بگیرد و به وسط بیاورد مگر دست استاد شجریان را من و شما گزفته ایم

  • اشکان
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۴ ب.ظ

    salam
    lotfan bande ra dar residan khedmat aghayan ostad khorram va yahaghi komak konid

  • ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۳۸ ب.ظ

    در مورد جناب آقای همایون خرم شما میتوانید با پایگاه اینترنتی ایشان تماس بگیرید : http://www.homayounkhorram.com/

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۹:۰۹ ق.ظ

    بله استاد تجویدی بیشترین همکاری را با استاد گلپا داشته اما متاسفانه چون بعضی ها چشم دیدن ایشان را ندارند نامی از ایشان نمی آورند .
    آقا اینقدر این شجریان را بزرگ نکنید ، به خدا کمتر از این حرفهایی است که می گویید .
    فقط آثار او را با اساتیدی چون گلپا و ایرج مقایسه کنید می بینید که در برابر این ۲ استاد واقعا هیچ است .

  • ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۳ ب.ظ

    سلام
    بروید ببینید استاد تجویدی چند تا کار برای شجریان ساخته ؟!!!!!!!!!
    میشود (…)
    اگر آهنگها یی که استاد تجویدی برای استاد گلپایگانی ساخت به شجریان میداد شما چه میکردید؟
    در حقیقت شما میخواستید استاد تجویدی را با این کار خود بزرگ کنید که واقعا مضحک است !!!
    شجریان تنها یک “جویده خوان” و یک ردیفدان است ….

  • بهرام
    ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۸۵ در ۱:۳۲ ق.ظ

    از خواندن مقاله و شنیدن قطعه بی بدیل چهارگاه اثر آن هنرمند بزرگوار حظ فراوان بردم. با تشکر

  • پرویز
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۵ در ۱:۵۳ ب.ظ

    salam.man ham be nobe khodam dargozasht asatide bozorg va najaigozin ra be tamame mardom tasliat arz minamayam

  • saeed
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۰۴ ب.ظ

    ba salam va arz adab kedmat tamam azizan honardost
    dargozasht ostad granmaye parviz yahaggi ra be hame tasliat va sabr va shakibayee bray kanvade va jamea honary iran daram.

  • احسان
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    همیشه استاد می تواند نظر در مورد شاگرد دهد نه …!!!؟؟؟

  • احسان کوشکانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۰۶ ق.ظ

    از خود شروع کنیم بعدا به اساتید برسیم

  • ari jon
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۰۵ ب.ظ

    salam mordeh paraasta
    vagti ostad yahaggi zendeh bod azash hich nami nemibordi hala ke rafte be kar oftadin

  • نیما
    ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ب.ظ

    به بخش موسیقی اصیل ایرانی و گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی بیشتر بپر دازید .یا حق

  • admin
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۲:۱۲ ق.ظ

    ari jon mesle inke axe balaye safaro nadidi!!! in matlab dar bareie tajvidie na yahaghi!!mordeparastam khodeti :D

  • شاهین
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
    کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
    به حال رفته ها گریستیم اما چه سود.قدر شجریان ها و علیزاده ها و… را بدانیم.چرا که شاید روزی برای از دست دادن آنها پیام بدهیم.

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    استاد تجویدی بدون شک یکی از بزرگترین شخصیتهای نه فقط موسیقی بلکه هنری این مملکت است و من از لین خوشحالم که ایشان مانند اسدا…ملک و ناصر فرهنگفر و … در دوران اوج پختگی هنری رخت از جهان بر نبست . هر چند من معتقدم که استاد گلپاواستاد ایرج و…شخصیتهای بی نظیری هستند ولی متاسفم بحال کسانی که برای بزرگ جلوه دادن این عزیزان سعی در کوچک نشان دادن امثال استاد شجریان دارند.بزرگی استاد شجریان به تعداد اجراهایش با استاد تجویدی سنجیده نمیشود بلکه بزرگی استاد به حفظ شخصیت هنریش در طی ۴۰ سال وتداوم فعالیت وتربیت شاگردان بی نظیرش است.

  • روزبه
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    هنرمندان دیگر را فراموش نکنید ما ملتی هستیم که بعد از از دست دادن یک نفر به یادش می افتیم.

  • سیاوش
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۳ ب.ظ

    اگر مقداری از این نوشته ها را در ویکی پدیا هم قرار دهید میتونه مفید باشه.

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۴:۴۵ ب.ظ

    با تشکر از راه اندازی سایتی به این خوبی و محتوای عالی.
    امیدوارم از آثار بزرگانی چون یاحقی-همایون خرم-حسن کسایی و دیگر عزیزان در سایت استفاده گردد.(آثار صوتی و تصویری)

  • شهاب از کرمانشاه
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۷:۰۰ ب.ظ

    با سلام به همه شما عزیزان راستش من ۲۷سالمه به تازگی اتفاقی یه البوم از برنامه گلها گوش دادم واقا علاقه مند شدم به نظر من ایراد ما اینه که این اهنگها رو از گوش مردم دور نگه میداریم بعد میگیم که چرا روگردان شدیم ما اگر گوشمون به موسیقی خودمون عادت کنه محاله که کنار بزاریم

  • مهناز
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۱۵ ب.ظ

    استادعلی تجویدی معلم استادویلن من است پس در نتیجه استاد من هم بود ولی من ۲سال بعد از فوت استادم(مرحوم تجویدی )ویلن راشروع کردم چه استاد خوبی بود

  • یک ویولنیست از تهران
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۲۶ ب.ظ

    سلام من دختری ۱۲ساله ام ومدت یک سال است ویلن می نوازم.هروقت صدای ساز استاد را می شنوم بغضم می گیرد.کاش استاد زنده بود وازنزدیک ایشان را می دیدم.افسوس که بعد از فوت هنرمندان از آنها یاد می شود.افسوس

  • ویشکا
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۱ در ۴:۱۹ ب.ظ

    سلام به تمام کسانی که دوستدار استادتجویدی بوده وهستند.تجویدی سازش را همچون کودک بی نوایی می دانست که از او مراقبت میکرد.روحش شاد ویادش گرامی باد.

  • ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    استاد تجویدی معنای واقعی هنر بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«لحظه های بی زمان» (III)

ما قبل از صحبت با آقای صهبایی یک قطعه از این کار را با ارکستر هنگام در شیراز ضبط کرده بودیم. تلاش داشتیم که کل کار را یک بار دیگر با ارکستری دیگر در تهران ضبط کنیم. اما با توجه به فشردگی برنامه های آنها، ضبط ما به تعویق می افتاد و من احساس کردم که فرصت کافی برای تمرکز بر این کار را ندارند. تصمیم گرفتیم که با استخدام نوازنده های مستقل کار را اجرا کنیم و از فردی واجد صلاحیت برای رهبری کار دعوت کنیم. بر اساس آشنایی و شناختی که از استاد صهبایی داشتم، از ایشان برای کار دعوت کردیم. آقای صهبایی هم بعد از چند روز مطالعه پارتیتور ها، قبول کردند که کار را اجرا کنند.

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (I)

ساختن یک کتاب‌شناسی فرایندی پردازشی است که پیش و بیش از هر چیز سرعت دسترسی به اطلاعات پراکنده و مشروح را افزایش داده و عمل جستجو را کوتاه می‌کند. پردازش مرتبه‌ی دوم اطلاعات که باعث آفرینش «اطلاعاتی درباره‌ی اطلاعات» می‌شود. در این گونه پردازش، اولین موضوع مهم دسته‌بندی است. یک کتاب‌شناسی یا مرجع‌شناسی حتا اگر هیچ داده‌ی توصیفی‌ای به همراه نداشته باشد با تقسیم اطلاعات اولیه به موضوعات مشخص، کاربرش را برای برگزیدن از میان اطلاعات درهم یاری می‌دهد…

از روزهای گذشته…

خرید گیتار (III)

خرید گیتار (III)

در هر حال شما در هنگام خرید یک ساز خارجی با کیفیت و با استاندارد قسمتی از هزینه را بابت نشان تجاری آن نیز پرداخت میکنید و در خرید یک ساز ایرانی از یک سازنده بنام و معتبر حداقل این امیدواری را خواهید داشت که در صورت مشکلات ثانویه میتوانید گیتار را به دستان کسی بسپارید که توانایی تعمیر اساسی و مفید ساز را خواهد داشت و اکثرا این سازندگان، گیتارهایشان را با ضمانت چندین ساله ارائه میدهند و مسلما ضمانت این عده اعتبار آنان نیز میباشد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» اثر حسین دهلوی، غیر از نوع ارکستراسیون دهلوی، به انواع دیگری تنظیم شده است که البته تنظیم حسین دهلوی نیست:
اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال 1923 توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.
داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

شاید اپرای کارمن پرآوازه ترین اپرای جهان باشد اما بر خلاف باور عموم، ژرژ بیزه (Georges Bizet) و نویسندگان اشعار اپرای او هیچ نقشی در داستان اصلی نداشتند. چرا که کارمن داستانی بسیار قدیمی تر از اینهاست که برای اولین بار در سال 1845، به شکل یک رمان منتشر شد.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نشانه‌ی زبانی رابطه‌ی بین یک چیز و یک نام نیست، بلکه رابطه‌ای است بین یک مفهوم و یک الگوی صوتی. الگوی صوتی به واقع از نوع صوت نیست؛ زیرا صوت چیزی مادی (فیزیکی) است. الگوی صوتی پنداشت روانشناختی شنونده از صوت است آن گونه که از طریق حواس دریافت می‌کند. این الگوی صوتی را فقط از آن جهت می‌توان “مادی” تلقی کرد که بازنمود دریافت‌های حسی ما هستند.» (سوسور ۱۳۷۸: ۶۴)
رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

“رپ سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.”

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – ۲

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

اگر شما کل سطح انگشت را روی آن مقطع سیم حرکت کند. بعضی از نوازندگان فکر میکنند ویبراسیون روی گیتار شکل خواصی نمیتواند داشته باشد و بی دلیل دستشان در حال حرکت است، در صورتی که میشود نت اول به صورت کشیده و بدون ویبره و بعد کم کم ویبره شدید و باز به شکل بی ویبره نتی را اجرا کرد که با این شکل ها میشود ویبراسیون را زیباتر کرد. پورقناد: در سازهای پرده دار چون صدای ویبره کمتر هست، نوازندگان مشکل بیشتری با آن دارند و اگر هم ساز ارزان قیمت و کم کیفیت باشد این مشکل تشدید خواهد شد. البته روی گیتار اگر تکنیک را درست انجام دهیم میشود ویبره را تولید کرد.
به دنبال نگاه (III)

به دنبال نگاه (III)

اما توجه واقعی به موسیقی‌های غیر دستگاهی در ایران تقریبا از دهه‌ی 40 شمسی آغاز شده است. زمانی که تحت تاثیر جریان قوم‌موسیقی‌شناسی در غرب (11) نگاه‌ها معطوف نواحی مختلف ایران شد. ذخیره‌ای عظیم از ماده‌ی موسیقایی کاوش نشده که در اختیار پژوهش‌گران قرار داشت. اکنون دیگر خطر احساس می‌شد . تغییرات سریع در جامعه‌ی سنتی ایران (تحت تاثیر اصلاحات ارضی و …) باعث ترک گسترده‌ی روستاها شده بود. همه‌گیر شدن وسایل ارتباط جمعی نیز اثر خویش را باقی می‌گذاشت. هر چند که در دوره‌ی مورد بحث بیشترین نگرانی از مرگ یک سنت موسیقایی، معطوف به موسیقی دستگاهی بود اما جامعه‌ی دانشگاهی و روشن‌فکری وقت تا حدودی نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان داد.