بازتاب جهانی در رسانهها و افکار عمومی
محمدرضا شجریان تنها یک هنرمند ایرانی نبود؛ او به چهرهای جهانی بدل شد. رسانههای معتبر بینالمللی در وصف او عباراتی بهکار بردند که کمتر نصیب هنرمندی غیرغربی شده است.
رسانههای غربی
- بیبیسی در گزارش ویژهای او را «خواننده افسانهای ایران» نامید؛ لقبی که نشاندهندهٔ جایگاه اسطورهای او در فرهنگ جهانی است.
- سیانان او را «صدای ایران» معرفی کرد؛ عنوانی که فراتر از هنر، بیانگر هویت یک ملت در قالب یک صداست.
- روزنامه ونکوور سان نوشت: «شجریان یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی ملل است؛ صدای او مرزها را میشکند.»
دیدگاه منتقدان
در سال ۲۰۱۰، “NPR” آمریکا او را در فهرست «پنجاه صدای برتر جهان» قرار داد. در همان سال، نشریهٔ “Songlines” انگلیس، آلبوم «بیتو به سر نمیشود» را در میان برترین آثار موسیقی جهان معرفی کرد. منتقدان بارها نوشتند که صدای شجریان توانسته است «اندوه ایرانی» را به زبان جهانی ترجمه و منتشر کند.
در جهان فارسیزبان
در افغانستان و تاجیکستان، شجریان همان محبوبیتی را داشت که در ایران. او را «پیر آواز خراسان» مینامیدند و آثارش بخشی از حافظهٔ مشترک فارسیزبانان شد.
شادروان دکتر رحیم مسلمانیان قبادیانی که دو بار استاد شجریان را در دو برنامه ناب در دوشنبه همراهی کرده بود به من گفت که «وقتی شجریان به روی صحنه می آمد قلب تاجیکان به لرزه می٬آمد و اشک ها روان می شد…» همین پیوند سهگانه ایران، افغانستان و تاجیکستان نشان داد که موسیقی میتواند فراتر از مرزهای سیاسی، فرهنگی مشترک را زنده کند.
پاسخ نهایی: چرا محمدرضا شجریان مهم است؟
این پرسش، قلب مقالهٔ ماست. چرا شجریان مهم است؟
۱. بهخاطر صدا: حنجرهٔ او نمونهای استثنایی بود؛ توانایی در وسعت، طنین و بیان عاطفی. صدایی که میتوانست همزمان علمی تحلیل شود و روحی را بلرزاند.
- بهخاطر فرهنگ: او نمایندهٔ فرهنگ ایرانی بود؛ همانطور که پاواروتی نمایندهٔ اپرای ایتالیا شد، شجریان نیز موسیقی اصیل ایرانی را به نماد ملی بدل کرد.
- بهخاطر نوآوری: شجریان نهتنها سنت را حفظ کرد، بلکه آن را زنده و پویا نگاه داشت. خوشنویسی، سازسازی و مفهوم «موسیقی خوشنویسانه» نشان داد که او هنرمندی خلاق بود.
- بهخاطر جهانشمولی: او توانست به زبان جهانی موسیقی سخن بگوید. رسانهها، منتقدان و دانشگاهها در سراسر دنیا آثار او را مطالعه و ستایش کردند.
- بهخاطر اخلاق هنری: شجریان هرگز صدای خود را در خدمت تبلیغ یا قدرت قرار نداد. صدای او، چه در ربنا و چه در «مرغ سحر» و «مرکب خوانی» صدای مردم بود. همین صداقت، او را به الگویی اخلاقی بدل کرد.
- بهخاطر مقاومت در برابر بیمهری: حذف ربنا، کمتوجهیهای رسمی، و گاه بیاعتناییها، هرگز او را از مسیر خود دور نکرد. او صبورانه ایستاد و با همان وقار خراسانی به راهش ادامه داد.
- بهخاطر میراث ماندگار: آثار او همچنان شنیده میشوند و نسلهای آینده از آنها الهام خواهند گرفت. شجریان نهفقط یک هنرمند، که بخشی از هویت فرهنگی ماست.
بنابراین شجریان مهم است، چون به ما نشان داد که چگونه میتوان «بومی اندیشید و جهانی عمل کرد». او یادآور شد که صدای یک ملت میتواند پژواک جهانی بیابد، بیآنکه اصالتش را از دست بدهد.
محمدرضا شجریان، در طول شش دهه فعالیت، از یک آوازخوان جوان در خراسان به نماد جهانی فرهنگ ایرانی بدل شد. صدای او، آمیخته با سنت و نوآوری، نهفقط در ایران، که در سراسر جهان شنیده شد و احترام برانگیخت.
او ثابت کرد که هنر اصیل، اگر با صداقت و عشق همراه شود، نیاز به تبلیغ ندارد؛ خود بهتنهایی راهش را به قلبها باز میکند. مرگ او پایانی بر یک صدا نبود، بلکه آغاز ماندگاریاش در حافظهٔ جمعی ایرانیان و جهانیان بود.
پرسش پایانی این باشد که آیا جامعهٔ ما خواهد توانست از تجربهٔ شجریان درس بگیرد و قدر بزرگان زندهٔ خود را بداند؟ یا همچنان گرفتار چرخهٔ بیمهری و فراموشی خواهیم بود؟
منابع (گزیده)
منابع فارسی
- (بیبیسی فارسی): «محمدرضا شجریان، خسروی آواز ایران»؛ ویژهنامهٔ درگذشت، ۱۳۹۹. (گزارشی جامع از زندگی، آثار و بازتابهای جهانی شجریان، همراه با مصاحبه با شاگردان و منتقدان.)
- (ایسنا): مجموعهٔ گفتگوها و یادداشتها دربارهٔ شجریان، ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۸. (خبرگزاری ایسنا بارها مقالات تحلیلی دربارهٔ جایگاه شجریان در فرهنگ ایران منتشر کرده است.)
- (دورینگ، ژان؛ کتاب موسیقی و عرفان: سنت اهل حق (ترجمه سودابه فضایلی). پژوهشی کلاسیک که در آن شجریان بهعنوان نماد موسیقی اصیل ایرانی معرفی میشود.
منابع انگلیسی
- (NPR, 2010) — “۵۰ Great Voices: Mohammad Reza Shajarian.”
(معرفی شجریان در پروژهٔ ۵۰ صدای برتر جهان توسط رادیوی عمومی ملی آمریکا) - (The Guardian, 2009) — “Shajarian: The Voice of Iran.”
(مقالهای تحلیلی که او را صدای معترض و میراثدار سنت ایرانی معرفی میکند) - (Ongaku Bunka, 1998) — “Persian Classical Music in Japan.”
(مقالهای ژاپنی دربارهٔ کنسرتهای شجریان و نقش او در معرفی موسیقی ایرانی به شرق آسیا) - (Die Zeit, 2002) — “Die Stimme Persiens.”
(یادداشت تحلیلی دربارهٔ اجرای شجریان در برلین و تأثیرش بر شنوندگان اروپایی)






















۱ نظر