آرامش در بازگشت به خانه است!

تاملی بر «ضرب تار» اثر حمید متبسم و بهنام سامانی

اثری که تحت عنوان ضرب تار منتشر شده است، در نام، بر همکاری برابر و همنوازی به معنای واقعی تاکید دارد، چیزی که در اندیشه جمعی گروه دستان پیش از این نیز مشاهده شده است، یعنی گروه و فعالیت گروهی، نه جمع آمدن عده‌ای به دور یک مرکز با عنوان سرپرست گروه.

گروه دستان را می‌توان یکی از گروه‌های فعال و تاثیر گذار در دهه ۸۰ به شمار آورد که با اندیشه ارائه موسیقی جدی ایرانی در خارج از کشور تشکیل شده است و به عکس بیشتر گروههای مطرح سالهای دهه ۶۰ موسیقی ایرانی، مانند چاووش و عارف که در سالهای اخیر کمتر اثری از آنها مشاهده شده است، در این سالها آثار جالبی را به شکل کنسرت با CD منتشر کرده است. نگاه نو این گروه در رنگ‌ آمیزی و تصنیف قطعات ضربی، از یک سو یادآور گروه عارف و از سوی دیگر نوید بخش حرکتی تازه در موسیقی سنتی ایران (چیزیکه در این سالها کمتردیده شده) بوده است. حرکتی که در ضمن تازه بودن، از ارکان اصلی موسیقی کلاسیک ایرانی نیز دور نشده باشد.

در ضرب تار کمتر اثری از دیدگاههای نو مجموعه آثار گذشته اعضای این گروه (در این متن، هر چند فقط دو تن از افراد گروه در تولید ضرب تار همکاری داشته‌اند، به جهت در نظر گرفتن نظر این گروه درباره‌ی روابط و کار گروهی، از گروه دستان نام برده شده است) دیده می‌شود و با کمی تعجب با یک دونوازی مرسوم تار و تنبک مواجه می‌شویم که حتی در بعضی لحظات بازگشت به شیوه‌های اجرایی قدیمی‌تر، از اجراهای کانون چاووش را به یاد می‌آورد؛ اجراهایی که از لحاظ دسته‌بندی جزء موسیقی مجلسی قرار می‌گیرند.

موسیقی ضرب تار را می‌توان مانند بسیاری از تولیدات موسیقایی سالهای اخیر در محدوده موسیقی کلاسیک سبک به شمار آورد. پیامی که از چنین اجرایی برداشت می‌شود نوعی بازگشت است، بازگشتی که در بسیاری دیگر از موسیقیدانان ایرانی نیز، پیش از این ظاهر شده بود. این موضوع در موسیقیدانان نوگراتر (آنها که در قالب موسیقی کلاسیک ایرانی یا مرتبط با آن به نوآوری می پرداختند) هم دیده می‌شود و این خصیصه‌ای است که در این نوشتار و به بهانه بررسی این اثر به توصیف وتا آنجایی که ممکن است به علل و تبعات آن خواهیم پرداخت.

نوگرایی در سنت‌های موسیقایی با توجه به میزان انعطاف یا مقاومت کارگان آن در برابر حرکت‌های نو، بخصوص اگر این حرکت‌ها با تعریفی که سنت مذکور، از نوآوری و آفرینش و خلاقیت دارد همجهت نباشد، یا از طرف استادان مورد تایید قرار نگیرد، مستلزم صرف انرژی بسیار زیادی است. هنرمند خلاق باید برای جستجوی راههای نو، خود به تنهایی تلاش کند و قدم به راه ناشناخته‌ها بگذارد. تا اینجا تفاوتی با نوآوری در دیگر زمینه‌ها مشاهده نمی‌شود، اما پس از این، اندیشه و گاه واهمه از نتیجه کار، بر جایگاه و اعتبار شخص نوآور نوعی سد درونی برای چنین خلاقیت‌هایی را بوجود می‌آورد، که اگر جریان آنرا کاملا متوقف یا کُند نکند، دستکم انجام آن نیازمند تلاش فوق‌العاده‌ای خواهد بود.

این جدال درونی جدا از رویارویی احتمالی که در دنیای بیرون در خواهد گرفت، باعث می‌شود که اولا شجاعت خلاقیت کمتر شود و ثانیا توان هنرمند بر اثر گذر زمان و تکرار این جریان فرسوده گردد. در ادامه بخشی از توانی که می‌توانست صرف خلاقیت شود هدر می‌رود.

همانطور که می‌دانیم فرهنگ‌های سنتی مفهوم خاصی را از بستگی انسان با محل زندگیش ـ که در جریان زندگی در متن چنین فرهنگ‌هایی کمتر ممکن است دستخوش تحول بنیادی یا جابجایی شود – در دل خود حمل می‌کنند، که از خصیصه‌های آن نوستالژی (این موضوع در فرهنگ‌های غیر ستنی نیز تا‌حدودی والبته با شدتی کمتر وجود دارد) و احساس آرامش در بازگشت به “خانه” است، به طوری که مثل‌هایی چون “هیچ کجا خانه آدم نمی‌شود” به خوبی در حافظه چنین فرهنگ‌هایی جای گرفته‌ است.

همین مفهوم “خانه” است که نوازنده یا آهنگساز نوگرای موسیقی ایرانی پس از سفر به دنیای ناشناخته‌ها و آفرینش آثار نو، متناوب یا گاه‌گاه (بسته به وابستگیش به آن یا میزان خستگی راه) به آن بازمی‌گردد. “خانه”، محیط امنی برای لختی آسودن از خطرات راه، یا چیزی شبیه بیداری پس از کابوس است. جایی که اگر فرد بسیار ماجراجو باشد در آنجا آسودگی لازم برای آغاز ماجراجویی بعدی را خواهد یافت و اگر نه، فرصتی خواهد بود برای فراموش کردن سختی سفر و یا شاید خود سفر!

از آنجایی که کارگان موسیقی کلاسیک ایران (ردیف) جدای از خلاقیت‌های ذاتیش، نوعی خاطره‌ و عادت (هر چند خوشایند) است، بی زحمتی توان تبدیل شدن به یکی از مصداق‌های “خانه” را برای نوگرای ایرانی دارد. همینطور شیوه‌های اجرایی گذشته (در بیان و رنگ آمیزی) نیز می‌توانند از مصادیق بارز موضوع گفته شده باشند (اجرای آثار گذشته به منظور بازسازی (Reproduction) به خصوص اگر برای معرفی باشد تا حدود زیادی از این مفهوم دور است و بیشتر مربوط به حوزه پژوهش می‌شود).

دلایل حضور چنین مفهومی در فضای موسیقی ایرانی و پذیرفته شدن و مورد استفاده قرار گرفتنش بوسیله موسیقیدان ایرانی را، باید در همان مشکلات ذکر شده بر سر راه تجربه‌های نو جستجو کرد. زمانی که بر اثر مشکلات سر راه یا دلبستگی که ذاتا به “خانه” دارد، به یکی از مصداق‌های آن بازگشت می‌کند تا از تنش یا حتی خود نوآوری (!) در امان باشد. برگشتن به “خانه” یکی از بهترین راههایی است که با آن می‌توان، بدون داشتن حرف تازه حضور داشت و همچنین از دیگران (به شرط آنکه آثار پیشین کسی را آزرده و خاطری را مکدر کرده باشد) یا شاید از خود دلجویی کرد. عنصری که “خانه” را موثر می‌کند نوستالژی است. دلتنگی برای همه چیزهای خوب گذشته و عادتهایی که در حافظه تاریخی هنرمند نقش بسته‌اند. این نوستالژی که بیشتر شنوندگان نیز برای آن غنج (!) می‌زنند، سازشی اعلام نشده و مخفیانه میان تولید کننده و مصرف کننده، بر سر کالای تکراری است. به همین جهت نیز بیشتر اوقات کسی درباره آن چیزی نمی‌گوید. این سازش اگر دوامی بلند مدت داشته باشد، پهلو به پهلوی سکوت و خفقان می‌زند.

اگر “ضرب تار” را بررسی کنیم آنرا در بیشتر بخشها بازگشت به “خانه” می‌یابیم . اجرایی معمولی که بر بداهه آزاد تکیه دارد و از قواعد کلاسیک به تمام و کمال پیروی نمی‌کند و در بیان، نوعی بازگشت به شیوه‌های اجرایی گذشته است بدون آنکه هدف بازسازی در نظر باشد.

در “ضرب تار” شیار پنجم و هفتم که تا حدودی نسبت به کل کار متفاوتند، می‌توانستند فضای کلی را دگرگون کنند اما، تغییر در این دو شیار هم، در سطح متوقف می‌ماند و فقط به چند حرکت در رنگ آمیزی و ضرباهنگ محدود می‌شود، چیزی که اگر با آثار دیگر همین گروه مقایسه شود، همان مفهوم “خانه” را تداعی خواهد کرد. “خانه” ای که در اینجا طیفی از بازگشت به گذشته تاریخی موسیقی تا گذشته خود هنرمندان را تشکیل می‌دهد. این بازگشت به “خانه” برای هنرمند نوگرا ممکن است مقدمه سفری دیگر باشد.

روزنامه “شرق”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

داستی اسپرینگفیلد (II)

داستی اسپرینگفیلد (II)

آلبوم Son of a Preacher Man علی رغم موفقیت فراوان ترانه اصلی آن به همین نام در اروپا و آمریکا، با شکست تجاری مواجه شد، آلبوم زیبای سال ۱۹۷۰ او هم موفقیت چندانی کسب نکرد. اسپرینگفیلد پس از تکمیل آلبوم سال ۷۲ خود به نام See All Her Faces، از لندن به نیویورک مهاجرت کرد و بالاخره در لوس آنجلس سکنی گزید و در آنجا قراردادی با ABC/Dunhill منعقد نموده و آلبوم Cameo را ضبط کرد که با وجود نظر مثبت منتقدان، در چارتها موفق نبود.
درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

یکى از سى دى هایى که ارزش شنیدنش را دارد اجراى استادانه دیوید ایستراخ از دوکنسرتو ویولن دو آهنگساز رمانتیک است. یکى از آنها کنسرتو ویولن و ارکستر برامس در رمینور ابوس ۷۷ و دیگرى کنسرتو ویولن و ارکستر چایکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ویولن چایکوفسکى را ویولنیست هاى مطرح دیگرى چون آن سونى موتر یهودى منوهین، فراز و گرت اجرا کرده اند که این خود گواه اهمیت این اثر است. کنسرتو فرم موسیقى اى است که منشاء پیدایش آن از کلیسا بوده است. در کلیسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که یکى از آنها آیه ها را مى خوانده و دیگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدایى) داشته.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (X)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (X)

به این دلیل که نیوایج، ریلکسیشن و موسیقی های شفابخش (به اصطلاح خودشان) به عنوان زیر مجموعه های موسیقی ناب امبینت به حساب می آیند و ممکن است این ادعاهای عجیب و غریب و اثبات نشدنی دامن موسیقی امبینت را نیز بگیرد لازم است در خصوص افسانه های مطروحه تامل بیشتری کرد. هرچند ضمن تحقیقاتی که در حوزه اشترکی علوم نورولوژی و آکوستیک انجام شده است و نتایج بالینی حاصل از این تحقیقات، موید تغییر فرکانس امواج مغز در مواجهه با انواع خاصی از موسیقی است و باز هر چند که این تغییرات امواج مغزی می تواند در مواردی سبب بهبود علملکرد مغز شود اما هنوز هیچ تحقیقی بهبود ضایعات فیزیولوزیک اندام یا دستگاهی از بدن انسان یا جانور دیگری در اثر عملکرد صرف موسیقی را نشان نداده است.
یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

بى شک سرگئى راخمانینوف یکى از بزرگترین موسیقیدان هاى معاصر است. او آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر خارق العاده اى است. در روسیه متولد، و بعدها تبعه آمریکا شد. در سال ۱۸۸۲ وارد کنسرواتوار سن پترزبورگ شده که در مسکو، نیکولاى ژوزف پیانو را به او آموخت. او از سال ۱۸۸۶ شروع به آهنگسازى کرد. اولین کنسرتو را در سال ۱۸۹۰ آغاز و تابستان سال بعد تکمیل کرد. در تابستان سال ۱۸۹۲ او پرلود در دو ریز مینور را نوشت که از محبوب ترین آثارش شد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

حالا که تأکید تحقیقات موسیقی شناسانه از “موسیقی” به فرآیندهای موسیقایی و روش های فهم موسیقی تغییر جهت داده است، محدود شدن تقسیم کار توسط دسته های “موسیقی شناسی تاریخی”، “قوم موسیقی شناسی”، و “مطالعات موسیقی مردم پسند” به نظر زائد می رسد. با این حال، درک حوزه ی موسیقایی، که اساس پا بر جا نگه داشتن این تقسیمات و اندیشه های مردم درباره موسیقی و نیز انتخاب های موسیقایی شان است، در بسیاری از نقاط جهان هنوز هم رایج است. اگرچه اکنون ممکن است کمی بیش از برچسب “مردمی” به نظر رسند، که، به همراه دیگر برچسب ها، در فروشگاه های موسیقی برای کمک به انتخاب های موسیقایی مصرف کنندگان پراکنده شده اند، این نوع موضع گیری شان می تواند بسیار گمراه کننده باشد، چراکه میراث های بسیارِ پدید آورنده ی آنها، بر تصورات مرتبط با ارزش ذاتی گونه های مختلفِ بیانِ موسیقایی متکی هستند.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (III)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (III)

علت خاصی ندارد. همان‌گونه که گفتم از سال ۲۰۰۰ به بعد بیشتر برای سازهای زهی قطعه ساخته‌ام. یکی از دلایلش این است که سازهای زهی به‌راحتی می‌توانند ربع پرده‌های موسیقی ایران را بنوازند؛ اما برای سازهای بادی مخصوصاً سازهای بادی اروپایی این مساله خیلی مشکل است. به‌طور مثال در موسیقی ایرانی توسط نوازندگان تعزیه با یکسری تمحیداتی که روی ترومپت انجام می‌دهند می‌توانند به‌راحتی ربع پرده‌ها را بنوازند. ولی موسیقیدان‌های اروپایی یا آمریکایی نمی‌توانند ربع پرده‌ها را بنوازند. برای همین مجبور هستیم ترومپت را عوض کنیم و یا آن را تغییر بدهیم؛ همان کاری که من کردم. یک پیستون به آن اضافه کنیم که بتواند ربع پرده‌ها را هم بنوازد. درباره سازهای بادی اروپا هم این مساله هست هرچند برخی از این سازها قادر به نواختن ربع پرده‌ها هستند اما برخی مثل ابوا نمی‌توانند ربع پرده بنوازند. برای اینکه سیستم فرانسوی این ساز تماماً با کلید است و قادر نیست ربع پرده بزند مگر اینکه ابوای وینی باشد که برخی سوراخ‌های آن با دست گرفته می‌شود و نوازنده‌ها می‌توانند ربع پرده با آن بزنند و یا ابوای باروک که اگر کسی بخواهد می‌تواند با آن ربع پرده بنوازد.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

فریدون فرزانه، خطاب به سازندۀ عمیق ترین نغمه های تاریخ موسیقی ایران می نویسد: «موسیقی شما نه جنبۀ علمی دارد نه جنبهء هنری و نه جنبهء ملی حال از شما می‏خواهم بپرسم این سازهایی غربی در ارکستر شما چکار دارد؟» و جالب اینجاست کسی که خود تمام آثارش را برای سازهای غربی تنظیم کرده از خالقی (که ارکستر غربی را به طور کامل ملی می دید و با نگاهی مستقل و ایرانی، صدایی ایرانی از این ارکستر درمی آورد) بعد از زدن برچسب غیرعلمی، غیر هنری و غیر ملی بودن به آثارش می گوید، ساز غربی در ارکستر شما چه می کند!
نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

در رژیم گذشته مکانی در مسیر فرودگاه مهرآباد ساخته شد که در آنجا مسافران میتوانستند در هنگام ورود و خروج از ایران (یا شهر تهران) با خرید صنایع دستی با فرهنگ کهن ایران آشنا شوند. یکی از مهمترین قسمتهای این سازمان بخش ساز سازی آن بود. این سازمان همچنان به فعالیت خود مشفول است ولی به تازگی قسمت ساز سازی آن تعطیل شده است. در این مقاله نامه سرگشاده کارمندان این سازمان را میخوانید.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

الحان موسیقی، در یک ترکیب و فرم زیبا و با هارمونی و رنگ آمیزی مناسب، سریعتر ازهرچیز دیگری میتواند درعاطفه و ذهن افراد تأثیر بگذارد و احساسات و عواطف خاصی را در آنها برانگیزاند که منشأتحرّک و فعالیت و تداعی و اندیشه ها میگردد. اگر نغمه های موسیقی بطور مستقیم مانند واژه های شعری نتواند فکر خاصی، گزارش واقعه و یا محتوای پیامی را درذهن شنونده القاء نماید، اما به نوعی قویتر از هر هنری صور خیال و فعالیّت بیرونی را تحریک میکند.