روششناسی پژوهش
۱. نوع پژوهش
پژوهش حاضر از نوع کیفی (Qualitative Research) و با رویکرد پدیدارشناسانه (Phenomenological Approach) انجام شده است. هدف از این نوع رویکرد، درک عمیق و تفسیری از تجربهی زیستهی هنرجویان تار در مواجهه با حافظه شنیداری و تأثیر آن بر روند یادگیری ردیف موسیقی ایرانی است.
پدیدارشناسی بهعنوان یک روش در علوم انسانی، بر فهم معنای تجربه از دیدگاه افراد درگیر تمرکز دارد. در این مطالعه، بر تجربهی هنرجویانی تمرکز میشود که در فضای آموزشگاههای موسیقی (غیررسمی)، یادگیری ردیف را از طریق شنیدن و تکرار آموختهاند.
۲. جامعه و نمونه پژوهش
۲.۱ جامعه پژوهش:
جامعهی آماری این پژوهش، شامل هنرجویان ساز تار در آموزشگاههای موسیقی شهر [نام شهر یا شهرها] میباشد که حداقل دو سال سابقهی یادگیری و تمرین ردیف موسیقی ایرانی داشتهاند.
۲.۲ نمونهگیری:
روش نمونهگیری «غیراحتمالی و هدفمند» (Purposeful Sampling) است؛ به این معنا که شرکتکنندگان با توجه به معیارهای خاص انتخاب شدهاند.
۲.۳ معیارهای ورود به مطالعه:
- هنرجویان ۱۸ سال به بالا
- حداقل دو سال سابقه یادگیری ردیف موسیقی ایرانی
- نواختن ساز تار
- تمایل به مشارکت در مصاحبه و گفتوگوی پژوهشی
۲.۴ تعداد شرکتکنندگان:
در مجموع، ۱۲ نفر از هنرجویان انتخاب شدهاند. این تعداد تا رسیدن به «اشباع نظری» ادامه یافت؛ یعنی زمانی که اطلاعات جدیدی در مصاحبهها حاصل نمیشد.
۳. ابزار گردآوری دادهها
اطلاعات این پژوهش از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته (Semi-Structured Interviews) گردآوری شده است. این روش امکان میدهد در عین داشتن ساختار کلی، انعطاف لازم برای کاوش عمیقتر در موضوعات مهم فراهم شود.
پرسشهای محوری مصاحبه:
- چگونه ردیف را یاد میگیرید؟ بیشتر با گوش یا با دیدن و تکرار؟
- آیا به نظر خودتان حافظه شنیداریتان قوی است؟ چرا؟
- چه نوع تمرینهایی حافظهی شنیداری شما را تقویت میکند؟
- آیا پیش آمده که فقط با شنیدن، یک گوشه یا قطعه را بهطور کامل حفظ کنید؟
- آیا درک شما از ردیف، بیشتر شنیداری است یا تحلیلی؟
۴. روش تحلیل دادهها
برای تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) استفاده شده است. در این روش، متن مصاحبهها ابتدا پیادهسازی شده و سپس طی مراحل زیر بررسی شدهاند:
- خواندن مکرر متن مصاحبهها
- استخراج کدهای مفهومی
- دستهبندی کدها در قالب مضامین اولیه
- بازبینی و نهاییسازی مضامین
- تحلیل مضامین در چارچوب پرسش پژوهش
نرمافزار تحلیل داده کیفی مانند “MAXQDA” یا “NVivo” (در صورت دسترسی) برای مدیریت و دستهبندی دادهها به کار رفته است.
۵. اعتبار و روایی پژوهش
برای افزایش اعتبار پژوهش از روشهای زیر استفاده شده است:
- اعتبار درونی (Credibility): با بازبینی تحلیلها توسط دو پژوهشگر مستقل و بازخورد از برخی شرکتکنندگان
- قابلیت انتقال (Transferability): ارائه توصیف دقیق از زمینه پژوهش و شرکتکنندگان
- پایایی (Dependability): مستندسازی کامل مراحل تحلیل دادهها
- تأییدپذیری (Confirmability): استفاده از نقلقولهای مستقیم و شفافسازی تحلیلها


۱ نظر