گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۷)

در پایان این بخش از مراسم، دراویش مشغول گفتگو با مرشد خود شدند. من و دوست نوازنده‌ام نیز با یکی از دراویش مشغول گفتگو شدیم؛ در آن اتاق چند نفر از دروایش هم بودند، بعد از چند دقیقه دوباره مرشد وارد آن اتاق شد تا با دراویش گفتگو کند ولی به خاطر وجود ما ترجیح داد به رسم ادب از ما درخواست خروج از اتاق را نکند و در نتیجه خطاب به مریدان گفت: «آقایان فقرا تشریف بیارید بیرون»… (شنیدن این جمله برای من و دوستم کمی طنزآمیز بود چراکه همان دوست ما اتفاقاً طلافروشی متمول به شمار می‌رفت). مریدان بدون هیچ مکثی با احترامات خاصی اتاق را ترک کردند.

در روزی دیگر در ماه رمضان به همراه دوست نوازنده‌ام به خانقاه رفتیم. باز به اجرای موسیقی پرداختیم با این توصیف که فضای موسیقی هیچ تفاوتی با جلسات گذشته نداشت. پس از خاتمۀ رسمی مراسم، ما به همراه همان دوست مشترک، تا ساعتی از شب در کنار مرشد ماندیم. گفت‌وگویی صمیمی بین ما درگرفت که موضوعاتش از مسائل روزمره تا مسائل دراویش در نوسان بود. مرشد عموماً با ما رفتاری دوستانه و شوخ‌طبعانه داشت و طنز او جالبه توجه بود؛ هرچند با مریدان هم بسیار مهربانانه برخورد می‌کرد.

در یک شب فراموش‌نشدنی، به همراه دو تن از مریدان و ما تا پیش از اذان صبح مهمان او بودیم و مرشد با صراحتی عجیب از کرامات و تجربیات ماورایی خود سخن می‌گفت. حتی تصویری عجیب نشان‌مان داد که در آن، او را با اتصال سیم برق به بدنش و روشن کردن لامپ از طریق زبانش به نمایش گذاشته بود.

مرشد با نشان دادن تصاویری از دراویش دیگر و پیران سلسله‌های دارویش شیعه و غیر شیعه، به دوستی خود با بعضی از آنها اشاره کرد و گفت این تصویر نشاندهنده حضور مرحوم خلیفه میرزا آغه غوثی پیر طریقت قادریه بود که به خانقاه ما آمده بود.

دوستی ما در ماه‌ها و سال‌های بعد، به ویژه در مناسبت‌هایی که همراه با اجرای جدی‌تر موسیقی بود تداوم یافت. در شب‌های رمضان، برنامه معمولاً با تلاوت قرآن توسط مرشد و با الحان موسیقی ایرانی آغاز می‌شد و پس از آن، حلقۀ سماع برپا می‌شد. در همان شب و در حالی که همگی به حالت لم داده و خواب آلود صحبت‌های پرهیجان مرشد را دنبال می‌کردیم، یکی از مریدان میانسال او ما را به صرف سحری دعوت کرد.

سر سفره ناگهان به احترام مرشد برخواست و با ابیاتی موزون از او رخصت خواست؛ این حرکت او برای ما عجیب بود چراکه گمان می کردیم بدون لباس رسمی و خارج از فضای مراسم، دیگر این تشریفات تمام می‌شود ولی دیدیم که خیر! همچنان سنت‌ها پا برجاست… مرشد در جواب او بدون آنکه به او نگاه کند از او خواست بنشیند و تعارف نکند… البته همه این گفت و شنودها با کلمات موزون رد و بدل می‌شد نه با ادبیات محاوره‌ای عمومی. این طولانی‌ترین دیدار ما با مرشد مداحی بود.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است