Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(II)

Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
در نوامبر سال ۱۹۴۱ Sam Anderson رادیو KFFA را که نخستین رادیوی محلی در هلنا بود تاسیس کرد. تا قبل از آن مردم هلنا، رادیوی محلی نداشتند و تنها برنامه های رادیوی Memphis را دریافت می کردند. با پشتیبانی یک شرکت مواد غذایی به نام Interstate Grocery Company که محصولاتش را با نام تجاری King Biscuit به بازار عرضه می کرد، سانی بوی توانست در دسامبر آن سال در یک برنامه رادیویی با نام King Biscuit Time (KBT) به اجرای زنده بلوز بپردازد.

این برنامه در ۵ روز اول هفته راس ساعت ۱۲ ظهر (بعدها ساعت پخش برنامه به ۱۲:۱۵ تغییر یافت) به مدت ۱۵ دقیقه از رادیو KFFA پخش می شد. این ساعت روز زمان استراحت کارگران و زارعان بین شیفت های کاری برای صرف نهار بود. شعاع پخش برنامه در ابتدا تا ۴۰ مایل و در سال ۱۹۴۴ به ۸۰ مایل رسید. برنامه را مجری رادیو با این جمله شروع می کرد: “Pass the biscuits, ’cause it’s King Biscuit Time!” ( یعنی “بیسکوییت ها رو رد کن بیاد چون که زمان برنامه King Biscuit رسیده!”) و بعد آهنگ ابتدای برنامه پخش می شد که ضرباهنگی سریع داشت و با این مطلع آغاز می شد:

Good evenin’ everybody, tell me how do you do
Good evenin’ everybody, tell me how do you do
These King Biscuit boys, they’ve come out to play for you
سپس سانی بوی و گروهش (که ابتدا فقط گیتار Robert Jr. Lockwood بود و بعدها درام و پیانو هم به آن اضافه شد) آهنگ های خودشان و یا آهنگ های درخواستی را که مردم از طریق نامه مطرح می کردند برایشان می نواختند و در بین آیتم ها، مجری برنامه محصولات King Biscuit را تبلیغ می کرد. برخی روزهای شنبه هم اعضای گروه با کامیون شرکت Interstate به مناطق مختلف هلنا می رفتند و برای مردم برنامه اجرا می کردند. این اجراها همواره شلوغ و پرطرفدار بود و به محبوبیت آنها اضافه می کرد.

این برنامه بلافاصله پس از پخش با استقبال زیادی روبرو شد و هم میزان فروش محصولات مارک King Biscuit را (که مهمترینشان آرد بود و انصافاهم محصولات خوبی بودند!) افزایش داد و هم درآمد سانی بوی و گروهش را که برای هر شب اجرای موسیقی، نفری ۷۵ و گاهی ۱۰۰ دلار دستمزد می گرفتند، در شرایطی که درآمد یک شغل خوب آن وقت ها هفته ای ۵۰ دلار بود. Robert Jr. Lockwood مقتصدتر از سانی بوی بود و توانست با پس انداز کردن پولهایش یک اتوموبیل پونتیاک مدل ۳۹ بخرد که بسیار هم به آن افتخار می کرد و بعدها در آهنگ Pontiac Blues به آن اشاره شده بود.

audio file به Pontiac Blues توجه کنید

تا قبل از این برنامه رادیویی سانی بوی در سرتاسر ایالتهای جنوبی به صورت زنده برنامه اجرا می کرد و هیچ وقت هم دریک مکان بند نمی شد. مانند اکثر نوازندگان بلوز دائم در سفر بود. ولی پخش صدایش از ایستگاه KFFA تا شعاع دست کم ۴۰ مایلی موقعیتی بود که تابحال نصیبش نشده بود و آن را برای خودش نوعی برازندگی و شخصیت اجتماعی می دانست.

محصولات کارخانه Interstate با تصویر او به بازار می آمد و از سانی بوی چهره ای شناخته شده و احترام برانگیز در مناطق جنوبی ساخته بود. به همین جهت در دوره پخش این برنامه هر جا که بود سر ساعت ۱۲ ظهر خودش را به استودیو می رساند تا برنامه را روی آنتن بفرستد. به نظر می رسید که سانی بوی با این برنامه اعتماد به نفس بیشتری یافته و به قول معروف خودش را پیدا کرده بود. آن طور که Sonny Payne گزارشگر رادیو KFFA در آن زمان می گوید: “تا قبل از این برنامه سانی بوی را مست و پاتیل دیده بودم ولی بعد از این برنامه هرگز او را در حالت مستی ندیدم.”

به کمک این رادیو شهرت سانی بوی روز به روز بیشتر شد و او توانست دامنه فعالیتش را تا مناطق شمالی تر دیترویت و شیکاگو گسترش دهد. این نخستین باری بود در تاریخ دلتا که خواننده ای توانسته بود برای خودش یک حامی مالی (اسپانسر) دست و پا کند و با واسطه رسانه رادیو به شهرت برسد. ضمن اینکه گروه، محل اجرای هر شب خود را به گوش مردم می رساند تا مخاطبان بیشتر و بالطبع درآمد بیشتری را جذب کند. از همه مهمتر اینکه هلنا به سرعت در کانون توجه نوازندگان جوان و جویای نامی قرار گرفت که به قصد تجربه اندوزی و شغل بهتر به آنجا مهاجرت می کردند. از جمله آنها می توان به Jimmy Reed و Little Milton اشاره کرد. Muddy Waters هم گفته بود که در ایام جوانی هیچ گاه شنیدن برنامه KBT را از دست نمی داده است. حتی B.B. King هم از طرفداران پروپا قرص KBT بوده است.

همچنین باید Little Walter Jacobs و Jimmy Rogers را نام برد که بعدها پایه ثابت گروه Muddy Waters شدند و خود توانستند در رادیو KFFA برنامه زنده داشته باشند. جیمی راجرز در این باره می گوید: “آن برنامه خیلی از موسیقیدان ها را به هلنا می کشاند…هلنا در دهه ۴۰ برای ما مرکز بلوز بود.” جالب آن بود که گاهی به نوازندگان جوان اجازه می دادند موقع پخش برنامه در استودیو حضور داشته باشند و از محضر بزرگان بلوز درس بگیرند. تاثیرات برگرفته از سبک سانی بوی و Phrasing خاص او چه در اولین کارهای Little Walter (یکی از بزرگان صاحب سبک در نوازندگی ساز دهنی سلک بلوز)، مانند آهنگ Just Keep Loving Her و چه در کارهای سالهای بعدش به خوبی مشهود است.

9 دیدگاه

  • babak
    ارسال شده در مهر ۲۷, ۱۳۸۵ در ۸:۵۷ ب.ظ

    kheili mamnoon babate in matalebe buesy

  • pedram O'hara
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۵ در ۸:۱۳ ق.ظ

    عااااالی. از Sonny Terry هم بنویسید.

  • حامد
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۵ در ۵:۲۶ ق.ظ

    Little Walter (که بعدها او را سلطان سازدهنی نامیدند)هم از طریق همین برنامه بود که با سبک Sonny Boy II آشنا شد. تا قبل از آن مقلد سبک Sonny Boy I بود که نوازنده پرکاری بود و مرکز فعالیتش در تنسی و شیکاگو بود و صفحه های زیادی پر کرده بود (Sonny Boy II تا این زمان صفحه ای ضبط نکرده بود). در واقع این تاثیر اولیه به حدی بود که در مصاحبه با مجله Living Blues در دهه ۶۰ وی را بزرگترین نوازنده بلوز هارپ نامیده بود. ولی در هلنا شیفته Sonny Boy II شد و مرتب به رادیو KFFA می آمد و شب ها هم به دنبال گروه به بارها و کلوب ها می رفت تا از او بیشتر یاد بگیرد. بعدها در مصاحبه هایش اذعان کرد که نکات ریز بسیاری را درمورد سازدهنی از سانی بوی فرا گرفته است. تاثیرات برگرفته از سبک سانی بوی و Phrasing خاص او چه در اولین کارهای Little Walter (مانند Just Keep Loving Her ) و چه در کارهای سالهای بعدش به خوبی مشهود است.

  • مجتبی
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    سلام
    ببخشید آقا حامد

  • فرشاد
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۸۵ در ۵:۰۶ ب.ظ

    خیلی سایت خوبی دارید

  • ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    salam khoobid man alireza hastam ..man khoodam saz dahani mizanam va tadriisam mikoonam site khoobiye baraye kasayi ke bekhahan az saz dahanii chizayi ro yad begiiraN .vaghean sazee khoosh sedayiist beriid donbalesh ..mamnoon az site khoobeton

  • مرجان
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۶ در ۱:۳۹ ب.ظ

    سلام همه اطلاعات عالی و دقیقه فقط یک چیز مربی بلوز سراغ ندارین؟کانتری؟

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۹, ۱۳۸۹ در ۵:۰۶ ب.ظ

    salam .aalie ke adamaayi peyda mishan ke miran donbale in sabk ha . manam 1 alaaghemandam merc

  • ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۶ ب.ظ

    In awe of that aswner! Really cool!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فالین، جاروسکی را در کلاس های تابستانی ژرارد لسن (Gerard Lesne) کنتر تنور مشهور فرانسوی نام نویسی کرد. لسن هم فورا از جاروسکی دعوت کرد که در اراتوریوی Sedecia اثر اسکارلاتی بخواند. یکی از منتقدان موسیقی صدای جاروسکی را «سیال» و «آسمانی» توصیف کرده بود. در واقع منتقدان موسیقی عمیقا تحت تأثیر صدای او بودند.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
بتهوون و Missa Solemnis- قسمت اول

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت اول

لودویگ وان بتهوون به سال ۱۷۷۰، درشهر بن Bonn آلمان و در میان خانواده ای موسیقیدان متولد شد.پدرش موسیقیدان دربار بود و استعداد فراوان او در نواختن پیانو را از سنین بسیار پایین کشف کرد. لودویگ کوچک اولین کنسرت عمومی خود را در سن ۸ سالگی اجرا کرد. پدر وی نیز، مانند لئوپولد پدر موتزارت، درصدد بهره برداری از این استعداد فراوان بود.
ششمین دوره مستر کلاس «پل هنر» به اتریش اعزام می شوند

ششمین دوره مستر کلاس «پل هنر» به اتریش اعزام می شوند

ششمین گروه نوازندگان ایرانی برای شرکت در مسترکلاسهای کنسرواتوار دولتی فورارل برگ در بهمن ماه به کشور اتریش اعزام خواهند شد. این دوره کوتاه مدت که در زمان یک هفته برنامه ریزی گردیده برای سازهای ویلن، ویلنسل و پیانو برگزار خواهد شد. متقاضیان جهت ثبت نام تا مهرماه ۱۳۹۶ فرصت خواهند داشت که برای تکمیل فرم و ارسال نمونه فیلم از نوازندگی خود اقدام نمایند.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

حسن مشحون در جلد ۲ تاریخ موسیقی ص ۵۴۳ می نویسد: «حسین خان معروف به اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان نوازنده می باشد و استاد اواخر عصر قاجاریه». حسین خان تحت زیر نظر پدر به نواختن کمانچه مشغول شد ولی بیشتر نوازندگی را از عموی خود قلی خان فرا گرفت. از نوازندگان حرفه ای کمانچه بود و محل کارش در محله سرپولک (بازار تهران) بود وی به اشاره ظهیرالدوله از جمع عوام خارج و با طبقات عالی و رجال دمساز شد و در جلسات انجمن اخوت حضور یافت و به تاسیس کلاس و تربیت شاگردان پرداخت. از شاگردان ممتاز وی در نوازندگی: رضا محجوبی، رکن الدین مختاری، ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، شهباز برمکی و حسین میرخانی را می توان نام برد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

در دوره‌ای که صبا می‌زیست مفاهیمی مانند انسجام در موسیقی دستگاهی کمتر مورد بحث نظری قرار می‌گرفت و بیشتر موضوع یک عمل موسیقایی درونی شده بود. اما او احتمالا برای نخستین بار به شکل مکتوب و آگاهانه به مفهوم پیوستگی در موسیقی دستگاهی پرداخته و معتقد است که علاقه‌مند حتماً باید موسیقی ایرانی را به روش عملی یاد بگیرد «[…] زیرا تا گوشه‌های آن را دقیقاً در یک سازی ننوازد و دقت نکند، طبعاً خط‌مشی و ارتباط آن‌ را با فراز‌های ماقبل و مابعد و طرز فرود (Cadance) آن‌ را به اصل دستگاه، یا گذر (Passage) آن را با گوشۀ بعدی نمی‌تواند درک کند.» (۶) شاید تلاش او برای جا دادن گوشه‌های جدید در متن ردیف باعث شده که به شکل آگاهانه به موضوع بنگرد یا شاید هم سر و کار داشتن با اجرای هنرمندانه بر اساس ردیف.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔
نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دست‌یابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمان‌ها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایین‌تر تخت‌جمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحه‌های روسی می‌آورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه می‌کرد.
یادداشتی پیرامون نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز

یادداشتی پیرامون نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز

نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز از تاریخ ۱۴ لغایت ۱۹ دی ماه امسال و در چهار بخش گروه نوازی، تکنوازی، آهنگسازی و ارائه مقالات علمی موسیقی، در شهر اصفهان برگزار شد. شرکت کنندگان در بخش تکنوازی در ۴ رده سنی نوجوان، جوان، بزرگسال، آزاد و مابقی شاخه های رقابتی، فارغ از شرایط سنی به رقابت پرداختند. در بخش آهنگسازی و ارائه مقالات علمی شرکت کنندگان می بایست بر اساس شاخصه ها و عناوین تعیین شده در فراخوان جشنواره، به ارائه آثار خود می پرداختند.