سیر تحول صدا (بخش دوم)

دوران رمانتیک
سبک آوازی در طی دوران رمانتیک قرن نوزدهم دستخوش تحولی انقلابی شد. قهرمان رمانتیک به جای استفاده از صدای کاستراتو، با صدای تنور میخواند.موسیقیدانانی چون بلینی، دونیزتی، برلیوز و بعدها وردی Verdiبرای بیان بهتر ماهیت اوج گیرنده داستان های اپرایی، محدوده آوایی و طیف زیر و بمی صدا را به خصوص برای قهرمان تنور، گسترده تر کردند. توانایی اجرای نت دو زیر یا high-C از قفسه سینه به جای روش خواندن با صدای تیز falsetto به یکی از نیازهای اصلی این حرفه مبدل شد.

قهرمان زن با صدای سوپرانو نیز باید از طیف آوایی وسیعتری بهره مند میبود. صدای باریتون تازه از راه رسیده نیز به سرعت به عنوان صدای شخصیت منفی یا رقیب در مثلث عشقی اپراهای رمانتیک تثبیت شد. این تحولات صدای آوازی در سراسر جهان موسیقی اتفاق افتاد. اپرای آلمان با ظهور اشخاصی چون وبر Carl Maria von Weber (آهنگساز قرن ۱۸ و ۱۹ آلمان) و واگنر Wagner Wilhelm Richard ( آهنگساز آلمانی قرن نوزدهم) به رشد و کمال رسید.

حالا خوانندگان باید به زبان آلمانی میخواندند و برای رسیدن به معیارهای دور از دسترس موسیقی واگنر کوشش میکردند. اجرای موسیقی واگنر به توان جسمانی فراوان و صدای میانه قدرتمند نیاز داشت. به این ترتیب تعجبی ندارد که تنورهای آثار واگنر به نام Heldentenors (به معنای تنور قهرمان یا خوانندگان تنوری که نقش قهرمانان را اجرا میکرند) شناخته میشوند. در فرانسه، برلیوز و میربیر Meyerbeer اپرای با شکوه فرانسه را به درجه ای متفاوت با آلمان اما به همان اندازه حماسی بالا بردند. تقسیم بندی صدا بسیار واضح شده بود. در واقع آهنگسازانی چون شارل گونو Charles Gounod، ژرژ بیزه Georges Bizet و ژول مازونه Jules Massenet تنها زمینه های قویتر و غالب بر صدا را توسعه بخشیدند و هنر شعر خوانی یا دکلمه فرانسوی نیز عناصر خاصی از تکنیک هنر زیبا خوانی را به وام گرفت.

سبکهای ملی اپرا
در سراسر جهان موسیقی اپرایی، پیشرفتهای چشمگیری در سبکهای ملی اپرا به وجود آمده است.قوانین بل کانتو یا هنر زیبا خوانی چه در روسیه، لهستان یا بوهمیا با درجه موفقیت کمتر یا بیشتری با خصوصیات ذاتی زبان ترکیب شده بود. در گذشته، سبک بل کانتو تنها با زبان آواز-ایتالیایی- سر و کار داشت. البته قوانین آن همیشه هم در زبانهای دیگر موفق نبودند. عوامل دیگری که استانداردهای صدا را تحت تاثیر قرار دادند که اندازه رو به رشد ارکستر از جمله موارد مهم آن به شمار میرود. حجم صدایی که توسط ارکسترهای وردی یا واگنر ایجاد میشد، خوانندگان را وادار میکرد صدای خود را بر فراز این حجم بزرگ ساز که در سالنهای بزرگ و بزرگتر به اجرا میپرداختند، واضحتر و قابل تشخیص تر رها نماید.

تحولات قرن بیستم
در قرن بیستم، استانداردهای آوازی دچار تغییراتی اساسی شد. اپرای واقعگرایانه نسل نووا اسکولا Nuova Scuola (مکتب نوین) از جمله پیترو ماسکانیه Pietro Mascagni (از مهمترین سرایندگان اپرای ایتالیا در ابتدای قرن بیستم)، روجرو لئونکاوالو Ruggero Leoncavallo و اومبرتو جیوردانو Umberto Giordano (هر دو از سرایندگان اپرای قرن بیستم)، تعادل دیرینه میان کلمات و موسیقی را که به طور سنتی از اهمیت یکسانی برخوردار بودند، تغییر دادند. اکنون تاکید بیشتر بر روی صدای میانه و ادا شدن کلمات بود تا عبارات موسیقی. این حالت قوانین بل کانتو را از پایه متزلزل کرد.

در آلمان استفاده از روش Sprechgesang ( حالتی میان صحبت کردن و خواندن) در شهر بایرویت Bayreuth نه تنها خیانتی به اعتقادات صدای واگنری Wagnerian بود بلکه تاثیری فاجعه آمیز بر استانداردهای آوازی بر جا گذاشت. سبک Sprechgesang، روشی با تاکید بیش از حد قدرتمند بر کلمات بود که به قیمت از میان رفتن خط آوازی و به خاطر سهولت تولید به وجود آمده بود.

گذشته از این، مکتب آهنگسازان واقع گرا، آرایه ها و تزیینات صوتی که از اصول مهم تکنیک اجرای آواز بود را هم از میان برداشت. آثار آهنگسازانی چون میربیر و مرکادانته Mercadante در طی گذر یک نسل به کلی ناپدید شد و اجرای آثار وردی، بلینی، دونیزتی و برلیوز به طور چاره ناپذیری تغییر کرد. مکتب هنری رمانتیک دوران بعد از واگنر نیزد چار چنین تاثیرات ناگواری شد. صدای خواننده در بیشتر اوقات در حد یک ساز دیگر به شمار می آمد که میبایست با حجم بزرگ صداهای ارکستر و همچنین میانگین صوتی اوج گیرنده آن مقابله کند. در آثار ریچارد اشتراوس Richard Strauss (آهنگساز قرن ۱۹ و ۲۰ آلمان)، این طور به نظر میرسد که خوانندگان در بیشتر موارد فراتر از توان و حد خود آواز میخوانند.

فشار فزاینده
کاملا واضح بود که صدا در این شرایط جدید تحت فشار فزاینده ای قرار گرفته است. بسیاری از قطعات آوازی در اصل ضد آواز یا anti-vocal بودند. به علاوه، این فرم هنری عالمگیر شده، بسیاری از خوانندگان بسیار بد تعلیم یافته و خواننده ای با صدایی پایدار بسیار نادر بود.

در پایان جنگ دوم جهانی ماهیت اپرا تغییر یافت. تا آن زمان، خوانندگان میتوانستند انتظار داشته باشند که از عهده هر اثر تازه ای که در سال ساخته میشد، برمی آیند. انعکاس یافتن اضطراب زمانه در اپرای معاصر موجب شد که کمپانیها بیشتر و بیشتر در گرداب تکرار اسیر شوند و به جای اجرای آثار جدید به اجرای مجدد آثار موجود بپردازند.خوانندگان میتوانستند در یک سری اجرای خاص تبحر یافته و با خواندن آثار واگنر، موتزارت یا آثار مکتب نوین، برای خود حرفه مشخصی پیدا کنند و گرایشات جدید در واقع توسعه همان الگوهای موجود بود، با این وجود هنوز امیدی وجود داشت.

کشف مجدد مجموعه کارهای دوران باروک و آثار روسینی Rossini به این معنا بود که خوانندگان باید تکنیکهای آواز –ازجمله بل کانتو- را که پیش از این به فراموشی سپرده بودند، بیاموزند. اعتدال میان اپرا و ترانه بازتاب تعادل سنتی میان کلمات و موسیقی در بل کانتو است. شاید این راهی به سوی بازگشت به ارزشهای اولیه و احیای اپرای واقعی باشد.

scena.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.
آموزش گیتار به کودکان (V)

آموزش گیتار به کودکان (V)

علم روانشناسی کودک تنبیه‌هایی که باعث سرخوردگی و تحقیر کودک شود را از اساس نفی و تقبیح می‌کند. مطلقا هنرجوی کوچک و دوست داشتنی ما علاقه‌ای به دیدن چهره‌ی عبوس و لحن صدای بالای مدرس ندارد که چنین برخوردی می‌تواند سوهان روح و مخل آرامش هنرجو شود و حتی باعث شود که از جلسه‌ی بعد در کلاس حاضر نشود!
درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

بیش از صد سال است، در پیِ برخوردهای بیشتر با غرب و تحت تاثیر تحولات بسیار سریع فن آوری، اقتصادی، علمی، فلسفی، اجتماعی و هنری آنها، برخی از ایرانیان نیز به دنبال تجدد – اصلاحات و به تبعِ آن “نوآوری” و شکستن چارچوب های موجود و به میراث رسیده در تمام زمینه ها هستند. سوای نفس عمل اصلاحات، که می تواند پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشد، نوآوری، نوآفرینی و نو آرایش دهی در تمامی عرصه ها از فن آوری گرفته تا هنرها توسط مخترعین و مبدعین جوامع در حال توسعه و توسعه یافته موضوعی است که دائماً دنبال می شود و شاید ناگزیر و نیکو هم باشد.
پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

آمیلکاره پونچیلی (Amilcare Ponchielli) آهنگساز مشهور ایتالیایی است که بیشتر در زمینه اپرا فعالیت داشته است. پونچیلی در سن ۹ سالگی برای تحصیل موسیقی، بورسیه کنسرواتوآر میلان را به دست آورد و در سن ۱۰ سالگی اولین سمفونی خود را نوشت! دو سال پس از ترک کنسرواتوآر اولین اپرای خود را بر اساس رمان مشهور “نامزد” نوشته الساندرو مانزونی (Alessandro Manzoni) ساخت، پس از اجرای این اپرا بود که وی به عنوان آهنگساز شناخته شد. اوایل دوران حرفه ای پونچیلی بسیار مایوس کننده بود. برکنار شدن از تدریس در کنسرواتوآر میلان با وجود آنکه رقابت آهنگسازی را در آنجا برده بود!
ششمین دوره مستر کلاس «پل هنر» به اتریش اعزام می شوند

ششمین دوره مستر کلاس «پل هنر» به اتریش اعزام می شوند

ششمین گروه نوازندگان ایرانی برای شرکت در مسترکلاسهای کنسرواتوار دولتی فورارل برگ در بهمن ماه به کشور اتریش اعزام خواهند شد. این دوره کوتاه مدت که در زمان یک هفته برنامه ریزی گردیده برای سازهای ویلن، ویلنسل و پیانو برگزار خواهد شد. متقاضیان جهت ثبت نام تا مهرماه ۱۳۹۶ فرصت خواهند داشت که برای تکمیل فرم و ارسال نمونه فیلم از نوازندگی خود اقدام نمایند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

همانطور که در حاشیه ی قبلی ذکر شد، ویتکین عقیده دارد که آدرنو در نقد کاملا پیرو فلسفه است. به نظر می رسد در این بخش آدرنو قصد داشته تا با آنالیز نمونه های موسیقیِ ” جدیِ” اروپا (آثار بتهوون) و مقایسه ی آن با موسیقی عامه پسند این مطلب را بیان کند که بر مبنای بحث “وجودِ رابط” در فلسفه، و بحث “عینی و یا ذهنی بودن ارتباط”، جزئیات و رابطه ی آن با کلِ فرم در موسیقی عامه پسند، فقط یک پدیده ی ذهنی است و هیچ مصداق عینی برای آن وجود ندارد. در حالی که در موسیقی “جدی” (در اینجا بتهوون) این ارتباط کاملا عینی است و جزء بدون ارتباطش با کل معنای خود را از دست می دهد.
سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (IV)

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (IV)

از آنچه فارابی در مورد تنبور بغدادی عنوان نموده است ٬ مشخص می شود که با سیستم فواصل با قدمتی پیش از اسلام مواجه گشته ایم. علی رغم نقش تمدنهای بین النهرین درشکل گیری ساختار تئوریک موسیقی یونان باستان ٬ به جرات می توان گفت که یونانیان اولین کسانی بودند که استفاده عملی از سیستم فواصل تقسیم مساوی طول را نشان دادند.
جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

این چهارمضراب ۲۰۵ میزانی که اجرای آن در [شهناز ث] موجود است، در دشتی سی نواخته و با متر نغمه‌نگاری شده است. پایه‌ی این چهار مضراب الگویی ملودیک دارد (شکل ۱) و از یک موتیف دو میزانی ساخته شده:
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.