کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

رنجبران، بل و شوارتس
رنجبران، بل و شوارتس
چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.

ویلیام هاروی (William Harvey) با پیروزی در این مسابقه، موفق به بدست آوردن این موقعیت برای نخستین اجرای این اثر در نیویورک شده است. یک هفته پس از مسابقات در ماه فوریه، وی با آهنگساز به گفتگو نشست:

– (ویلیام هاروی): این کنسرتو برای جوشا بل Joshua Bell نوشته شده است، چه زمانی او را ملاقات کردید؟
– (رنجبران): زمانی که دانشجوی دانشگاه ایندیانا بودم روزی در طبقه اول قدم می زدم که شخصی به من گفت اعجوبه جوانی رسیتال دارد. من با کنجکاوی به تالار رسیتال رفتم. در آنجا یک ویلن نواز دوازده ساله روی صحنه ایستاده بود که «زیگیونروایزن»( Zigeunerweisen) را می نواخت؛ قطعه ای که من در آن زمان در حال تمرین روی آن بودم. من به خاطر سن کم او و همچنین مهارت او در اجرای آن اثر شگفت زده شده بودم. در همان زمان بود که بیش از پیش به اهمیت استعداد در مهارت یک نوازنده پی بردم! پس از کنسرت به ملاقات او شتافتم. می خواستم انگشتانی را که قادر بود به راحتی آن پاساژهای تند را بنوازد ببینم. من سخت تحت تاثیر دو جنبه از نوازندگی او قرار گرفته بودم: دامنه رنگ، کاراکتر و همچنین درخشش تکنیکی. من کوشیدم این جنبه ها را در کنسرتوی خود مد نظر داشته باشم.

– با توجه به اینکه شما در ایران بزرگ شده اید آیا سنت های موسیقایی ایران نیز روی کنسرتو تاثیری گذاشته اند؟

– من کمانچه را در ذهن داشتم. یک ساز کششی عمودی که سرمنشا خانواده سازهای زهی است. صدای این ساز بسیار ظریف، عمیق و شاعرانه است. صدای کمانچه را می توان در بخش های فریبندهء کنسرتو حس کرد. آخرین موومان کنسرتو که حالتی رقص گونه دارد نیز بیشتر دارای شخصیتی ایرانی است. مد و تزیینات هم همینطور ولی از همه بیشتر، رنگ آمیزی و شخصیت.

– رشد یک نوازنده موسیقی کلاسیک غرب در زمان شاه چگونه بود؟

– من در سن نه سالگی وارد کنسرواتوار تهران شدم. درس های ما شش روز در هفته، صبح دورس عمومی و بعداز ظهر شامل ویلن، سرایش، تئوری و هارمونی، بود. به آن زمان «دوره طلایی موسیقی کلاسیک غرب در ایران» لقب داده اند. در هفده سالگی یکی از نخستین مدرسان موسیقی به شیوه ارف (Orff) در ایران بودم که در تعطیلات پایان هر هفته برای آموزش موسیقی به نوجوانان راهی استان های شمال تهران می شدم. از کاربرد شیوه موسیقی اتریش در شمال ایران موفقیتی انتظار نمی رفت لذا موسیقی محلی [آن منطقه] را هم در کار وارد کردم که این فعالیت مرا نسبت به پتانسیل تلفیق موسیقی ایرانی و غربی روشن تر ساخت.

– چه زمانی و چرا ایران را ترک کردید؟

– در سال ۱۹۷۴ ایران را ترک کردم و به دو دلیل: نخست برای ادامه تحصیل موسیقی در دانشگاه ایندیانا و جولیارد و دوم آنکه من در عرصه سیاست فعالیت می کردم و برای ماندن در ایران دچار مشکل شده بودم. عدالت اجتماعی و آزادی های سیاسی بسیار برای من اهمیت داشت و به عنوان زندانی سیاسی چندین ماه نیز به زندان افتادم. [در همان زمان] یک زندانی دیگر را نیز ملاقات کردم که با بی رحمی شکنجه شده بود و در نهایت اعدام شد. این موضوع سخت روی من تاثیر گذاشت.

– حکومت شاه را در مقایسه با حکومت فعلی چگونه می بینید؟
– جلوی بسیاری از آزادی های سیاسی در هر دو رژیم گرفته شده است. در آن قسمت در دنیا مردم دائما در حال تقلا برای بدست آورن حقوق بیشتر و اصلاحات بیشتر هستند. در زمان شاه موسیقی کلاسیک غربی مورد پیشتیبانی قرار می گرفت و به آن بودجه بیشتری اختصاص پیدا می کرد؛ ایده آل نبود ولی بهتر از بسیاری از دیگر کشورهای منطقه بود. پس از انقلاب در ۱۹۷۹ این پشتیبانی کاهش یافت.

– آهنگسازانی که در خارج از اروپا و آمریکا متولد شده اند دائما گرفتار این انتظار هستند که آثارشان نماینده فرهنگ ملت شان است. در زمان نگارش کنسرتو ویلن آیا حس می کردید که زیر فشار هستید تا یک «کنسرتو ویلن عظیم ایرانی» بیافرینید؟
– این کنسرتو تلفیقی است از بسیاری گرایش های سیاسی و فرهنگی در زندگی من. با ویلن برخوردی نظیر آنچه در «شهرزاد» رخ داده داشته ام. اثر با یک توتی (tutti) بزرگ آغاز می شود. پس از آن چنگ، تکنواز ویلن را معرفی می کند؛ مانند سنتی که قصه گو در پس زمینه داستانش چنگ می نوازد. در بعضی بخش ها از دوران کودکی ام الهام گرفته ام. در تابستان ها به روستایی می رفتم که ساکنان محلی می گفتند: «پس از نیمه شب جن ها و پری ها برای مراسم عروسی و دیگر مراسم جمعی شان به بیرون می آیند و اگر بیدار بمانی آنها را خواهی دید»! من هم تا دیرهنگام همراه با محلی ها برای دیدن آنان بیدار می ماندم ؛ کاری که از لحاظ الهامی تاثیر فراوانی بر من نهاد. بسیاری از اینگونه تاثیرات – آسمان زیبا، ستارگان، کوهستان، انتظار دیدن جن ها و پری ها – همه در موومان دوم هستند. هر زمان که آهنگسازی می کنم رشادت آن زندانیان سیاسی که شاهدشان بودم در وجودم شعله ور می شود. این قضیه نیز در کنسرتوی من منعکس شده است: آن لحظه هایی که برخی از مردم می گویند برای یک کنسرتو ویلن قدری عظیم تر از آنچه انتظار می رود است ولی این موسیقی ناشی از تجربیات من در زندگی است.

***
کنسرتو ویلن رنجبران در ۲۰۰۳ برای نخستین بار توسط جوشا بل با ارکستر فیلارمونیک سلطنتی لیورپول به رهبری گرارد شوارتس نواخته شده است. این کنسرتو در سال ۲۰۰۵ نیز برای نخستین بار در آمریکا به اجرا درآمده است. شوارتس می گوید او همیشه از طرفداران آثار رنجبران بوده است زیرا «موسیقی از ریشه های و اینکه او کیست نشات می گیرد. عاشق این هستم که آثارش دارای شخصیت و صدای بی نظیری است.»

جوشا بل نیز خاطر نشان می سازد: «این کنسرتو اثر بزرگی است، هم با قدرت، هم شاعرانه و خوش ساخت. از لحظه ای که پیش نویس این قطعه را خواندم دریافتم که شانس این را دارد که به اثری مهم در رپرتوار مدرن ویلن بدل شود. لذا هنگامی که شنیدم این کار امسال از سوی جولیارد برای بخش مسابقه ویلن برگزیده شده شگفت زده نشدم. این رویداد مرا مطمئن تر ساخت که این کنسرتو آینده درخشانی دارد ».

از: ویلیام هاروی
ترجمه: پژمان اکبرزاده
ماخذ: مجله جولیارد

8 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۵ در ۷:۰۵ ب.ظ

    doustan mikhaham honarmand shahreman toronto ra ra be shoma moarefi konam az che tarigh ba ki tamas begiram?
    m.Naz

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۵ در ۷:۳۹ ق.ظ

    thanks

  • عليرضا سيفي
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۵ در ۱:۲۹ ق.ظ

    آقای رنجبران مایه افتخار تمامی ما ایرانیان هستند.
    متأسفانه هنوز موفق بهشنیدن این کنسرتو نشدم.لطفاًدر مورد طریقه دسترسی و خریداری این اثر ما را راهنمای
    کنید. با تشکر

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۵ در ۳:۴۲ ب.ظ

    این کنسرتو هنوز به انتشار نرسیده ولی به زودی در خارج از ایران و پس از آن هم احتمالا (مثل کار قبلی ایشان) در ایران به انتشار میرسد.

  • Ashkan
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۶ در ۵:۱۲ ب.ظ

    It is a proud for all iranian all over the world

  • علی محمد کیفرگیر
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۱۱ ق.ظ

    کار قبلی ایشان را می شود از کجا پیدا کرد
    غیر از هنر که ناج سر آفرینش است
    دوران هیچ حکومتی جاودانه نیست
    امیدواریم روزی آقای رنجبران را در ایران ببینیم
    پیروز باشید

  • آیدا قاسمیان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۷ در ۸:۵۹ ب.ظ

    من خودم نوازندهی ویلن هستم

  • علي
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۵:۲۵ ب.ظ

    من پنج ساله که ویولن کار میکنم و از جناب رنجبران خیلی یاد گرفتم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

«هدف نقد»

«هدف نقد»

چرا «نقد موسیقی» می‌نویسیم؟ چرا عده‌ای حتا تا آنجا پیش می‌روند که وجود نقد موسیقی را برای یک جامعه‌ی موسیقی پیشرفته و بالنده لازم می‌بینند؟ اینها سوال‌هایی است که گاهی به ذهن می‌رسند و حتا گاهی هم به زبان می‌آیند و پرسش مهم‌تر و ریشه‌ای‌تری را در دل خود پنهان می‌کنند. پس برای آن که بتوانیم پاسخ درستی به آنها بدهیم باید اول آن پرسش اصلی را بیابیم و سپس به سراغ مجموعه‌ نقدهای موجود و حرف و حدیث‌های جامعه‌ی موسیقی بر سر موضوع رفته و ببینیم چه پاسخی برای آن می‌توان پیدا کرد.
نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

موسیقی با مدلاسیونی از اصفهان به دشتی میرود و مولانا میخواند: “دستش بهل دل را ببین رنجش برون از قاعده ست صفراش نی سوداش نی قولنج و استسقاش نی زین واقعه در شهر ما هر گوشهای صد عربده است…” نت های پایانی بادی برنجی ها و آکوردی که اجرا میکنند اندوهناک و متاثر کننده است.
رسیتال گیتار حسین درست پور برگزار می شود

رسیتال گیتار حسین درست پور برگزار می شود

در تاریخ سوم و چهارم بهمن ماه در خانه هنرمندان، رسیتالی توسط حسین درست پور تک نواز گیتار کلاسیک اجرا می گردد. درباره این کنسرت پیمان شیرعلی توضیحاتی به سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
عصیان ِ کلیدر (III)

عصیان ِ کلیدر (III)

پژمان طاهری در مورد این ارکستر میگوید:«ارکستر برخلاف نامش سمفونیک نبود بلکه ارکستر زهی بود. مضاف بر اینکه پانزده میکروفونی که بالای سر ارکستر گذاشته بودند با تعریفی که از سازبندی ارکستر زهی شده منافات دارد. چون اصولا سازبندی و صدا دهی ارکستر سمفونیک بدون آن تعداد میکروفون است البته این میکروفونها میتوانست برای ضبط باشد در حالی که شما میتوانید با دومیکروفون که در جای مناسب قرار میدهید کار را ضبط کنید ولی این میکروفونها برای پخش بود و این نمیتواند برای بزرگی سالن باشد زیرا ارکستر برای سالن بزرگتر از این هم جواب میدهد و نکته ی دیگر کم تمرینی بارز ارکستر بود. این در قطعاتی که برای گوش مردم آشنا بود مانند نینوا بسیار مشهود بود. ناهماهنگی بسیارمشخص بود البته این نکاتی که من میگویم ایراد گیری نیست چون اصولا املای نا نوشته غلط ندارد من خودم این کنسرت را دائما پیگیری میکردم که حتما بروم و کسانی مثل آقای علیزاده و درویشی اندیشه ای برای کار دارند»
درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

اسوشیتدپرس- های زارت Hy Zaret، سراینده اشعار ترانه جاودانی Unchained Melody که یکی از محبوبترین ترانه های مکررا اجرا و ضبط شده قرن بیستم به شمار میرود، در سن ۹۹ سالگی درگذشت.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

روشن است که دشواری دوچندان می شود زیرا گونهای بسیار خاص از چیزی پیش روی ما است که نوع عامش هم چندان برایمان شناخته شده نبوده است. حال برای آن که کمی موضوع ملموس تر شود تحلیل یک فراز کوتاه اما مهم کتاب راهگشا است: «محتوای اینتناسیونی سری پیچیده و متنوع است. بررسی آن از لحاظ علمی بهتر است به چند مرحله تقسیم شود. مرحله ی ابتدایی، آشنایی با آن ویژگیهای اینتناسیونی ای است که در سطح قرار دارند و مستقیما با گوش درک می شوند. روشهای مهم تحلیل عبارت اند از: ۱- شنیدن اینتناسیون ها به صورت گروهی […] یکی از عمده ترین کارکردهای ساختاری سری، برآورده کردن تمام بافت (هم از لحاظ افقی، هم از لحاظ عمودی، هم در بعد مختلط) با یک ماتریال اینتناسیونی واحد است.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.
مستر کلاس موسیقی ایرانی در جولیارد

مستر کلاس موسیقی ایرانی در جولیارد

روز جمعه دوّم فوریه به دعوت پروفسور بهزاد رنجبران آهنگساز ایرانی و استاد کنسرواتوار جولیارد نیویورک در ادامه مجموعه کلاسهای world music که بخشی از درس اختصاصی دانشجویان جولیارد به شمار میرود، مستر کلاس موسیقی ایرانی برگزار شد.هنرمندان این دوره، سیامک جهانگیری نوازنده نی مقیم ایران و بهروز جمالی موسیقیدان ایرانی مقیم امریکا بودند.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

تا اینکه رسید به نظام ضبط های استودیویی که هنرمندان را چهره می کردند یک نام که تلفظ آن ساده باشد و خیلی سریع و با سرعت در جامعه در میان مردم جا بیفتد، این رسم تا زمان انقلاب اسلامی پا بر جا بود و پس از انقلاب اسلامی هنرمندان از نام حقیقی خود استفاده کردند و فقط نام کوچک در برخی خوانندگان تغییر کرد.
منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

نکته اینجاست که شعر نو بیان نو هم می طلبد و در آواز ردیفی باید با عنصر خلاقیت تغییراتی داد تا موسیقی از شعر عقب نماند. حتی اگر لازم باشد فواصل را تغییر دهیم. اما در مورد ترانه بحث متفاوت است و آزادی عمل بیشتر. در دوره ای از موسیقی ما آهنگساز و ترانه ساز و خواننده باهم کار می کردند و روابط نزدیکی باهم داشتند. آثار بسیار همگونی خلق می شدند که آن روند ادامه پیدا نکرد. آثاری مثل من از روز ازل یا شد خزان و تو ای پری و بسیاری آثار موفق دهه های چهل و پنجاه حاصل آن دوره و آن نوع کار بودند.