آرشیو دسته‌ها: مطالب عمومی

موسیقی و معنا (XI)

موسیقی و معنا (XI)
آنها با استفاده از این یافته نشان دادند که واکنش عصبی و شناختیِ حاصل از الگوهای تنش و آرامش در هارمونی، با فرایند پردازش متون یکپارچه و هماهنگِ زبانی قیاس‌پذیر است، اما بدون توجه به محتوای معنایی آن. بنابراین، آنها بر این نظرند که معنا در موسیقی با الگوهای تنش و آرامش تشکیل‌دهنده‌ی موسیقی تولید می‌شود و اساساً با آنچه در مورد معنا در زبان روی می‌دهد، متفاوت است.

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)
“فردی سازی دروغین” عنوان بعدی است. در این قسمت آدرنو بیان میکند که به شکل نامحسوسی به شنونده ی موسیقی عامه پسند حقِ انتخاب داده می شود در حالی که این حق انتخاب مصنوعی است و فقط دایره ی محدودیت شنونده کمی بزرگتر شده است (مانند افزایش تعداد گروه ها توسط صنعت فرهنگ سازی در آژانس های تبلیغاتی و یا تمجید از نت های مضطرب و فالشِ موسیقی جَز!). در دیدگاه آدرنو این بخش در اصل نوعی معتبر سازی دروغینِ موسیقیِ عامه پسند است.

موسیقی و معنا (X)

موسیقی و معنا (X)
این علوم، طبقه‌بندی پدیدارشناختی مستقلی برای این واکنش‌ها را، نه در مورد موسیقی و نه حتی در مورد دیگر اشکال هنر به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین گونه‌هایی از معنا که از منظر روان‌شناختی، حاصل درگیری حسی با موسیقی هستند به مقدماتی وابسته نیستند که در نظریه‌های فیلسوفانی چون دیویس و اسکراتون برای قدرت بیانگری در موسیقی ارائه شده است.

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)
از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.

موسیقی و معنا (IX)

موسیقی و معنا (IX)
همسو با نظریه‌ی معنای برآمده از دیدگاه‌های انسان‌شناختی در موسیقی، نظریه‌های جامعه‌شناختی نیز معنای موسیقی را در متون اجتماعی و تاریخی، به ویژه در فرهنگ غرب، جست‌و‌جو می‌کنند. این نظریه‌ها موسیقی را ساحتی اجتماعی می‌دانند که معانی آن فقط با تحلیل فرایندها و شرایط تولید موسیقی فهمیده می‌شود. آنگونه که آدورنو (برای نمونه در Adorno 1976 ) نشان داده است رویکردهایی با هدف طرح مسئله‌ی سلطه و مقاومت مطرح شده‌اند (Born & Hesmondhalgh 2000) و به تفاسیری افراطی درباره‌ی معنا، به ویژه درباره‌ی آثار مرجع و شناخته‌شده‌ی موسیقی کلاسیک، منجر شده‌اند؛ مانند نوشته‌ی مک‌کلاری (۱۹۹۱) که به مسئله‌ی جنسیت در موسیقی و همچنین تفاسیر انتقادی و ذهن‌گرایانه از معنا پرداخته است (Kramer 1995 ).

موسیقی و معنا (VIII)

موسیقی و معنا (VIII)
ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.

موسیقی و معنا (VII)

موسیقی و معنا (VII)
تجربه‌ی موسیقایی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای زیبایی‌شناختی، باید هر دو نوع تصدیق را داشته باشد. تنها در صورت وجود این دو شرط است که موسیقی فهمیده و معنای آن حاصل می‌شود. اسکراتون نیز معتقد است که تبلور احساس در موسیقی به شکلی کلی صورت می‌گیرد و نمی‌توان تعیین کرد که کدام ویژگی‌های موسیقی مستقیماً مسئول بیان یک احساس مشخص هستند (۱۹۸۷، ۱۹۹۷). او می‌گوید: «آدمی در واکنش به یک قطعه‌ی موسیقی به حالت هایی رهنمون می‌شود که مفهومشان را از کل مجموعه دریافت می‌کنند» (۱۹۹۷: ۳۵۷)، اما برای دریافت این وجه از معنای موسیقی، مخاطبان باید بتوانند موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند. بنابراین اسکراتون بر آن است که معنای موسیقی ریشه در دریافت استعاری آن دارد و این معنا در فرهنگ موسیقایی و خاصه در یک فرهنگ موسیقی تعریف می‌شود؛ این فرهنگ توانایی تفسیر شهودی مخاطبان را با طرح‌ها و اهداف آهنگ‌سازان و اجراکنندگان موسیقی همسو می‌کند.
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 90 91 92 بعدی

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

آلبوم «آب» منتشر شد

آلبوم «آب» منتشر شد

«آب» عنوان سومین آلبوم سه تار نوازی از «ابوسعید مرضایی» نوازنده و نواساز است که شامل قطعاتی برای دونوازی سه‌تار و تمبک است؛ ابوسعید مرضایی به عنوان نواساز و «فربد یداللهی» به عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای و تمبک، زوج هنری این مجموعه هستند. دیگر آلبوم مرضایی که در همکاری با فربد یدالهی ساخته شده بود «خاک» نام داشت.
حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

گروه موسیقی دل آوا مقام نخست بخش موسیقی فولکلور را در فستیوال موسیقی رنسانس ارمنستان دریافت کرد. این فستیوال هر سال به مناسبت سالگرد کشتار ارامنه و یادمان این واقعه تاریخی در شهر گیومری از ۱۰ آوریل تا ۱۰ می‌ برگزار می‌گردد و از تمامی‌ دنیا گروه‌های موسیقی در بخش‌های مختلف و سبک‌های گوناگون موسیقی در آن شرکت می‌کنند. این فستیوال بین‌‌المللی، چندی قبل فراخوانی اینترنتی برای شرکتِ گروه‌های مختلف موسیقی از سراسر جهان داده بود که در آن امکان حضور گروه‌های مختلف در سبک هایی مثل جز، راک، کلاسیک، موسیقی کانتری و… وجود داشت.
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

مدرس پاسخ داد که با این تلقی موافق نیست. و یکی از دلایل درهم‌آمیختگی این سبک‌ها را مرزهای سیالی می‌داند که ویژگی دنیای موسیقی مردم‌پسند است و دیگری، نزدیکی ما به خود رویداد اجتماعی- هنری مورد بحث. او مثال زد که وقتی ما از لحاظ زمانی درون یک رویدادِ در حالِ شدن هستیم به سختی می‌توانیم شکل و شمایل نهایی آن را تشخیص داده و بر آن اساس تمایزی میان آن و چیزهای دیگر قایل شویم. شاید پنجاه یا صد سال دیگر نگاه به این برچسب‌های سبکی ساده‌تر از امروز باشد. از طرف دیگر میزان تغییراتی که لازم است در یک بستر هنری پدید آید تا آن را از زمینه‌ی فعلی متمایز کند («تفاوت» ضروری برای تبدیل شدن به چیز دیگری) نسبت به هر بستر تعیین می‌شود.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
گفتگو با پولینی (III)

گفتگو با پولینی (III)

سال ۲۰۱۱ فرصتی است تا بخش بزرگی از فعالیت های پلینی مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا در این سال پلینی ۵ کنسرت را در ۵ ماه در فصل سالن جشنواره سلطنتی بر روی صحنه برد که هم فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن تاریخ موسیقی پیانو و هم بیانگر رابطه اش بود با این موسیقی. او با کنسرت آثار باخ در ماه ژانویه برنامه خود را آغاز نمود. سپس آخرین سونات های بتهوون و شوبرت را اجرا میکند. پس از آن نیز در برنامه ای فرانسوی به اجرای شوپن، دبوسی و بولز می پردازد و در پایان نیز در ماه می اجرایی از آثار شومان، لیست و اشتوکهاوزن خواهد داشت.
کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VII)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VII)

دانش تجربی که آن هم چندان مورد پسند عرفا نیست و گاه آن را حجاب راه رهروان دانسته‌اند، به وفور در کتاب برای متقاعد کردن خواننده به درستیِ سخنی که نویسنده می‌گوید استفاده شده. هر چند که تفکر او دانش را چندان در شناخت به معنای عرفانی‌اش موثر نمی‌داند اما ابراز امیدواری می‌کند که همین عامل از درگاه رانده شده روزی به یاری اندیشه‌اش بیاید: «می‌توان با اطمینان گفت که به مدد دستگاه‌های علمی، انشاالله در آینده نزدیک همه‌ی این مطالب اشراقی و عرفانی هم به مرحلۀ اثبات خواهد رسید.» (ص ۵۴) همین‌جا نکته‌ای کلیدی در اندیشه‌ی او و البته بسیاری از همفکرانش آشکار می‌شود؛ درستی یا نادرستی چیزها را کاربردشان در نسبت با پیش‌فرض‌های فکری آنان معین می‌کند.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

قسمت دوم اثر، یک میان پرده ی مختصر چوپانی است که احتمالا الهام گرفته از “برینکولز”، خانه ی الگار در شهر ساسکس می باشد؛ جایی که او از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ در آن به سر برده و سرمنشا بسیاری از الهامات وی می باشد. پس از یک مقدمه ی کوتاه، ویلنسل وارد یک ملودی پر جنب و جوش میشود. ملودی ای که نوای آزادی پرند گان در هنگام پرواز را فریاد میزند. این اپیزود، یادمان روزهای خوش گذشته است و سرخوشی آن، سایر قسمت های تیره و تار کنسرتو را به تعادل نزدیک می نماید.