جاشوا بل، ویولونیست سنت شکن

جاشوا بل
جاشوا بل
همان طور که پیشتر در “گفتگوی هارمونیک” خوانده اید، بهزاد رنجبران آهنگساز برجسته ایرانی، کنسرتو ویولونی را به جاشوا بل تقدیم کرده که بارها با نوازندگی او به اجرا رسیده است. هرچند چندان این اتفاق تاریخی در رسانه های جمعی ایران بازتابی نداشت و به علت نامعلومی، بیشتر صحبت از سمفونی های سفارشی ای میشود که هر هفته به بازار می آید! امیدواریم دوستان خبرنگار، با خواندن این مطلب بیشتر با جایگاه این دو هنرمند آشنا شوند.

جاشوا بل، امروز یکی از نوازندگان مشهور ویولن است؛ هرچند او را جزو نوازندگان زود رس می شناسند و به همین جهت، از کودکی شهرت خاصی داشته است. فیلمها و ضبطهای پرتعداد او از قطعات نفس گیر و فنی ویولن، هر شنونده آشنایی را متوجه سطح آموزش بالای او می کند. جاشوا بل از سنین کودکی با پیشکسوتان و استادان تراز اول ویولون آموزش موسیقی را آغاز کرد و به سرعت پله های ترقی را پیمود.

جاشوا بل، جزو نوازندگان سنت شکن شناخته میشود و کمتر خلقیاتش به نوازندگان مشهور ویولون جهان میماند. استفاده او از ویولون های جدید با شکلی غیر معمول، نوازندگی به سبکهایی غیر کلاسیک و اجرا روی فیلمهای سینمایی از اعمال غیر معمول اوست که از کمتر نوازنده ای با این اعتبار دیده شده است. او شاید تنها نوازنده حرفه ای کلاسیک است که به طور عمومی افتخاراتش را در بازی های کامپیوتری به نمایش میگذارد! البته نباید او را هم دسته هنرمندان تجاری امروز ویولون مانند ونسا می و نایجل کندی محسوب کرد، زیرا او همواره ارزش های هنری را ارج نهاده است.

audio file بشنوید: Short Trip Home با ویولن Joshua Bell

جاشوا بل (Joshua Bell) متولد نهم دسامبر سال ۱۹۶۷، یک ویولونیست آمریکایی است. بل در شهر Bloomington ایالت ایندیانا متولد شد، پدر و مادرش هر دو روانشناس بودند. هنگامی که یک کودک چهار ساله بود، مادرش متوجه شد که او تعدادی نخ پلاستیکی را به دستگیره های کشوی لباسش وصل کرده و آهنگ هایی را که مادرش با پیانو می نوازد تقلید می کند. در آن زمان والدین او برایش یک ویولن با اندازه ای مناسب یک کودک پنج ساله خریداری کردند و به این ترتیب او فراگیری موسیقی را از همان سن، به صورت جدی آغاز نمود.

به عنوان یک شاگرد باهوش او در حین فراگیری ویولن به زندگی عادی اش نیز می پرداخت و مانند دیگر هم سن و سالانش به بازی های کامپیوتری و ورزش علاقه بسیار داشت. اولین استاد موسیقی اش Mimi Zweig بود ، پس از او Josef Gingold با اطمینان از اینکه والدین بل سعی ندارند پسرشان را به آموزش پیانو مجبور کنند، بلکه هدف اصلی شان شکوفا شدن استعدادهای نهفته اوست، آموزش او را عهده دار شد. بل همواره با علاقه بسیار از او به عنوان استاد و راهنمایی بزرگ یاد می کند.

بل در سن چهارده سالگی، به عنوان تک نواز ویولن در ارکستر فیلادلفیا به رهبری Riccardo Muti فعالیت حرفه ای اش را آغاز نمود. سپس در مدرسه موسیقی ژاکوب دانشگاه ایندیانا (Jacobs School of Music Indiana University) در رشته ویولن به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۸۵ به عنوان اولین حضورش در Carnegie Hall همراه ارکستر سمفونیک St Louis ویولن نواخت و تا کنون با بسیاری از ارکسترها و رهبران بزرگ موسیقی همکاری داشته است.

audio file قسمتی از موسیقی فیلم “ویولون قرمز” با ویولن جوشا بل

بل همواره به اجرای کارهای جدید می پردازد، ویولن کنسرتوی Nicholas Maw – آهنگساز مشهور انگلیسی – به او تقدیم شده وهمان اجرایی است که جایزه Grammy را برای بل به ارمغان آورد، به علاوه این اجرای او به عنوان بهترین اثر جهان در سال ۱۹۹۳ شناخته شد. تک نوازی موسیقی متن فیلم “The Red Violin” ساخته John Corigliano که برنده جایزه اسکار شد و همچنین فیلم “Ladies in Lavender” توسط بل اجرا شده است. او در فیلم “Music of the Heart” که داستانی است در رابطه با قدرت موسیقی، با تنی چند از ویولونیست های سرشناس حضور بهم رسانده است.

audio file قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولن چایکوفسکی با اجرای جوشا بل

ویولن بل که ۳۰۰ سال قدمت دارد، یک ویولن Stradivarius است که Gibson ex Hubermann نام دارد و درسال ۱۷۱۳ – که از آن به عنوان “عصر طلایی Antonio Stradivari ” یاد می شود، ساخته شده است. این ساز که تاریخچه ای بی نظیر دارد تا کنون دو بار به سرقت رفته، بار آخر رباینده در بستر مرگ به دزدی اش اعتراف کرده است. بل با این ساز می نواخت و از آن نگهداری می کرد تا زمانی که صاحب ویولن به شوخی به بل اعلام کرد که این ساز را چهار میلیون دلار می فروشد.


جان ویلیامز و جاشوا بل
مدتی پس از آن بل متوجه شد که این ویولن در آستانه فروش به یک کارخانه دار آلمانی برای نگهداری در کلکسیون شخصی اش است، بل بدون تعلل ویولن Stradivarius خودش را که در آن زمان در اختیار داشت فروخت، مابقی پول مورد نیازش را قرض گرفت و سرانجام توانست با قیمت ۳٫۵ میلیون دلار Gibson ex Hubermann را خریداری کند.

اولین اجرای بل با این ساز “Romance of the Violin ” در سال ۲۰۰۳ به تهیه کنندگی Sony Classical بود که بیش از صد هزار کپی از آن در بازار بفروش رسید، چنین رکورد فروشی برای یک آلبوم کلاسیک بسیار جالب توجه است.

اخیرا بل در ارکستر Saint Paul Chamber – که در سال ۲۰۰۴ کار خود را آغاز کرده – مشغول فعالیت است. به علاوه او جزو اعضای کمیته انتخابی Kennedy Center است.

پدر بل – دکتر آلن بل (Alan P Bell) – محقق و استاد دانشگاه ایندیاناست. بل ساکن منهتن است، تا کنون ازدواج نکرده و فرزندی ندارد.

12 دیدگاه

  • پرنیان
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۵ در ۷:۳۱ ب.ظ

    بسیار عالی ، جامع و خوب بود…

  • Soloist
    ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    مطلب بسیار خوبی بود. بهتر است نام کندی را در کنار امسال ” ونسا می” نیاورید. چرا که “می” در زمینه ی موسیقی کلاسیک بسیار ضعیف عمل کرده است. اما کندی نوازنده ای بی نقص در اجرای آثار آهنگسازان کلاسیک و معاصر است.(به ضبطهای کندی از کنسرتوهای برامس، سیبلیوس، بروخ و … مراجعه کنید). خواهشمندم در مورد ارزشهای هنری مورد تاییدتان کمی توضیح دهید.
    با تشکر

  • ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۵ در ۶:۵۲ ب.ظ

    البته اینجا منظور نایجل کندی ای است که امروزه در دنیا معروف شده و نه نایجل کندی سالهای نوجوانی… و حتما میدانید که شهرت کندی بیشتر مدیون تیپ خاص کولی اوست نه اجرا هایی در سطح هایفتز یا دیگر ستاره های این ساز. نایجل کندی با دید یک نوازنده کولی به قطعات کلاسیک نگاه میکند و با ارزشهای آنها این قطعات را می نوازد. در مورد بد بودن یا خوب بودن این کار صحبت نمی کنیم، اینجا بحث این است که مثلا برای فلان نوازنده جذب کردن جوانان ارزش محسوب میشود یا نه. مثلا برای نایجل کندی ممکن است جذب کردن مخاطب در یک کافه با موسیقی جز مهم باشد ولی برای نوازنده کلاسیک کار دیگری چنین نیست. پس این ارزش ها در شاخه خاصی از موسیقی ارزش دارند و در شاخه دیگر ممکن است کم ارزش یا بی ارزش باشند.

  • امیر
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ق.ظ

    اگر در مورد samvel yervinyan نوازنده ارمنی ویولن اطلاعات دارید لطفا به من بدید متشکرم

  • ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    چند تا اهنگ ایروانیان رو میشه بزارید با تشکر

  • hamid
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱:۰۳ ب.ظ

    bale vaghean baese taasofe ke dar resanehaye iran jai baraye moosighie classic che irani va che khareji be oon soorat vojood nadare va dar teye saalhaye gozashte tanha moosighihaye classici ke az TV pakhsh shode chand asar az vivaldi o bach o beethoven boode ke bishtar dar agahi haye tablighati shenideim va yek asar az beethoven ke har chand rooz 2 – 3 daghighe pakhsh mishavad va be jaye in por az moosighihaye bi arzesh va gheyre ghabele shenidan ….

  • farimah
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۵ ق.ظ

    samvel yervinyan ye navazandeye armanie fogholadast ke az 7 salegi mooseghio shooroo karde va alan doktoraye mooseghi dare va hamejoor ahangio mitoone bezane hata chanta ahange irani ham too karash dide mishe. manam yeki az tarafdaraye paropa ghorsesham!

  • vcb gf
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۴ ب.ظ

    aalie mer30

  • اردلان
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۹ در ۱:۲۹ ب.ظ

    نایجل کندی بهترین نوازنده ویلن زنده دنیاست.کمی دقت کنید لطفا.جاشوا بل . ونگروف و بقیه هوش لایزال و شجاعت خارق العاده او را ندارند. نوازندگانی که به عنوان یک چهره برجسته مطرح می‌شوند به تقلید از لحن یکی از نوازندگان برجسته پیش از خود می‌پردازند که از طرف همگان مورد تایید بود، اما کندی این کار را انجام نداد. در گفتگویی وقتی حرف به توانایی‌های نوازندگی رسید، گفت: «وقتی قرار باشد با همان توانی که در نواختن داریم به اجرای صحنه‌ای بپردازیم، کار خاصی انجام نداده‌ایم. در زمان اجرا باید تا جایی پیش رفت که به محدودیت‌های خودتان در نوازندگی برسید، جایی که هر لحظه ممکن است کم بیاورید و قطعه را خراب کنید. اگر در زمان اجرا به چنین ریسکی دست نزنید به نظر من آن اجرا ارزشی ندارد

  • عباس وجه الدینی
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱:۲۱ ب.ظ

    سلام واقعا جالب بی‌نظیر بود ……ممنون

  • عباس وجه الدینی
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام واقعا جالب و بی نظیر بود…..ممنون میشم اگه درمورد هانی نیز اطلاعات بدین

  • Sana
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۹۴ در ۷:۲۲ ب.ظ

    بسیار ممنون از سایت خوبتان واقعا ممنون مشکل من رفع شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»
حنانه: اجرای کاپریس نیاز به حرف شنوی ارکستر و رهبر دارد

حنانه: اجرای کاپریس نیاز به حرف شنوی ارکستر و رهبر دارد

به عقیده من، این طور دیده می شود که اگر نهاد های دولتی و یا وزارت ارشاد، همکاری های لازم را با من بکنند حتما آثار بیشتری از مرتضی حنانه را به گوش شما و مردم عزیز ایران می رسانیم. امروز که فکر میکنم چرا ارکستر سمفونیک این آثار را اجرا نمیکند، حدس میزنم خب شاید لابد نمی خواهد و نمی تواند این آثار را اجرا کند!
سور سایه ها

سور سایه ها

معبد پیکره هاى چوبى آفرینش ذهنى خلاق و دیگر اندیش است که با شجاعت «تقدس مى شکند». از لحاظ چیدمان اجرا شاید این نخستین بار است که یکى از سازهاى کوبه اى ایرانى (تمبک) در کنار آواى انسان، آن هم به صورت یک مجموعه چند صدایى و با هدف ارائه موسیقى، بدون نیاز به استفاده از هر گونه ساز یا صداى دیگرى، قرار گرفته است.
گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

ممکن است همه نوازندگان ما در این سطح نباشند ولی پتانسیل رسیدن به این توانایی را دارند. بعضی از نوازندگان ایرانی مثل آقای فریوسفی این امکان برایش فراهم شده که در ارکسترهای درجه یک جهانی نوازندگی کند و ثابت کند که این توانایی را داشته ولی خیلی های دیگر این امکان برایشان فراهم نشده ولی شاید این توانایی را هم امروز داشته باشند.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

سازمان پیوندی این ساختارهای موسیقایی از طریق گوشه‌ها است (به خصوص که در اولین تجربه‌ها خود گوشه‌های ردیف به این شکل از چندصدایی اجرا شده‌اند). در این شیوه، به هنگام هم‌خوانی، یا همان گوشه‌ی سازنده‌ی ملودی اصلی از کرسی دیگری خوانده می‌شود یا به کل ملودی گوشه‌ای دیگر که همراهی‌اش ملایمتی ایجاد می‌کند. این تجربه‌ها که در نوبانگ کهن هنوز پیوندشان با کرال‌ها تا اندازه‌ای به گوش می‌رسد، ابتدا در سال ۱۳۷۰ در «دلشدگان» بیان کاملا مستقل آوازی ایرانی می‌یابند و سپس امتداد پیدا می‌کنند تا سال ۱۳۷۶ و «راز نو» که در آن عدم هم‌زمانی لایه‌های مختلف صوتی و فروگشایی به هم­صدا، اکتاو و به ندرت فواصل قابل فروگشودن دیگر، یعنی مجموع فنون هم‌آوایی علیزاده، شکل نهایی خود را پیدا می‌کنند (۸).
موسیقی و ایدئولوژی (II)

موسیقی و ایدئولوژی (II)

نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست. با این وجود میتوان صور ظاهری و نمودهای عینی موسیقی را بیان کرد، زیرا موسیقی با وجود اینکه از عینیت فیزیکی برخوردار نیست، اما مانند بسیاری از مفاهیم و موضوعات اعتباری و ذهنی قابل درک میباشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VI)

نوازنده کیست؟‌‌ «آن که سازی را بنوازد؛ کسی که با آلتی از آلات موسیقی آهنگی را بنوازد. نوازندگی اقدام به اجرای نواهای موسیقی است. شغل و حرفه کسی که به نواختن موسیقی و اجرای آن به وسیله آلات موزیکی بپردازد‌‌» (حدادی/۱۳۷۶، ۶۱۶). اصول تربیت نوازنده در موسیقی کنونی ایران با اصول و اهداف آموزش و پرورش یک نوازنده در سایر جوامع و فرهنگ ها متفاوت است؛ اگرچه در جزئیات با فرهنگ های همجوار مشابهت هایی وجود دارد.
ظرایف ویولن (I)

ظرایف ویولن (I)

گاهی سال ها با ویولنی مشغول به تمرین و نواختن هستیم، اما از توجه به نکات حیاتی مرتبط با حفظ سلامتی بدن و جلوگیری از بروز بیماری و نیز نگهداری سالم ساز و همچنین عواملی که باعث کمک به صحیح تر نواختن ساز میگردد و باید بدان هاتوجه داشته باشیم، غافل هستیم که معمولا این غفلت به دلیل عدم اطلاع و آگاهی ماست.
پروانه های موسیقی ایران (I)

پروانه های موسیقی ایران (I)

پس از انقلاب مشروطه و ضبط اولین نواهای موسیقی در سال ۱۲۸۴ ش و تاثیر آن در روند تاریخ اجتماعی ایران در سال ۱۲۹۱ ش بانوان هنرمند از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که افتخار خانم- زری خانم و امجد خانم اولین های ضبط آثار موسیقی بانوان هنرمند بودند.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.