گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

داوود پیرنیا؛ شمایل کامل مدیریت عاشقانه (۱)

عکس داوود پیرنیا در این مطلب که برای اولین بار منتشر می شود توسط هومن ظریف در اختیار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران (انجمن موسیقی ایران) قرار گرفته است

در تاریخ صد و اندی سالۀ تاسیس سازمان‌ها و نظام اداری مدرن در ایران، مشکل بتوان نامی از مدیری موسس آورد که مانند داوود پیرنیا باشد. شخصیتی که تنها با خوش‌فکری و مسئولیت پذیری و سختکوشی‌هایش شناخته نمی‌شود. در متولدان و فعالان بین دهه‌های ۱۲۷۰ تا ۱۳۳۰ چنین افرادی، کم تعداد نیستند. مسلما داوود پیرنیا هم از آنهاست. پس چه مشخصاتی او را از دیگر پروردگان آن مقطع طلایی تاریخ تحول ایران معاصر، متمایز می‌کند؟ یادداشت حاضر، نه پاسخ جامع، بلکه کنکاشی است برای توضیح این پرسش که از مدتها پیش، ذهن نویسنده‌این یادداشت را مشغول کرده است.

۱- با نگاهی سریع (و نه سطحی) به تاریخ تحول ایران نوین، دیده می‌شود که اکثریت قریب باتفاق موسسان و مدیران درخشانی که در فضای کار خود منشأ اثر بوده‌اند، از مسیر امر از مافوق به مادون بر مسند مدیریت نشسته‌اند و مصدر خدمات و اقدامات موثر شده اند. بر این واقعیت نه عیبی هست و نه فضیلت اضافه‌ای. نهاد قدرت در ایران همیشه اول به‌هیاتی اتفاقی، ناگهانی، بی‌زمینه و حتی بدوی و خشونت‌بار شکل گرفته و بعد از مدتی، بیشتر به مدد درایت وزیران و مشاوران (و نه شاهان و شاهزادگان) افراد لایق، جذب می‌شده اند و به کاری که باید، گمارده می‌شدند.

در این بین، هم میزان دانش مهم بود و هم سلامت اخلاقی و هم تبار و خانواده. تاریخ بلبشومحور شصت سال گذشته در این سرزمین با پرداخت خسارات هنگفت، نشان داد که از قضا، تبار و تربیت و اصالت خانوادگی، نقشی اساسی دارد و بدون آن، تیغ هاست نهاده در کف زنگیان همیشه مست. گذر زمان نشان داد که‌این مباحث صرفا از جنس تفاخر طبقاتی و غرور اشرافی‌گری نیستند.

در ایران و نیز ترکیه عثمانی و هندوستان، طی قرن‌ها، عمده مناصب و مسئولیت ها برای افرادی در نظر گرفته می‌شد که حداقل بخشی آشکار از این شرایط را از خود نشان می‌دادند و اندیشه خام و ویرانگر پرستش تکنوکراتیسم محض، خریداری نداشت. هرمی کهن در تقسیم قدرت برقرار بود که به نخبگان مورد وثوق، فرصت خدمت می‌داد و طبعا سلسله مراتب آن از مافوق به مادون تعریف می‌شد. داوود پیرنیا، تا ۴۴ سالگی، بر حسب تبار خانوادگی و تربیت مخصوص و تحصیلات تخصصی خویش، در همین هرم قرار داشت.

او در تهران و لوزان درس خواند، فرانسه و انگلیسی آموخت، دکترا در رشته حقوق عمومی و اصول تدوین قوانین را گرفت و در بازگشت به وطن، در دادگستری شاغل شد، کانون وکلا (در چارچوب عدالت) را راه انداخت و در وزارت دارایی منشأ خدمات بسیار شد و اولین اداره آمار (احصائیه) را تاسیس کرد، کما این که پیشینیان دیوانسالار او (خاندان مشیرالدوله) نیز در زمان و مکان خود چنین بودند و بنیان تاسیس دیوان محاسبات عمومی را از آنان داریم. در دوره زمامداری احمد قوام و ایام اشغال آذربایجان، معاون قوام و سرپرست امور آن استان بود و شاهد دردآورترین وقایع در آن سامان شد.

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است