صداهای مشهور II – Star Wars

شمشیرهای نوری – Lightsabers
صدای شمشیرهای نوری یکی از محبوبترین صداهای من است و در واقع این صدا، اولین صدایی بود که من برای تمام این سری ساختم. بعد از خواندن فیلمنامه و با وجود اینکه وظیفه من پیدا کردن صدایی مناسب برای چیوباکا (Chewbacca موجود گوریل نما) و سپس صدایی برای آرتو (Artoo روبوت کوچک و همه فن حریف) و بعد شاید صداهایی برای تفنگهای لیزری و چیزهای دیگر بود، من به دلایلی بیش از همه به شمشیرهای نوری علاقمند شدم.

آنها نقاشی هایی از رالف مک کواری (Ralph McQuarrie) را به من نشان دادند بنابراین ما تصوری از این ابزار به دست آوردیم و این تصاویر واقعا الهام بخش بودند زیرا الگوی کلی و ریخت و چیدمان فیلم را به خوبی مشخص میکردند و به من کمک کردند تا صدایی مناسب قیافه آنها تولید کنم.

با وجود اینکه تنها یک نقاشی از شمشیرهای نوری را دیده بودم، تقریبا میتوانستم صدای آنها را در ذهن خود بشنوم. من واقعا به نوعی این صدا را در ناخودآگاه ذهنم و جایی که احتمالا روزی یک شمشیر نوری را دیده بود، میشنیدم.

من در آن زمان تازه از دانشگاه USC فارغ التحصیل شده بودم و مسئول پخش فیلم با پروژکتور بودم. ما یک اتاق پخش با چند پروژکتور خیلی ساده و قدیمی داشتیم که موتور آنها هنگام اتصال به سیستم، صدای زمزمه فوق العاده ای تولید میکرد. این صدا به تدریج اوج میگرفت و با صدای موتور دیگر (آنجا دو موتور موجود بود) ترکیب و هماهنگ میشد.

این صدا برای شمشیرهای نوری، بسیار الهام بخش بود و من آنرا ضبط کردم، اما این کافی نبود. این صدا فقط مجموعه ای از اصوات زمزمه وار بود و آنچه کم داشت، نوعی صدای وزوز پر تلالو بود، این صدای جرقه آسا را، یک روز بر حسب اتفاق پیدا کردم.

من در حین ضبط یک صدا در یک سمت اتاق، میکروفن را با خودم به سمت دیگر اتاق بردم و در حالی که حرکت میکردم، میکروفن از کنار یک دستگاه تلویزیون روشن که روی زمین قرار داشت و صدای آن بسته بود، عبور کرد. میکروفن درست از پشت لامپ تصویر عبور کرد و در همین حال صدای خاص و غریبی را تولید کرد.

میکروفن امواج مخابراتی را از تلویزیون گرفته و آنها را بر مبنای سیستم صوتی خود معنا کرده و نتیجه این صدای عالی وزوز شده بود. من این صدا را ضبط کرده و آنرا با صدای موتور پروژکتور ترکیب کردم و این نوع ترکیب پنجاه / پنجاه این دو صدا، به صوت پایه شمشیرهای نوری مبدل شد. از آنجایی که شخصیتهای فیلم با این شمشیرها حرکت میکردند و در حین نبرد با آن هوا را میشکافتند و به جلو و عقب میچرخاندند، این صوت پایه باید به شنونده این حس متحرک بودن را القا میکرد و من برای رسیدن به این حس تحرک، صدا را با یک بلندگو در یک اتاق پخش کردم.

حالا ترکیب صدای پایان ناپذیر زمزمه و وزوز فضا را پر کرده بود، بعد من یک میکروفن برداشتم و آنرا در نزدیکی بلندگو در هوا حرکت دادم، بعد از آن دور شدم و آنرا مانند شلاق حرکت دادم و آنچه هنگام ضبط صدا با یک میکروفن متحرک اتفاق می افتد این است که شما یک تناوب زیر و بمی صدا خواهید داشت و خواهید توانست یک صدای مصنوعی اما بسیار واقع گرایانه از جسمی متحرک به دست بیاورید. و به این ترتیب حس حرکت در صدای شمشیرهای نوری ایجاد شد و در آن زمان هم بسیار خوب از آب درآمد.

غولهای امپراتوری – Imperial Walkers
این غولها، تانکهای زره پوشی هستند که به شکل یک چهارپای عظیم الجثه ساخته شده و به آرامی راه میروند و از داخل هدایت میشوند. صدای قدمهای سنگین آنها از صدای تغییر یافته یک دستگاه پرس و ترکیب آن با صدای افتادن زنجیر دوچرخه بر زمین سیمانی، تولید شد.

R2-D2
این روبوت کوچک، صدای مخصوصی دارد که ۵۰% آن به صورت الکترونیکی ساخته شده است و باقی آن از ترکیب صدای نی، سوت و صدای بن بارت است. این مجموعه اصوات به خوبی حالات مختلف این روبوت هوشمند را نشان داده اند.

filmsound.org

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.
داستی اسپرینگفیلد (II)

داستی اسپرینگفیلد (II)

آلبوم Son of a Preacher Man علی رغم موفقیت فراوان ترانه اصلی آن به همین نام در اروپا و آمریکا، با شکست تجاری مواجه شد، آلبوم زیبای سال ۱۹۷۰ او هم موفقیت چندانی کسب نکرد. اسپرینگفیلد پس از تکمیل آلبوم سال ۷۲ خود به نام See All Her Faces، از لندن به نیویورک مهاجرت کرد و بالاخره در لوس آنجلس سکنی گزید و در آنجا قراردادی با ABC/Dunhill منعقد نموده و آلبوم Cameo را ضبط کرد که با وجود نظر مثبت منتقدان، در چارتها موفق نبود.
ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

روزی یکی از اعضای فرهنگستان ارس (Arras) {نام شهری در فرانسه} چنین گفت: «هر بار که به تاریخ فرانسه نظر می‌افکنیم به نام‌آوری از اهالی آرتوا بر می‌خوریم». می‌توان گفت که: ‌در روزگار ما نیز، آرتواها به خاطر هنرها و خدمات و معاضدت‌هائی که در پیشبرد جنبش‌های کشورهای محل اقامت خود کرده‌اند، افتخار بزرگی برای زادگاه خود و سایر ممالک فراهم آورده‌اند.
گفتگوی من و خودم در آینه (II)

گفتگوی من و خودم در آینه (II)

به نظرم این نوع موسیقی یک جلوه‌ی جهان چند فرهنگی را به نمایش می‌گذارد و و آن نوعش را که من اشاره می‌کنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقی‌دانان چند فرهنگ مختلف است. آنها می‌خواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگی‌های زبانشان صرف‌نظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی می‌دانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».
رامین جوادی و “Batman Begins”

رامین جوادی و “Batman Begins”

فیلم پرهزینه و پر فروش “بتمن آغاز میشود” محصول سال ۲۰۰۵، به کارگردانی کریستوفر نولان و بازیگران سرشناسی چون کریستین بیل در نقش بتمن، مایکل کین، لیام نیسن و مورگان فریمن ۱ است. این فیلم پنجمین فیلم از این سری پس از بتمن سال ۱۹۸۹ است، داستان و ساختاری متفاوت دارد و این تفاوت به خصوص در موسیقی آن مشاهده میشود.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سال ۱۳۶۸ با مرگ پدرم مرتضی حنانه، حشمت سنجری نیز از این سمت کناره گیری کرد. به یاد دارم که آثار پدرم را به همراه پیانوی من در آذر ماه ۱۳۶۸ با ارکستر نواختیم و از آن پس ایشان نیز کناره گرفت و در سال ۱۳۶۹با زنده یاد فریدون ناصری در بزرگداشت پدرم کنسرتی را به روی صحنه بردیم که شامل روندو کاپریچوزو و هزاردستان بود و در بخش های دیگر این کنسرت آثار دیگری از پدرم اجرا شد.
موسیقی فیلم «رای»

موسیقی فیلم «رای»

فیلم، داستان زندگی نوازنده نابینا و افسانه ای پیانو، ری چارلز (Ray Charles) می باشد و موسیقی متن فیلم متشکل از بهترین کارهای چارلز، که طی سالها فعالیت هنری آنها را تهیه کرده است.

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (IV)

سوزوکی، ویلنیست، معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی نیز فعالیتهای بسیار چشمگیر و موفقیت آمیز در زمینه آموزش موسیقی به کودکان داشته است. او در سال ۱۹۲۱ ژاپن را ترک کرد و به نقاط مختلف دنیا سفر نمود. بالاخره تصمیم گرفت در آلمان بماند و به تحصیلات موسیقی ادامه دهد. به همین منظور ابتدا از انجمنهای گوناگون موسیقی در برلین دیدار کرد تا استادی برگزیند.
ارکستر سمفونیک شیکاگو (CSO)

ارکستر سمفونیک شیکاگو (CSO)

در ۱۹۸۱ Charles Norman Fay، یک بازرگان اهل شیکاگو، تئودور توماس (Theodore Thomas) را دعوت کرد تا در شیکاگو یک ارکستر تاسیس کند. ارکستر به رهبری تئودور توماس تحت عنوان «ارکستر شیکاگو» اولین کنسرت خود را در ۱۶ اکتبر ۱۸۹۱ اجرا کرد. این ارکستر، همراه با فیلارمونیک نیویورک، ارکستر سمفونیک بوستون و ارکستر سمفونیک لوییس مقدس یکی از قدیمی ترین ارکسترهای آمریکاست.