بحرانی با افق نامعلوم (II)

اگر بازار تولید و نشر آثار شنیداری موسیقی در ایران گاه سرد و گاه گرم است، بازار نشر و انتشار آثار نوشتاری، جریان همیشه کند و ثابت دارد. کتاب های موسیقی به دو دسته تقسیم میشوند: متن ها(ی تاریخی، تحلیلی، آموزشی و…) و نت های (ی آموزشی یا نوشته شده از روی اجراهای اساتید). تعداد عناوین منتشره در بیست سال گذشته، قابل مقایسه با سالهای پیش از انقلاب نیست و حتی میتوان گفت چندین برابر هفتاد سال گذشته اش؛ رشد و رونق داشته است.

اما هنوز هم کتابهای قابل مطالعه و معتبر زیاد نیستند. بازار سرگذشت نویسی، بیوگرافی پردازی ها به شیوه پاورقی نویسان مطبوعات دهه ۱۳۴۰ -۱۳۳۰ هنوز هم داغ است و دارد به کلیشه ای رایج برای تاریخ نگاری دیمی(در مقابل تاریخ نگاری علمی) موسیقی در ایران بدیل میشود.

درباره بسیاری از موضوعات مهم و اساسی موسیقی ایران هنوز کتاب معتبری چاپ نشده است؛ نه به آن معنی که چنین کتابهایی نوشته نشده اند، بلکه شاید نوشته های پر ارزش، به سبب شرایط نامساعدف میدان مناسبی برای عرضه نیافته اند.

کتابشناسی موسیقی ایران، با دو ورسیون به ظاهر متفاوت، در ماههای اخیر به چاپ رسیده اند. هر دو فاقد عمق و دقت علمی لازم و دور از معیارهای بین المللی علم اطلاع رسانی و ماخذ نویسی. گویی برگدان کتابخانه ها را به شیوه ای ناشیانه عینا” برگدان کرده و تنها “زحمت” مقدمه نویسی را به خود داده اند.

اطلاع رسانی، تاریخنگاری و پژوهش در موسیقی ما، سرنوشتی همانند دارند؛ زیرا هنوز”شغل” و حرفه نیستند و تکیه گاه حتی نیمه مطمئنی از لحاظ معیشتی نیستند تا افراد حرفه ای و تمام وقت و دقیق را به سوی خود جلب کنند. این نیاز اجتماع است که جایگاه معنوی و موقعیت معیشتی محقق و هنرمند و معلف را تعین میکند و سیستم نشر و انتشارات، کارخانه ای است که محصول فکری و قلمی مولفرا در قالب کالای فرهنگی( به جامعه ای که قاعدتا باید نیازمند اندیشه های پرورده مولفان و متفکرانش باشد) تحویل میدهد.

اما ، مثل اینکه جامعه ماف به ویژه و بالاخص جامعه محترم موسیقیدان های ما، نیازی به مطالعه حس نمیکنند. ساز زدن و آواز خواندن و ساز ساختن را کافی میدانند. هنوز تیراژ کتابهای موسیقی، بین هزار تا دو هزار جلد در نوسان است و همین تیراژ شرم آور هم به ضر خرید های هفتصد جلدی وزارت ارشاد چاپ میشود و مابقی نیز سالهای سال منتظر فروش می مانند.

در دانشکده های موسیقی، دیده شده اند دانشجویانی که نه تنها هیچ کتاب یا شریه موسیقی را نمیخوانند، بلکه پا به کتابخانه هم نگذاشته اند و از نحوه کار برگردان و درخواست کتاب مورد نظر(!؟) اطلاعی ندارند. روشن است که در چین حال و روزی، تلاش مولف برای نوشتن اندیشه های خود، جستجوی ناشر، سرمایه گذاری ناشر برای نشر آن و حتی مساعی کتابفروشی که این آثار را به صور “امانی” میگیرد و در ویترین و پیشخوان میگذارد، نه از مقوله حرفه است و نه تفنن.

موضوع عشق و علاقه و حس مسئولیت فرهنگی است. نشر و ناشری موسیقی هم، مدخلی است بین سلسله مداخل متعدد و متوالی” آسیب شناسی موسیقی” که یکی از محققان و روزنامه نگاران، سرفصل های آنرا نوشته و تدوین کرده است. خلاصه این که تعداد انگشت شمار مولف، چند ناشر و مخاطب هایی که به زحمت به دویست نفر در کل جمعیت هفتاد میلیونی هستند، روی هم رفته در حدی نیستند که بتوان” بحرانی ” وارد به آنها را با حوصله و دقت و صرف انرژی کاوش کرد. این بحران مربوط به نشر نیست، مربوط به خوانندگانی است که نداریم هیچگاه نداشته ایم.

3 دیدگاه

  • babak
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۴ ب.ظ

    nahveye arzeye moosighimoon ham kheili maskharast. kenare khiaboon, rooye zamin bayad shahede “ALBUM HAYE” beethoven, chopin, tchaikovsky, dar kenare cd haye khaltoor bashim. vaghean sharm avare.
    az in matlabetoon ham kheili mamnoon.

  • مونا
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۸ ق.ظ

    آقا راستی کسی mp3 کل آلبوم های شجریان و داره ؟ من می خوام!!!!!!!!!

  • hossein
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۴:۴۰ ب.ظ

    کاملا حق با شماست .تا زمانی که کسی ارزش تایم رو ندونه،واسای یک لحظه رخصت استفاده اون تلاش نمی کنه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم “طغیان” (I)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (I)

بالاخره پس از گذشت حدود دو سال از تولید آلبوم “طغیان”، این اثر وارد بازار شد. طغیان سومین آلبوم میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده تار و سه تار است (۱) که بخش اعظم این آلبوم را دونوازی های او با تنبک کامران منتظری تشکیل می دهد و تنها دو ترک آخر این آلبوم همراه با صدای خواننده و شاعر است.
ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (I)

ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (I)

قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.
در عمق کارون (I)

در عمق کارون (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» از هفته نامه ی آسمان باشد. پس از آن که پرسش ها را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران در آن مجله، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبر ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم “Don’t Worry, Be Happy”، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (III)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (III)

از طرف دیگر این باور که آهنگ های دو صدائی لِه اونینوس، تحت تاثیر کُرال گرگوریانی (۸ م) ساخته شده باشد نه منطقی است و نه می توان علتی برای آن تصور نمود. چرا که اگر فرم ملودی یک آواز مذهبی گرگوریانی، آنطور که ویلی آپل آن را تعریف کرده، (۵) مانند یک قوس باشد که ملودی به حالت موج دار به راس آن صعود کرده و دوباره نزول می کند، مشکل می توان باور کرد که این شکل سرمشق آهنگ دو صدائی که روندی بدون جهت گیری خاص دارد، بوده باشد.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.
رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IX)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IX)

نخستین تم موومان اول که آوازی نمونه از آوازهای اسلاو است به سادگی هرچه تمام تر توسط پیانو سراییده می شود، در حالی که یک آکومپانیمان ریتمیک در کنار آن به گوش می رسد. در این بخش آکومپانیمان به یاری سازهای زهی مجهز به سوردین و پیتسیکاتوی کنترباس ها انجام می گیرد.
درباره آرشه (II)

درباره آرشه (II)

به علت کیفیت پایین و نامرغوب آرشه های قرون ۱۷ و ۱۸، تنها تعداد انگشت شماری از آنها حفظ و احیاء شده اند و هریک از آرشه های دوران مذکور که به هر دلیلی دچار آسیب دیدگی شده، به راحتی کنار گذاشته شده است. سازندگان آرشه دراین دوران (که عموما دستیاران ویولن سازان بوده اند) ارزش وکیفت کارشان چندان مورد توجه قرار نمی گرفت. تا اواخر قرن ۱۸، ساخت آرشه یک حرفه مجزا محسوب نمی شد ومهر زدن یا نشانه گذاری آرشه با نام سازنده آن پس از سال ۱۸۰۰ فراگیر و متداول شد.
بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

یک موقع هست شما با پیانو باید یک قطعه را اجرا کنید یک موقع با تار یا سه تار یا نی. باید توانایی و نوع صدا دهی ساز را هم در نظر داشت و لی معتقد هستم نوازنده تا جایی که امکان دارد و تا جایی که سازش به او اجازه می‌دهد باید تکنیک خود را بالا ببرد و از عهده ی نوازندگی قطعات سخت بر بیاید.