خیال ندارید در خارج از ایران کنسرت بدهید؟
به احتمال قوی برای اجرای یک کنسرت به شوروی خواهم رفت چون از طرف خانه جوانان شوروی برای اجرای کنسرتی از من دعوت شده است.
راجع به شوهرتان صحبت کنید. او با فعالیتهای هنری و شهرت شما مخالف نیست؟ چون معمولا مردها میل ندارند همسرشان مشهور شوند آن هم از راه خوانندگی؟
شوهرم با شرکت من در فیلمها مخالف است به همین جهت سه سال است که در فیلمها شرکت نمیکنم. در ضمن او مخالف است که در شبنشینیها آواز بخوانم چون مرد سختگیری است اما با پا درمیانی مادر شوهرم که زن فهمیده و روشنفکری است من تا سه سال دیگر هم میتوانم در شبنشینیها شرکت کنم و بعد از آن فعالیتهایم محدود به رادیو میشود.
خودتان با این عقیده شوهرتان مخالف نیستید؟
خیر چون شهرت بالاخره یک روز تمام میشود اما باز هم زندگی ادامه پیدا میکند و این من و شوهرم هستیم که برای هم میمانیم در نتیجه باید رضایت یکدیگر را فراهم کنیم.
این شایعه صحت دارد که شما و شوهرتان از زندگی خود رضایت ندارید؟
به هیچ وجه. اگر من و شوهرم از زندگی مشترکمان ناراضی بودیم اجباری نداشتیم که به این زندگی ادامه بدهیم. من به شوهرم فوقالعاده علاقهمندم. مثلا میدانم که شبها تا از سر کار خود برگردد ساعت نه و بیست دقیقه باید منزل باشد، اگر پنج دقیقه تاخیر کند همه جا را از فرط ناراحتی تلفن پیچ میکنم. مثلا هر جا باشم ساعت نه و ربع کم، خودم را به منزل میرسانم چون شوهرم را دوست دارم و میخواهم وقتی به منزل میآید تنها نباشد. خلاصه این که من از شوهر خودم راضی هستم و این شایعهسازها هستند که هر روز طلاق مرا از یک نفر میگیرند و روز بعد به دلخواه خود مرا شوهر میدهند. مختصر بگویم قبالههای ازدواج و طلاقنامههای مرا شایعه سازها امضا میکنند.
فکر میکنید این عشق و علاقه تا آخر عمرتان ادامه پیدا کند؟
انشاءاله، از جانب خودم که مطمئن هستم چون او را دوست دارم و تا آخر عمر دلم میخواهد در کنار او زندگی کنم. زیرا وجود شوهرم البته به نظر من تماما حسن و کمال است. او مردی است اجتماعی، وظیفهشناس، تمیز و به خصوص بسیار شیک پوش.
دیگری نمیکنم.


۱ نظر