صداهای مشهور I – Star Wars

بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است : در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت – ومن هم موافق بودم – که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد.

از آنجایی که ما قصد داشتیم دنیایی خلق کنیم که قابل دیدن، خاک آلوده شدن، ضربه دیدن و زنگ زدن باشد، به دنبال صدایی بودیم که جیرجیر کند و موتورهایی داشته باشیم که چندان نرم و بی صدا کار نکنند.

به این دلیل ما میخواستیم از مواد خام موجود در جهان واقعی استفاده کنیم، موتورهای واقعی، صدای جیر جیر درهای واقعی، حشرات واقعی و از این قبیل. اصل اولیه در تمام این فیلمها این است که چیزی را بسازیم که صدایش برای همه قابل باور باشد، زیرا با ابزارهایی ساخته شده که آشنا هستند اما در وهله اول تشخیص داده نمیشوند.

دارت ویدر – Darth Vader
تصور کلی از صدای دارت ویدر(شخصیت سیاه پوش فیلم) از همان فیلم اول شکل گرفت. در فیلمنامه عنوان شده بود که او موجودی غریب و تیره است و در نوعی سیستم مخصوص درمانی قرار دارد. او به طور نامتعارفی تنفس میکند و شاید صداهای موتور و ماشین آلات درون این پوشش درمانی / دفاعی را نیز میشنویم. او میتواند نیمه روبوت و نیمه انسان باشد، واقعا نمیدانیم.

به این ترتیب تصویر اولیه من از دارت ویدر، موجودی بود که سر و صدای زیادی تولید میکند. وقتی او وارد صحنه میشود مانند یک آسیاب بادی با حالت خس خس تنفس میکند، شما میتوانید صدای تپش قلبش را بشنوید، او سرش را حرکت میدهد و شما صدای چرخش موتورها را میشنوید.

او در بعضی موارد تقریبا مانند یک روبوت عمل میکرد و آنقدر سر و صدا داشت که مجبور شدیم برداشت اولیه خود را از دارت ویدر تعدیل کنیم. در تست اولیه صدا برای فیلم، دارت ویدر صدایی مانند یک اتاق جراحی داشت، میدانید، مانند یک اتاق اورژانس بیمارستان بود که این طرف و آنطرف برود.

دوچرخه شتابگر – Speeder Bike
برای این وسیله نقلیه فوق سریع، از ترکیب صدای یک هواپیمای موستانگ P-5 Mustang airplane و یک هواپیمای ردیاب لاکهید P-38 Lockheed Interceptor استفاده کردیم.

سفینه سریع لوک اسکای واکر – Luke Skywalker
این سفینه که landspeeder نام دارد صدای خاصی تولید میکند که آنرا با ضبط صدای ترافیک آزاد راه لوس آنجلس از طریق یک لوله جاروبرقی، به دست آوردیم.

چیوباکا – Chewbacca
صدای این موجود گوریل نما از ترکیب صدای شیرماهی و جانوران دیگر ایجاد شده است. از آنجایی که میخواستیم حالات روحی مختلف او را نشان بدهیم، از انواع اصوات جانوری که میتوانست نمایانگر غم، خشم یا شادی باشد استفاده کردیم. ما حدود ۵ یا ۶ نوار صوتی را فقط به او و همنوعانش اختصاص دادیم تا بتوانیم چیزی شبیه یک گفتگوی چند جمله ای هم از آن بیرون بکشیم.

زبان قبیله ایووکی – Ewokese
زبان عجیب و کمی آشنای قبیله کوچولوهای پشمالو و جنگجوی ایووکی، ترکیبی تغییر یافته از زبانهای تبتی، مغولی و نپالی است.

جنگنده تای – TIE Fighter
صدای گوشخراش این سفینه های سریع جنگنده از صدای نعره تغییر شکل یافته فیل ساخته شده است.

filmsound.org

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

امانوئل پایود (I)

امانوئل پایود (I)

امانوئل پاهود فلوت نواز فرانسوی- سوئیسی (متولد ۲۷ ژانویه ۱۹۷۰)، نواختن فلوت را از شش سالگی آغاز کرد و در سال ۱۹۹۰ با درجه پریمیر پریکس از کنسرواتوار پاریس و تحت نظر و تعلیم میشل دبوست و آرل نیکولت فارغ التحصیل شد. پاهود موفق به دریافت جایزه برتر بزرگترین مسابقات بین المللی نظیر Kobe در سال ۱۹۸۹ و Duino در سال ۱۹۸۸ شده است، و پس از آن هشت جایزه از دوازده جایزه مخصوص Concours de Genève در سال ۱۹۹۲، جایزه تکنوازی انجمن مسابقات رادیویی کشورهای فرانسوی زبان جهان، و همچنین جایزه انجمن اروپایی یوونتوس را ازآن خود کرده است.
جوزف تال (II)

جوزف تال (II)

تال از طریق کامپیوتر موفق شد برای چندین ساز قطعاتی کوتاه بسازد، سومین زندگی نامه خود را نیز از این طریق نوشت و نیز نظریه آنالیز آینده موسیقی را تکمیل کرد. سمفونیهای کامل وی در آلبومی با برچسب آلمانی CPO عرضه شد. سبک تال به گذشته اروپایی وی وفادار مانده است. وی تحت تاثیر تمایلات غالب موسیقی اسرائیل دهه های ۴۰ و ۵۰ قرار نگرفته است که به طور وسیعی تحت تاثیر موسیقی فولکلور یهودی و قدیمی اسرائیلی و سنتی خاورمیانه ای بوده است.
انتشار آثار پیانوی فوزیه مجد

انتشار آثار پیانوی فوزیه مجد

فوزیه مجد، آهنگساز و موسیقی شناس برجسته ایرانی نزدیک به سه دهه است که حضور چندانی در صحنه موسیقی ایران نداشته است. وی در انگلستان و فرانسه به تحصیل موسیقی اشتغال داشته و در تهران هم چندی نزد فرامرز پایور و مجید کیانی به آموختن سنتور پرداخته است.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

در صورتی که بتوان، صدای واقعی ایرج را با توجه به کیفیت پایینی که به نسل امروزی رسیده، بدست آورد و شنید، شاهد خواهیم بود که او دارای صدایی منحصر به فرد و یگانه در تاریخ موسیقی ایران می باشد، صدایی که منتها درجه هر یک از پارامترهای یک صدای خوب (سونوریته مناسب، حجم بالا، وسعت مطلوب، وضوح و شفافیت عالی و…) را داراست البته با توجه به کیفیت ضبط و انتقال آنها از ادوات ضبط و پخش موسیقی قدیم تا کنون (که اکثرا امروز به صورت داده های کامپیوتری است) کمتر کسی صدای واقعی او را شنیده است.طبیعتا هر چه صدا به صدای واقعی نزدیکتر باشد، به همان نسبت نیز قضاوت ما صحیح تر خواهد بود.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
فاصله مضراب با سیم در سنتور

فاصله مضراب با سیم در سنتور

در ادامه مقاله قبلی و در خصوص مضراب زدن با ساز سنتور، همانطور که در مورد اجرای ریز صحبت شد، می توان همان خصوصیات را به اجرای پاساژها و همچنین آرپژ ها مرتبط نمود. اجرای صحیح و درست این تکنیک ها نیز با پایین نگه داشتن سر مضراب تا یک فاصله مشخص شده از سیم ها ، کاملا آسان می شود.
خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

پس از ترانه Only Yesterday که مقام چهارم را کسب کرده بود، محبوبیت گروه رو به کاهش نهاد و در نیمه آخر دهه ۷۰، آنها با مشکلات خانوادگی و خصوصی درگیر بودند. ریچارد معتاد به داروهای مسکن و تخدیر کننده شد و در سال ۱۹۷۸ با بستری شدن در یک کلینیک ترک اعتیاد، به رفع مشکل خود پرداخت.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

از کجا باید آغاز کرد و چگونه باید درباره این ماده طبیعی خاص، سخن به میان آورد، به نظر می رسد که تا کنون نگاهی غیر منصفانه به جریان حیاتی این منبع پر ارزش انرژی داشته ایم، حال از هر لحاظ و با هر علت. اما در حقیقت نباید اینگونه باشد،اگر به نقطه شروع حادثه باز گردیم و مسائل را آن گونه که در حقیقت رخ می دهد ببینیم متوجه می شویم که داستانی سخت در پیش است و تقریبا بخش وسیعی از صنعت بهره وری و استفاده بهینه منابع چوبی دچار نقصان و بی نظمی است.
روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

چنانچه که قبلا یادآور شدم رابطه خواهر من هینا با کوجی مثل یک مادر بود و از او خیلی مراقبت می کرد. در ماتسوموتو کوجی با یک روحانی کاتولیک آشنا شد و هر یکشنبه به کلیسا میرفت، در مدت کوتاه او یک کاتولیک شد. خواهرم که کوجی برایش خیلی اهمیت داشت هر یکشنبه او را تا کلیسا همراهی می کرد. بعد از نیمی از سال او هم کاتولیک شد! خواهرم به کارهای کلیسا هم کمک میکرد. به همان شکلی که در کنار من برای متد تربیت استعدادها کمکم میکرد.