جشن(II)

از تابلو های نقاشی علیرضا مشایخی
از تابلو های نقاشی علیرضا مشایخی
رابطه‌ی میان بخش‌های مرتبط با موسیقی ایرانی در متن بسیار سخت، اما به خوبی صورت گرفته است به طوریکه شنونده از حضور آنها احساس ناپیوستگی نمی‌کند. مشایخی برای برقراری این ارتباط، به هنگام حضور پاره‌های ایرانی اثر با تمهیداتی از پیش فضای اثر را برای حضور آنها آماده می‌کند، برای مثال از قبل یک یا دو صدا را از میان ارکان اصلی فواصلی که بعد ظاهر خواهند شد به عنوان قسمتی از بافت قبلی می‌آورد و پس از تمام شدن نیز تا مدت کوتاهی آنها را ادامه‌ می‌دهد. این تمهیدات باعث می‌شود حضور موسیقی ایرانی در این میان زیاد دور از ذهن نباشد.

سکوت شماره‌ی ۴ از سری قطعاتی است که در آن، سکوت به عنوان عامل سازنده‌ی موسیقی (سکوت موسیقایی) مورد استفاده قرار گرفته است. مدت زمان قطعه به تناوب میان بخش‌های سازی و سکوت تقسیم شده است. همانطور که در آثار دیگر مشایخی (سکوت ۱ ۲ ۳) نیز دیده می‌شود با استفاده از قوانین ریاضی که در خدمت زیبایی اثر قرار گرفته‌اند مدت زمان سکوت‌ها افزایش می‌یابد و تا جدود ۵۴ ثانیه (۱) می‌رسد و سپس کم می‌شود.

منحنی افزایش و کاهش مقدار سکوت‌ها در این قطعه یکنوا و متقارن نیست (بیشترین سکوت درست در میانه‌ی قطعه نیست و اندازه‌ی سکوت‌ها نیز تابع رشد یکنواختی ندارد) و همین موضوع دید ریاضی موجود در این قطعه را به زیبایی نزدیک‌تر کرده است (۲).

نکته‌ی جالب دیگری که در سکوت ۴ به آن برمی‌خوریم استفاده از صدای انسان (و پاره‌هایی از شعر حافظ) درون سکوت‌هاست، این عامل به گونه‌ای به کار گرفته شده است که پاره‌های شعر نیز جزیی از سکوت شمرده می‌شوند.شاید از این نظر بتوان گفت نگاه مشایخی به سکوت بسیار به موسیقی ایرانی (به خصوص ردیف) نزدیک شده است چرا که در آنجا نیز گاهی سکوت و فاصله میان جملات موسیقایی از دل صدا‌های موجود بیرون می‌آید و شنونده به صورت مطلق سکوت را حس نمی‌کند، ضمن اینکه جضور صداها نیز باعث نمی‌شود فاصله یا سکوت احساس نشود.

با اینکه اجرای پاره‌های شعر در اختیار رهبر است اما زمان اجرای آنها نیز از همان قواعد ریاضی حاکم بر اثر پیروی می‌کند و با فرم کلی قطعه هم جهت است. اگر به زمان اجرای اشعار در سکوت‌ها توجه کنیم خواهیم دید که افزایش طول آنها شبیه به افزایش طول سکوت‌ها در کل قطعه صورت گرفته است. محل قرار گرفتن آنها به نسبت طول سکوت نیز تقریبا همان نسبت محل قرار گرفتن طولانی‌ترین سکوت قطعه را تکرار می‌کند و از این نظر در تناسب با فرم کلی قطعه قرار می‌گیرد. اگر به یاد داشته باشیم که زمان اجرای این اشعار در اختیار رهبراست ارزش این شباهت نسبت‌ها بیشتر ‌‌آشکار می‌شود.

سونات‌شماره‌ی ۲ و سونات ۸۲ را تنها از دیدگاه نحوه‌ی بسط اثر (استفاده از گسترش ایده‌های متضاد برای پیشبرد جریان موسیقی) می‌توان بایکدیگر و همچنین فرم سونات کلاسیک مرتبط دانست. برخورد مشایخی با فرم سونات کلاسیک بسیار شخصی است و تا حدی از ساختمان سونات کلاسیک فاصله می‌گیرد که تنها روش گسترش اثر ما را به یاد فرم سونات در موسیقی کلاسیک می‌اندازد.

هر دوی این سونات‌ها برای پیانو و ارکستر نوشته شده‌اند (استفاده از ارکستر سازهای ایرانی احتمالا در این نگارش سونات ۸۲ افزوده شده است) همین موضوع به آهنگساز کمک کرده است تا مقدار زیادی از ایده‌های متفاوت یا متضاد مورد نیاز برای ادامه‌ی سونات‌ها را از رابطه‌ی میان ارکستر و ساز تنها بدست آورد. رابطه‌ی میان پیانو و ارکستر حتا می‌تواند از دو بنیان متفاوت شکل گرفته باشد، مانند سونات ۸۲ که در آن نوفه(Noise) در موسیقی ایرانی با “عبارت‌بندی‌های‌ غیر تنال برای پیانو” در تقابل قرار می‌گیرد.

پانوشت
۱- نقل به مضمون از اظهارات آهنگساز.
۲- در متن بروشور همراه اثر مدت زمان این سکوت ۵۵ ثانیه ذکر شده اما در این اجرا مدت آن به ۵۴ ثانیه نزدیک‌تر است.
۳- در استفاده از روابط ریاضی در موسیقی همواره این خطر وجود دارد که زیبایی روابط ریاضی در درجه‌ی اول و زیبایی موسیقی پس از آن قرار گیرد (یا اصلا فراموش شود).
فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۱۲

3 دیدگاه

  • محمد آزمند
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

    با سلام خدمت دوستان عزیز من وقتی نظرات دوستانو در قسمت قبل این نوشته خواندم واقعا تعجب کردم که چطور دوستان به یک هنرمند این طور توهین می کنند.
    و چیزهایی مثل دارو دسته گربه و….. تقدیم به یک هنرمند می کنند.

    من واقعا نمی فهمم چرا مردم ما درک نمی کنن که هر سبکی از موسیقی و هنر طرفدارهای خودش را دارد و چیزی که شما از آن لذت نمی برید دلیلی ندارد که دیگری هم لذت نبرد (و بلعکس )و دیدیم دوستی می گفت من باروک و …. را فهمیدیم .
    واقعا چه ربطی دارد .
    کارهای آقای مشایخی که بیشترشان آتنال هست از نظر زیبا شناسی کسی می تواند آن را نقد کند که واقعا از این سبک موسیقی زیاد شنیده باشد و بعد به خودش اجازه نقد بدهد.
    و کی ما می خواهیم دست از مقایسه برداریم.
    موفق باشید.

  • رضا مومنی
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    سعی کنید حتما یک کتابچه تهیه کنید و قبل از شنیدن قطعات به مردم بدهید تا مردم فکر نکنند گربه و …

  • navid
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۵ در ۸:۰۵ ب.ظ

    با سلام و تشکر از شما برای این مقاله ۲ قسمتی.وقتی که داشتم نظرات دوستان رادر قسمت قبل می خوندم واقعا” می خندیدم چه جالب!!!!!!!!!!.فکر کنم اشکال از انجا شروع می شود که در شالوده ی مفهوم هنر, مفهوم زیبایی را قرار می دهند.مچکرم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان Atom Egoyan، فیلمسازی که برای ساختن فیلمهایی جشنواره ای، درباره لایه های تاریک رفتارهای انسانی شهرت دارد، این بار به ساختن یک اپرای بزرگ پرداخته است.
کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

روز چهارشنبه پنجم اکتبر ۲۰۰۵، تعدادی از ساخته های آهنگسازان معاصر ایران برای پیانو، توسط تارا کمانگر در دانشکده سنت پاول لندن به اجرا درخواهد آمد. در این برنامه که به کوشش بنیاد جادوی ایران (Magic of Persia) برگزار خواهد شد این قطعات نواخته می شود:
Swing Jazz Style

Swing Jazz Style

دهه ۱۹۳۰ متعلق به این سبک از موسیقی یعنی سوئینگ بود. سوینگ از جمله سبک های موسیقی Jazz است که در آن بداهه نوازی نقش بسیار کمرنگی دشته است. سویئنگ همان موسیقی ای است که اغلب افرادی چون Count Basie یا Duke Ellington آنرا دنبال میکردند یا خوانندگانی مانند Sinatra یا Fitzgerald آنها را اجرا میکردند.
ویلنسل (VI)

ویلنسل (VI)

ویولنسل های دوره باروک با ویولنسل های امروزی از چندین نظر تفاوت داشتند. ویولنسل های امروزی دارای میله ای در انتها به عنوان تکیه گاه ساز هستند (و بخشی از صدا را از این راه به زمین منتقل می کنند)، در حالیکه ویولنسل های باروک تنها به کمک دو ساق پای نوازنده نگه داشته می شدند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (X)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (X)

تفکیک امروزی موسیقی «غربی» از موسیقی «شرقی» براساس سیستم صداهای موجود در موسیقی غربی (گام کروماتیک دوازده قسمتی تعدیل شده) و سیستم های صداهای مورد استفاده (گام های دیاتونیک ماژور و مینور) و قواعد آهنگسازی و هارمونی حاصله از سیستم های صداها و بالاخره سازهای جوابگوی این فواصل و قواعد است. اما می دانیم که این عوامل در موسیقی غربی همه پدیده هایی هستند که در قرن هفدهم و هجدهم در اروپا به وجود آمده اند.
حنانه از زبان ملاح (I)

حنانه از زبان ملاح (I)

مطلبی که در پیش رو دارید، نوشته ای است از مرحوم حسینعلی ملاح، پژوهشگر و نوازنده که به مناسبت درگذشت مرتضی حنانه، آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده در مجله آینده نوشته شده است. شایان ذکر است، ملاح پس از گذشت سه سال از درگذشت حنانه، بدرود حیات گفت.
کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
فواصل زمانی (I)

فواصل زمانی (I)

مقدمه: ساختار متریک – ریتمیک موسیقایی، طبق اصول و قواعد تئوریک رایج، براساس سیستم نمائی با پایه۲ شکل گرفته است. این سیستم زمانبندی موسیقی دارای یک نظم ریاضی مرتبط با عدد دواست: دو برابر شدن سرعت و نصف شدن زمان. با اینحال هنگامی که زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج می شود و به سوی فواصل زمانی ترکیبی (مانند ترکیبات نقطه دار) یا فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا می کند، خروج از ساختار نمائی فوق الذکرمشاهده می شود.
جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (I)

جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (I)

جک برایمر (Jack Brymer) کلارینت نوازی بود که سبک آرامش بخش نوازندگی و تُن آرام او الهام بخش یک نسل از نوازندگان پس از جنگ بود. همانطور که بسیاری از موسیقیدان ها پس از شنیدن فلوت نوازی جیمز گالوی تصمیم به نواختن فلوت کردند، تنوع و شکوه نوازندگی برایمر نیز کلارینت را برای انگلیسی ها جذاب تر از ویولون ساخت.
Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.