موسیقی خوشنویسانه
یکی از مفاهیم کلیدی در کار شجریان، «موسیقی خوشنویسانه» بود: ترکیب نگاه تصویری خوشنویسی با ساختار شنیداری آواز. او در اجراهایی چون «بیداد» و «دود عود» نشان داد که چگونه میتوان کلمات را همچون حروف و حروف را همچون نغمهها نوشت و خواند. این تلفیق، آواز او را از سطح صرفاً موسیقایی فراتر برد و به قلمروی زیباییشناسی چندرسانهای رساند.
جوایز و افتخارات جهانی
جوایزی که شجریان دریافت کرد، صرفاً مدالهای نمادین نبودند؛ هرکدام نشاندهندهٔ جایگاه او در یک بستر جهانی بودند.
جایزه آقاخان (Godfather of Music)
بنیاد آقاخان در سال ۱۹۹۹ جایزهٔ ویژهٔ «خداوندگار موسیقی» را به شجریان اعطا کرد. در متن جایزه آمده بود: «او نهتنها موسیقی ایرانی را زنده نگاه داشته، بلکه آن را در سطح جهانی به زبان مشترک بدل کرده است.»
نشان شوالیه لیاقت (فرانسه)
دولت فرانسه در سال ۲۰۱۳ نشان شوالیهٔ ملی لیاقت را به او اهدا کرد. این نشان معمولاً به هنرمندانی داده میشود که نقش فرهنگی جهانی ایفا کرده باشند. فرانسه با این کار عملاً شجریان را در ردیف بزرگترین هنرمندان جهان قرار داد.
جوایز یونسکو
یونسکو دو بار از شجریان تقدیر کرد: نخست با «جایزه پیکاسو» و سپس با «نشان موتسارت». این دو جایزه، بالاترین افتخارات فرهنگی یونسکو هستند و به کسانی تعلق میگیرند که در ایجاد صلح از راه فرهنگ نقشآفرین باشند.
جایزه بیتا (آمریکا)
انجمن بیتا در دانشگاه استنفورد جایزهای را به نام شجریان اختصاص داد و او نخستین دریافتکنندهٔ آن بود. این جایزه به پاس نقش او در معرفی فرهنگ ایرانی به جامعهٔ دانشگاهی آمریکا اهدا شد.
نامزدی گرمی
آلبومهای «فریاد» و «بیتو به سر نمیشود» نامزد جایزهٔ گرمی شدند. این موفقیت، بیسابقه بود؛ چراکه موسیقی ردیفی ایرانی کمتر امکان حضور در جوایز غربی را داشته است.
مدال خلاقیت وایپو
سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO) پس از مرگ او مدال «خلاقیت» را به شجریان اعطا کرد. این مدال به هنرمندانی تعلق میگیرد که آثارشان نقش تعیینکنندهای در ارتقای احترام به خلاقیت انسانی داشته باشد.
گذر به پرسشهای میانی
در اینجا لازم است مکث کنیم و به چند پرسش مهم بپردازیم که در مسیر بررسی زندگی شجریان همواره مطرح بوده است:
- چرا قدرنشناسی ما باعث گسست فرهنگی خواهد شد؟
شجریان نمونهای روشن است: هنرمندی که جهان او را ستود اما در خانهٔ خود بارها با بیمهری روبهرو شد. وقتی جامعهای قدر سرمایههای فرهنگیاش را نداند، نسل جوان پیوند خود را با میراث ملی از دست میدهد. این بیاعتنایی، نهفقط به فرد هنرمند، بلکه به آیندهٔ فرهنگی ملت آسیب میزند. اینجاست که تتلوها با تمام مختصاتشان جای هنرمند تعریف شده کلاسیک ما را از آیندگان دریغ خواهد کرد و به قول استاد شهریار «دیگر مگرش به خواب بینی» - آیا برخوردهای ناشایست ــ از پخشنشدن «ربنا» تا کمتوجهیهای دیگر ــ باعث رنجش او و ناامیدی جامعه فرهنگی نشد؟
بله. شجریان بارها از این موضوع گلایه کرد و حتی رسماً خواست تا ربنای او پخش نشود، زیرا احساس میکرد با او برخوردی سیاسی شده است. این تصمیم، هم نشانهٔ اعتراض شخصی او بود و هم بیانگر رنجی که جامعهٔ فرهنگی از بیاعتناییها تجربه میکرد. حذف «ربنا» از رسانه ملی، در عمل حذف بخشی از حافظهٔ جمعی بود. - چرا از گذشته درس نمیگیریم و دیگر بزرگان فرهنگ و هنر ایران را میآزاریم؟
تاریخ ما پر است از بیمهری به بزرگان: از فردوسی و عطار و حافظ تا نیما و فروغ. شجریان نیز از این چرخه مستثنی نبود. امروز هم نگرانی درباره هنرمندانی چون حسین علیزاده و شهرام ناظری وجود دارد. حتی بر سر یک برگزاری و لغو یک برنامه فرزندش همایون شجریان اصل و اصولی را که استاد با آن به ما رسیده است منکر می شویم. از یاد نبریم و به یاد داشته باشیم؛ جامعهای که بزرگانش را میآزارد، در واقع ریشههای خودش را میخشکاند و نابود می کند.
پینوشت
پس از انتخابات ۱۳۸۸، محمدرضا شجریان در نامهای رسمی به عزتالله ضرغامی خواست تا صدا و سیما از پخش آثارش خودداری کند و تأکید کرد که سرودهایش، از جمله «ای ایران ای سرای امید»، متعلق به روزهای انقلاب است نه شرایط سیاسی جدید. او «ربنا» و «مناجات افشاری» را استثنا دانست و آن دو را «تقدیم ملت ایران» کرد. اما پس از شکایت رسمیاش، مدیران صدا و سیما اعلام کردند که حتی ربنای او نیز دیگر پخش نخواهد شد. شجریان در گفتوگویی گفت: «صدای من صدای خس و خاشاک است» و ترانهٔ «زبان آتش» را در حمایت از معترضان منتشر کرد. شجریان دو سال پیش از آن هم در گفتگویی رادیویی از جریان پخش آثارش شکایت کرده بود.






















به این عبارات دقت کنیم:
“یکی از مفاهیم کلیدی در کار شجریان، «موسیقی خوشنویسانه» بود: ترکیب نگاه تصویری خوشنویسی با ساختار شنیداری آواز. او در اجراهایی چون «بیداد» و «دود عود» نشان داد که چگونه میتوان کلمات را همچون حروف و حروف را همچون نغمهها نوشت و خواند. این تلفیق، آواز او را از سطح صرفاً موسیقایی فراتر برد و به قلمروی زیباییشناسی چندرسانهای رساند”.
این عبارات صرفاً “ادیبانه و شاعرانه و استعاری” است و فاقد معنا به معنی پوزیتیویستی یا منطقی است. چیزی است که آلن مریام در انسان شناسی موسیقی “میان حسی” می نامد مثل مخملی بودن صدای بنان. اما در جهان محسوسات، مرحوم شجریان بسیار گنگ و نامفهوم اشعار را می خواندند و چاپ متن اشعار در کاتالوگ نوارهای ایشان احتمالا رفع این نقیصه بود.
دیگر آن که اغراق در جایگاه هر فردی، پس از مدتی و با فروکش کردن احساسات بعضاً به ضد خویش بدل می شود. شاید بخشی از این مواضع مخالف و حتی توهین آمیز نسبت به مرحوم شجریان در فضای مجازی از تبعات این اغراق ها است.
بااحترام
انتقاد شما وارد است … جدا ممنونم از نکته ارزشمندتون
مخملی بودن صدای استاد بنان و ظرافت های اجرایی در کار استاد شجریان را به زبان مرسوم در فضای ژرنالیستی ایرانی اگر مد نظر بگیریم حرجی نیست چرا که مهم نتیجه گفتار است … اما بر مبنای دیدگاه های غربی و اصول بحث علمی روز و مرسوم غربی باید اعتراف کرد کمبودها بیش از اینهاست … با این حال مشکل از رک نبودن ما در خیلی چیزهاست… از این جهت است که حق با شماست ووو درودها