او یک دیوانسالار اصیل ایرانی به تمام معنا شناخته میشد اما مسیر نهایی با نیاکاناش متفاوت بود و در بطن همان بوروکراتیسمی که غیر از عطش نوسازی در ساحت سخت افزاری (صنعت، تجارت، راهسازی و…) هیچ موضوعی را شایسته توجه نمیشمرد، بنیانی تازه تاسیس کرد: نوسازی در امری فرهنگی، تربیتی، با اهداف زیباشناسانه و با نگاهی عمیق و هنری-تاریخی، آن هم در وسیع ترین شکل ارائه، آن هم همه روزه و به رایگان، مردمان ایران را به آنچه که داشتند و بودهاند، آگاه کند: شعر کلاسیک فارسی، آیینه تمام نمای روح زندگی، جهان نگری و زیست معنوی انسان ایرانی، طی هزار و اندی سال.
پیرنیا در این اندیشه، نه تنها از جایی دستوری و سفارشی نگرفت، بلکه با سردی و بی اعتنایی اطرافیان نیز مواجه شد. مقام اجتماعی و اداری او در اواسط دهه ۱۳۳۰ فاصله چندانی با کرسی وزارت و حتی منصب نخست وزیری نداشت اما فرزند مشیرالدوله نشان داد علت عاشق ز علتها جداست، و از هزاران خلق، یک تن صوفیاند، مابقی در سایه او میزیند…
۲- برنامه گلهای جاویدان در سال ۱۳۳۴ با هدف معرفی شعر کلاسیک فارسی، به شکل برنامهای با دقایق محدود، در یگانهایستگاه رادیویی ایران، راه اندازی شد. نه دستوری از بالا بود و نه سفارشی و نه حمایتی و تشویقی. در بطن دولتهای بعد از استقرار ۱۳۳۲، چنین ابتکاری صورت گرفته بود. آن هم با بودجهای ناچیز که برای هر مدیر موسسی میتوانست دلسرد کننده باشد. بودجهای کههیچگاه به حدی از کفاف و تامین نرسید اما پیرنیا مردی بود مردستان، با وجودی مشتعل از عشق و استقامت، با همه موانع روبرو شد و برنامه اش را معرفی کرد، شناساند، در پنج شاخه توسعه داد و مدام بر کمال آن افزود.
۳- گلها در ابتدا با محوریت شعر و شاعران تاسیس شد، اما هیچ برنامهای در رسانهای شنیداری، تنها با تکیه بر گفتار، نمیچرخد. موسیقی جزو لاینفک برنامه رادیویی است. فرزند میرزا حسن خان مشیرالدوله با موسیقی، عشق و آشنایی داشت. نزد استاد زمانه: ابوالحسن صبا مشق ویولن کرده بود، پیانو را به واسطه معاشرت با استاد مرتضی محجوبی شناخته بود و دنیای موسیقی کلاسیک اروپایی را نیز مطالعه کرده بود و به بزرگان رمانتیسم نظیر شوپن عشق میورزید.
از این حیث بین رجال وقت، کم نظیر بود. گلها و موسیقی دانهدانه، متقابلا زیر بال همدیگر را گرفتند: به تشویق پیرنیا، روحالله خالقی، موسیقیدانهای گوشه نشین و قهرکرده با رادیو را پیدا کرد و به عرصه آورد. برخی از نخبگان نظیر علیاکبر شهنازی و مرتضی نیداوود، دعوت را نپذیرفتند. برخی دیگر نظیر حسین یاحقی و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی، به ارائه برنامههایی معدود بسنده کردند.




۱ نظر