Posts by آروین صداقت کیش
بررسی مقایسهای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (۴)
آریستوگزنوس این کار را در رسالهی اصول با محدود کردن دقیق موضوع، تعریف اصطلاحات مخصوص و آشکار ساختن خطاهای پیشینیان، به انجام میرساند. هر چند که نمیتوان در چنین مقالهای کلیهی اصول و اصطلاحاتی را که آریستوگزنوس تاسیس و تعریف کرده گنجاند (۱۰)، اما فهرست مختصری از ساختار کلی آنها در اینجا آمده است:
تحلیلی بر کتابشناسیهای موسیقی در ایران (۷)
[۴] و [۵] در توضیح معیار انتخاب میان انبوه منابع قابل بررسی نوشتهای از ایرج افشار را نقل کردهاند که وی در مقدمهی جلد چهارم کتاب «فهرست مقالات فارسی» (۱۰) نوشته است: «در تدوین این فهرست هیچ نوع تمییزی را بین مقالات جایز ندانستهام یعنی آنها را سبک سنگین نکردهام. این کار محقق و مصنف صاحب تشخیص است که مقالات محققانه و عمیق را با طبع سلیم و بینش انتقادی از نوشتههای پست جدا سازد. فهرستنگار را با نیک و بد نوشتهها کاری نیست، نخواستهام این فهرست جنبهی گزیده و انتقادی داشته باشد.» (۱۱) و بدین ترتیب مدعی شدهاند که صافیای را برای بر گزیدن مقالات اعمال نکردهاند الا مرتبط بودن با موضوع موسیقی.
بررسی مقایسهای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (۳)
نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که دربارهی موسیقی به کار نظری پرداختهاند متمایز میسازد، اما آنچه از بقیه مهمتر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث دربارهی موسیقی وارد میکند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناختشناسی علم برمیدارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
تحلیلی بر کتابشناسیهای موسیقی در ایران (۶)
روشهای حفظ و نگهداری و استفادۀ صحیح از وسایل صوتی» [۳] «مجموعه حاضر گزارشی است درباره شیوهها و تمهیدات و ضبط و پخش صدا که در آن سیر تکاملی ضبط موسیقی در ایران به تدریج از زمان ساخت فوندگراف آغاز میشود، سپس با اولین ضبط آثار تاریخ موسیقی ایران، سیر تحول صفحه گرامافون و صداگذاری فیلم ناطق ادامه مییابد. مباحث دیگر کتاب درباره ضبط موسیقی، مربوط به اختراع رادیو و تلویزیون، صفحه ریز شیار، ضبط استریو، نوار کاست و سرانجام آخرین ابتکار در کار ضبط صدا و ساخته شدن دیسک فشرده (CD) است. در این اثر همچنین شرح حال بعضی از چهرههای برجسته موسیقی ایران و نحوه حفظ نگهداری از وسایل صوتی به تفصیل بیان شده است.» از مقایسهی این دو نوشته کاملا مشخص است که [۳] بیانی عمومیتر، نزدیکتر به روایت و کم دقت (به واژهی فوندگراف که به جای فونوگراف آمده توجه کنید) دارد و [۵] بیشتر برای استفادهی اهل پژوهش فراهم شده است.
بررسی مقایسهای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (۲)
نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که دربارهی موسیقی به کار نظری پرداختهاند متمایز میسازد، اما آنچه از بقیه مهمتر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث دربارهی موسیقی وارد میکند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناختشناسی علم برمیدارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
تحلیلی بر کتابشناسیهای موسیقی در ایران (۵)
روش نوشتن اطلاعات مراجع (و اقلام اطلاعاتی که در این بخش ارائه میشود) در [۱]، [۴] و [۵] با تفاوتهای کوچکی شبیه هم است، برای مثال روش مدخل نویسی برای کتاب در [۱] نویسندهی کتاب: عنوان کتاب. مترجم. محل نشر، نشر (منظور ناشر است)، تاریخ نشر، شمارهی صفحهها [۲] عنوان کتاب، نام نویسنده (نویسندگان)، نام برگردان کننده، محل نشر (م)، ناشر (ن)، صفحه شمار (ص)، موضوع، کتابخانه [۴] نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و …). نام کتاب. جای نشر: ناشر، تاریخ نشر، صفحات [۵] نام مولف. نام کتاب. محل نشر، ناشر، زمان نشر، تعداد صفحات، مشخصات دیگر چنین است.
دربارهی آلبوم «نه فرشتهام نه شیطان» (۲)
روشن شد که موضوع اصلی این آلبوم (و همانندهایش) باز تعریف رابطهی آفریننده/شنونده است و این میسر نمیشود مگر به یاری تغییراتی در خود موسیقی. به بیان دیگر برای پسند مردم شدن لازم است کارهایی صورت گیرد و صورت موسیقی (هرچند اندکی) تغییر کند. از این پس اولین نکتهای که در کارها ظاهر میشود، ساده شدن است. تصور غالب این است که قطعه هر چه سادهتر، ارتباط برقرار کردن با مخاطب هم به همان اندازه آسانتر (۳).
در نقد آلبوم سخنی نیست (۱)
چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعهی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیشنمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربهای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربههایش، به موضوع همآوایی و جمعخوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله بافت عمودی هم برخورد کرده است.
بررسی مقایسهای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (۱)
«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب دادهاند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دورهی خودش بوده است. اندیشهی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاهها بی نصیب از تاثیر اندیشههای یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشههای موسیقیشناسانهی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشتههای نظریهپردازان موسیقی یونانی میدانند:
دربارهی آلبوم «نه فرشتهام نه شیطان» (۱)
خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوشها نیز، میشنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر میکند. نکتهای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانهی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار دادهاند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادیهای تازهای میگذارند. این وادیهای تازه، تازگیشان را لزوما از موسیقیای که اجرا میشود، نمیآورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و میگذشتیم یا نمیگذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطهی موسیقیدان و شنونده دارد دگرگون میشود.

