این اثر که به صورت نوار کاست و لوح فشرده منتشر شده است، از سه قطعهی هفت خوان، سیمرغ و خون سیاوش تشکیل شده است. همانطور که از نام قطعات بر میآید رنجبران داستانهای شاهنامه فردوسی را به عنوان منبع الهام اولیه انتخاب کرده است و قطعات خود را بر مبنای فضای افسانهای اشعار این سخنسرای پارسی بنا کرده است.
در هفت خوان که به نوعی آنرا بیانیه این اثر نیز میتوان نامید (چرا که فضا وتکنیک ها و حتی گاه مواد تماتیک موجود در این قطعه عینا یا با کمی تغییر در قطعات بعدی مورد استفاده قرار میگیرند)، دو تم اصلی معرفی میشوند: تم اول که حالتی از آرامش و سکون را تداعی میکند، روی سری دو- سی بمل - لا بمل - سل - فا بنا شده است و در چند میزان اول قطعه معرفی میگردد. نحوه معرفی و بسط تم اول ساختمان فرم را در این قطعه رقم زده است به گونهای که پس از معرفی این تم همه چیز تحت تاثیر بسط دوتایی آن قرار میگیرد. دینامیک پایین و رنگ آمیزی موفق این تم باعث افزایش اثر آرامش بخشی این قسمت شده است.
پس از تم اول تم دیگری حول سه نت سی بکار- دو- دو دیز شکل میگیرد که حالتی کاملا متضاد تم اول دارد. نکته جالب توجه در تم دوم این است که تمام ویژگیهای این تم در تضاد با تم اول قرار میگیرد؛ اول از همه فواصل، همانطور که مشاهده میکنیم تم اول بیشتر بر فاصله های دوم بزرگ بنا شده است در حالی که تمامی فواصل موجود در تم دوم فاصله های دوم کوچک هستند. در ارکستراسیون نیز آهنگساز به پیروی از حالت ناآرام تم دوم بیشتر از سازهای بادی برنجی با حمایت سازهای کوبهای استفاده میکند. دینامیک در این تم نقطه مقابل تم اول است. و همچنین الگوی ریتمیک که در تم اول به خوبی در جریان ملودی پنهان شده بود اینجا به عنوان عنصری واضح و آشکار خود نمایی میکند، آنقدر که حتی وقتی در یک واریاسیون در میانهی هفت خوان تنها سازهای کوبه ای به اجرای حالت ریتمیک تم دوم میپردازند شنونده تم را به خوبی از روی الگوی ریتمیکش تشخیص میدهد.
در ادامه بخش دوم یا بخش ناآرام تم دوم با حفظ فواصل نیم پردهای به سمت تُنهای بالاتر حرکت میکند و با استفاده از این تکنیک آهنگساز جلوی تکراری و خسته کننده شدن این تم را میگیرد و همچنین امکان بسط قطعه و اتصال آن به بخش بعدی (آرامش) را فراهم میکند این هم یکی از نکاتی است که باعث تضاد میان تم اول و تم دوم میشود. به این صورت که هر گاه تم اول ظاهر میشود، آنرا در همان جای اول مییابیم در حالی که تم دوم ضمن آنکه حالت اصلی خودرا حفظ کرده است میتواند با فاصله از تن های اول نیز اجرا شود مانند دو میزان پس از آنکه تم دوم ظاهر شد این تم را با مرکزیت می بمل و به صورت ر - می بمل - می ، مشاهده میکنیم .
مورد جالب توجه دیگری که درباره تم موجود است آنست که این تم به گونهای طراحی شده است که با تغییرات کوچکی در سازبندی آن این تم حالت خود را از حالت حماسی و نا آرام به فضای کاملا سرخوش و طنز گونه تغییر میدهد. در طول این اثر بارها شاهد این رفت و برگشت میان آرامش/ناآرامی و حالت طنز گونه هستیم. حالت طنز در اینجا از طریق حضور تامبورین، مثلث و بادیهای چوبی (مشخصا فلوت ها) به جای بادیهای برنجی و تیمپانی یا گاهی دیگر با استفاده از صدای فاگوت صورت میگیرد.
به طور کلی در تمامی قسمتهای این اثر عنصر اصلی پیش برنده موسیقی تضادی است میان آرامش/ناآرامی از یک سو و جدیت/شوخی از سوی دیگر رخ میدهد و در این میان هنر آهنگساز در این است که بیشتر اوقات برای عبور از جدیت به شوخی از تغییر حالت یکی از دستمایههایی را که قبلا در دوگانه آرامش/ناآرامی مورد استفاده قرار گرفته بود، به کار میگیرد و برای این قسمت طرح مستقل و جدیدی مطرح نمیسازد. این امر باعث میشود که یک دستی تماتیک اثر که به وسیله دوگانه متضاد آرامش/ناآرامی ساخته شده با تغییرات ناگهانی فضا برای ایجاد ضلع سوم مثلث تضادها مواجه نشود. حتی گاه طنز از این هم کمتر و فقط به صورت یک پاساژ کروماتیک حضور دارد.

جوآن فالهتا
از سوی دیگر بیشتر اوقات مثلث تضاد ها بافت قطعه را نیز تحت تاثیر قرار میدهند به گونهای که قطعه چه به لحاظ افقی و چه به لحاظ ارتباطات عمودی تحت تاثیر چگونگی توالی مثلث تضاد هاست. به همین علت است که گاهی به خصوص در زمانی که قطعه بافتی پلی فونیک یا (البته کمتر)هموفونیک پیدا میکند شاهد آن هستیم که ملودیهای مربوط به یکی از اضلاع مثلث تضادها به عنوان بستر برای ارائه یکی دیگر از بخشها مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال این پدیده بافت اصلی را در کل بخش خون سیاوش و به خصوص در قسمت ریشههای حسادت تعیین کرده است. در خون سیاوش اکثر اوقات شاهد توالی و ترکیب تمهای جدی و طنز در قالب بافتی پلی فونیک به گونهای هستیم که هر دو تم شخصیت خودرا در برابر یکدیگر حفظ میکنند و بنا به تمهیدات سازبندی آهنگساز هر از گاهی از پس یکدیگر سر میکشند. از سوی دیگر روی هم قرار دادن این تمها باعث افزایش کنتراست در این اثر شده است. معمولا کنتراست تماتیک در یک اثر موجب تشدید اثر احساسی هریک از تمها میشود مانند اثری که حضور تم جدی سرنوشت در مقبل بیان طنز آلود تم دوم در قسمت ریشههای حسادت دارد.
سه گانهی پارسی را از نظر ویژگیهای سبک شناختی و همچنین آکورد شناسی خاص مورد استفاده باید نزدیک به جریان موسیقی رومانتیک و نئورومانتیک دانست چیزی که در میان آهنگسازان ایرانی معاصر به خصوص آنها که با جریانات موسیقی روز دنیا آشنایی دارند کمتر مشاهده میشود. با وجود اینکه آثار ارائه شده دارای ویژگی بخصوصی از نظر آکورد شناسی یا آفرینش فضاهای صوتی جدید ندارد شاید تنها سنتز مداوم میان تضادهای سه گانه موجود در این اثر را بتوان به عنوان چیزی خاص رنجبران مطرح کرد که اثر او را از دیگر آهنگسازان متمایز میسازد.
آخرین نکته مهم که در مورد این اثر به ذهن خطور میکند اینست که این اثر بر خلاف نامش کمتر از آثار دیگر آهنگسازان ایرانی که در این سالها به آفرینش آثار با تکنیکهای بیانی متاثر از موسیقی غرب پرداختهاند ایرانی یا به بیان دیگر پارسی است. به طوری که میتوان گفت به جز نام قطعات مختلف این موسیقی که لاجرم پارسی است از بعد موسیقایی در این اثر کمتر چیزی را پارسی مییابیم. این پارسی نبودن به قدری شدید است که حتی گاهی که آهنگساز به واسطه در دست داشتن ماده تماتیک و فواصل شبیه میتوانسته است به سوی آفرینش فضایی ملهم از موسیقی ایرانی دست بزند به گونه ای عمدی از آن اجتناب کرده است. برای مثال آهنگساز در بخش (عشقی ناب) که در آن از یک تم فولکلوریک ایرانی استفاده شده است با استفاده از پنهان کردن فرودهای طبیعی آن تم، اثر ملودیک آن را به کلی مبهم کرده است. شاید این تضاد میان نام و مواد موسیقایی مورد استفاده رنجبران آخرین تضاد طنز آلودی باشد که او در آفرینش اثرش به کار گرفته است.
فرهنگ و آهنگ شمارهی 7
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۵۱ ب.ظ
khaste nabashid. kheili jaleb bood
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۰ ق.ظ
:با تشکر از مقاله خوبتان چند نکته به ذهنم رسيد که ميخواستم عرض کنم
۱.به نظر حقير در مبحث آناليز تم که بخش اعظم مقاله شما را شامل ميشود نام بردن
از نام نت هاً نميتواند به اندازه نوشتن نت خود تم موثر باشد و از لحاظ
فرم نگارشی هم متناقض مينمايد.چرا که در يک بحث تخصصی از يک ابزار
غير تخصصی استفاده شده است.چه برای افرادی که قادر به خواندن نت موسيقی
نيستند هم سودی نخواهد داشت مگر اينکه يک مثال صوتی آورده شود که اين يکی در
.کنار نت تم مورد نظر برای پويندگان متخصص هم مسمر ثمرتر
مينمايد و ممکن است بسياری از خوانندگان اصلاً خود اثر را
نشنيده باشند و باعث کاستی تعداد مخاطبان
مقاله و از اينرو کاهش راندمان آن گردد.
۲.تا جريانات روز موسيقی دنيا را چه بدانيم و آهنگسزان معاصر ايران چه کسانی
باشند.همانطور که خود شما يقينا ميدانيد آهنگسازان ايرانی همچون آقای پرويز
محمود و حنّانه حد آقل ۵۰ سال پيش به فرم مدرن آهنگ ساخته اند و در
ميان ديگر آهنگسازان تحصيل کرده آن زمان که انصافاً تعدادشان هم کم نيست
علاوه بر نگارش در سبک های مذکور دست به ابداع ترکيبات بسيار محکم و
پر مايه از موسيقی ايرانی و غربی زده اند که اگر انصاف دهيم شايد اين موسيقی
روز دنياست که سعادت آشنايی با آنها را نداشته.
مجدّدا از مقاله خوب شما و نکاتی که در آن بيان فرموديد متشکرم.