La vida breve از دوفایا

Manuel de Falla  1876 - 1946
Manuel de Falla 1876 - 1946
مطلبی که پیش رو دارید، ترجمه ای است از کتاب “Opera” نوشته Anderas Batta که دکترای موزیکولوژی و پروفسور ویلنسل از دانشگاه سوربن پاریس و آکادمی Franz Listz مجارستان و اکنون Directeur موسیقی آکادمی Frantz Listz مجارستان است.

اندراس باتا، نگارش این کتاب را در سال ۱۹۹۶ آغاز و در سال ۲۰۰۵ تمام کرده و به چاپ بین المللی رسانده است. این کتاب دارای ۱۰۰۰ صفحه است و در فهرست آن نام آهنگسازان نامدار اپرا و خوانندگان آن را از سراسر جهان نوشته شده است (البته جای خوانندگان برجسته اپرای ایران و چند آهنگساز ایرانی که اقدام به نگارش اپرا کردند مانند احمد پژمان و حسین دهلوی در آن خالی است.)

La vida breve شاهکار دوفایا
به قول Andras Batta که درباره این اپرا میگوید:”استیل موزیکال دوفایا (Manuel Maria Defalla) برای هرگونه، فرد یا شخصی مناسب و جالب است. موسیقی ای با جذابیت خاص که زیبایی آن مدیون تونالیته و هارمونی خاص آن و استفاده از سازهای خاص است ( منظور گیتار و کاستانیت و سبک آوازی ویژه سولئارس که یکی از دستگاهها و توکه های فلامنکو است و عمومیتی در اپرا ندارد و مربوط به موسیقی اصیل و سنتی اسپانیاست)

مشخصات اپرا
به زبان اسپانیایی La vida breve ، در زبان فرانسه la vie breveو در آلمانی einkurzesleben است.
Carlos Fernandez Shaw : نویسنده سناریو
۱ avril 1913 (Theatre du casino municipal) : زمان آفرینش در شهر nice فرانسه
شهر گراناد اسپانیا سال ۱۹۰۰ میلادی : زمان وقوع داستان

شخصیتها
(soprano) دختر جوان ازگرانادا اسپانیاSalud
(mezzo soprano) مادر بزرگ Salud
(tenor) پاکو Paco
(bass or baritone) Sarvor عمو یا دایی Salud
(Mezzosoprano) کارملا Carmelaنامزد Paco
(baritone) مانوئل Manuel برادر Carmela
(baritone) یک خواننده کولی
(۳ soprano -1 Mezzosoprano) چهار فروشنده
(tenor) صدای یک فروشنده
(tenor) صدای یک آهنگر
(tenor) صدایی از دور دست
(گروه کر و باله) آهنگران و ساکنین گرانادا دعوت شده به عروسی

صحنه اول اپرا acteو اولین تابلو ۱tableau1
محوطه یک خانه در بخش فقیر نشین گرانادا؛ همه مشغول انجام کارهای روزمره. آهنگران بصورت موزون مشغول کوبیدن چکش های خود هستند، آواز می خوانند و با هم گفتگو میکنند. مادر بزرگ Salut در حال غذا دادن به پرندگان داخل محوطه است. او برای سرنوشت دختر کوچکش نگران است. Salut منتظر پسر مورد علاقه اش Paco است و تاخیر او در آمدن بر سر قرار ملاقات باعث یاس و ناامیدی Salut میشود.

بالاخره زمان ملاقات فرا میرسد و Paco به آرامی بطرف دختر جوان می آید. آرامش Paco دلیل است برای شک و تردید Salut به عشق میان آنها. دایی (یا عموی) Salut که Sarvor نام دارد، با خشم به مادر بزرگ Salut میگوید که Paco باید در حال تدارک دیدن مراسم جشن عروسی باشد که هر دختر جوانی آرزوی آنرا دارد.

دومین تابلو ۲tableau1
یک فاصله موسیقایی که بیانگر یک جشن مخصوص در یک روز مخصوص در گرانادا است.

صحنه دوم اپراacte 2 و اولین تابلو ۱tableau1
یک خیابان کوچک در جلوی خانه Carmela و یک پنجره که از داخل باز است، برای دیدن عروسی Carmela و Paco که Salut برحسب تصادف، این صحنه را میبیند و از خارج خانه (با وجود باز بودن پنجره) متوجه خیانت کسی که دوستش داشته میشود و ناراحت و گریان از سرنوشت غمناک خود Paco که متوجه حضور Salut میشود، خودش را با عجله به Salut میرساند و بیان میکند، این جشن واقعی نیست، در حالیکه در این صحنه بی توجهی او به Salut آشکار میشود.

دومین تابلو ۲tableau1
محوطه داخلی Salut مانند یک عروس بخت برگشته وارد میشود، دایی و مادربزرگ، منتظر آینده (یا اتفاقات بعدی) هستند. او بخاطر از دست رفتن آبرویش جلوی مردم و در انظار عمومی سوگند میخورد به فسخ نامزدی و خاتمه دادن به این وضعیت و در نهایت انتقام از Paco.

Paco که به دنبال Salut آمده دائم در حال بحث کردن با Salut است و دائم میگوید که آن صحنه واقعی نبوده و مسئله عشق همیشگی خود را به Salut بیان میکند و میگوید اصلا به Carmela علاقه ای ندارد و اینها دسیسه ای از طرف Manuel برادر Carmela بوده، ولی Salut بی توجه به حرفهای پاکو، به اعتراض خود ادامه میدهد؛ در این لحظه Manuel وارد شده و جر و بحث بین آنها بالا میگیرد.

Salut در حالی که به سختی نفس میکشد از همه میخواهد که به مشاجره پایان دهند، ولی آنها بی توجه به حرف او به بحث ادامه میدهند.

Salut در حالی که به طرف Paco میرود نقش بر زمین میشود، مادر بزرگ Salut به طرف او میرود و متوجه میشود که Salut از دنیا رفته است! اپرا با این کلمه “judas” به معنی خائن و شیطان از طرف مادر بزرگ Salut پایان میپزید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

مدتی است که از اجرای کنسرت “به زمین و آفتاب” ساخته دکتر سعید شریفیان و همینطور انتشار این اثر می گذرد. شنونده آشنا با موسیقی با مرور آثار این آهنگساز به خوبی درمی یابد که او هرگز در یک جا نمانده است و با استفاده از مد گردی های مختلف در دستگاه های موسیقی ایرانی و نیز استفاده از تکنیک های روز موسیقی دنیا، فضای موسیقی گذشتگان را با دانش خود درنوردیده و با شکستن قواعد پذیرفته شده، چه در موسیقی کلاسیک غربی و چه در موسیقی دستگاهی ایران، علاوه بر تاکید این نکته که «ذات هنر عدم سکون و حرکت به سوی کشف ناشناخته هاست»، با رویکردی مدرن آثاری بسیار منحصر بفرد را بوجود آورده است و این به معنای رسیدن به سطحی عالی در توانایی هنری است.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

مطلبی که می خوانید، تحقیقی است از داوود اصفهانیان و ساسان سپنتا که در بهار و تابستان سال ۱۳۷۰ در مجله “دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز” به انتشار رسیده است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
گفتگو با قدسیه مسعودیه (IV)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (IV)

یک تعدادی هست اما اینکه دقیقا بدانیم نیمه‌تمام مانده‌اند یا نه و می‌توان روی آن کار کرد یا نه را نمی‌دانم. خیلی از آنها چاپ شده است و دست‌خط خودشان و نسخه اصلی موجود است ولی چاپ‌شده‌اند. یک مورد کتابشناسی موسیقی عرب را هم جمع آوری کرده بودند و توضیح کوتاهی هم درباره‌‌ی هر مدخل داده بودند اما مشخص است که ناقص است. یعنی مثلاً اسم یک کتاب را نوشته اند اما زیر عنوان خالی است و معلوم است که احتمالاً منتظر بوده‌اند کتاب یا اطلاعاتی در موردش به دستشان برسد تا ترجمه کنند. اکثراً هم به زبانهای آلمانی و فرانسه هستند. به هر حال خیلی از کارها دست همسرشان است. شاید همان کار در مورد موسیقی آذربایجان. حتی قرار بود کارهای نیمه‌تمام‌شان را به من بدهند اما ندادند. حتی دستگاه ضبط ریل‌شان نزد خانم‌شان است.
فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره فعالیت های این موسیقیدان جوان، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XIII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XIII)

اگر خطوط نودال به وجود آمده در صفحه با این الگوهای مشخص شده، تفاوت داشته باشند، بدین معنی است که توزیع مقاومت و وزن صفحه با نمونه اصلی تفاوت دارد. اگر ما با سبک خطوط نودال آشنایی داشته باشیم، قطعا خود آنها به ما خواهند گفت چه موردی اشتباه و نادرست صورت گرفته است.
سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

بیست و نهمین جلسه نقد نغمه، با موضوع «نقد هارمونی ایرانی» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد که امیرآهنگ هاشمی، شاهین مهاجری و علی قمصری به عنوان کارشناس، سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری و میهمانانی چون هوشنگ کامکار و پیمان سلطانی و عباس تهرانی تاش حضور داشند.
کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br /> آثار روح الله خالقی(II)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(II)

در دوران دوم، آهنگساز بربازسازی آثار گذشتگان همت گمارده و خود نیز آثاری پخته و منسجم بر اشعار سنتی متقدمین و متاخرین خلق نموده که “چنگ رودکی” و “حالا چرا” نمونه هایی از آنانند. در این آثار فاصله گرفتن از شور و شر جوانی و گام نهادن به دوران میانسالی و تمایل به خلق آثار جاویدان فرهنگی ملاحظه میشود.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار  (I)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (I)

به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی ۱۲۷۰ هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است: