داستی اسپرینگفیلد (I)

Dusty Springfield 1939-1999
Dusty Springfield 1939-1999
داستی اسپرینگفیلد (Dusty Springfield) بزرگترین بانوی خواننده پاپ بریتانیا و یکی از بهترین خوانندگان سفیدپوست موسیقی سول soul دوران خود بود. او ترانه های خود را به شیوه ای مثال زدنی و با صدایی سرشار از احساسات اجرا میکرد و طنین صدایش تا چندین دهه در آثار متعددش شنیده میشد. موسیقی او به طور مداوم دگرگون شد و این دگردیسی به شیوه ای چنان قوی و خالص انجام میگرفت که در میان هیچ یک از هم عصران وی دیده نمیشد.

اسپرینگفیلد با وجود اینکه با آن مدل موی شلوغ و پف کرده و آرایش غلیظ چشمانش از نظر ظاهری بیشتر به یک مدل بیش از حد آراسته شبیه بود، اما با صدای خش دار و صمیمی و اشتیاق غم انگیز نهفته در آن، از حد تصویر ظاهر و مد روز فراتر میرفت و هر سبکی- از موسیقی پاپ با ارکستراسیون مفصل گرفته تا R&B دشوار و دیسکو را با مهارت فراوان و احاطه بی نظیر بر جزئیات، در بر میگرفت.

داستی اسپرینگفیلد، در ۱۶ آوریل ۱۹۳۹ با نام مری اوبراین Mary O’Brien متولد شد. او در میان گلچینی از موسیقی کلاسیک و جز رشد کرد و پگی لی Peggy Lee خواننده محبوبش بود. مری پس از پایان دوره تحصیل به گروه لانا سیسترز Lana Sisters پیوست که متشکل از سه خواننده بود و قبل از منحل شدن چند تک ترانه به بازار عرضه کرده بود. در سال ۱۹۶۰، مری با برادرش دیون Dion O’ Brien و دوستش تیم فیلد Tim Field یک تریو موسیقی فولک به نام اسپرینگفیلدز The Springfields تشکیل دادند او نام هنری داستی اسپرینگفیلد را برای خود برگزید. این گروه به زودی با ترانه هایی چون Breakaway، Bambino و Say I Won’t Be There به پر فروش ترین گروه بریتانیا تبدیل شد.

در سال ۱۹۶۲، پس از اینکه گروه اسپرینگفیلدز توانست با ترانه Silver Threads and Golden Needles وارد فهرست Top 20 آمریکا شود، گروه به سمت ایالات متحده حرکت کرد تا در نشویل Nashville به ضبط موسیقی بپردازد. در آنجا گروههای موسیقی دختران به تازگی پدیدار شده بودند و تماس و آشنایی با آنها و موسیقی موتاون Motown (سبک موسیقی سیاهان که با آمیزه ای از ضرباهنگهای پاپ، ریتم و بلوز در دیترویت شکل گرفته بود) چنان داستی را تحت تاثیر قرار داد که در سال ۱۹۶۳ گروه را در اوج شهرتش ترک کرد تا به کار سولو بپردازد.

audio fileبشنوید “Son of a Preacher Man”با صدای داستی اسپرینگفیلد

اولین تک ترانه او به نام I Only Want to Be With You صدایی گیرا و ملودی با روحی را به نمایش گذاشت که در حد ترانه هایی به تهیه کنندگی فیل اسپکتور بود و به سرعت در میان ۵ ترانه اول فهرست موسیقی بریتانیا قرار گرفت و تنها با اختلاف اندکی با ده ترانه اول آمریکا فهرست شد و پس از گروه بیتلز، اولین ترانه پر فروش از یک هنرمند انگلیسی در آمریکا محسوب میشد.

بزرگترین ترانه او در فهرست Top Ten آمریکا، به نام Wishin’ and Hopin’، اولین ترانه از سری آثار برتر اسپرینگفیلد از اجرای اشعار برت باکاراک Burt Bacharach (متولد ۱۹۲۸ آمریکا، ترانه سرا، آهنگساز و نوازنده پیانو محبوب و برنده جایزه اسکار) و هال دیویس Hal Davis ( ترانه سرا و تهیه کننده موسیقی آفریقایی-آمریکایی) بود. پس از این ترانه او به اجرای آثار کلاسی باکاراک/دیویس پرداخت که Anyone Who Had a Heart و I Just Don’t Know What to Do With Myself پرداخت که به گفته منتقدین، پس از دیون وارویک Dionne Warrick(متولد ۱۹۴۰ آمریکا، خواننده و ترانه سرا) بهترین اجرا کننده آثار این تیم دو نفری بود.

در پایان سال ۱۹۶۴، اسپرینگفیلد با ترانه های موفق دیگری چون Stay Awhile و All Cried Out یکی از بزرگترین هنرمندان عرصه موسیقی پاپ بریتانیا به شمار میرفت و اولین جایزه بهترین خواننده زن از چهار جایزه متوالی NME خود را کسب نمود. او در همان سال به آفریقای جنوبی سفر کرد و پس اینکه از اجرای موسیقی در برابر تماشاچیانی که بر دلیل تبعیض نژاد در ردیفهای جداگانه نشسته بودند، سرباز زد، از این کشور اخراج شد و این اقدام، موجب برانگیخته شدن خشم سیاسی فراوانی شد. او پس از بازگشت به انگلستان، در سال ۱۹۶۵ مجری یک ویژه برنامه تلویزیونی به نام آوای موتاون Sound of Motown شد که به خاطر معرفی خوانندگان جوان آمریکایی به همتایان انگلیسی آنها، از اعتبار فراوانی برخوردار بود.

داستی در این بین به خواندن ترانه های موفقی چون Losing You، Your Hurtin’ Kinda Love وIn the Middle of Nowhere نیز میپرداخت. در ۱۹۶۶، داستی با اجرای بالاد بسیار احساساتی You Don’t Have to Say You Love Meبه بزرگترین موفقیت جهانی خود دست یافت که در چارتهای بریتانیا به رتبه اول دست یافت و در میان ۵ ترانه روز آمریکا جا گرفت. ترانه All I See Is You نیز ترانه ای غم انگیز درباره عشقی یک جانبه بود که در صدر جدولهای بریتانیا جا گرفت. پس از این دو ترانه داستی یکی از آثار باکاراک/دیویس به نام The Look of Love را اجرا کرد که ترانه ای به سبک موسیقی رقص برزیلی و بسیار با روح و رویایی بود.

audio fileبشنوید “Put a Little Love in Your Heart”با صدای داستی اسپرینگفیلد

با این وجود در سال ۱۹۶۸، اقبال تجاری داستی رو به کاهش نهاد زیرا با آغاز اوج گیری هیپی ها و تابستان عشق، دختران خواننده در بسیاری از موارد چندان جدی گرفته نمیشدند. واکنش داستی به این شرایط، بستن قراردادی با کمپانی American label Atlantic و سفر به ممفیس بود تا در آنجا با جری وکسلر Jerry Wexler، تام داود Tom Dowd و عریف مردین Arif Mardin به کار ضبط موسیقی بپردازد. نتیجه این همکاری آلبوم Dusty in Memphis بود که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد این آلبوم آمیزه ای از پاپ و سول بود و با پیچیدگی احساسی و زیبایی دنیوی اش، شاهکار او باقی ماند.

vh1.com

5 دیدگاه

  • vahid
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    link e file ha mnoshkel dare lotfan tashih konin

  • arash
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۴۱ ب.ظ

    ahang ha hichkodam download nemishavand! please help.

  • farzad
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    Link File Ha hamegi kharaband !!

  • babak
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۳ ب.ظ

    در فیلم پالپ فیکشن وقتی وینسنت برای اولین بار به دیدن میا در خانه اش می رود همین آهنگ Son of A Preacher Man پخش می شود.

  • farhang
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱:۰۹ ق.ظ

    اولین بار تو انگلیس بودم که از رادیو صداشو شنیدم. همین چند سال پیش. دیدم یه اثری رو که الویس هم خونده داره می خونه.خیلی زیباست . اسمش هستyou dont have to say you love me

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور» منتشر شد

کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور»، حاوی نُه اثر از درویش خان و موسی معروفی است که در اوایل دهه ی سی توسط طلیعه کامران برای سنتور بازنویسی و اکنون با ویرایش مجدد و اجرای آنها توسط شهاب مِنا ارائه شده است.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

از روزهای گذشته…

جلیل شهناز و چهارمضراب (VI)

جلیل شهناز و چهارمضراب (VI)

در میان چهارمضراب‌هایی که در این بررسی به شکل دقیق‌تر به آن‌ها پرداخته شده چهارمضراب چهارگاه دو بیش از بقیه خصوصیات قدیمی‌تر این نوع قطعه را با خود دارد. الگوی قدیمی و ساده‌ی پایه (شکل ۵) که به وضوح از همان ابتدای قطعه خود را نشان می‌دهد، تقسیم ملودی میان فاصله‌ی تکرار پایه‌ها، قرار گرفتن تمام ملودی بر الگوی وزنی-مضرابی پایه، تقید بیشتر به حرکت فواصل دستگاه، ویژگی‌های این چهار مضراب‌ است.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

با این همه، بستگی شرقیها را به سنت‏ها نمی ‏توان با موازین‏ اروپائی سنجید. امروز دوتار که سازی ایرانی است و در شمال شرقی و منطقه افغانستان نواخته می ‏شود با سیم‏های‏ نایلونی بسته می‏ شود. یک نوازنده فقیر از این تارها استفاده‏ می ‏کند زیرا تارهای زهی اگر چه بیشتر دوام می‏ کند گرانتر است. یک مثال بارز دیگر: در شیراز یک گروه ده نفری‏ از رادیو کابل یعنی «ارکستر رادیو کابل» کنسرت می‏ داد. جالب بود که از یک طرف آنها سنت های ملی خود را در موسیقی ارائه می‏ کردند، اما از جانب دیگر به تقلیدهای‏ نازیبا دست می‏ زدند. افغانستان در زمان قدیم با ایران یک‏ دولت داشت.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.
ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

مجموع ابزارها و دستگاه ها بسیار متنوع هستند، از قطعات کوچک تا دستگاه های پردازشگر قوی مورد استفاده قرار می گیرند، وسایلی که پارامترهای مختلفی از اصول ریاضیات، هندسه، شیمی، فیزیک، مکانیک و آکوستیک را که در یک قطعه بکار رفته است را پردازش می کند.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.
روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

بعد از نیمی از سال امتحانات پایان تحصیلی در کنسرواتوار پاریس برگزار شد. کوجی در نهایت تعجب در عرض شش ماه فارغ التحصیل شد! هر کسی که بتواند در این مدت کوتاه از چنین کنسرواتوار معروف و مطرحی درسش را به بایان برساند، دچار شعف و شادی عظیمی میشود ولی برای کوجی این موفقیت اهمیتی نداشت. این برایش اهمیت بسیار داشت که هرچه زودتر بتواند شاگرد انسکو بشود که همینطور هم شد، او تا زمان مرگ انسکو (که دو سال شد) کوجی شاگردش بود.
ارکستر فارابی

ارکستر فارابی

مرتضی حنّانه از پایه گذاران واقعی موسیقی ملّی ایران است، دیگر فکر نمی‌کنم امروز نیازی به تشریح بیوگرافی او برای مردم و علاقه مندان به موسیقی ملی ایران باشد. چون همه می‌دانند که او پس از اتمام تحصیلات در هنرستان عالی موسیقی، مدّت زیادی با پرویز محمود (Parviz Mahmood) آهنگساز معروف کار می‌کرد و با کمک او پایۀ ارکستر سمفونیک تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ریخت و پس از عزیمت پرویز محمود و روبیک گریگوریان به آمریکا مرتضی حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنری ارکستر سمفونیک تهران را به عهده گرفت یعنی از اواخر ۱۳۲۹ تا اواسط پاییز ۱۳۳۲٫
بلبل سرگشته (I)

بلبل سرگشته (I)

اهل تاکستان قزوین فرزند سید حسن پدرش چند ما قبل از تولد قمر درگذشت و هشت ماهه بود که مادرش را نیز از دست داد سرپرستی اش را مادر بزرگش خیر النساء (افتخار الذاکرین) که زنی خوشخوان و ذاکر اهل بیت در حرم ناصری بود به عهده گرفت از کودکی به مرثیه خوانی در پای منبر مادربزرگ پرداخت و همین امر راهگشای خوانندگی او در بزرگسالی شد.
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.