مستند مارتین اسکورسیزی (II)

The Blues
The Blues
اسکورسیزی در باره کار فیلمسازان دیگر این مجموعه چنین قضاوت می کند:

“فیلم چارلز برنت، یک درام شخصی و شاعرانه درباره بلوز است که از دید یک پسر جوان روایت می شود. ویم وندرس، فیلمی خا طره انگیز در باره گذشته، حال و آینده بلوز، از طریق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است.”


“فیلم دیک پیرس (Dick Pearce) یک فیلم درخشان در باره شهر ممفیس (Memphis) و سلا طین بلوز آن چون بابی راش و بی بی کینگ (B.B.King) است. مارک لوین نیز با تمرکز روی چاک دی (Chuck D) و مارشال چس، بلوز شیکاگو را تصویر کرده است. مایک فیگیس که خود نیز موسیقیدان است، فیلم خود را در باره ریشه های بلوز بریتا نیا ساخته است و کلینت ایستوود در فیلم خود نسبت به نوازندگان برجسته ” پیانو بلوز” مثل جی مک شن (Jay Mcshann) و پاین تاپ پرکینز (Pinetop Perkin) ادای احترام کرده است.”

روح یک مرد (The Soul of a Man)
ویم وندرس که مستند درخشان “بو ناویستا سوشال کلاب” را در باره موسیقی جاز کوبا در کارنامه خود دارد، در باره مشارکت خود در این پروژه می گوید:

“مارتین اسکورسیزی، می خواست چند فیلم در باره بلوز بسازد. تا کنون هیچ پروژه ای مثل این نبوده که هفت کارگردان مختلف در باره یک موضوع هفت فیلم مختلف بلند بسازند و هر فیلم از زاویه دید متمایزی باشد و هر کارگردان بخشی از تاریخ و سرزمین بلوز را که خود می پسندد، انتخاب نماید و هیچ محدودیت مضمونی و سبکی برای آنها وجود نداشته باشد. این ایده مارتین، فوق العاده بود.من می دانستم که او یکی از عاشقان بلوز است ولی او مطمئن نبود که من هم یکی از آنها هستم.”

فیلم وندرس، “روح یک مرد” ترکیبی از موسیقی بلوز و زیارتنامه شخصی اوست. فیلم داستان زندگی سه چهره افسانه ای بلوز یعنی اسکیپ جیمز (Skip James)، بلایند ویلی جانسون (Blind WillieJonson) و جی بی لنوار (J.B.Lenoir) را به شکل فیلم در فیلم با استفاده از ترکیب صحنه های باز سازی شده و نما های آرشیوی روایت می کند:

“به نظر من حقیقتی که در این موسیقی نهفته است از هر حقیقت دیگری که تا کنون در باره آمریکا خوانده ام یا در فیلم ها دیده ام، حقیقی تر است. در این فیلم سعی کردم بیشتر از وجه مستند، بر وجه شاعرانه آن تا کید کنم. کیفیت شاعرانه ترانه ها و صدا ها مرا به وجد می آورد.”

پیا نو بلوز (Piano Blues)
کلینت ایستوود نیز که همواره شیفته “پیانو بلوز” بوده، در فیلم خود با همین عنوان یعنی “پیانو بلوز” با نوازندگان برجسته بلوز همراه می شود. او دقایقی طولانی کنار پیانوی هنری گری (Henry Gray) می نشیند و عاشقانه به نواختن و خواندن او چشم می دوزد.

Audio File قسمتی از مصاحبه استوود با دیو بروبک (۳MB)

ایستوود در باره علاقه اش به بلوز می گوید: “موسیقی بلوز همواره پاره ای از زندگی من بوده و در این میان پیانو جای خاصی داشته است. به علاوه موسیقی، همیشه نقش مهمی در فیلم های من بازی کرده است (برد، برایم “Misty” بنواز و پل های مد یسن کانتی). این مستند، این فرصت را برایم فراهم کرد که بیشتر از آنکه به جنبه های سینمائی کار فکر کنم، بر روی موسیقی به عنوان یک موضوع متمرکز شوم.”

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

مسئله هارمونی اصولا در موسیقی ایران جواب نمیدهد و موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است. کسانی هم که سعی کرده اند موسیقی ایران را هارمونی عمودی بدهند، تحت تاثیر هارمونی اروپایی بوده اند و تفکر مرکز اروپایی تسلط عجیبی بر موسیقی ما داشته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ناصرالدین شاه لومر را به ایران آورد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.
ارکستر سمفونیک لندن (II)

ارکستر سمفونیک لندن (II)

در اجراهای LSO، فضایی آکنده از روح جوانی در صدای موسیقی وجود دارد که این نیرو در اجراهای ارکستر در آهنگهای ساخته برلیوز (Berlioz) و پروکوفیف (Prokofiev) به خوبی مشاهده می شود. LSO معمولا نوازندگان معروف جهانی داشته، از جمله تک نوازان سازهای بادی، مثل جیمز گالوی (James Galway) فلوت، ژروس- د- پییر (Gervase de Peyer) کلارینت، روژر لرد (Roger Lord) نوازنده ابوا نیز اسیان الیس (Osian Ellis) نوازنده چنگ، جان جئورجیادیس (John Georgiadis) نوازنده ویولن و باری تاکول (Barry Tuckwell) نوازنده هورن.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
رحمت الله بدیعی: تکنیک های ویولن ایرانی بسیار ساده تر از تکنیک های غربی است

رحمت الله بدیعی: تکنیک های ویولن ایرانی بسیار ساده تر از تکنیک های غربی است

اتفاقاً من یک برنامه ای را جلوی ایشان ارائه کردم که [خیلی تخصصی و خاص بود.] آن موقع دکتر مهدی برکشلی از من خواستند که فواصل موسیقی ایرانی مانند یک چهارم پرده، سری و کرن را مقابل منوهین نشان دهم. به همین خاطر بنده هم قبول کردم و در همان جلسه ای که دایر شده بود…
حنانه از زبان ملاح (I)

حنانه از زبان ملاح (I)

مطلبی که در پیش رو دارید، نوشته ای است از مرحوم حسینعلی ملاح، پژوهشگر و نوازنده که به مناسبت درگذشت مرتضی حنانه، آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده در مجله آینده نوشته شده است. شایان ذکر است، ملاح پس از گذشت سه سال از درگذشت حنانه، بدرود حیات گفت.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (II)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (II)

آنگونه که دست اندرکاران اثر عنوان می دارند، کارگردان اثر –بهروز غریب پور- نویسنده ی لیبرتوی اپرا نیز هست و اشعار انتخاب شده را در اختیار آهنگساز قرار داده است. ابیات انتخاب شده دارای تعدد بالایی هستند و تاثیر این مسئله را می توان در نتیجه نهایی کار دید. موسیقی کمتر فرصتی برای تنفس پیدا می کند و ابیات بی وقفه از پس هم می آیند. باید توجه داشت که در چنین اثری، دو جنبه ی مشخصاً مهم و چالش برانگیز در انتخاب عناصر موسیقایی هر بخش تاثیر گذار است: یکی کمک به بیان دراماتیک داستان و دیالوگ ها و دیگری (که مختص به آثاری چون «اپرای مولوی» می باشد) برگرداندن و توصیف مفاهیم عمیق موجود در اشعار.
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

مجمو‌عه‌ی چشم انداز در این دوره نوشته شده‌اند همچنین کنسرتوهای متفاوتی با ژانر کلاسیک مانند کنسرتو برای ویولنسل و ارکستر، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی (Concerto For Violin And String Orchestra 1997)، چند سونات با نام‌های سونات تنهایی برای سولو گیتار (The Sonata For Lonliness For Solo Guitar 1990)، سونات برای فلوت (Sonata For Flute 1992)، کوارتت زهی شماره‌ی سه (String Quartet No.3 1995) و اولین سمفونی او در این دهه نوشته شد. در سال ۱۹۹۱ موسیقی محلی سازی غنی شده‌ی لتونی در سمفونی اولش برای ارکستر زهی با نام صداها ساخته شد. او در مورد این سمفونی گفته است «ژانر سرزنده‌ی این سمفونی وظیفه‌ی اصلی خود را در آینده انجام می‌دهد. این قطعه در مورد ضروریاتو موضوعات ابدی صحبت می‌کند.»
منتشری: به ما می گفتند ترانه بخوان به ما برمی خورد!

منتشری: به ما می گفتند ترانه بخوان به ما برمی خورد!

در آزمون دوم هم من بیشتر [از بقیه] مورد توجه استاد قرار گرفتم. قرار بر این شد که پیش پرده را من بخوانم. به خانه اش در خیابان فرشته می رفتیم و همانجا تمرین می کردیم. با همان سینی و گردو و چهارپایه و چراغ زنبوری و از پشت جمعیت ارکستر صحنه می زد. چون من به موسیقی آشنا بودم و دوره تئاتر را گذرانده بودم به این سبک تمرین کردیم و به همین صورت اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت. فرض کنید یک گردوفروش با سینی و چراغ زنبوری از پشت جمعیت به سمت وسط جمعیت بیاید و این پیش پرده را اجرا کند؛ چقدر جالب می شود!
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.