به نقش عبدالعزیز در انتقال مکتب منتظمیه به عثمانی اشاره کردید. آیا در منابع عثمانی یا دیگر رسالات قرون بعدی، ارجاع مستقیمی به عبدالعزیز یا مفاهیم نوآورانهاش دیدهاید؟
پس از عبدالعزیز و فرزندش محمود که رساله مقاصد الادوار را تألیف کرد، دیگر شاهد ادامه مکتب منتظمیه در عثمانی نیستیم و این مکتب عملاً نفسهای آخر خود را کشید. جریان جدیدی در عثمانی شکل گرفت که تحت تأثیر اُسرای ایرانی بود، این روش به تدریج از روش و شیوه مکتب منتظمیه فاصله گرفت. این تغییر را میتوان در رسالهنویسی عثمانی و ظهور گفتمانها و چهارچوب نظری جدید مشاهده کرد.
آیا تألیف رساله به زبان فارسی در دربار عثمانی، در سده نهم هجری، تنها به دلیل ایرانیبودن مؤلف بوده یا میتوان آن را نشان نفوذ پایدار زبان فارسی در دربار عثمانی تلقی کرد؟
تألیف رساله به زبان فارسی در دربار عثمانی در سده نهم هجری صرفاً به دلیل ایرانیبودن مؤلف نبوده است. عثمانیها به زبان فارسی آشنایی داشتند و بسیاری از افراد بانفوذ و مهاجران یا اسیران ایرانی، از جمله کسانی که در عرصه موسیقی و فرهنگ فعالیت میکردند، نقش مؤثری در دربار عثمانی داشتند. به همین دلیل، در رپرتوار/ کارگان عثمانی تعداد قابل توجهی تصنیف به زبان فارسی باقی موجود است که نشان میدهد سلاطین و سلطانزادگان نیز با این زبان آشنایی داشته و میتوانستند از این تصانیف لذّت ببرند. بر اساس مطالعاتی که داشتم، زبان فارسی احتمالاً یکی از دو یا سه زبان رایج در دربار عثمانی به شمار میرفته است، هرچند تبیین دقیق جایگاه زبان فارسی در دربار عثمانی نیاز به بررسیهای متخصصان زبانشناسی دارد.
بهنظر شما تداوم سنت منتظمیه در عثمانی، چه تأثیری در ساختار موسیقایی کلاسیک عثمانی (مانند مقامات ترکی) داشته است؟ آیا نشانههایی از ادغام این دو سنت وجود دارد؟
تداوم مکتب منتظمیه در عثمانی پس از محمود، نوه عبدالقادر مراغی، بهتدریج منسوخ شد و افراد جدیدی وارد جریان موسیقی عثمانی شدند که تحت تأثیر رسالهنویسی صفویه و حضور اسیران و مهاجران اروپای شرقی (از جمله بلغار و اوکراینی) بودند. این جریان گفتمانی تازه در مباحث نظری موسیقی شکل دادند. به این ترتیب، ساختار موسیقایی کلاسیک عثمانی، از جمله مقامات ترکی، تحت تأثیر تحولات جدید قرار گرفت و تغییراتی بنیادین در رویکرد نظری و عملی آن ایجاد شد. اگرچه اثرات مکتب منتظمیه تا حدی باقی ماند، اما بهتدریج با سنتها و روشهای جدید ادغام شد و گفتمان موسیقایی عثمانی وارد مرحلهای متفاوت از آنچه در مکتب منتظمیه تعریف شده بود، گردید.


۱ نظر