چشمه ای جوشیده از اعماق (II)

اما رگه هایی از سریالیسم و موسیقی شوئنبرگ نیز اندک اندک در کارهای او نمایان شد. آنجا که هاینو ایلر(۵) ، استاد پارت در کنسرواتوار، او را با شوئنبرگ و سیستم دوازده تنی او آشنا کرد. در آن سالهای اتحاد جماهیر شوروی، دسترسی به کتابها و سایر منابع موسیقی غرب برای پارت مشکلی جدی بود و او اینگونه با این مسأله کنار می آمد:

-… لازم نیست چیز زیادی بدانید. همینکه بشنوید در نقطه ای از جهان، مردم روی یک پا می رقصند کافی است و اگر شما هرگز چنین چیزی ندیده باشید، اگر بخواهید خودتان می توانید اینکار را بکنید. حتی شاید شما بهتر از آنها برقصید… در آنچنان قحطی اطلاعاتی (در شوروی) کافی بود یک یا دو آکورد بشنوید. دنیایی پیش روی شما گشوده می شد… (۶)

اولین آثاری که از موسیقی مدرن قرن بیستم به گوش پارت رسید آثاری از شوئنبرگ، وبرن، نونو و بولز جوان بودند. موسیقی او تا قبل از آن، تا حدود زیادی متأثر از شوستاکوویچ، پروکوفیف و بارتوک بود.

“نکرولوگ” (Nekrolog) اولین اثر پارت در سریالیسم بود که در سال ۱۹۶۰ (در ۲۵ سالگی) ساخته شد و این موسیقی ارکسترال، در حقیقت اولین اثر یک آهنگساز در سرتاسر شوروی بود که با تکنیک های دودکافونیک ساخته می شد.

در سال ۱۹۶۲، کانتات “باغ ما” (our garden) که در ۱۹۵۹ ساخته شده بود برنده جایزه آهنگسازان جوان اتحاد جماهیر شوروی شد. او علارغم انتقادات شدیدی که به کارش می شد تمام دهۀ شصت را پیگیرانه به آهنگسازی سریالیسم ادامه داد و سعی کرد کار خود را با تکنیک های نوین موسیقی اوانگارد غرب تطبیق دهد. “کریدو”(credo)، ساخته شده در سال ۱۹۶۸، آخرین کار او در این دوره بود که یکی از شناخته شده ترین آثارش است. این اثر ترکیبی از موسیقی تونال و آتونال است در زمینه ای سریالی.

پارت سی و سه ساله بود که با شنیدن آوازهای گریگوریایی شدیداً تحت تأثیر قرار گرفت و مطالعه ای عمیق در خصوص مونودی تونال ، مکتب نوتردام و بطور کلی موسیقی قدیم اروپا(۷) را آغاز کرد و برای هشت سال (از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۶) در سکوتی خودخواسته فرورفت. این سکوت آغاز جدایی او از سریالیسم بود(۸).

پس از این دوره سکوت ، پارت به ایده جدیدی در رابطه بین صدا و سکوت دست یافت. او در توصیفی نمادین این رابطه را اینچنین توصیف می کند:
… مهمترین چیزهایی که بین دو دوست وجود دارند هرگز به زبان نمی آیند. نیازی نیست چیزی گفته شود. نباید هم گفته شود. اما زمانیکه مانعی جدی پیش می آید ، من معتقدم ، آنگاه سکوت باید شکسته شود. انتخاب بزرگی باید صورت گیرد: یا همچون گذشته سکوت کنند یا خود را برای مواجهه با آنچه پیش خواهد آمد آماده نمایند…(۹)

پی نوشت
۵- Heino Eller (1887-1970)؛ آهنگساز و معلم موسیقی استونیایی
۶- McCarthy, Jamie. “An Interview with Arvo Pärt.” Musical Times 130 (March 1989):130-133 (نقل از; ۲۰۱۲: ۴ Kongwattananon)
۷- موسیقی قدیم اروپا که از آن با عناوینی چون Early Music و Old Music یاد می شود، موسیقی قرون وسطی و دوره رنسانس و بطور کلی تمام مکاتب موسیقی اروپا تا دوره باروک را شامل می شود.
۸- طی این دوره، پارت تنها دو اثر تصنیف کرد: کانتات سمفونیکی بنام Lied En Die Geliebte و دیگری سمفونی شماره ۳ ؛ یک سمفونی تونال در بافتی پلی فونیک که البته به کارهای قبلی او چندان شباهتی نداشت و عناصر سبک جدید اهنگسازی پارت را می توان در آن شنید که شاید صریح ترین آنها صدای ناقوس در موومان اول این اثر باشد.
۹- McCarthy, Jamie. “An Interview with Arvo Pärt.” Musical Times 130 (March 1989):130-133 (نقل از; ۲۰۱۲: ۷ Kongwattananon)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

در جایی دیگر می گوید: آب کم جو، تشنگی آور به دست”. عقل هستی حضوری بی کران از قدرت می آفریند که ما صفات حاصل از آن را همان صفات خداوند تعریف می کنیم یعنی این خداوند است که صاحب عقل اول است. او در تمامی قلمرو هستی به همین دلیل حضور دارد و حضورش را به صورت ظهور گوهر عشق در ما آشکار می سازد.
صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.
موسیقی پست مدرن (III)

موسیقی پست مدرن (III)

در اواخر سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تعدادی از سبک‌ها، تحت تاثیر موسیقی پاپ قرار گرفتند و شرایط پست مدرن شروع به شکل‌گیری و سبک‌های موجود شروع به ترکیب عناصر پست مدرن کردند. موسیقی عوامانه، «جاز»، «ریتم اند بلوز» و «راک اند رول» اولیه، نه تنها به‌وسیله‌ی تکنولوژی جدید بلکه به‌طور اساسی توسط شیوه‌ی متفاوتی از فن‌‌آوری ضبط شروع به شکل‌گیری کردند. به‌جای تلاش برای نیل به یک صدای سه بعدی شفاف به پیروی از تجارب حاصل از کنسرت، آواها در ضبط به طور فزاینده‌ای مورد توجه واقع شد و باقی اصوات، به صورت دیواری پشت تراک اصلی قرار گرفتند.
لیدی بلانت و مسیح (IV)

لیدی بلانت و مسیح (IV)

تفاوت در عرض ها، ترکیب آرکها در یکریگر و فرم منحنی های آزاد در سه بخش بالایی، میانی و تحتانی و همچنین ترکیب این ۳ بخش و تشکیل ساختار دوبعدی ویلن، توانسته است دو ویلن را با دو تعریف محیطی بسیار زیبا خلق نماید. آن طور که شواهد و مستندات نشان می دهد نمونه مسیح در عرض ها کمی وسیع تراست و ساختار سطحی سازکمی بزرگتر از لیدی بلانت به نظر می رسد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
بوطیقای ریتم (III)

بوطیقای ریتم (III)

حال ببینیم وقتی شنونده‌ی اجرای حقیقی موسیقی هستیم –و نه بیننده‌ی تصویر گرافیکی موسیقی حبس شده در کاغذ-چه چیز به ما می‌گوید کدام‌یک از این دوسیستم مختصاتی درست است؟ چگونه می‌فهمیم به ازاء هر سه نت یک بار دست بزنیم یا به ازاء هر دو تا؟ روشن است، تاکیدگذاری (Accentuation) موجود در متن قطعه این موضوع را به ما دیکته می‌کند. پیش از آن باید بپرسیم چه چیزی چنین تاکیدگذاری‌ای را می‌سازد؟ ساختار تاکیدی یک خط ملودی از کجا می‌آید؟ پاسخ به این پرسش را نیز به پیروی از کامبوروپولوس (Combouropoulos) به مشخص شدن محدوده‌ی یک ملودی از طریق هویت و مشابهت واگذار می‌کنیم. به این معنی که ساختار تاکیدی به طور خودکار برآمده از گروه‌بندی است.
تار و پودِ نشانه (IV)

تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).
موسیقی و سیاست

موسیقی و سیاست

خیلی به ذهن خود فشار نیاورید! هیچ شباهتی میان موسیقی و سیاست وجود ندارد. اگر بخواهیم ویژگی های موسیقی و ویژگی های سیاست را بازگو کنیم و این دو را مقایسه هم کار بیهوده ای انجام داده ایم. اما چه چیزی باعث میشود به موسیقی و سیاست بپردازیم؟
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
جیمز براون، پدرخوانده موسیقی سول، درگذشت

جیمز براون، پدرخوانده موسیقی سول، درگذشت

اسوشیتدپرس، آتلانتا- جیمز براون James Brown، پدرخوانده پرانرژی موسیقی سول Soul، که صدای خش دار و ریتمهای انقلابی وی، او را به یکی از مهمترین بنیان گذاران موسیقی رپ، فانک و دیسکو تبدیل کرده بود، صبح روز دوشنبه ۲۵ دسامبر، در سن ۷۳ سالگی درگذشت.