میتسوکو اوچیدا، هنرمندی از ژاپن (II)

Mitsuko Uchida
Mitsuko Uchida
سالهای موزار
“پس از ورود به لندن، تصمیم گرفتم کلیه تاثیراتی را که در موسیقی از ژاپن و ونیز گرفته بودم، کنار بگذارم، کاری که برای یک نوازنده بسیار مشکل است. ” هرچند اوچیدا از سن ۲۴ سالگی استقلال مالی داشت، در سن سی سالگی توانست از راه موسیقی یک زندگی مرفه را تامین کند.

” مردم دائما به من یاد آوری می کردند که زندگی روز به روز برای نوازندگان جوان سخت تر می شود، به عقیده من این امر در روزگار فعلی صدق نمی کند. ”

“به هر حال روزی فرا خواهد رسید که مشکلات آسانتر شود، اما طی مراحل تدریجی. من نیزبه نوبه خود، قصد داشتم کار مهمی انجام دهم و به اجرای کل سونات های پیانوی موزار یا شوبرت می اندیشیدم. در آن زمان Alfred Brendel با اجرای آثار شوبرت در لندن به محبوبیت رسیده بود، اما تا جایی که من می دانستم هیچ کس سونات های موزار را اجرا نکرده بود. “

اوچیدا طی یک سری تک نوازی در Wigmore Hall در سال ۱۹۸۲ به اجرای سونات های موزار پرداخت و همین امر نام او را بر سر زبان ها جاری کرد.

audio file بشنوید قسمتی از مارش ترک از سونات شماره ۱۱ موتسارت با اجرای اوچیدا

او شهرت بین المللی اش را مدیون اجرای کامل سونات های موزار و کنسرتوهای پیانو اوست. با وجود علاقه بسیار اوچیدا به شوبرت، هر بار که اریک اسمیت (Erik Smith) تهیه کننده او در کمپانی فیلیپس، مذاکراتی با نمایندگان این شرکت در ژاپن انجام می داد، آنها بر ادامه ضبط آثار موزار اصرار می ورزیدند، زیرا سی دی هایی که با این عنوان عرضه می شد، بازار فروش بهتری داشت. پس از پایان هر ضبط ، اوچیدا و اسمیت امیدوار بودند که دفعه آینده به شوبرت بپردازند، اما مجددا مسائل مالی و خطر عدم موفقیت سی دی ها در بازار آنها را وامی داشت تا سری موزار را ادامه دهند.

” من و اریک پس از پایان هر ضبط به همدیگر می گفتیم “این بار هم متاسفیم ” و بدین ترتیب بود که سری اجراهای معروف موزار به انجام رسید.

کمال نوازندگی اوچیدا
شخصیت میتسوکو اوچیدا بر پایه موسیقی غنی گذشته بنا شده : باخ، موزار، بتهوون، شوبرت، شومان، دبوسی و آهنگسازانی چون : شوانبرگ ، برگ و وبرن از مدرسه موسیقی ونیز که اوچیدا همواره آنها را می ستود و به شدت تحت تاثیرشان بود. اوچیدا همچنان با غنی ترین نوع موسیقی قرن معاصر در ارتباط است و در این میان به همکاری اش با Harrison Birtwistle بیش از هر چیز دیگری مفتخر است.

درخشان ترین اجراهای او، البته به استثنای آثار موزار، قطعاتی از دبوسی ، کنسرتوی کامل بتهوون به رهبری Kurt Sanderling، کنسرتوی شوانبرگ همراه با Pierre Boulez و در نهایت سونات های کامل آهنگساز محبوبش : فرانز شوبرت. سری اجراهای شوبرت او در سال ۲۰۰۲ کامل شد ، پس از آن اوچیدا به موزار بازگشت و همراه با ارکستر Cleveland بر روی کنسرتوهای موزار متمرکز شد. این سری از کنسرت های او تا ماه مه سال ۲۰۰۷ ادامه خواهد یافت.

استقبال و علاقه شنوندگان در نزد اوچیدا بسیار حائز اهمیت است، اما محبوبیت و ستایشی که از او به عمل می آید هیچگاه موجب عدم رعایت اصلی که این نوازنده چیره دست به آن معتقد است : “توازن صحیح”، نشد.

audio file بشنوید قسمتی از Allegroسونات شماره ۱۱ موتسارت با اجرای اوچیدا

“شما می توانید تا جایی که دوست دارید به تمارین خود ادامه بدهید، تا جایی که مشتاقید درس بخوانید و هر اندازه که دلتان می خواهد راجع به مسائل مختلف فکر کنید. اما خودنمایی کار خطرناکی است، افراد بسیاری را می شناسم که به تشویق شنوندگان و خودنمایی اعتیاد پیدا کرده اند. به عقیده من زمانی که شهرت، قدرت و پول دست به دست هم بدهند بسیار خطرناک می شوند. ”

“به خوبی متوجه شده ام که در حال حاضر، گران ترین و مشهورترین نوازنده نیستم. ترجیح می دهم خودم در مورد زندگی شخصی ام تصمیم بگیرم و به هیچ وجه مایل نیستم به یک پیانیست بزرگ ولی ناخشنود تبدیل شوم. آرامش داشتن، نیازمند صرف وقت است و من برای کسب آرامش درونی ام چنین وقتی را صرف می کنم. در مقام یک نوازنده اگر بتوانید تعادل روحی و جسمی داشته باشید، زندگی بسیار موفقی را پیش رو خواهید داشت. ”

www.mitsukouchida.com

یک دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    be dorosty in ejraha vaghran ali hastand mamnun az matalebe khubetun.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبط‌ها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده می‌خواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعه‌ی نغمه‌نگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعه‌ی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.
منتشری: پنجاه درصد آواز شعر است

منتشری: پنجاه درصد آواز شعر است

یک خواننده در وهله اول با کلام سر و کار دارد؛ اولا باید به ادبیات فارسی کاملا اشراف داشته باشد و مطالعه زیادی روی اشعار داشته باشد چون ۵۰ درصد موسیقی آوازی ما شعر و ۵۰ درصد آن تحریر است. حق مطلب هر کدام بایستی ادا شود. متاسفانه اکثر خوانندگان ما به اشعار اهمیت نمی دهند: اولا اشعار را صحیح نمی خوانند. ثانیا هر آوازی برای هر شعری مناسب نیست؛ شما بایستی روح آواز را بشناسید. پنج شنبه ها ۲:۳۰ تا ۳:۳۰ عصر یک برنامه رادیویی به نام “نیستان” داریم که مدت ۲ سال ادامه دارد. تکیه ما در این برنامه در انتخاب شعر است. آن شعری که در آواز دشتی می خوانید را نمی توانید در ماهور یا چهارگاه بخوانید چون ماهور آواز شاد و چهارگاه حماسی است. هم روح و هم… شعر بایستی با آواز تطبیق کند و این زمانی است که آواز خوان فن بیان را بداند. من چون ۳ سال دوره تئاتر و فن بیان را گذراندم، تلاش می کنم این موضوع را به جایگاه اصلی خود برسانیم.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

همان‌طور که ذکر شد، در آنالیزی که می‌خوانید، نسخه صوتی «قطعه‌ای در ماهور» که توسط انتشارات ماهور در آلبومی به نام «گروه‌نوازی» منتشر شد را به عنوان نسخه مرجع قرار دادیم، چرا که به خاطر ضبط استودیویی، اشکالات اجرایی قابل اصلاح بوده است و طبعا، این نسخه مورد تایید نهایی آهنگساز نیز بوده است.
نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .
کنسرتو  پیانوی شماره سه راخمانینف

کنسرتو پیانوی شماره سه راخمانینف

راخمانینف (Rachmaninoff) کنسرتو پیانو سوم خود که به Rach-3 مشهور است را به عنوان اثر اصلی و برای نمایش توانمندی خود در اولین تور کنسرتش در ایالات متحده آماده کرد.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (IV)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (IV)

شوپن که به شدت از تضاد بین فرهنگ روستایی اصالتش با زندگی اشرافی که از زندگی با اسکاربک­ ها یاد گرفته بود بسیار رنج می­ برد، تصمیم به سفر به مونیخ گرفت و پس از رفتن به مونیخ به مدت ۳ سال از کالک برنر بهره گرفت، ولی این مدت به ۱ ماه هم نرسید.
فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

خواننده‌ها هر کدام یک قواعدی دارند و صدا و رنگ صدا و تکنیک‌های خواننده‌ها هر کدام یک احساسی را به مخاطب منتقل می‌کنند، من احساس کردم در این مجموعه صدای محمد معتمدی و نوع بیان شعرش و دراماتیک اجرا کردن او با دیدگاه من به عنوان یک آهنگساز و با هدف عالی من برای این آلبوم سنخیت بیشتری داشت و خوب نتیجه فکر می‌کنم نتیجه‌ای شد که امروز وقتی به آن فکر می‌کنم من را خشنود می‌کند و خوب سینای سرلک خواننده بزرگی است و مسلماً من همکاری خودم را با سینای سرلک هم ادامه خواهم داد هر دو از دوستان و هنرمندان بسیار خوب هستند.
روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
دخترم، بوی فرار می آید (II)

دخترم، بوی فرار می آید (II)

و اما در ایران پس از گذشت سی سال، زنان آواز ایران، هنوز از رها ساختن آوایشان محروم اند و با آن که بسیاری از آنان در سرزمین خود حضور دارند، به جایی تبعید شده اند که می بایست در آن سکوت اختیار کنند و به همین سبب جامعه بخشی از حافظه خود را رفته رفته از دست داده است چرا که نتوانسته همه آرا و صداها را در متشکل شدن جامعه حضور بدهد. نتیجتاً عده ای اندک اندک در اثر این رانده شدگی و نَفَس بری، چون دیگر به صورت عاطفی و احساسی نتوانسته اند فضای هستی شناسانه ی زبان ناخوداگاهشان را بیان کنند، خود را فراموش شده می پندارد و در این قطع شدن، کل جامعه به تدریج متوجه سرریز شدن احساسات به بن بست رسیده می شود و به سوی بحران و خفقان گام می نهد.
منیره خلوتی

منیره خلوتی