سقوط اضطراری! (I)

محمد جواد ضرابیان
محمد جواد ضرابیان
نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است به آلبوم “شوق دوست” که توسط محمد جواد ضرابیان ساخته شده است. این مطلب یک سال پیش در مجله “هفت هنر” به چاپ رسیده بود که امروز در این سایت می خوانید.

“شوق دوست” عنوان اثر جدید همایون شجریان است که در آخرین ماه سال ۸۳ منتشر شد. این اثر در دستگاه سه گاه ساخته شده و آهنگسازی آن مانند اولین اثر او –”نسیم وصل”- ساخته محمد جواد ضرابیان است.

قبل از انتشار “نسیم وصل” وقتی شایعاتی مبنی بر همکاری محمد جواد ضرابیان و همایون شجریان در اولین اثر مستقلش شنیده شد، بحثهایی در محافل موسیقی درگرفت که اکثرا” اهل موسیقی بخاطر سوابق نچندان درخشان ضرابیان در آثار قبلیش با علیرضا افتخاری، به قدرت موسیقی این اثر(نسیم وصل) بدبین بودند. با انتشار “نسیم وصل” و نمایان شدن شیوه ای دیگر از آهنگسازی ضرابیان، جو کمی تغییر کرد.

ضرابیان در این اثر کمی از دانش آهنگسازی خود که در محضر محمدتقی مسعودیه فراگرفته بود، بهره برد و اینبار از یک ارکستر مجلسی که با ارکستر ایرانی همراه می شد، در این آلبوم استفاده کرد. با اینکه تصانیف روی B “نسیم وصل” –به جز یک تصنیف که در حال و هوای ارکستر گلها و برروی شعر زیبای رهی بود- در سبک و سیاق آثار قدیمی ضرابیان با افتخاری بود، ولی رنگ و بوی جدید ارکستر تا حد زیادی به شنیدنی شدن این دست تصانیف، کمک می کرد.

همایون و ضرابیان در این اثر هر دو توانایی های ناشناخته خود را به نمایش گذاشتند. همچنین نقدهای زیادی بر این اثر نوشته شد که این موضوع باعث شده بود که مخاطبان موسیقی آنها در”شوق دوست” انتظار رفع مشکلات عنوان شده “نسیم وصل” و در کل اثری بی نقص را داشته باشند.

از جمله انتقاداتی که در مورد “نسیم وصل” عنوان شده بود، استفاده خواننده از حالتها و در کل ادیتهای جدید در اجرای تصنیفها بود که چندان جذاب نمی نمود؛ بعد از انتشار “نسیم وصل” محمد رضا شجریان در مصاحبه ای عنوان کرد که در ضبط این اثر نقشی نداشته و حتی به پسرش هم پیشنهاد کرد استقلال خود را در خوانندگی حفظ کند و در یک کلام، ساز آهنگساز نباشد!

با تکرار این ماجرا در”شوق دوست”- که باز نتیجه همکاری این دو هنرمند است- این فکر به ذهن شنونده خطور می کند که آهنگساز در هنگام اجرای اثر توصیه هایی هم به خواننده کرده است…

البته غیر از فضاهای جدید و نه چندان جالبی که همایون در تصنیف خوانی هایش در شوق دوست دارد، در آواز هم دست به ابتکاراتی زده، مثلا” audio file تحریر روی “هی” (منظور “ای” نیست) که از خواننده دوره دیده ای مانند او که در بهترین مکتب آواز آن هم بصورت نا محدود دوره دیده بعید به نظر می رسد. البته شاید قصد او از اجرای این تحریر محک زدن مخاطبان در قبول تحریرهای غیر متعارف باشد.

نگارنده تقریبا” در کل اجرای گروهی “شوق دوست” این احساس را داشتم که چرک نویس یک قطعه را می شنوم! قطعات این کاست به طرز عجیبی ضعیف است بطوری که اگر مخاطب اطلاعی از سابقه آهنگساز نداشته باشد، گمان می کند اولین تجربه های آهنگسازی یک جوان را می شنود.

در اینجا با نگاهی دقیق تر به بررسی این اثر می پردازیم: اولین قطعه “تصنیف دلشده ” است؛ جملات ابتدایی این تصنیف که پس از یک اورتور نه چندان جذاب آغاز می شود، شنونده را از شنیدن ادامه این اثر دلسرد می کند. تصنیف “دلشده” قطعه ای کشدار و بیشتر شبیه قطعاتی است که به وفور از تلویزیون پخش می شود. کلام این تصنیف هم مانند “مست نگاه” و “بت عاشقان” که در این آلبوم اجرا شده است از آهنگساز اثر است. اشعار ضرابیان ساده و مملو از کلمات تکراری و کلیشه ای شاعران مشهورغزلسراست.

سازو آواز شوق دوست که پس از تصنیف “دلشده” اجرا می شود تا حدی برای کسانی که پیگیر موسیقی شجریان پدر و پسر هستند آشناست. همایون این آواز را با کمی تفاوت در مصاحبه تلویزیونی با یکی از شبکه های ماهواره ای ایرانی، چند سال پیش اجرا کرده بود( که اکنون بصورت VCD توسط فروشندگان دوره گرد تکثیر شده است.) اجرای دوباره این آواز در این آلبوم که موجب ضبط و نگهداری آن می شود می تواند اقدام مثبتی باشد.

3 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲, ۱۳۸۷ در ۸:۰۴ ق.ظ

    جالبه که برای دیدن عکس همچین آهنگساز محشری چون ضرابیان پام به اینجا باز شد

  • امین
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۹۳ در ۵:۲۵ ب.ظ

    کدوم اثر ضرابیان با افتخاری درخشان نبوده؟؟؟؟؟؟؟
    ناز نگاه یا زیباترین یا عطر سوسن ؟
    اگر این آثار را ضعیف می دانید باید فاتحه موسیقی اصیل را بخوانید .
    مطلبی که شما نوشتید کاملا از روی غرض ورزی نوشته شده.

  • ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۹۳ در ۹:۰۵ ب.ظ

    نظر بنده دقیقا بر خلاف شماست! اگر شما مثلا تصنیف (به زعم من) سخیف «لحظه لحظه میرود دلم به سوی تو» را موسیقی فاخری میدانید باید فاتحه موسیقی فاخر را خواند!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

آخرین موضوعی که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت «نگرگاه و راستای دید» بود که قبلا هم اشاره شده بود قابل آموزش نظری نیست و باید در جریان کار عملی آموخته شود. به همین منظور بخش‌هایی از نوشتار «سهند سلطان‌دوست» با عنوان «از خلاف آمِد عادت بطلب کام…» در مورد تنظیم کرال «علی قمصری» از «مرغ سحر» «مرتضی نی داوود» خوانده و کل آن تنظیم هم از نسخه‌ی منتشر شده در «وبلاگ اختصاصی همایون شجریان» پخش شد:
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (II)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (II)

“مد: اشل صوتی + فونکسیون درجات یا نقش نغمات (+ ملودی مدل یا فرمول های ملودیک خاص).”
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
شاید چنین باشد، شاید (II)

شاید چنین باشد، شاید (II)

رنگ‌آمیزی دور از ذهن اولین مشخصه‌ی سوگواری «چکناواریان» است. دور کردن تکنوازان تالار رودکی («فرامرز پایور» و …) از صدادهی (۵) خاصی که در حافظه‌ی شنوندگان موسیقی ایرانی به خوبی ثبت شده کاری دشوار است که چکناواریان به درستی از عهده‌ی آن برآمده. آشنازدایی از موسیقی نوازندگانی که در دوره‌ی اجرای این اثر از مشهورترین‌ها بوده‌اند تا حدودی بر اثر غرابت ماده‌ی موسیقایی و تا حدودی نیز بر اثر تکنیک‌ها و رجیستر اجرایی نامانوس (نسبت به موسیقی دستگاهی که این گروه اجرا می‌کرد) به وجود آمده (به‌خصوص در مورد قیچک).
بلبل سرگشته (I)

بلبل سرگشته (I)

اهل تاکستان قزوین فرزند سید حسن پدرش چند ما قبل از تولد قمر درگذشت و هشت ماهه بود که مادرش را نیز از دست داد سرپرستی اش را مادر بزرگش خیر النساء (افتخار الذاکرین) که زنی خوشخوان و ذاکر اهل بیت در حرم ناصری بود به عهده گرفت از کودکی به مرثیه خوانی در پای منبر مادربزرگ پرداخت و همین امر راهگشای خوانندگی او در بزرگسالی شد.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

رویکردهای مبتنی بر بینش هانریش شنکر (heinrich schenker) از این امتیاز برخوردارند که بیش از روش های دیگر، بر پایه «شنیدن» تکیه دارند. خصوصاً این فرضیه که همه آکوردها از اهمیت ساختاری یکسانی برخوردار نیستند و این امر که معنای هارمونیک یک قطعه نسبت به زمینه ی خطی آن تغییر می یابد، از بینشی انتقادی خبر می دهد.
گزارشی از اجرای ارکستر فرهنگ و هنر

گزارشی از اجرای ارکستر فرهنگ و هنر

ارکستر فرهنگ و هنر (واحد ۴۶) به رهبری شهرام توکلی و علی اکبر قربانی روز ۷ و۸ خرداد ماه در سالن رودکی به روی صحنه رفت. خوانندگان این ارکستر در بخش فارسی، وحید تاج و در بخش آذری مهدی آقا محمدی بودند. این کنسرت که با حضور فرهاد فخرالدینی همراه بود، راس ساعت ۱۸ با قدردانی شهرام توکلی از فرهاد فخرالدینی و کسب اجازه از ایشان آغاز شد.